معراج مبرانیا

شمال ما؛

در دنیای امروزی که تبلیغات بخش بزرگ و مهمی از هر کسب و کاری است و سازمان ها عموماً هزینه های هنگفتی برای این مسائل هزینه می کنند و همه ی مردم نیز روزانه مورد هجمه انواع تبلیغات از پیامکی گرفته تا ایمیل های اسپم و بیلبردها قرار می گیرند. بنابراین لازم است در نحوه و محتوای تبلیغاتی که توسط سازمان ها مورد استفاده قرار می گیرد مجدداً مورد بررسی قرار گیرند.
در این نوشتار به هیچ وجه قصد توهین و یا تخریب شرکت های مجری تبلیغات و مالک تبلیغی را نداریم و فقط قصد این را داریم که بگوییم نباید با توجه به هزینه های سنگینی که شرکت های تبلیغاتی بابت طراحی و اجرا از مالکان شرکت ها می گیرند همه چیز را بفروشند.
در این روزها که همه جا صحبت از اقتصاد مقاومتی و خرید کالای وطنی است تا جایی که شبکه های معاند و  ماهواره ای نیز از آن سوی مرزها ما را به عضویت در کمپین های خرید کالای ایرانی تشویق و ترغیب می کنند در داخل کشور روزانه هزاران نفر از زیر پای مردی در بیلبردی می گذرند که به نوعی نماد آمریکای امروز است. مردی که با تفسیر نحوه نشستن و نگاه کردنش توسط متخصصان زبان بدن و روانشناسی بر اینکه ایشان به نحوی بر مسند قدرت تکیه زده اند و مخاطبینش در جایگاه پایین تری نسبت به ایشان قرار گرفته اند را تائید می کنند. آیا خدشه دار شدن عزت عمومی شهروندان هم قیمتی قابل پرداخت دارد؟
حال سوال اصلی آن است که آیا هیچ جایگزینی برای این فرد و نحوه تبلیغات آن وجود نداشته است؟ آیا هنرمندانی همچون شهاب حسینی، پیمان معادی و بهرام رادان و… نمی توانستند جایگزین این بازیگر آمریکایی شوند؟
و در نهایت اینکه این تبلیغ مرا به یاد شعر حضرت حافظ می اندازد که می فرمایند:
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد  آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

* کارشناس ارشد مدیریت
مشاور حوزه کسب و کار

.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *