عصبانیت اردبیلی ها از برگزاری جلسه شورای اداری استان گیلان در گردنه حیران
شمال ما: نشریه “امید اردبیل” در مقاله ای مدعی شده است که شهرستان های آستارا و تالش گیلان جزو قلمرو استان اردبیل است! با این امید که مسئولین استان و به ویژه محققین گیلانی پاسخ محکمی به ادعاهای مطرح شده بدهند، این مقاله در شمال ما منتشر می شود.
گردانندگان نشریه “امید اردبیل” که از برگزاری جلسه شورای اداری استان گیلان در گردنه حیران عصبانی شده اند، در شماره 40 خود در مقاله ای به قلم محمد اصغری کلاسر (محقق و پژوهشگر) مدعی شده اند که به موجب عهد نامه صلح عثمانی ها با صفویان در سال 963 هجری شمسی!!، شهرستان های آستارا و تالش گیلان جزو قلمرو استان اردبیل است! با این امید که مسئولین استان و به ویژه محققین گیلانی پاسخی محکم به ادعاهای مطرح شده بدهند، این مقاله در شمال ما منتشر می شود.
به موجب عهد نامه صلح عثمانی ها با صفویان در سال 963 هجری شمسی ، آستارا و تالش جزء قلمرو اردبیل است و همچنین بر اساس صدور فرمان مشروطیت درسال 1285هجری شمسی و طبق مصوبه تقسیمات کشوری نوزدهم دی ماه سال1316 و آذرماه سال 1329 و مصوبه سال 1337که آستارا از توابع اردبیل است، جلسه شورای اداری استان گیلان که اخیراًدر گردنه حیران تشکیل شده بود خلاف عرف بوده و همچنین از لحاظ مکانی حوزه استحفاظی را رعایت ننموده اند.
برگزاری این جلسه در آن مکان به ادعای مالکیت استان گیلان بر آن منطقه مشروعیت می بخشد و این رفتار آنان نوعی تحریک تلقی می شود که این تحریک می تواند دامن زدن به اختلافات قومی را سبب گردد.
بعداز اظهار نظر به جا و قابل ستایش جناب دکتر خدابخش استاندار محبوب و فرهیخته و اندیشمند و باتدبیر اردبیل در مورد الحاق آستارا به اردبیل، این اظهارات با واکنش مسئولان و نمایندگان گیلان مواجه شد.
مردم شهرآستارا وهشتپر به خاطر کم لطفی و بی مهری مسئولان استان گیلان، چند سالی است برای انجام کارهای بیمارستانی وحتی برای خرید کالاها و لوازم خانگی و حتی پوشاک و سایر اقلام و … به اردبیل مراجعه می نمایند و ازبرخورد و ارائه خدمات پزشکی و بیمارستانی و خرید کالاها و لوازم و …در اردبیل به نحواحسن راضی هستند و در این مورد بارها اعلام کرده اند باتوجه به این که آستاراو هشتپر از لحاظ موقعیت جغرافیایی و هم زبانی و هم نژادی وفاصله کم و مسیر کوتاه به اردبیل ،خواستار پیوستن به اردبیل هستند و نه تنها آذری زبان های این شهر که اکثریت جمعیت این شهر را تشکیل می دهند بلکه گیلکی های این شهر و همچنین اهالی هشتپر به این نظر موافق هستند. این درخواست از مجلس ششم آغاز شد البته شهروندان هشتپر هم موافق پیوستن به اردبیل هستند و حتی ازنمایندگان اردبیل استمداد طلبیدند و اهالی آستارا با دعوت از دکتر نوعی اقدم نماینده دوره هفتم چندین بار جلسه برگزار کردند؛آقای نوعی اقدم در این مورد تلاش های زیادی نمودندو تمامی مدارک و اسناد دال بر تابع بودن آستارا از زمان های بسیار دور به اردبیل را در دست دارند و در مجلس هفتم پیگیری جدی داشتند و تنها مصوبه هئیت دولت کافی است تا این موضوع به تصویب برسد.
موضوع الحاق آستارا به اردبیل، بحث جدیدی نیست که نمایندگان و مسئولان گیلان به آن واکنش نشان داده اند و این بحث از مجلس ششم بوده است و درهفته های اخیر بعداز اظهارات دکتر خدابخش،برخی از مسئولان و نمایندگان گیلان،متأسفانه فراتر از حد و اندازه های خود اظهارنظر کرده و استاندار با تدبیر اردبیل را مورد انتقاد قرار داده و به استاندار محبوب دولت یازدهم توهین کردند.مسئولان و نمایندگان گیلان به صورت غیر کارشناسانه و خارج از اختیارات و وظایف شان در مورد قدمت تابع بودن آستارا به گیلان را بیان کردند که بایستی به محضر این عزیزان متذکر شد تا کتاب های تاریخی را دقیق مطالعه نمایند و یا برای اظهار نظر درچنین مواردی با اساتید تاریخ مشورت نمایند.
در مورد موقعیت جغرافیایی و تابعیت آستارا و تالش به اردبیل ،دراین مورد لازم دانستم برای آگاهی واطلاع مسئولان ونمایندگان گیلان چندین نکته را متذکر شوم:
طبق منابع و کتاب های موجود تاریخی ،در زمان حمله مغول به ایران، آستارا و تالش ناحیه و از توابع اردبیل بوده است.در زمان صفویان نیز ، تالش و آستارا از اصلی ترین بخش ها و توابع اردبیل بوده است و درجنگ عثمانی ها با صفویان نیز آستارا و تالش جز قلمرو اردبیل بوده است. درجنگ عثمانی ها با صفویان ،عثمانی ها ازسال 1607 – 1589 میلادی، 963 هجری شمسی بخش اعظم از آذربایجان را اشغال نمودند به موجب عهد نامه صلح، مناطق واقع درشرق سراب، خداآفرین وجنوب رودارس درتصرف شاه عباس اول باقی ماند، قره داغ وقره باغ به اشغال عثمانیها درآمد، نواحی مشگین،مغان وتالش که به اشغال در نیامده بودازاردبیل اداره می شد.در زمان افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی اول و دوم نیز،تالش و آستارا از ناحیه اردبیل اداره می شده است.
اگراز نظرتاریخی به وضعیت تحت حاکمیت بودن اردبیل به آستارا داشته باشیم،قدمت حاکمیت و مالکیت اردبیل به آستارا 800 سال بوده است.وحال نکته بسیارمهم اینجاست که آستاراازموقوفات شیخ صفی الدین اردبیلی هم می باشد.
صدورفرمان لغومشروطه ازسوي محمدعلي شاه، و بحران ناشي از دوران استبداد صغير و در ادامه آن وقوع جنگ اول جهاني و اشغال آذربايجان توسط قواي عثماني و اعلام حكومت آزادیستان از سوي شيخ محمدخياباني در تبريز، مهمترين فرازهاي تعيينكننده در نظام اداري و تقسيمات كشوري منطقه تا سال 1299 شمسي بوده است ، اين دوره را بايددوره تاثيرعوامل فراملی در بعد نظامی و بحران حاصله بر تقسيمات منطقه ناميد. ازسال 1300 شمسي، به رغم آغازدوره ثبات سياسي دركشور،تغييراتي خارج از قانون در تقسيمات كشوري و به تبع آن در آذربايجان ازسوي پهلوي اوّل اِعمال شدكه مهمترين آن،تفكيك ايالت آذربايجان به ايالت شرقي به مركزيت تبريز وايالت غربي به مركزيت رضائيه (اروميه) درسال 1311 شمسي بود. ازسوي ديگراقدام به تخته قاپوي عشاير و اسكان ايلات مغان و غيره در آبادي ها و شهرها ، زمينه را براي تحوّل دربافتهاي جمعيّتي و تقسيمات فراهم مينمود و با صدور فرمان حكومتي بر ممنوعيّت تغيير نام آبادي ها و ضرورت تائيد اسامي توسط فرهنگستان ، نام برخي ازاجزاء تقسيماتي درايالت شرقي آذربايجان تغييريافت. باتصويب قانون تقسيمات كشوري درآبان ماه سال 1316 و اصلاحيه آن،استان سوم بامركزيت تبريز به عنوان يكي ازده استان كشور،مشتمل بردوشهرستا ن تبريزواردبيل به ثبت رسيد. دراين تقسيمات ، آستارا تابع استان سوم ومراغه ، شهرستان تابعهي استان چهارم به مركزيت رضائيه (اروميه) گرديد. تا اين مقطع زماني نيز تنها فرامين ملوكانه حاكم برسرنوشت تقسيمات كشوري منطقه و استان بوده است. بر اساس مدارك موجود بر اي نخستين بار دراين دهه بودكه رتبه شغلي در احراز شرايط انتصاب استاندار،فرمانداروبخشدارملحوظ شده است.
درتاریخ نوزدهم دی ماه سال 1316، بااصلاح قانون تقسیمات کشوری و براساس ماده یک آن ،کشورایرا ن مطابق نقشه وضمیمه به 10 استان و 49 شهرستان تقسیم شدوطبق این مصوبه آستارا از توابع اردبیل گردید.
استان یکم به مرکزیت رشت شامل شهرستانهای:1ـ زنجان ۲-قزوین ۳- ساوه ۴ـ سلطانآباد (اراک) ۵ـ رشت ۶ـ شهسوار (تنکابن).
استان دوم شامل شهرستانهای:1ـ قم ۲ـ کاشان ۳ـ تهران ۴ـ سمنان ۵ـ ساری ۶ـگرگان.
استان سوم شامل شهرستانهای:1ـ تبریز2-اردبیل.
استان چهارم شامل شهرستانهای:1 – خوی ۲ـرضائیه (ارومیه) ۳ـ مهاباد ۴ـ مراغه ۵ـ بیجار.
استان پنجم شامل شهرستانهای:1ـایلام ۲ـ شاهآباد (اسلامآبادغرب) ۳ـ کرمانشاهان (کرمانشاه) ۴ـ سنندج ۵ـ ملایر ۶ـ همدان.
استان ششم شامل شهرستانهای:1ـ خرمآباد ۲ـ گلپایگان ۳ـ اهواز ۴ـ خرمشهر.
استان هفتم شامل شهرستانهای:1- بهبهان ۲ـ شیراز ۳ـبوشهر ۴ـفسا ۵ـآباده ۶- لار.
استان هشتم شامل شهرستانهای:1ـ کرمان ۲ـ بم ۳ـ بندرعباس ۴ـ خاش ۵ـزابل.
استان نهم شامل شهرستانهای:1ـ بیرجند ۲ـ تربتحیدریه ۳ـ مشهد ۴ـ قوچان ۵ ـ بجنورد ۶ـ گناباد ۷ـ سبزوار ۸- جویمند.
استان دهم شامل شهرستانهای:1ـ اصفهان ۲ـ یزد.
تاشهريور 1320 كه شمال وجنوب ايران به اشغال قواي متّفقين درآمد ، هيچ نوع تغييري درحدوداستان سوم صورت نگرفت. ازسال 1321 كه دهستان اسكو به عنوان مركز بخش به تصويب رسيد ، سرفصلي از تاسيس شهرستان ها و بخشهاي جديد آغاز ميشود ولي مهمترين تغيير در سال مذكور ، انتزاع شهرستان مراغه ازاستان چهارم والحاق آن به استان سوم بود. درسال 1323 شهرستان اهر تاسيس شد و سپس شهرستان ميانه و امـــــادرسال 1325 شمسي نقطه عطفي در تقسيمات منطقه به وقوع پيوست كه بر طبق آن ، استانهاي سوم و چهارم مجدداً ادغام و به يك استان با عنوان آذربايجان تبديل شدند.
تاسال 1335 كه تعداد استانهاي كشوربه 13 استان افزايش يافت تغييرات قابل توجهي از نظر تاسيس بخشها و شهرستانهاي جديد صورت گرفت وتنها تغييردرمحدوده استان مربوط به انتزاع آستاراو الحاق آن به استان يكم درآبانماه سال 1329 بودكه مصوبه مذكور ، يك ماه بعد لغو گرديد و آستارا مجداً از توابع اردبیل شد. اين دوره نيزدوره گرايش به عدم تمركز و تاثير خواستههاي محلي و گروهها و احزاب بر تقسيمات كشور ي منطقه تلقي ميشود و بالاخره درسال 1337 بارديگرشاهدتفكيك آذربايجان به دواستان آذربايجان شرقي وآذربايجان غربي هستيم.آذربايجان شرقي براساس مصوبه ي هيئت وزيران دراين مقطع زماني مشتمل بر شهرستانهاي تبريز، مراغه، ميانه، اردبيل، سراب، مشكينشهر، اهر، هشترود ، مرند ، خلخال وآستارا به ثبت رسيد. تاسال 1345 چندتغييرديگردرآذربايجان شرقي نظيرتبديل دهستان ملككندي (ملكان) به بخش تابعه شهرستان مراغه ، الحاق بخش چاراويماق به شهرستان هشترود و تاسيس بخش مغان انجام گرفت تصميمات اين دوره زماني گرايش مجدّد به تمركزگرايي ازسوي دولت مركزي داشته است وتاسال 1355 كه تعداد استان ها به چهارده حوزه و فرمانداري هاي كل به 9موردرسيد ، جزتأسيس بخشداري تركمان در شهرستان ميانه، انتزاع بخش گرمي از شهرستان اردبيل والحاق آن به مشگينشهر و تاسيس شهرستان مغان وسپس انتقال مركزيت آن از بيله سوار به گرمي تغييرديگري دراستان آذربايجان شرقي به چشم نميخورد و تا پيروزي انقلاب اسلامي درسال 1357 كه هفت فرمانداري كل دركشور به استان تبديل شدندوكشوربه تعداد 21 استان و 2 فرمانداري كل تقسيم گرديد، تغيير ديگري جزتغيير نام بخش ملككندي به ملكان ديده نميشود.
نمایندگان و مسئولان گیلان وقتی از تاریخ معلومات و اطلاعی ندارند چرا در مورد الحاق آستارا فرافکنی نموده و اظهار می دارند که الحاق این شهرستان به اردبیل می تواند تبعات امنیتی در پی داشته باشد؟
وقتی مسئولین گیلان از نصب تجهیزات ایمنی و گاردریل در راه های مواصلاتی گیلان به اردبیل و همچنین آسفالت ریزی محورها و راه های ارتباطی عاجز هستند و تمامی این محورها از سوی اردبیل انجام و اداره می شود،چطور به خودشان اجازه می دهند به استاندار محبوب و با تدبیر و اندیشمند اردبیل توهین کنند؟
وقتی شهروندان آستارا خودشان خواستار پیوستن به اردبیل هستند،چرا نمایندگان و مسئولین گیلان مانع این درخواست می شوند؟ و حق و حقوق مردم را نادیده می گیرند؟
آقایان مسئول و استاندار و نمایندگان گیلان، براساس کدام مدارک و اسناد ، جلسه شورای اداری استان گیلان را در گردنه حیران تشکیل داده اید؟
آیا مسئولان استان گیلان در مورد مرگ ومیر و تصادفات جاده ای و راه های مواصلاتی گیلان به اردبیل باخبر هستند؟
گردنه حیران و آستارا و حتی تالش از توابع اردبیل است،به موجب صلح نامه عثمانی ها با صفویان درسال 963 هجری شمسی ،آستارا و تالش از قلمرو اردبیل است و همچنین براساس صدور فرمان مشروطیت درسال 1285 هجری شمسی و طبق مصوبه تقسیمات کشوری سال 1316 و آذرماه سال 1329 و مصوبه سال 1337.
شماها که ادعای مالکیت منطقه حیران را دارید ، چرا اجازه داده اید ، طبیعت بکر این منطقه به ویرانی و ویلا سازی تبدیل شود ، اگر واقعاً این منطقه در دست و مالکیت شما بود ، اجازه نمی دادید به این روز تبدیل شود،و به قول ضرب المثل ترکی:
اسب و پالان از بیگانه،هرکاری می خواهی انجام بده.
در آخر از نمایندگان استان اردبیل و استاندار محترم اردبیل و همچنین از وزیرمحترم کشور و هئیت وزیران درخواست می شود مصوبه تقسیمات کشوری سال 1316 و 1329و سال 1337را بازنگری کرده تا حقیقت روشن شود و شهر آستارا و تالش که از توابع اردبیل بوده اند مجدداً به آغوش اردبیل بازگرددو این خواست مردم آستارا و اردبیل می باشد.
سلام اون چه که مسلم است در قدیم قبل از اینکه منطقه آذربایجان رو تقسیم و به سه استان آذربایجان شرقی و غربی و همچنین استان اردبیل تقسیم کنند بخش تالش و بویژه بخش آستارا و گردنه حیران جز منطقه آذربایجان بوده و بعد از آن چند بار آستارا بین دو استان الحاق شده بود که در نقشه های قدیمی هم کاملا مشهود میباشد.که البته نوع گویش و حتی اسم گردنه حیران هم به روشن شدن اصل مطلب کمک میکند
آقای مسعود علیک سلام
هر وقت شما برادران سختکوش اردبیلی مثل دهه 70 برگشتید به دامان گرم تبریز ، آن وقت ما هم آستارا و تالش و رشت و لاهیجان و لنگرود را خدمت شما تقدیم خواهیم کرد
الکی هم صحبت از نقشه و سند نکنید
درآنصورت استانهای زنجان و قزوین در زمان رضا شاه جزء استان یکم به مرکزیت رشت بودند
.
شما به فکر هزاران مهاجر بیکار اردبیلی باشید که در شهرهای گیلان دارند دستفروشی و بنایی و میوه فروشی می کنند
(…)
احسن سیروس