شمال ما: به پاس و ستایش پدیداری شهری که در زمانی از تاریخ، در بستر دو شاخاب سپیدرود، آرمید؛ روز دوازدهم دیماه را به روز شهر رشت اختصاص دادهاند. گفته میشود که این روز برابرنهادِ تاریخیِ زمانی است که با انتقال مرکز بیهپس به رشت[۱]، این شهر به مرکز سیاسی، اداری و اقتصادی گیلان تبدیل شد.
شهر تاریخی رشت، همواره در رویدادهای تاریخی کشور، از نقش حیاتی برخوردار بوده است. این شهر بارانهای نقرهای، به دلیل موقعیت جغرافیایی، استقرار بر شاهراههای ارتباطیِ ایران با جهان و جایگاهش در تولید ابریشم، به دروازۀ ورود مدرنیسم به ایران لقب گرفته است.
میدان شهرداری رشت نخستین میدان شهرداری ایران و ازجمله نشانههای مدرن شهرسازی در شهر رشت است که لایههای پیچیدۀ زمانی، مکانی و اجتماعی را در خود به نمایش گذاشته است. شاید این میدان از نخست، با برخوردی آمرانه شکل گرفته باشد؛ اما شیوۀ مصرف فضا از سوی مردم سبب شده تا شکلی متفاوت بیابد.
بناهای تاریخی پیرامون این میدان و طرح جدیدی که تا سبزه میدان اجرا شده، همگی لایههای مختلف زمانی را در این فضا به تصویر میکشند. اکنون، در بدنۀ میدان شهرداری رشت، کاربریهای اداری، تجاری و فرهنگی مختلفی مستقر شدهاند. این میدان جزو محدودۀ اجرای «طرح شهری پیادهراهِ فرهنگیِ رشت» و با نظارت شهرداری وقت در سال ۱۳۹۴ هجری شمسی بود. این فضا ازجمله فضاهای اصلی و عمومی در قلب تاریخی شهر رشت و جاذب جمعیت گردشگر و بومی است. قدمت ساخت این میدان به دورۀ پهلوی اول بازمیگردد. در ضلع غربی میدان، نخستین کاخ شهرداری ایران قرار دارد. معماری کاخ و میدان از میدان اصلی در سنتپترزبورگ الگو گرفته و نامگذاری میدان نیز به دلیل وجود همین کاخ است. از سال ۱۳۰۴ هجری شمسی بود که تغییرات شهرسازی در میدان ادامه یافت؛ برای مثال، احداث نخستین خیابانهای مستقیم و راستگوشه که به میدان ختم میشدند، و همچنین، اعمال ضوابط نئوکلاسیک در بدنۀ خیابان برای رعایت تقارن و توازن در نمای ساختمانهای جدید از آن جملهاند. از سال ۱۳۳۰ هجری شمسی، با احداث باغچۀ وسیع، حوض بزرگ و فواره، میدان شکل رسمیتری به خود گرفت و از سال ۱۳۴۲ هجری شمسی، با رواج یافتن الگوی مدرن و راه یافتن خودرو به بافت شهر، دستخوش دگرگونی اساسی در فرم و عملکرد شد.
بیشتر اندیشمندان معاصر در حوزۀ مطالعات شهری، بر این باورند که مدرنیسم به این دلیل که شهر را از پیشینۀ تاریخی، و فضا را از زمانِ خودْ گسیخته میکند، باعث برهم خوردن پیوستار مکان شده است. این سبک پس از ورود به کشور ما، به کمینهترین حالتها بسنده نمود و از همین روی، این گسیختگی میان فضای اجتماعی و فضای کالبدی را دوچندان نمود. در سرتاسر تاریخ شهرنشینی، تولید فضای مناسب از فرادست، در برابر فضای اجتماعی ناهمسانی قرار گرفته؛ بااینوجود، همواره فضاهای عمومی به نمایش قدرت فرادست اختصاص داشتهاند (Lefebvre, 1974).

