توسعه به معنای امروزی آن اساسا مفهومی غربی است و اگر ما به دنبال آن هستیم هیچ عقل سلیمی قبول نمیکند بهاصطلاح چرخ را از نو اختراع کنیم. مانند آن شیوه ای که بسیاری از مسئولین در نزدیک به چهار دهه گذشته کردند و دیدیم نتیجه آنچه شد.
شمال ما؛
یک
محسن رنانی: اگر در ۳۵ ساله گذشته نتوانستهایم دیگر نمیتوانیم. ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی ۳۰ میلیارد و از انقلاب اسلامی تاکنون ۳۵ میلیارد بشکه نفت فروختهایم. چاههای نفتمان را در این ۳۵ سال تخلیه کردهایم. ذخایر آب در تمام دشتهای کشور بحرانی شده است. در این ۳۵ سال همه منابعمان را مصرف کردیم تازه میگویید اول راهیم؟
غلامرضا مصباحی مقدم: به دلیل اینکه الگو نداشتیم
محسن رنانی: الگو نداشتهاید چون اصولاً توسعه را به مفهوم مدرن درک نمیکردهایم. بنابراین به توسعه و به غرب به عنوان یک لجنگاه و لجنزار نگاه کردیم و فرصتهایمان را از دست دادیم. غرب خطا کرده، ما باید مسیر توسعه را برویم با حذف خطاهای غرب. با چه منابعی میخواهیم از صفر شروع کنیم؟
محسن رنانی: میگویید اشتباه کردیم و میخواهیم برگردیم از صفر. با چه امکانی؟
غلامرضا مصباحی مقدم: از صفر نیست. اصلاح روشها و اصلاح مبانی لزوما از صفر نیست. ما که نمیتوانیم هواپیمای در حال پرواز را متوقف کنیم. ما میباید هواپیمای در حال پرواز را اگر میتوانیم مسیرش را اصلاح و درست کنیم.
این بخشی از برنامه زاویه شبکه ۴ سیما در آذرماه ۱۳۹۴ با موضوع «آسیبشناسی تجربه و گفتمان توسعه در ایران» است. در هفته گذشته بهرسم چند مدت اخیر پس از سفر فاطمه قدیمی مدیر ارتباطات و امور بینالملل شهرداری رشت به ماکائو جهت شرکت در نشست دورهای شهرهای خلاق خوراکشناسی یونسکو سایتهای خبری متعددی به این مسئله پرداخته و مانند گذشته به انتقاد شدید از او پرداختند و سوالی که همواره مطرح میشده را برای چندمین بار پرسیدند.
نتیجه این سفرها چیست؟
دو
برای پرداختن به این بحث ابتدا باید پیشنیازهایی درباره توسعه را پاس کنیم. توسعه به معنای امروزی آن اساسا مفهومی غربی است و اگر ما به دنبال آن هستیم هیچ عقل سلیمی قبول نمیکند بهاصطلاح چرخ را از نو اختراع کنیم. مانند آن شیوه ای که بسیاری از مسئولین در نزدیک به چهار دهه گذشته کردند و دیدیم نتیجه آنچه شد. میپرسید چه ربطی به سفرها دارد؟ ارتقای سطح تعامل شهر، تعریف پروژههای فرهنگی بینالمللی و … وابسته به همین گونه سفرها است. بهتر است به جای اینکه اصل سفرها را زیر سوال ببریم متوجه شویم الگوبرداری خود بخشی از پیشرفت خواهد بود. مدیر روابط عمومی فعلی شهرداری چه خودآگاه و چه ناخودآگاه بهدرستی متوجه شده که روابط عمومی شهرداری در واقع روابط عمومی شهر است و بسیار با روابط عمومی دیگر سازمانها متفاوت است. این را از اصرارش برای مراودات بینالمللی و وزن و توجهی که برای امور بینالمللش قائل است به راحتی میتوان متوجه شد.
