
شمال ما؛ علی علیزاده ازبری: مشهور است که وجه تسمیه برنج از رنج گرفته شده است .یعنی محصولی که با رنج بدست می آید و کیست که این رنج را درک نکند وقتی زنان و مردان شالیکار را می بیند که از سپیده صبح تا تاریکی شب ، پاها تا زانو در گل با کمر خمیده، در حال نشاء ،وجین یا درو هستند . هر کس رنج کشاورز را باور ندارد سری به روستا ها بزند و به چهره زنان و مردان شالی کار بنگرد. خصوصا موقع (تاب کار) یعنی زمانیکه شتاب کار است. پینه دستانشان را ببیند و درچین و چروک صورت هاشان دقیق شود. زمین شالی کاری باید همیشه آب داشته و باتلاقی باشد کار در زمین باتلاقی سخت است . دوره طولانی حاصل دهی همراه با خشکسالی ها و بارندگی های بجا و نا بجا دغدغه همیشگی کشاورز است.برنج کاری آفتاب داغ و آب فراوان می طلبد.دست ما که نیست . هنگام درو زمان مناسبی برای برای ریزش باران بر سر خوشه های سنگین شده برنج نیست. کشاورز همیشه دستش به زمین و چشمش به آسمان است. زمانی باید ببارد . زمانی هم نباید ببارد . خیلی زمانها برعکس می شود . آری اختیار با ما نیست . گردش طبیعت است و حکمت خداوند.اگر به موقع نبارد خشکسالی امان کشاورز را می برد .زمین های بالادست کانال معمولا با خشکی سالانه مواجه اند. اگر بی موقع هم ببارد ضررش بیشتر از نفعش هست. ساقه های بلند و رسیده کمر شکسته می شوند به اصطلاح می خوابند.آنوقت برنج کال دیگر نمی رسد .برنج های بریده شده نیز سیاه یا رنگی می شوند. زمین مزرعه باتلاقی می شود.کمباین برای داخل شدن در مزرعه با مشکل مواجه می شود. ماشین درو دیگر به کار نمی آید. کار برداشت و حمل، بسیار سخت و سخت تر می شود.کار یک روزه به چند روز می کشد. نرخ کارگر بی حساب بالا می رود. رنج کشاورز بیشتر و بیشتر می شود.به یاد فیلم برنج خونین می افتیم.فیلمی که در سال 60 توسط امیر قویدل در فومن ساخته شدو سعی داشت تا رنج کشاورزان را به تصویر بکشد.
متاسفانه این رنج از سالهای دور نداری تا امروز به اصطلاح پیشرفته، ادامه دارد. کشاورزی ما سنتی است. زمین های ما به دلایل مختلف از بازدهی برخوردار نیستند . واقعیت این است که روستایی زیاد اهل حساب و کتاب نیست وگرنه زراعت چندان به صرفه نیست . درآمد کشاورز کافی نیست.
زمین ها ی زراعی ما کم بازده هستند . زیرا سالها بهره برداری شده و مواد لازم را ندارند. برنامه بهزراعی زمین ها بسیار کند شده است.سطح زیر کشت کم است. کودهای شیمیایی هم فقط دو یا سه مورد تکراری هستند(ازت،فسفر و…) و همه مواد را به زمین نمی رسانند.روش های زراعت سنتی است .ادوات و نهاده های کشاورزی گران هستند. برنج های مورد کشت نیز کمی(پر بازده) نیستند . کشاورز آموزشهای لازم را ندیده است.کشاورز ما عادت دارد به کیفیت بیاندیشد. اقلام پر محصول مورد اقبال نیستند.برنج دم سیاه و صدری و هاشمی و کاظمی خوش خوراک هستند اما کم بازده اند. شاهد مثال اینکه میانگین برداشت شلتوک در گیلان برای برنج هاشمی و کاظمی بین 5/3 تا 4تن و خزر 6/5 تن در هکتار است و این با استاندارهای موجود خیلی فاصله دارد .هزینه ها را پوشش نمی دهد.
خدمات کشاورزی در محل به کشاورز عرضه نمی شود اغلب مشاهده می گردد که کشاورزان درست در ایام کار که فرصت چندانی هم ندارند جلوی ادارات ، تعاونیها و مکانهای مربوط، اجتماع نموده اند تا وسایل لازم را در یافت نمایند.
امروزه کشاورزان کمتر برنج بریده شده را به انبار منتقل می کنند با وجود کمباین در داخل مزرعه ،شلتوک را استحصال نموده و به کارخانه های برنجکوبی منتقل می کنند. کارخانه هایی که اغلب قدیمی بوده و حتی فضای کمی برای انبار دارند . شلتوک ها اغلب در فضای باز انبار می گردد . با این شرایط ازکیفیت آنها کاسته می شود. کشاورز عجله دارد ،کارخانه ظرفیت ندارد.
