حجت الاسلام حمید پورعیسی

شمال ما؛

در هیاهوی شهر و شعارهای زنده بادهای مرده ساز و در لابلای ثروت‏های باد آورده و منزلت‏های کاذبِ حزب بازی ها و گروه ‏گرایی‏های دروغین و اتحادهای ناوحدت، مردی به بلندای ندای تاریخی محرومان و پابرهنگان، پا به عرصه حضور می گذارد و در میان مدعیان به لاف نشسته ، تشنگان قدرت ، ناباوران محرومین و افتادگان اجتماعی و برای به سخریه کشیدن شعارهای دروغین و سیاه کردن چهره‏ های زر و زور و تزویر، چنان سرفرازانه همانند سرو، قد می کشد که آرزومندان رسیدن به میزهای جمع ثروت، حیرت زده و شگفت انگیزانه شکست را به تماشا نشسته اند و باور نمی کنند که او میلیاردر نبوده ، شام و نهار و کارت هدیه و وعده های کذا و کذا نداده ، او بنرهای ۵۰۰ هزار تومانی در جای جای شهر نزده  و پوسترهای ژست مآبانه و بدروغ متفکرانه،  توزیع نکرده  او ۴۰ میلیون یا ۱۰۰میلیون به کاسبان رای نداده تا او را در لیست امید و ناامید و شهر من و تو یا… وارد کنند تا مردم رای خود را بنام او رقم زنند. چون او برای نان شب خود معطل بود.  قلم‏های که نام این پاکبان شیرمردِ از طبقه ی محرومِ جامعه ی ثروتمندانِ تشنه ی قدرت و دارندگان ثروت، بروی سفیدی کاغذ سیاه کرده است، به یقین نور امیدی را طلب می کند ندای آن این است که ای:  شکم سیران و مرفعین بی درد و سربه بالین ناز گذاردگانِ راحت طلب،  و ای قدرتمداران در مسند خدمت نشسته،  لکن خدمتی از شما ظهور و بروز نمی کند، هشیار باشید ، جامعه بسوی فقر و غنی، دارا و ندار، طبقه مرفعین بی درد و گرسنگانِ منتظرِ یک لقمه نان شب، پیش می رود و ما ندای مظلومیت و فریاد محرومیت خود در یک برگه رای، به یک پاکبان باشرافت و پر تلاش و زحمتکش و محروم،  که عمری با نان حلال و نداشتن حقوق های نجومی، زندگی خود را اداره است، داده ایم تا شما از خواب غفلت تجمل گرایی و غنیمت خوارگی بیدار شوید.

اکنون ما نماینده ای از خود در میان شما داریم که شما به حال او می خندد و او بحال شما گریه می کند . او در کوران تبلیغات انتخاباتی احیانا از نان شب زن و بچه های محروم خود را زده است تا شاید یک کارت تبلیغاتی یا پوستری تهیه کند و امروز خانواده او به یقین در شور و شعف مضاعف اند.  لکن نه برای تکیه زدن او به کرسی یا قرار گرفتن پشت یکی از صندلی های شورا، بلکه به این خاطر که شاید خط پایانی برای مظلومیت همکاران محروم او باشد. شاید توانستند برای یکبار هم شده به زیارت امام رضا(ع) بروند و بهمراه خانواده‏ های این مستضعفین جامعه به آرزوی خود برسند، چون برخی از آنان هنوز با خانواده هایشان  از رشت هم  بیرون نرفتند . برعکس برخی از کسانی که امروز با هزینه کردهای میلیاردی به کرسی شورا تکیه زده اند،  بارها و بارها برای خوشگذارنی به سفرهای داخلی و خارجی رفته اند. جایگاه تبلغ او در میادین و خیابانهای شهر، شانه مردان سترگی بوده است که در صحنه ها و گوشه های خیابان همانند آهن محکم و بمانند کوه استوار شده اند.  شعارهای تبلغی این جماعت نادار و فقیر به گوش مردم رهگذر، از استودیوهای اجاره شده ی میلیونی و با استفاده از ترانه های مبتذل کاسبان فساد و ابتذال وحنجره های دخترکان به هفت قلم آرایش  پیچیده شده و پسران دخترنما، که در ستادهای تبلیغاتی حضور پررنگ داشتند ، و عکسهای رنگارنگ با ژست‏های دروغین از کاندیداهای به ظاهر متفکر و شیرینی و شکلات پخش می کردند، نمی رسید بلکه صدای ضعیف و نحیف آنان از گلوی گرفته ی به خاک برخاسته ی از کوچه و خیابانها، به مردمی می رسید که گوش آنان در طوفان تبلیغات چشمگیرِ از دروغ و تزویر و ریا و طلبکاران قدرت و شیفته گان ثروت،  پر شده بود و صدای مبلغان این انسان محروم همانند نسیمی گوش جان مردم تماشاگر را نوازش می‏ داد و بوی خوش مظلومیت و محرومیت به استشمام آنان می رسد . و این زنگ خطری است برای کسانی که در هرم قدرت قرار دارند، اما چنان در رفاه و تجمل و راحت طلبی غرق شده اند که چشمان آنان طلوع نور مظلومیت این قشر محروم را نمی بینند. این حرکت و جریان مطالبه گرایانه ، جامعه را به سمت و سوی ندای عدالت طلبانه سوق می دهد. بزودی عدالت طلبان بر کرسی های خدمت تکیه خواهد زد. بیائیم قبل ازاینکه آتش مظلومیت این قشر و قشرهای دیگر محروم جامعه ،  دامنگیر قدرتمداران عافیت جو و نجومی بگیران و هواداران آنان شود ، مسیر جامعه را به سمت و سوی توجه به محرومان و پابرهنگان تغییر دهیم و اریکه های قدرت را برای رسیدن به ثروت و مناصب را، موقعیتی برای راحت طلبی و بی دردی قرار ندهیم . بجای اینکه جامعه را به سمت سوی ابتذال و سرگرمی های غافل کننده بکشانیم به فکر رفع محرومیت و ایجاد اشتغال عزتمندانه جوانان تحصیل‏کرده و جویای عزت و شغل آبرومندانه، سوق دهیم.

بجای آزادی های دروغین و فاسد کننده،  به فکر عفت اجتماعی بوسیله ایجاد منابع درآمدی برای جوانان و فراهم نمودن زمینه های آرامش و امنیت برای آنان و خانواده هایشان باشیم . این ظلم بزرگی به مردم وفادار و عزتمند است که در صدد رفاه آنان نباشیم و خود در رفاه بسر ببریم. نباید آنان را به طرف خوشگذارانی های کاذب بکشیم تا سرگرم شوند و غافل از همه چیز و از غفلت آنان استفاده کرده ، برگرده آنان سوار شویم و با ایجاد توهم و شایعه پراکنی  امور واهی ، آنان را به سوی لهو و لعب بکشانیم و از مجاهدان و دلسوزان و حقیقت گویان جامعه، که مخالف این حرکت خفاش گونه و غفلت ساز هستند،  شخصیتی ترسناک و هراسانه بسازیم . زهی خیال باطل که این ظلم بزرگ در پس پرده ها و ابر ناآگاهی بماند. آنروز که خورشید بصیرت مردم طلوع کرد، رسوایی ها عیان خواهد شد. پس بیاییم با مردم زندگی کنیم. قشر محروم را در یابیم. یقین در این دوره یک پاکبان با شرافت و صادق راه پیدا کرد لکن دردوره های بعدی اگر مراکز قدرت و ثروت اجازه دهند شورا از آنان پر خواهد شد.

حمید پورعیسی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان؛ ۹۶/۲/۳۱

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *