شمال ما؛
عقاید انحرافی حوانان را تهدید می کند ، برای تقویت ایمان جوانان باید سرمایه گذاری مادی و معنوی کنیم .
یکی از ویژگی های انقلاب اسلامی که منجر به تشکیل حکومت اسلامی با نام نظام جمهوری اسلامی شد ویژگی اعتقادی و ارزشی و ایدئولوژیکی آن است .
انقلاب ایران با عنوان انقلاب اسلامی پدید آمد یعنی تمامی قوانین و مقررات و دستورالعملهای آن در حوزه های مختلف اجرائی ، مقننه ، قضائی باید بر اساس دستور اسلام و منطبق با شرع مقدس باشد .
نیروی این انقلاب مردمی بودن و اسلامی بودن آن است و رهبری آن بعنوان مرجع بزرگ دینی و اسلامی است . ایدئولوژی آن اسلام ناب محمدی (ص) که سازش با نظامهای رایج دنیا ندارد چرا که اصول حاکم بر نظام های دنیا به هیچ عنوان با نظامهای دینی همراهی و سازگاری نمی کند .
اصولا نظامهای سیاسی دنیا یا سکولارند و یا لائیک ، گرچه از نظر ادبیات سیاسی واژه دمکراتیک بکار می رود لکن از نظر دینی یا معتقد به حاکمیت و دخالت اصول دینی در سیاست نیستند گرچه مردم آن مذهبی باشند و یا اصلا هیچ اعتقادی در جامعه آنها نسبت به دین وجود ندارد تا در حاکمیت دخالتی کند .
لکن انقلاب اسلامی در وراء این تصورات موجود ، هم دارای مردمی معتقد به مبانی دین و اسلام و هم دارای رهبری بزرگ از مردان دین و دیانت و با کسوت مرجعیت دینی.
تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، اسلام در حوزه فرهنگ عمومی و در قلمرو زندگی خصوصی مردم به حیات خود ادامه می داد و البته این حیات در فرآیند جهانی شدن فرهنگ غرب نیز در معرض آسیب های جدی قرار گرفته بود، و رابطه مردم با عالمان دینی در آن مقطع بر مدار مرجعیت سازمان می یافت ومسائل اسلامی را نیز در همین محدوده مطرح می کرد
با حرکت امام خمینی(ره)، اسلام از قلمرو زندگی خصوصی به حوزه زندگی اجتماعی و سیاسی وارد شد و دین با استفاده از ذخایر تاریخی فرهنگی خود در عرصه زندگی متدینان بر پای خود قیام کرد.حضور دین در عرصه زندگی سیاسی، که به انقلاب اسلامی منجر شد، نقطه عطفی تاریخی را برای تغییر جغرافیای فرهنگی و سیاسی جهان معاصر رقم زد. این پدیده به نوبه خود ایران اسلامی ومدیران جامعه اسلامی را در جهان جدیدی قرار داد.
واقعیت این است که این انقلاب با این ویژگی ها برای دنیا ناشناخته و نا آشنا بودو دنیا با چنین انقلابی آشنایی نداشت . لذا در برخورد با آن از روش ها و شیوه های معمول سرکوبی با نابودی ، از بین رفتن ها استفاده کرد تا آن را از صحنه روزگار و از لیست نظام های سیاسی خارج نماید لکن شیوه ها و روش های معمول همانند : ایجاد زمینه کودتا توسط عمال داخلی ، هجوم نظامی ، بیکارگیری شیوه های استحاله یعنی تخریب و تهی کردن نظام از داخل ، اعمال کارهای تروریستی ، ترور شخصیت های موثر نظام ، تهدیدهای اقتصادی ، سیاسی ، تحریک های اقتصادی و … به هیچ عنوان کارآیی نداشته و چندان تاثیر در نظام اسلامی و انقلاب ایران نداشته است و انقلاب اسلامی در جریان سیاسی و فرایند حیاتی خود همیشه در کمین انقلاب اسلامی ایران است و هر لحظه وقت شماری می کند تا از هر راهی آن را نابودکند و وجود او را از صحنه روزگار سیاسی برکند.
یکی از ویژگی هایی که این انقلاب را از انقلاب های دنیا متمایز می کند ،اعتقادی بودن آن است یعنی این انقلاب با مبانی دین اسلام و شرعیت قرآنی پایه گذاری شد و هدف از آن اجرایی کردن فقه جعفری و اصول اسلامی بر مبنای قرآن بوده است . موازین و ارزشهای دینی در سرلوحه اجرائیات آن قرار دارد . عشق به خاندان پیامبر (ص) و اسوه بودن آنان برای مردم و الهام از زندگی و شهادت آنان در راه خدا خصوصا درس گرفتنه از عاشورای حسینی (ع)، از عواملی بودند که در مردم ایران تحولات عظیمی ایجاد کرده و امروز هم از عوامل مبقیه این انقلاب بشمار می رود. یعنی همانگونه که این ویژگی در کنار ویژگی مردمی بودن ، داشتن رهبری دینی ، از عوامل محدثه و ایجاد کننده انقلاب می باشد ، از عوامل متبقیه و تاثیر گذا در استمرار انقلاب هم بشمار می آید .
لذا می توان گفت به همان اندازه که دشمن برای نابودی انقلاب ، درصدد دوری مردم از رهبری نظام و جدا کردن مردم از رهبر به انحای مختلف تلاش می کند تا این دو رکن اساسی را تزلزل کند ، به همان میزان درصد سست کردن و نابودی و متزلزل کردن اعتقادات و باورهای مردم خصوصاً جوانان نسبت به انقلاب و دین و مذهب است .
امروز دشمن در رصدخانه هجوم خود هویت اعتقادی و دینی جوانان را رصدمی کند و آنها را نشانه گرفته است .
دشمن در صدد نفوذ در اعتقادات جوانان است و اصول کار و تلاش و فعالیت او بر مبنای تضعیف اعتقادات اسلامی وتلاش برای بی اعتنا کردن جوانان نسبت به دین است و رواج این بی اعتنائی و توجه جوانان به امور واهی و غیر دینی و سرگرم کردن آنان به مسایل جنسی و تفریحی ناسالم خود بخود نتیجه بی تفاوتی و بی اعتقادی نسبت به انقلاب و اسلام را بهمراه خواهد داشت.
دشمنان ارزشها و باورهای ما را مورد هجوم قرار دادهاند و سعی دارند با ایجاد رخوت و بیانگیزگی در نسل جوان حتی تا بنیادهای وحی را نیز متزلزل کنند.
دشمن امروز برای بی دینی جوانان ما سرمایه گذاری کلانی می کند در حالیکه ما باید در جهت تقویت اعتقادات آنان گامهای موثرو بلندی بر داریم و به موازات حرکت و عزم دشمن، اراده و استقامت ما نیز باید بیشتر گردد
در زمان حاضر که دشمنان اسلام تلاش می کنند تابا سست کردن مبانی اعتقادی جوانان و ایجاد شبهه در ذهن جوانان، پایه های اعتقادی و دینی آنها را متزلزل کنند حفظ دین و روحیه دینداری در جوانان و تلاش در جهت افزایش بعد فرهنگی و اعتقادی از نخستین وظایف مسئولین و برنامه ریزان و مهندسین فرهنگی و اجتماعی به شمار می رود.
منظور از بعد فرهنگى نگهبانی و حراست فرهنگ دینی در جامعه و میان جوانان است و اینکه فرهنگ اسلامی و دینی با مشخصات و ویژگیهایی که دارد در میان جوانان وجامعه زنده بماند و نقش آفرین و جهت بخش باشد.
امروز، همین فرهنگ اسلامی و دینی مورد تهاجم بیگانگان و دشمنان دین قرار گرفته است. دشمن سعی دارد با حذف فرهنگ دینی و اسلامی در جامعه و دور کردن جوانان از این فرهنگ ، سلطه فرهنگی خود را در جامعه گسترش دهد و بر حذف آن تاکید می کند.
تهاجم فرهنگی چیزی جز حذف و به ابتذال کشانیدن فرهنگ دینی در جامعه اسلامی خصوصا در عصر غیبت نمی باشد. امروز آنچه در جامعه اسلامی ضرورت دارد تقویت جبهه فرهنگی است . دبروز با توپ و تانک به ما حمله کردند امروز با تحمیل فرهنگ غربی، از این حمله و از این جبهه غافل نباشیم زیرا تلفات این جنگ سنگینتر از جنگ نظامی است .
امروز اعتبارات فرهنگی بمراتب نسبت به تهاجم بنیان برافکن قابل توجه نیست آنچنان که در امور بازرگانی و اقتصادی و ایجاد نمایشگاههای شکم پرکن و گاهی تفریح مآبانه تلاش می شود در جهت ارتباطات اعتقادی و مذهبی گامهای موثری برداشته نمی شود .
در مبارزه با تهاجم فرهنگى باید ابزار فرهنگى را به خدمت گرفت .بخاطر داشته باشیم که در تهاجم فرهنگی دشمنان با سرمایه گذاریهای فراوان سعی می کنند در جوانان عقده حقارت و خود کم بینی ایجاد کنند که صاحب فرهنگ مترقی نیستند و اینکه فرهنگ اسلامی فرهنگی متروک و کهنه است .
در صورتی که بسیاری از سیاست مداران بزرگ غربی به این نتیجه رسیده اندکه اسلام جواب همه مشکلات جامعه بشری را داده است و تنها اسلام میتواند به داد دنیا کنونی برسد .لذا می توان با معرفی فرهنگ اسلامی و نمایاندن کاربرد آن در زندگی بشری عملا به جهانیان فهماند که فرهنگ اسلامی بالاتر از آن چیزی است که آنها مى پندارند جوانان از طریق تمسک به فرهنگ اسلامی و مذهبی بهتر می توانند خودیابی و خودشناسی کنند.
امروز ابعاد امر به معروف و نهی از منکر نه تنها گسترش نیافته است بلکه بمراتب به ضعف کشیده شده و آرام آرام بساط خود را از صحنه زندگی دینی ما برمی دارد چرا که کاملا با بی اعتنائی ما روبرو شده است و ما توجهی به این امر حیاتی و سرنوشت ساز نمی کنیم. درحالیکه قرآن کریم بهترین امتها را امتی می داند که امر به معروف کنند و نهی از منکر بنمایند .
از بهترین راههای عملی مبارزه جوانان با فساد و تهاجم فرهنگی بیگانگان در جامعه امروز، امر به معروف و نه از منکر و احیاء آن در جامعه اسلامی است .
خیال نکنیم که امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ما نیست چرا که این ها جزو فروعات دین هستند و مانند نماز حکم واجب دارند پس عمل نکردن به آنها گناه محسوب میشود .
با این دو عمل است که احکام و فرایض الهی در جامعه برقرار می ماند و جامعه دینی از انحراف نجات می یابد . رضا و خشنودی امام زمان(عج) در آن است که معروف عملی شود و منکر ترک گردد. بنابراین هیچ مسلمان و مومنی نمی تواند در این باره بی تفاوت باشد.
حضرت علی (ع) در بستر شهادت به فرزندانش امام حسن و امام حسین (ع) سفارش می کند :
«امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنید که در این صورت اشرار شما برشما چیره میشوند. پس شما برای دفع آنها دعا کنید ولی دعای شما اجابت نمی شود. »
وهمچنین پیامبر اعظم در مورد نهی از منکر فرمودند :
«همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنی را که ضعیف و بی دین است، سؤال شد: مؤمن ضعیف و بی دین کیست؟ پاسخ داد: کسی که نهی از منکر و جلوگیری از کارهای زشت نمی کند .»
هدف امام حسین نیز ازبرپایی قیام عاشورا احیاء امر به معروف و نهی از منکردرجامعه اسلامی آن زمان بوده است پس میتوان گفت این دو امر آنقدر ارزش داشت تا عاشورایی به پا شود .
در بحث از مقابله با تهاجم فرهنگى آنچه مهم است و باید به آن بیشتر از سایر موارد عنایت شود مسئله امر به معروف و نهی از منکر است. امر به معروف و نهی از منکر قوی ترین سلاح پاسداری از فرهنگ و ارزشهای اسلامی و حفظ جامعه اسلامی از فساد و تعرض دشمنان دین می باشد.
این دو فریضه بر حسب روایات، همه واجبات بوسیله این دو پا برجاست با توجه به اهمیت این دو فریضه در دین اسلام، جوانانِ جامعه اسلامی و همه مسئولین بایستی پیشگام در اجرای این اصل مهم اسلامی باشند و در واقع مدیران و مسئولین و احاد جامعه خصوصا جوانان با اجرای این اصل مهم می توانند بصورت عملی جامعه رااز وجود آلودگیها پاک سازند و سلامت جامعه را تضمین کنند.