بعد از بدست آمدن برنج سفید تازه رنج دیگری در راه است . آری فروش محصول ،درست زمانی که برنج های معروف هندی و پاکستانی با نام های دلربای ایرانی ، به وفور وارد گردیده و به لطف تبلیغات تلوزیونی بسیار معروف شده و با استقبال آشپز های ایرانی نیز مواجه است. برنج خارجی کیفیت چندانی ندارد اما دانه بلند و خوش پخت و ارزان تر از محصول داخلی بوده پس خریدار دارد. حالا بماند که برنج خارجی متهم به سمی(آرسنیک) بودن است.
کشاورز ماحامی ندارد.تعاونی ندارد. اما بدهی دارد. سررسید وام دارد. خرج خانواده دارد. بدهی آب بها ، برق و … دارد. و ارزان می فروشد . خدایی چیزی دستش را نمی گیرد.رنج بی حاصل بردن معنی می شود!
کشاورز گیلانی تک محصول است . سالها قبل در فصل تابستان نوغانداری خوب بود و دست کشاورز را می گرفت. صنعت نوغان به کلی تعطیل شده است و هیچ کس یا مقامی نمی گوید چرا؟ وضعیت تاسف بار باغات چای که دیگر نیاز به گفتن ندارد؟ با این همه برنجکاری نیم نفسی دارد.برای اینکه این نیم نفس هم قطع نشود و برنج کاری نیز به سرنوشت نوغان و چای گرفتار نگردد باید که روحی تازه در آن دمیده شود. واقعیت را بپذیریم که دیگر کشاورزی به روش های سنتی بازدهی ندارد. با کشت ماشینی و صنعتی ، باعث افزایش محصول گردیم که این نه فقط نیاز ما بلکه نیاز تما م جهان است .با وضعیت موجود بشر قادر به تامین غذای مورد نیاز جمعیت جهان نخواهد بود . برنج پس از گندم مهمترين محصول کشاورزي است و نقش بسيار بارز و چشمگيري در تغذيه مردم جهان و نيز کشورمان دارد. از طرفی زمین های ما به شدت در حال تبدیل شدن هستند. و هر روزه کمتر و کمتر می شوند. مزارع زیادی را سراغ داریم که بایر مانده اند.یا تبدیل به کاربری های دیگر شده اند. تغییر کاربری های با حساب و بی حساب ،خانه های ویلایی معروف به خانه های دوم شهر نشینان، تاسیسات مسکونی ،گردشگری،صنعتی و خدماتی ،کشاورز خیلی راحت از حاصل عمر خود می گذرد . می فروشد ومی رود، ارزان هم می فروشد.
باکشت مکانیزه و استفاده صنعتی از محصولات دیگر برنج ،مانند کاه و سبوس ، هزینه ها پایین آمده و زراعت قابل توجیه خواهد بود. باکشت توام و بهره برداری های چند وجهی و خروج از تک محصولی در آمد کشاورز افزایش خواهد یافت .شاید هم با تبدیل شدن زمین های خرد به تعاونیهای بزرگ وضعیت بهبود یابد . سالها پیش در فیلمی دیدم که مزرعه بزرگی دچار سیلاب گردید و یکسره خوابید اما پس از فروکش کردن آب هلیکوتر ها روی مزرعه را پودر پاشی کردند وشاخه های شکسته دوباره بلند شد.مزرعه ای که همه ی کار ها صنعتی بود . به تمام معنا مکانیزاسیون تحقق پیدا کرده بود. پس صنعتی شدن امکانپذیر است و با تحقق آن رنج برنجکار کم خواهد شد.
با شرایط فعلی برای کشاورز همیشه (تابکار ) است.یعنی شتاب کار ، در فصل بهار باید شتاب داشته باشد تا هر چه زودتر زمین را نشاء نماید و در موقع برداشت(بج بینی) نیز باید شتاب کند تا سریع تر جمع آوری نماید واین شرایط باید که تغییر نماید.
با این همه در شرایط فعلی کشاورز متضرر گشته و شرکت های بیمه باید و باید به سراغ او رفته و دست پینه بسته اش را بگیرند و منتظر نمانند تا کشاورز رنج دیده جلوی دکان !آنها صف بکشد.
به هر حال این یک مقاله تخصصی در بخش کشاورزی نیست.بلکه بیان درد و رنج کشاورزان شالی کار منطقه، از قلم یک دهقان زاده است که در تمام زندگی این رنج را چشیده و خستگی همیشگی پدر ومادراز کار سخت و زیاد ،و دست پینه بسته اما خالی آنها را دیده و احساس کرده و رنج برده است. با این همه باید توکل ما به خدا باشد. خدایی که برکت دهنده بوده ، در همین نزدیکی است . هوای همه را دارد و همه ی ما را به حرکت می خواند . ولی سزاوار نیست بعد از این همه پیشرفت در علوم مختلف ،کشاورز برنج کار ما با روش های سنتی ، تمام روز پاها تا زانو در گل و باکمر خمیده کار کند و نتیجه هم نگیرد. و این شعر را زمزمه کند که،
از یمین و تا یسار کاریمی سر آخر پلا برنج ناریمی
دیدگاهتان را بنویسید