عاطفه صرفه‌جو

مدرنیته را دوست دارم، حتی یک جاهایی از پست مدرن هم حمایت هم می‌کنم، اما در روایتگری تاریخی و سنتی یک ملت یا قوم تا چه حد مجاز به دستکاری اخلاقیات یک جامعه که ریشه در عرف و فرهنگ آن قوم دارد، هستیم؟ تا کجا می‌توانیم دخالت کنیم که جانب احتیاط را از دست ندهیم؟ تا حدی که صدای آن قوم را به اعتراض بلند کنیم؟ صدا بلند کردن یک قوم آیا به معنای نابهنجاری نیست؟ حتما یک رویداد نابهنجار در آن اثر اتفاق افتاده که صدای قومی را به اعتراض درآورده است.

وارش: یار محمد… مرد من میشی؟ همیشه شعبان، یه بارم رمضان!

همینقدر سطحی؟ همینقدر راحت؟ شکستن حصار حجب و حیا به راحتی یک دیالوگ! کجا و کی یک زن گیلک دهه‌ی سی از مرد خواستگاری می‌کند؟ آن هم یک مرد غریبه؟ چرا دهه‌ی سی را انتخاب کردید؟ چرا و با چه سطحی از دانش و اطلاعات به فرهنگ گیلان ورود کردید؟ نکند تا حد جوک‌هایی که در مهمانی‌های خصوصیتان شنیدید؟ لطفا تکلیف خود را با مخاطبتان مشخص کنید! آیا سریال طنز ساختید بر اساس شنیده‌هایتان؟ یا یک سریال تراژیک از دردهای مردم شریف گیلک در دهه‌ی سی و قهرمانان داستان مهاجران هاوارد فاست امریکایی؟

چرا مرد قهرمان سریال شما «یارمحمد سیستانی» رابین هودی شده در سرزمین گیلان؟ چرا موقع زلزله، زن قهرمان داستان شما از مرد غریبه کمک می‌خواهد و مرد غریبه‌ی قهرمان، مانند مرد عنکبوتی به فریاد زن می‌رسد اما زن و فرزند خود را رها می‌کند؟ و این در حالی‌ست که مردان اهالی اصلا به فکر آن زن بیوه و نوزادش نیستند؟ چرا مردان سرزمین گیل و دیلم مدام از دست آن غریبه کتک می‌خورند و تنها نماینده‎ی قوم گیلک، شخصیت کلاه مخملی جاهل مسلک فیلم ایرانی‌ست که مردم داستان شما  قبولش ندارند؟

آقای نویسنده‌ی سریال«وارش»! آقای کارگردان! اجازه دهید حداقل ارزش‌های سنتی یک ملت در صندوقچه‌ی تاریخی و فولکلور  اخلاقی خودشان دست نخورده باقی بماند. اگر که مایل هستید مدرنیته را به خورد مردم بدهیدشما مجاز هستید در یک فیلم با ساختار مدرن فرهنگ دلخواه خودتان را  به مردم القا کنید و خواستگاری از مردان را برای زنان جایز بدانید و حتی باب کنید.  اما وقتی سریالی می‌سازید با ساختار تاریخی و قصه‌ای  تاریخی را در  آن روایت می‌کنید، حق ندارید به سنت‌های اخلاقی یک ملت و یا یک قوم دست‌درازی کنید. اگر اطلاعاتی از آن دوره و زمانه ندارید حداقل به میل و سلیقه‌ی خود دخالت و دست کاری هم نکنید. اینکه شما از یک  داستان امریکایی برداشت کنید و بخواهید از آن یک سریال تلفیقی مدرن بیرون بکشید حق شماست، اما به چه قیمتی؟ به قیمت مورد هجمه قراردادن فرهنگ یک قوم که میرزا کوچک‌ها را در قامت بلند هشت هزار شهید راهی جبهه‌ها کردند؟ نکند فکر کردید دارید در سریالتان جوک تعریف می‌کنید؟ از همان دست جوک‌هایی که در برهه‌ای از زمان به دلیل از بین‌بردن فرهنگ اصیل  قومیت‌های یک سرزمین دهن به دهن چرخاندند و حالا خدا را شکر به همت هوشیاری و آگاهی ملت همان قوم‌ها، منسوخ شد؟ اشتباه کردید، دوربین شوخی ندارد، ثبت تاریخ شوخی ندارد، و به این جوکی که ساختید نه تنها هیچ قومی و هیچ ملتی نخواهد خندید بلکه صدای اعتراضشان را در متن‌ها و نوشته‌هایشان به ثبت خواهند رساند که بگویند اگر چه عده‌ای دوربین در دست گرفتند و از بودجه‌ی بیت‌المال خرج ساخت هجمه‌ها کردند اما ما هم نوک قلم را به جانب دوربینتان گرفته و جای لبخند طنز روایت شما  تلخند تاریخی یک قوم را ثبت خواهیم کرد. ما این دهن کجی به قومیت را فراموش نخواهیم کرد.

عاطفه صرفه‌جو؛ بیستم آذرماه هزاروسیصد و نود و هشت

«مهاجران» نام داستانی بلند از نویسنده‌ی امریکایی «هاوارد فاست»

«وارش» نام سریالی از کارگردان «احمد کاوری».

 

 

 

 

 


8 پاسخ به “از مهاجران هاوارد فاست امریکایی تا وارش گیلان در ایران!”

  1. کیوان اصلاح پذیر گفت:

    حساسیت هایی از این دست در جامعه ای که از اقوام گوناگون تشکیل شده و وحدت ملی مشروط به احترام متقابل استا از رسانه مای انتظار می رود از اشاره به نکاتی که در لطیفه ها و جوک های عوام درباره قومیت ها ذکر می شود اجتناب کند . متن خانم صرفه جو که از هنرمندان شناخته شده همین حوزه نمایش و فیلم هستند علاوه بر اینکه از وضوح و دغدغه ملی برخوردار است از نظر نگارش نیز یک نقد ادبی محسوب می شود . با امید به وحدت همه مردم ایران و پیشگیری از تفرقه ها و اجتناب از تحقیر اقوام

  2. نازنین تنهایی گفت:

    بسیار عالی….
    ممنونم خانم صرفه جوی گرامی از صحبت های لازم و مفیدتون دراین زمینه

  3. ریحانه گفت:

    من موافق اینگونه نقدهای دستپاچه نیستم اجازه بدید ۲۰ قسمت پخش بشه بعد اعتراض کنید

  4. رضایی گفت:

    بسیاری از هنرمندان گیلانی در این سریال حضور دارند اگه واقعا سوءنیتی وجود داشت حتما خودشان تذکر می دادند قصاص قبل از جرم نکنیم

  5. میثم توانا گفت:

    با این اعتراضات فقط باید توی تهران فیلم و سریال ساخت

  6. آبتین گفت:

    موفق باشید

  7. یک تهرانی گفت:

    فکر نمی کنید در عرصه هنر این واکنش ها خیلی سطحی هست؟

  8. مهرورز گفت:

    بسیار شیوا نوشتید درددل ما گیلانی ها رو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *