
شمال ما.
علی علیزاده ازبری:
شرکت در انتخابات حق هر شهروند است ؟ یا شرکت در انتخابات تکلیف هر شهروند است؟
مباحثه ها ، گفتگو ها و نوشته ها ی زیادی پیرامون سئوال مطرح شده در بین صاحبان فکر و اندیشه و مکاتب مختلف فکری و سیاسی شکل گرفته و هر کدام اعتقاد ات و یافته های خود را عنوان داشته و دراثبات یا ترویج آن کوشیده اند.
ظاهرا تقابل این دو اندیشه از قرن هجدهم میلادی شکل گرفته است.بدین معنی که گروهی رای دادن را حق هر فرد و گروهی دیگر آن را یک عمل اجتماعی و یک تکلیف از سوی شهروندان می دانستند. بنابر این دو نظریه ” حق رای” و “کار ویژه ای رای ” پدیدار شدند. در واقع از همان آغاز پیدایش دموکراسی این اختلاف دیدگاه پیدا شده و مباحث و دیدگاههای متقابل پیرامون آن شکل گرفته است .
صاحبان و طرفداران نظریه حق رای مانند روسو و همفکرانش* معتقدند که ” حق رای و انتخاب، اصالتا متعلق به هر شهروندي است كه صاحب سهمی از حاكميت به شمار مي آيد، بنابراين هيچ كس و هيچ مقامي نبايد بتواند اين حق را از او بگيرد. زیرا این حق متعلق به فرد است ،لذا وي مخير است از آن استفاده كند يا نكند. به كارگيري اين حق يا امتناع از آن، خود گونه اي حق مشروع شهروند به شمار مي آيد و استفاده يا عدم استفاده از آن منوط به اراده شهروند خواهد بود.”
و اما گروه دوم یعنی صاحبان اندیشه” کار ویژه ای رای” قدرت را ناشی از حاکمیت ملی و کلیتی به نام ملت می داند نه شهروندانی که جزئی از حاکمیت و از عوامل سازنده آن هستند. در نتیجه حاکمیت ملی را اصل دانسته و حق را به جانب جامعه می دانند . از این منظر “شهروند در واقع فقط جهت انجام وظیفه اجتماعی صاحب حق رای شناخته می گردد. و با رای دادن در یک عمل یا یک کار ویژه عمومی در گزینش نمایندگان یا زمامداران شرکت می کند.”
ظاهرا تقابل این دو نظریه و بحث و مناقشه ها پیرامون آن هنوز ادامه داشته و طرفداران هر کدام به تبلیغ و ترویج آن می پردازند. خصوصا در جامعه در حال گذار ایران که بسیاری از مبانی و تئوری های سیاسی و جامعه شناختی نهادینه نشده اند. دامنه بحث ها گسترده تر بوده و ترجیحا در زمانهای نزدیک به انتخابات نیز این گونه نوشتار ها ، مباحثه ها و گفتمان ها داغ تر می شوند. و اما در این مقال نه قصد و نه توان این قلم در آن حد است که وارد این بحث گردیده دنبال دلایل و شواهد قبول یا رد هر یک بر آید. کلا وارد شدن به مباحث تخصصی و مهم و چالش برانگیزی چون حق یا تکلیف در انتخاب ، مشروعیت یا مقبولیت حکومت ، تفاوت حکومت با جمهوری ، رابطه انتخابات و آزادی، اولویت توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی و غیره نیازمند دقت زیاد ، مطالعه بسیار و تفکرفراوان و بهره گیری از نظرات صاحب نظران در حوزه های گوناگون است . لذا این مهم را به صاحبان نظرو اندیشه در حوزه های تخصصی واگذار می نماییم تا راه را بیراهه نرفته باشیم وحق مطا لب آنچنان که باید ادا گردد.
و اما اگر از این مقدمه در گذریم و رد و قبول هر نظر را به اهل نظریه و اندیشه واگذاریم . نمی توانیم از وظیفه خود عبور نماییم و از نقش مهم انتخاب کنندگان و تاثیر شگرف این انتخاب بر سرنوشت و آینده خود و جامعه نگوییم.
به یقین مهمترین نقش و کارکرد سیاسی هر فرد و یکی از راههای مشارکت مردم در یک نظام سیاسی، انتخابات است زیرا با انتخاب نماینده و تفویض قدرت به فرد دیگر مردم به نوعی سرنوشت خود ، آیند گان و کشور را به وی خواهند سپرد. پس اگر افراد یک جامعه درانتخاب نمایندگان خود درست عمل نکنند و انتخابی آگاهانه و همراه با دوراندیشی انجام ندهند.انتخاب آنها انتخابی کور خواهد بود و به یقین اولین کسانیکه از همچين انتخابي زیان می بینند خود انتخاب گران هستند پس لازم است که هر شهر وند اهداف خود از انتخاب را بشناسد. زیرا اگرشهروندی نتواند اهداف خود از انتخاب را مشخص نماید لاجرم انتخابی کور خواهد داشت.
بنابر این آنچه اینجا و ظیفه و تکلیف به نظر می آید. و بر دو ش هر انتخاب گری سنگینی می کند. انتخابی درست ، آگاهانه و از روی تامل ، تدبر ، تعقل و دور اندیشانه است . از آنجایی که انتخاب کننده نیز شریک خیر و شر اعمال و تصمیمات بخرد یا نابخردانه منتخب خود خواهد بود.پس شایسته است که از منظر اخلاقی و دینی نیز انتخاب او اصلح باشد.
بر همه روشن است که اداره کشور کاری سترگ و بسیار پیچیده بوده و فقط از عهده افراد لایق ،عاقل و شایسته و صاحبان افکار و ایده های بلند و دارای اقتدار مدیریتی و توان رهبری بالا بر می آید . البته منظور از این اداره ،اداره به وجه مطلوب است نه فقط صرف روزمرگی ؟! پس بر ما لازم است که فرد یا افراد ی را انتخاب کنم که از توانایی لازم و کافی برای اداره کشور بر خوردار باشند. فقط چشم و گوش به دهان آنها ندوزیم بلکه به کارنامه گذشته و حال آنها نیز بنگریم . به مطالبی که موافقان و مخالفان می گویند توجه داشته در واقع دو طرف را کاملابشناسیم . خود را به سلاح دانایی تجهیز نماییم و به صلاح جامعه بیاندیشیم.
نتیجه اینکه تکلیف این است که درست انتخاب نماییم و برای یک انتخاب درست ، آگاهانه و هوشمندانه ابتدا نیت پاک و خیر خواهانه و به دور از غرض ورزی و کینه توزی داشته و از بکار گیری عقل و مشورت و همفکری با اهل نظر مضایقه نداشته باشیم در نهایت توصیه این است که جو زده و مغبون نشویم ، معامله نکرده وتطمیع نگردیم و رای و نظر و در واقع هویت خود را نفروشیم و از مطلق انگاری بپر هیزیم و تعصب گور نداشته باشیم، زیرا همه ی اینها با مصلحت جامعه ، شعور سیاسی، اخلاق انتخاباتی، کرامت انسانی و رضایت خداوندی منافات دارد و دودش به چشم همه ما خواهد رفت.
خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشی و ما رستگار
* بايسته هاي حقوق اساسي دكتر ابوالفضل قاضي
دیدگاهتان را بنویسید