
شمال ما، اعظم حسنی (شریفی): مردم استان گیلان صبورترین مخاطبها در دیدن سناریوهای تکراری و پی در پی هستند.
از نمایندههای تکراری مجلس و استاندارهای اجباری و شهردارهای موقت و شوراهای شهرهای ملقا شدهشان گرفته تا برگزاری مراسمهای ملی، مذهبی مشابه و بی نظمشان.
از حق که نگذریم در حوادث راهنمایی و رانندگی، آلودگی آبهای سطحی رودخانهها، کندوکاری ناهماهنگ و بی نظم در جای جای شهر و استان توسط ادارات مهمی که به اصطلاح نقش عمرانی به عهده دارند و معلوم نیست کی آنها را پر میکنند، پروژه های بزرگ و بی برنامه بلندمدت که زندگی روزمره مردم را مختل می کند و هرگز هم تمام نمی شود، فقدان مکانهای رفاهی و تفریحی برای جذب توریست در این استان ساحلی، عدم ایجاد بازاری منظم و ثابت برای محصولات تولیدی استان مثل برنج و چای و زیتون… و از همه مهمتر قول دادن های مشابه مدیران ارشد شهر و استان برای بهبود اوضاع رکورددار در کشور یا در برخی از موارد ذکر شده رکورددار در جهان هستیم.
القصه بارش شدید باران در روز شنبه 22 آبان یکی دیگر از سناریوهای تکراری این استان همیشه سبز و زیبا بود که باز به خاطر کوتاهی مسئولین عزیز رحمت الهی را به کابوسی برای همشهریان شهرباران تبدیل کرد.
آب گرفتگی منصفانه بین کوچهها و خیابانهای قدیمی و جدید تازه افتتاح شده شهر، نکته قابل توجه این سناریو بود.
همزمانی باریدن باران با شتاب و حرکت و تجمع آب در بسیاری از مناطق شهر صدای پای آب را به داخل منازل هم رساند و باعث وارد شدن خسارت های زیاد به اموال شخصی مردم با توجه به نرخ تورم در کشور و درآمد قابل قبول سرپرست خانواده شد. البته از زیر سئوال رفتن سلامت روانی افراد خانواده به خاطر ریزش این رحمت الهی فاکتور می گیریم!؟
خلاصه باز باران با ترانه … با ترانههای تکراری می آید داخل خانه و …
نمی دانم که آیا این نوشتنهای تکراری ما درباره مشکلات تکراری واقعاً ثمربخش است. زیرا در طول این سالهای بارانی بیشتر شبیه خط خطی کردن کودکان با گچ روی سنگ فرش حیاط خانه برای بازی لیلی بوده که با اندک ریزش باران شسته شده و دیگر اثری از آن بر جای نمانده است.
دیدگاهتان را بنویسید