مساله اصلی در حوزه آب مساله مدیریتی است. واقعیت این است که شهر تهران به لحاظ جمعیتی به نسبت پایداری رسیده و حتی صحبت از فرستادن مهاجر از تهران به سایر نقاط هم مطرح است. به همین دلیل تاکنون روش مدیریتی بر این بوده است که به هر روش و هر قیمتی که شده آب برای تهران تامین شود.
بر این اساس تامین آب سالانه پایتخت به رقم ١ میلیارد و ٣٠٠ میلیون متر مکعب رسید. به طور میانگین ٣٠ درصد از آب تامینشده از آب زیرزمینی است و ٧٠ درصد از آب سطحی. کیفیت منابع آب سطحی ما به دلیل شرایط نامناسب مدیریت آبخیز دچار مشکل است و از طرفی کیفیت آبهای زیرزمینی هم به لحاظ کیفی مسالهدار است.
این یعنی علاوه بر موضوع کمیت، موضوع کیفیت آب تهران هم مطرح بوده و هست. بخش اعظم آبی که در تهران مصرف میشود (یعنی بالای ٨٠ درصد) دوباره به صورت فاضلاب بازمیگردد و باید پالایش شود تا به محیطزیست آسیب نرساند. این فاضلاب از طریق رود-درههایی که در تهران وجود دارند به سمت جنوب شهر میرود و در آنجا مشکلاتی را ایجاد میکند.
برای همین لازم است شیوه مدیریتی باید به صورتی باشد که بشود بین چرخه آب یعنی آبی که از آسمان میبارد و به صورت روانآب حتی منجر به سیل و خسارت میشود و آبی که از طالقان، کرج، لار و لتیان به سوی تهران میآید به شکل مناسبی مورد استفاده و پسابها هم حتیالامکان در تامین نیازها مورد توجه قرار بگیرد. در حال حاضر پس از کشمکشهای زیاد تازه موفق شدهایم که برای آبیاری فضای سبز از آب لوله استفاده نکنیم. اما به هر حال برای حفظ فضای سبز تهران حدود ٢۵٠ ملیون مترمکعب آب برداشت میشود که رقم بسیار بالا و قابل توجهی است. در کنار این موضوع حدود ٢٠ تا ٣٠ درصد تلفات آب داریم. به طور مشخص در مورد تهران این میزان از تلفات آب بازمیگردد به قدمت لولهها و بافت شهری بسیار فرسوده گستردهای که در پایتخت وجود دارد و مزید بر علت میشود.
از طرف دیگر اندازهگیری، کنترل آب و نرخگذاری حجمی آب هم به شکلی است که در مجتمعها به صورت تجمعی است و به صورت تفکیکی امکانپذیر نیست برای همین جرایمی که به مصرفهای بالا تعلق میگیرد از آنجایی که روی کل مجتمع سرشکن میشود…
اثر بازدارندگی خود را از دست دادهاند و تنها اثرشان، اثر درآمدی برای شرکت آبوفاضلاب است.
این مشکلات مزمن از قبل در تهران وجود داشتهاند و حالا به دلیل بارشهای اندکی که امسال داشتیم و شدت گرفتن خشکسالی، طبیعتا این مشکلات خودشان را بیشتر نشان میدهند و باید مورد توجه قرار بگیرند. معمولا در چنین شرایطی آخرین راهحلها به سمت جیرهبندی و قطع آب میرود که خسارتهای زیادی را ایجاد میکند و قبل از آن نقطه، باید تدابیری اتخاذ شود. قبلا هم سابقه داشته که به عنوان راهحل فشار آب را کمتر میکردند که خودش منجر به این میشود که در مجتمعها ناچار آب را پمپاژ کنند. یا اینکه از آب زیرزمینی بیشتر بهرهبرداری کنند که مشکل کیفیت آب را همراه دارد و مردم را به سوی استفاده بیشتر از تصفیهکنندهها میبرد، یعنی عملا هزینه مضاعف به مصرفکنندگان تحمیل میشود. همه اینها یعنی ما نیاز به یک تحول در نظام مدیریتی داریم که هم مشارکت مردم در آن قویتر دیده شود و هم شیوههای عرضه بیشتر به هر قیمت مورد تجدیدنظر قرار بگیرد.
اینکه در مورد وضعیت بد آب تهران زیاد نمیشنویم به این دلیل است که اطلاعات شفاف نیست و تصمیمات پشت درهای بسته گرفته میشود، یعنی ترجیح به ادامه روند موجود است. اگر این مسائل علنی مطرح شوند و مردم در جریان آن قرار بگیرند، نارساییهای مدیریتی خودش را نشان میدهد و به دنبال آن مطالبات و درخواستهای مشخصتری از سوی مردم مطرح میشود که این موضوع برای کسانی که علاقهمند به حفظ وضعیت موجود هستند، مطلوب نیست.
هرچه میگذرد مدیریت آب شهری سختتر میشود و راهحلهای بازسازی و تغییر با دشواریهای بیشتری مواجه میشوند، برای فرار از همین سختی است که گروهی علاقه دارند همان رویه موجود را حفظ کنند و تن به این مشکلات ندهند. در اختیار گذاشتن اطلاعات، پاسخگویی به مردم و جلب همکاری آنها یکی از همان راههای دشواری است که از آن حذر میشود.
شرایط دشواری برای کشور ما پیش آمده؛ به صورت خاص برای تهران. در برنامه ششم قرار بر این بود ١١میلیارد متر مکعب کاهش برداشت داشته باشیم که در کنار اقدامات دیگر مانند انتقال آب و باروری ابرها و استفاده از آبهای ژرف تقریبا فراموش شده است و طبیعتا چهره واقعی قضایا با همان سرعتی که منابع آب کم میشوند، خودش را آشکارتر نشان میدهد. این شرایط فرصتی است تا تصمیمات جدیتر با سرعت بیشتری گرفته شوند؛ زیاد وقتی باقی نمانده است.
* عضو اندیشکده تدبیر آب ایران
دیدگاهتان را بنویسید