دکتر رضا سیمبر

شمال ما؛

قطعا نخبگان سیاسی هر جامعه ای پس از مرگ خود بهتر مورد بحث و ارایه نظر قرار می گیرند و گذشت زمان است که بهترین قضاوت ها را در مورد آنان انجام خواهد داد، البته به شرطی که اطلاعات درست و مکفی بدون سیاه نمایی ها و اغراق ها در مورد آنان در دسترس باشد.  فیدل کاسترو، رهبر انقلابی استکبار ستیز و استقلال طلب معروف کوبایی در آمریکای لاتین در حافظه تاریخ هماره باقی خواهد ماند و این آیندگان هستند که در مورد وی قضاوت های متعددی را ارایه خواهند کرد.

 فیدل که در کشور خود، در منطقه آمریکای لاتین و در سطح جهانی به چیرو یا قهرمان معروف شده بود، بدون شک یکی از قهرمانان بی بدیل آمریکا ستیزی  و استقلال طلبی قرن بیستم است. هم زمانی ایستادگی او در مقابل آمریکا با ایستادگی مردم ایران در دهه های انقلاب اسلامی، باعث شد که وی در ایران نیز به خوبی شناخته شود.  سفر تاریخی کاسترو و سخنرانی معروف او در اردیبهشت یک هزار و سیصد و هشتاد، یعنی پانزده سال پیش در سالن اجتماعات دانشگاه تهران در خصوص جهانی شدن و نو لیبرالیسم آمریکایی که باعث تشویق و استقبال شدید دانشجویان و اساتید حاضر شد نیز به این شهرت و معروفیت این رهبر آمریکا ستیز در جامعه ایرانی افزود.

کوبا و ایران در این مدت شباهت های زیادی داشته اند.  یکی از آنها اعمال ناجوانمردانه تحریم های گسترده واشنگتن علیه هاوانا و تهران بوده است.  که این تحریم ها تا همین اواخر ادامه داشت و همواره یکی از افتخارات چیرو این بود که در مقابل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و آن هم در قرابت جغرافیایی با ایالات متحده آمریکا، قطعا مرهون عوامل متعددی است، یکی از آنها عدم ترس و پایمردی به اصول ارزش های انقلابی در کوبا بود.  یک دلیل دیگر، شخصیت کاریزمایی، انقلابی و فرهیختگی شخص چیرو بود که دچار زوال و تردید در ارزش های انقلابی خود نشد و توانست که با بسیج افکار عمومی به منش انقلابی خود با تمشیت و تدبیر ادامه دهد.  موفقیت های چشمگیر کوبا در اقتصاد مقاومتی، تامین اجتماعی مناسب برای آحاد مردم، آن هم در اوج فشارها و تحریم های آمریکا، ریشه کن کردن بی سوادی و فقر عامه، بالا بردن میزان بهداشت و رساندن آب آشامیدنی سالم، کم کردن چشمگیر بدهی های خارجی هاوانا همه و همه از رموز حمایت مردم از چیرو و استمرار ایده انقلابی کوبا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود، فرآیندی که نهایتا به اعتراف باراک اوباما منجر شد که سیاست تحریم و محاصر اقتصادی آمریکا علیه کوبا شکست خورده است و به این ترتیب دستور لغو تحریم ها را صادر نمود.  به عبارت دیگر، تجربه کوبا برای همه کشورهای انقلابی یک الگو است که می توان از طریق اقتصاد مقاومتی، الگوهای رشد و توسعه درون زا، و خلوص انقلابی، پایمردی به ارزش های انقلابی، استکبار ستیزی و تکیه بر آحاد مردم، شاخ استکبار را شکست و آن را به زانو در آورد.  قطعا تجربه این چیروی انقلابی سرمایه ای گران قدر برای همه رهبران انقلابی در دنیای قرن بیست و یکم خواهد بود.  تجربه ای که نشان داد و به اثبات رساند که نظام استکباری علیرغم همه منم منم کردن ها و قدرت مآبی خود از درون خالی است و می توان با تکیه بر ارزش های انقلابی، کسب اعتماد مردم از طریق گسترش تامین عدالت اجتماعی و برابری ها و اقتصاد مقاومتی راه را به جلو پیش برد و بدون مذلت خواهی و شکست در مقابل نیروهای استکباری به آرمان های انقلابی یک جامعه، جامه عمل پوشانید.

البته دلیل دیگری را نیز در تحلیل استمرار و پایداری انقلاب کوبا پس از سرنگونی کمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی می توان سراغ گرفت و آن اینکه چیرو هرگز حکومتی کمونیستی یا حکومتی که تحت فرامین و دستورهای حزب کمونیست اداره و تدبیر شود برقرار نکرد.   به تعبیر و برداشت فیدل کاسترو رهبر انقلابی کوبا حکومت هاوانا، کمتر بر محور دکترین کمونیسم و عملا بر محور کاربردی، راهبردی کمونیسم در منطقه ای که جامعه و حکومت به نوعی به سلسه مراتب هرمی خو و عادت کرده بود، پایه گذاری شد.  در واقع همین سلسله مراتب بودکه توانست به شکل قابل قبولی با تکیه بر اقتصاد مقاومتی و علیرغم تحریم و محاصره اقتصادی بی رحمانه، ناجوانمردانه و گسترده واشنگتن بر علیه انقلاب کوبا، توانست وضعیت آموزش، بهداشت، و اقتصاد را در کشور مدیریت کند.

دکتر رضا سیمبر

استاد تمام گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه گیلان

 

منبع: فارس


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *