بابای سوفیا میگوید: الان مگر قیمت دلار و سکه حباب است که ما نخریم حباب بترکد؟ استاد، یعنی ملت سکه نخرند، سکه دوباره میشود ۵۰۰ هزارتومان؟ میدانی اگر اینطوری هم میشد، دولت به مردم التماس میکرد که سکه ۵۰۰ تومان نشود؟ میدانی سکه بشود ۵۰۰ تومان چه پول نقدی دست مردم میماند؟
بابای سوفیا میگوید: آب کم است، روی مردم حساب میکنند که آب مصرف نکنند، انرژی کم است، روی برق مردم حساب میکنند که مصرف نکنند، حالا ۵۰ نفر ۳۸۰ هزار سکه میخرند و یک گروه پنج هزار خودروی لوکس وارد کردهاند، شما از مردم میخواهید پول کمشان را تبدیل به باد هوا کنند؟
آب کم است، انرژی کم است، پول کم است، عقل چی؟ کاش روی عقل مردم حساب میکردند.
بابای سوفیا میگوید: حتما مردم باید برای پیشرفت جمعتر بنشینند و کمتر بخورند، مثل همه کشورهای جهان که بعد از جنگ سیاست اقتصاد انقباضی را پیش گرفتند. منتها مسئله اینجاست که داداش الان ۳۰ سال از جنگ گذشته و مردم هر چه جمعتر مینشینند یکهو میبینند یکی با تریلی پولها را خورد و رفت بغل سلین دیون.
بابای سوفیا میگوید: مردم که از بودجه نمیخورند، لااقل بودجه را کسی نخورد.
بابای سوفیا میگوید: از وقتی ورزشکارها رفتند شورای شهر و ماستها را ریختند توی قیمهها، اوضاع این طوری شد.
بابای سوفیا میگوید: موج درستکردن خیلی جذاب است، ولی اگر قرار باشد همه کارها را بیندازیم گردن مردم و کاری کنیم که احساس کنند چون بدند اوضاع بد است، کار قشنگی نیست.
بابای سوفیا میگوید: به مردم سخت نگیریم، گاندی لباس تنش نبود و یک بز داشت که از مردم خواست به میدان بیایند، وگرنه کمپینش شکست میخورد و بز میآورد.
روزنامه شرق
دیدگاهتان را بنویسید