در گذر زمان، حضور در فضای شهری و تعامل با آن سبب میگردد تا فضای اجتماعی بر کالبد شهر شکل گیرد. از طریق حضور و مصرف فضا از سوی شهروندان است که شهر از حالت سکون خارج میگردد (Madanipour, 2001). به رغم آنکه پروژۀ پیاده راه سازی بافت تاریخی شهر رشت، پروژهای ناگهانی بود؛ اما از سوی مردم پذیرفته شد. بدین ترتیب، طرحی که میرفت به دیگر طرحهای شهری تبدیل شود؛ فضایی برای مردم و حضور آنان شد. فضایی که شاید به دلیل شیوۀ اجرای طرحش، از سوی مردم پذیرفته نمیشد؛ خود به مکانی آشنا و بخشی از زندگی مردم بدل گشت. در این باره، میتوان چندین دلیل را جُست. یکی آنکه فضا توانست به خوبی حاوی زندگی روزمرۀ مردم گردد؛ فضایی برای حضوری هرچند دَم گذر و کوتاه؛ برای ملاقاتها، برخوردها، دور هم گرد آمدن، تفریح، قدم زدن، نشستن، تأمین معیشت و مانند آن. همۀ این فعالیتهای متنوع در این فضا جای گرفت. آشکار است که تنوع فعالیتها خود یکی از ویژگیهای فضاهای سرزنده است. بدین سان، مهمترین ویژگی میدان شهرداری آن است که همچنان، حاوی فعالیتهای آشنای پیشین و بخشی از زندگی روزمرۀ مردم است. برجای ماندن امور آشنا پس از دگرگونیهای متعدد، سبب میشود تا فضا همچنان پیوستگی خود را در زمان و مکان حفظ کند و درنتیجه، از سوی مردم پذیرفته شود.
آنچه در فضاهای عمومی به نمایش گذاشته میشود ممکن است از سوی مردم یا از سوی نظم برتر باشد. اموری که از سوی مردم رخ میدهند، اموری موقتیاند؛ اما نظم برتر در پیِ سازماندهی پایدارترِ فضا است. آنچه در این نوشتار موردنظر است، هر دوی اینها است که یکی، مقدم بر دیگری است. به رغم این تقدم و تأخر، آنچه اهمیت دارد؛ برجای ماندن فعالیتها در فضا -البته، گذرا- و سپس، ماندگاری آن در خاطرۀ جمعی است. این خاطرۀ ماندگار است که با هویت درهم میآمیزد و فضاهای شهری را از درغلتیدن به امری همسان بازمیدارد. در هویت است که همنشینی شگفتانگیز امور، چه مشابه و چه متفاوت، رخ میدهد (Madanipour, 2017).
پیکرۀ شهر رشت، همچون بسیاری دیگر از شهرهای تاریخی کشور، رویدادهایی از سدههای متمادی به خود دیده است. این پیکره، در اجزا یا در کلیت خود، حاوی چیزهایی است که از گذشته به یادگار ماندهاند و همچنین، رویدادهایی که اکنون بر آن جاری است یا بعدها در آینده رخ خواهند داد. در توصیف این پیکره، با چیزهایی روبهرو میشویم که به دورههایی از تاریخی اشاره دارند و این دورهها در لایههای کالبدی و اجتماعی فضای شهری با یکدیگر پیوند میخورند (Madanipour, 2017). میدان شهرداری رشت نیز، فضایی نمادین از این پیچیدگیها و درهمتنیدگیها است که با خاطره و هویت مردمان شهر رشت گره خورده است. مسئلۀ مهم آن است که هویت در زمان و مکان مفهوم مییابد. ما در این شهر، به مکانی خاص، یعنی میدان شهرداری، در زمانی خاص از سال، یعنی روزی از روزهای زمستان توجه داریم که رویدادی دَمگذر، یعنی مراسم روز رشت، در آن برگزار میشود. اما چگونه رویدادی که فقط طی شبانهروزی از سال در این فضا برگزار میشود، به امر ماندگار در خاطره و هویت جمعی تبدیل میگردد؟ همچنین، باید توجه داشت که بیش از چندین سال از تعیین این روز به مناسبت روز شهر رشت نمیگذرد.
دراین باره، باید به دو موضوع توجه داشت: یکی، زمان و دیگری، مکان. شاید از انتخاب روز دوازدهم دیماه در گردش سال، برای برگزاری مراسم روز رشت، چند سالی بیش نگذرد؛ اما این روز به آن واقعهای از تاریخ اشاره دارد که با هویت جمعی مردم این شهر پیوند خورده است. به بیانی دیگر، اعتبار آن به تاریخِ پیش از خود وابسته است. بُعد دیگر این پرسش، به مکان بازمیگردد. میدان شهرداری رشت، فضای عمومی شهر است که پذیرای شکلهای متنوعی از فعالیتهای کوتاه مدت در خود است. در این فضا با این ویژگی، تجربۀ رویدادی که با گذشته تاریخی در ذهن مردم گره خورده، متفاوتتر از دیگر رویدادها است. بدین سان، مکان به کانونی برای نمایش صحنهای تاریخی، سیاسی و فرهنگی تبدیل میشود. بازگشت تاریخ به مکان و تجربۀ یادوارۀ آن، سبب میشود تا مردم به یاد زمانی از تاریخ در ذهن خود خاطره بسازند. به دلیل این رویداد و هزاران رویداد تاریخی دیگری که رخ داده و آنچه بعدها رخ خواهد داد، فضای میدان شهرداری شهر رشت، فضایی یادمانی؛ اما پذیرفتهشده از سوی مردم است. مردم این فضا را به مثابه محلی برای گرد هم آمدن پذیرفتهاند؛ حتی، اگر رویداد جاری در آن، از سوی نظم برتر سازماندهی شده باشد.
پیشتر، فضای میدان شاهد رویدادهای جمعی بسیاری بوده است و این رویدادها، بیشتر از گونۀ امور فرهنگی بودهاند و به همین دلیل است که در برابر فرآیند تجاریسازی و مصرفگرایی فضا مقاومت کردهاند و دوام آوردهاند. این رویدادهای فرهنگی همچون فرصتهایی سبب شده است تا بهانههای بیشتری برای حضور در فضا و مصرف آن به وجود آید. این بهانهها همراه با امورِ نو بر دعوتکنندگی فضا میافزایند. همگیِ این امور نو، بهانهها و فرصتها، در راستای اعتبار تاریخی و پذیرش اجتماعی-مردمی دست در دست هم میدهند تا حتی، در مقام غریبهای گردشگر، بتوان در میدان شهرداری رشت، امور جاری را به شکلی دیگر دید. بدیهی است که گردشگران نسبت به افراد ساکن در شهر، بیشتر از زمان رسمی و تجاری تأثیر میپذیرند؛ زیرا بازدید از فضاهای تاریخی که اکنون، به موزه بدل شدهاند، در ساعتهای خاصی از شبانهروز ممکن است. بااینحال، شاید آنچه بیش از فضاسازی میدان و حتی، بناهای تاریخی و یادواره برای گردشگران جذابیت داشته باشد، حضور و جریان فعالیتها و رویدادهای متنوع در میدان است. بدین ترتیب، رویداد دیگر که بهانهای برای گرد هم آمدن در فضا به دست میدهد و بنا است امری برنامهریزیشده باشد، به فرصتی برای خلق لحظههای تجربۀ فضا تبدیل میشوند. درنتیجه، سازماندهی فضا باری دیگر، از نو به مصرف فضا منجر میشود؛ اما این بار، لایۀ دیگر از هویت جمعی بر آن فضا افزودهشده و آنچه به تجربه درمیآید، توانایی فضا را با یاری مردم برای آفرینش لحظههایی دیگر به نمایش میگذارد. ازاینرو است که این فضا، بیش از آنکه دربند یادوارگی و شیء وارگی درآید، فضایی برای همگان است.
منبع: مرور
منابع
[۱] ن. ک. رابینو، ۱۳۵۷.
دیدگاهتان را بنویسید