در شرایط جدید، اهداف استعماری از طریق شیوه هایی چون جنگ و سلطه نظامی و تهدیدهای سیاسی دیگر کارساز نبود، لذا استعمارگران این بار، استعمار فرهنگی را در راس برنامه های خود قرار دادند، تا از این طریق، زمینه را برای سلطه سیاسی و اقتصادی خود فراهم سازند . بدین منظور برنامه های زیر را به اجرا درآوردند:
۱ . جلوگیری از رشد آگاهی مردم:
از آنجا که مهم ترین عامل نفوذ و موفقیت استعمارگران در طول تاریخ، جهل و ناآگاهی مردم است، در دوره جدید نیز استعمارگران با استفاده از شیوه های مختلف و ابزارهای پیشرفته تلاش نمودند تا از راه مشغول ساختن مردم به کارهای غیرمفید و سرگرمی های غفلت زا آنان را از توجه به مسایل اساسی و منافع اصلی خود باز دارند . برای تحقق این هدف به ساختن فیلم هایی با اهداف و پیام خاص و همین طور گسترش فساد و بی بندوباری و اعتیاد به مواد مخدر و . . . روی آوردند .
۲ . استحاله فرهنگ بومی:
فرهنگ های بومی اغلب دارای عناصری پویا هستند که همواره مانع تحقق اهداف استعماری است . بر این اساس، یکی از اهداف استعمارگران تحریف در محتوا و نوع جهت گیری عناصر مثبت فرهنگ های بومی بوده است . آن ها از طریق بسیج همه امکانات و ابزارهای تبلیغاتی گسترده خود، می کوشند تا نوع بینش ها، باورها، گرایش ها و ارزش های فرهنگی و اعتقادی مردم را دچار تحریف کنند . برای مثال، اگر فرهنگی مبتنی بر اصول و عناصر مثبتی همچون ظلم ستیزی، شجاعت، قناعت، عزت نفس، ساده زیستی، عفت و پاکدامنی و . . . باشد هرگز با عناصر فرهنگی ای همچون تجمل گرایی و مدپرستی، اسراف، تبذیر، بی بندوباری، و فحشا و تسلیم در برابر بیگانگان و . . . سازگار نخواهد بود . بنابراین، استعمار با تغییر عناصر فرهنگی مثبت و جایگزینی عناصر منفی به تحذیر و استحاله فرهنگ های بومی همت می گمارد
۳ . تحمیل فرهنگ و ارزش های وارداتی:
وقتی پایه های فرهنگ بومی جامعه ای، در اثر تبلیغات گسترده و شیطنت استعمارگران سست شد، اموری چون خود کم بینی، احساس حقارت و در نهایت، خودباختگی فرهنگی پدید می آید، اموری که در نهایت، زمینه ساز پذیرش سوغات و عناصر منفی فرهنگ بیگانه را فراهم می آورد . با پذیرش فرهنگ بیگانه، طبعا بازار فروش کالاهای فرهنگی و مصرفی بیگانه در داخل اشباع می شود .
بدین سان، نیروی ابتکار، خلاقیت و مهم تر از همه هویت فرهنگی کشورها مورد هجوم قرار گرفته، دچار بحران می شود و اعتماد مردم به ویژه قشر جوان، نسبت به اصول فرهنگ بومی از بین می رود و زمینه پذیرش فرهنگ بیگانه فراهم می گردد . استعمار با تبلیغات گسترده خود پذیرش ارزش های فرهنگی بیگانه را تنها راه پیشرفت و سعادت می داند . در چنین شرایطی، به طور طبیعی، پای بندی به اصول اخلاقی و باورهای دینی جامعه، نماد انحطاط و جمود فکری، و پذیرش فرهنگ بیگانه نشانه پیشرفت تمدن تلقی می شود . بدین ترتیب، الگوهای فرهنگی بیگانه در جامعه به عنوان ارزش مطرح می شود . وقتی زمینه پیروی از الگوهای جدید در میان قشر جوان فراهم شد، مدگرایی و تقلید از نوع پوشش و برخی هنجارهای بیگانه رواج پیدا می کند . ترویج این امر، علاوه بر تشدید روحیه مصرف گرایی و تجمل پرستی، منجر به تغییر ارزش ها و انهدام نظام فکری نسل جوان می شود، انهدام چیزی که از سرمایه های اصلی هر جامعه ای است .
حمید پورعیسی چافجیری – عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان
دیدگاهتان را بنویسید