از سوی دیگر با دسترسی آسان به خوراک تولید مثل حیوان افزایش یافته بطوری که اکنون ما به ۱۵ تا ۲۰ توله در هر زایمان رسیده و در مواردی تا ۴ بار زایمان در سال را نیز تجربه میکنند که این خود به انفجار جمعیتی منجر میشود.
همه ساله گزارشات متعددی از کشتن نوزادان گوسفند وحشی و سایر علفخواران مانند بز کوهی و آهو توسط محیطبانان به ادارات کل حفاظت محیطزیست استانها ارسال میشود، همچنین موارد متعددی از کشته شدن گوشتخواران کمیابی مانند گربه جنگلی، گربه شنی، روباه شنی، سمور، خرس و غیره توسط سگهای گله و نیز سگهایی که بصورت گروهی و بدون صاحب زندگی میکنند، فقط کافیست اشاره کنم ۲ یوزپلنگ از ۳ یوزپلنگی که در حال حاضر در اسارت وجود دارند توسط سگها از طبیعت حذف شدهاند و حداقل ۳ گزارش کشته شدن یوزپلنگ توسط سگها در ۳ سال گذشته ثبت شده است.
در سالیان زندگی در کنار انسان، ما با انتخاب سگهایی که صفات مطلوب ما را داشتند و عدم اجازه جفتگیری به آنهایی که صفات مطلوب را نداشتند، دست به تغییراتی در آنها زدیم و گونه جدیدی ساختهایم که هیچگاه در طبیعت نبوده و اگر آنها را در طبیعت رها کنیم میتوانند تغییراتی در اکوسیستم ایجاد کند که به هیچ وجه مطلوب نیست.
در چرخه شهری سگها و گربهها نقشهای متفاوتی دارند، وقتی به گربهها خوراک میدهیم، گربه دیگر موش را تعقیب و به دام نمیاندازد (گربهها موش نمیخورند) و شکاری آماده را برای سگها محیا نمیسازند و جمعیت موشها افزایش یافته و بحران ایجاد میشود، از سوی دیگر گربهها نیز سوسکهای آلمانی را شکار نکرده و تعدادشان را محدود نمیکنند، با وجود باقیمانده مواد خوراکی در سطح شهرها، تعداد موشها و سوسکها نیز افزایش مییابد.
آنچه ذهن مرا درگیر کرده بخصوص پس از بازدید از مرکز نگهداری سگهای بدون صاحب شهر رشت و دیدن سگهایی با نژادهای بسیار گران قیمت مانند هاسگی، ژرمن شیپرد یا دوبرمن بود که در این بین بود، افرادی صاحبان این سگها بودند و به هر دلیلی امکان نگهداری آنان را نداشته و حاضر به واگذاری آنان به دیگری نیز نشدند بلکه بصورتی کاملا غیرمسئولانه آنان را در شهر رها کردند، احتمالا عدهای مدعی خواهند شد که این سگها توسط نیروی انتظامی گرفته شده و به مراکز نگهداری فرستاده شدند، بنا بدلایل و مستنداتی که دارم این ادعا را قبول نمیکنم.
بررسی اجمالی این فرآیند نشان میدهد نگهداری برخی از این سگها هزینههای بالایی دارد و خوراک و محیط آنان باید فراهم شود مثلا هاسگی سگی است متعلق به سرما و برای تابآوری در منطقه ما نیاز به کمک دارند یا دوبرمنها نیاز به فضای بزرگی برای دویدن دارند … با تغییر شرایط اقتصادی نگهداری این حیوانها هم سختتر میشود و تعداد رها شده در حال افزایش است.
متاسفانه تغییرات مد نیز در این مساله موثر است، اکنون سگهای کوچک و بسیار کوچک بیش از سایرین مد هستند و برخی که صرفا بدلایل مد این حیوانات را رها کرده و سگ جدیدی را خریداری میکنند که مد است.
علاوه بر اینها آلودگی ناشی از فضولات پراکنده این حیوانات بدون صاحب نیز که مشکلات بهداشتی و بیماریزایی آن خود معضل بزرگی است، از مسایل دائم مدیریت شهری است.
بنظر میرسد قبل از اینکه اتهام به دیگران بزنیم، باید مسئولیت بپذیریم و تغییر رفتار دهیم، چه در جهت نگهداری از حیوانات خانگی و چه در خوراکدهی به آنان، تغییر از ما شروع میشود.
برای مطالعه در مورد مدیریت سگهای بدون صاحب پیشنهاد میکنم این مطلب شهاب چراغی را مطالعه کنید.
https://shahabtravels.com/%d8%b3%da%af-%da%a9%d8%b4%db%8c/
منبع: مرور










دیدگاهتان را بنویسید