سه
حال بیایید کمی شجاع باشیم و نمایندگانمان را مورد پرسش قرار دهیم. عدهای که همواره فرد مورد نظر، شهردار کنونی و شهرداری سایق را مورد عتاب و خطاب قرار داده اند و با دلایلی همچون «هر رفتی یک آمدی دارد» جلوی برخی سفرها را گرفتند. آنها که انگشت اتهام خود را به سمت شهردار و شهرداری میگرفتند غافل از این مثال معروف که وقتی فردی را متهم میکنی یک انگشت به سمت دیگری و مابقی انگشتان به سمت خودت است. آنها که هرگز از خود نپرسیدند و هرگز هم توضیحی ندادند که خود در پروسه شهر خلاق خوراکشناسی چه کرده اند. کدام سنگ را از سر راه برداشتند؟ در کدام طرح مشارکت کردند؟ برای ارتقای مراودات رشت در سطح بینالمللی چه کردند؟ کدام یک طرحی در مقیاس مناسب برای این روند تعریف کرده و پیشنهاد داده اند؟ کدام یک ارزش میراث ناملموس را میدانند و به آن اهمیت میدهند؟ تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. آیا میخواهیم الگوی امتحان پس داده را طی کنیم یا به دنیال استانداردها و راههای مندرآوردی هستیم؟حداقل دستاورد سفرهای مدیر فوق الذکرزنده نگهداشتن نام (نه برند چون برند نشده است) شهر خلاق خوراکشناسی برای رشت است. اما آیا دیگر پازلهای مدیریت شهری به وظیفه خود عمل کرده اند؟
چهار
از یاد نبردهام! این نافی تمام مشکلاتی که او در بخش تحت مدیریتش دارد، نیست. در مقاطعی رفتار غیر حرفهای، بهکارگیری مدیران میانی غیر متخصص که باعث عدم دروازهبانی مناسب میشود، عدم حضورش در برخی نشستهای مهم و … از اشکالات اساسی او است. مهمتر از همه این موارد، به نظر میرسد خود او نیز با عدم توضیح درباره نوع سفرها و منافع هر سفر، عدم گزارش دهی مناسب به افکار عمومی، عدم برقراری دیالوگ مناسب با نمایندگان و افکار عمومی در جهت تبیین پروژههای مشترک انجامشده با دیگر شهرهای عضو شبکه شهرهای خلاق و رفتارهایی ازایندست به این فضای مبهم و تنشزا دامن می زند.
اما این دلیل نمیشود بخشی از کارها و ظرفیتهایی را که تاکنون در این بخش به خصوص روابط بینالملل نشان داده است را نادیده بگیریم. فراموش نکنیم این عنوان برای چهار سال به رشت تعلق دارد و پس از چهار سال دوباره موردبررسی قرار خواهد گرفت و کارنامه بینالمللی او آنجا خود را نشان خواهد داد. باز یادمان باشد، علیرغم همه تلاشها در آخرین بررسی دو سالانه یونسکو هیچ شهری از ایران نتوانست به شبکه شهرهای خلاق یونسکو ملحق شود. به فرض که او را پایین کشیدیم. چه گزینهای برای پس از او مطرح است. کسی که ویترین سازمان برایش محل یادگیری نباشد، فضای داخلی سازمان پیچیدهای چون شهرداری را بشناسد و نیز در مراودات بینالمللی نقش خود را بهخوبی ایفا کند. چرا به انتخاب یک سازمان بینالمللی مانند یونسکو که او را به عنوان نماینده برگزیده اطمینان نکنیم؟
پنج
روی سخنم با همکارانی است که حمله منصفانه و دفاع متواضعانه را در رسانه از یاد برده اند. بهتر است به جای شوآف های همیشگی، حملههای چشمبسته و امثالهم پیشنهادات عملی خود یا راههای جایگزین را مطرح کنیم. وقتی او به سفر میرود یادمان نیاید چه چیزهایی باید بگوییم. باید بدانیم که نرفتن او به عنوان نماینده یونسکو در شهر خلاق خوراکشناسی چه تبعاتی به همراه خواهد داشت. اگر هم نمیدانیم که چرا نام و در آینده احتمالا برند شهر خلاق خوراکشناسی مفید است که باید به دانش شورای شهری و روزنامهنگاری خود شک کنیم.
یاد بگیریم و کمک کنیم هواپیمای در حال پرواز مسیرش را اصلاح کند نه با موشکهای دوربرد ساقطش کنیم و مسیر را صفر کنیم تا یک دهه بعد بگوییم تازه اول راهیم. یادمان بیاید تا چند سال پیش شهرداران محترم، توسعه را تنها در ساختن چند پل و ساختمان میدیدند.
منبع: شعاع مشرق
دیدگاهتان را بنویسید