حمید پورعیسی

شمال ما؛

 

جنبش نرم‌افزاری (نهضت تولید علم)

موانع و راهکارها (با نگرشی به دیدگاه مقام معظم رهبری)

حمید پورعیسی چافجیری؛ عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان

(دانشجوی دکترای جامعه شناسی)

 

پیش کلام:

دانشگاه در دنیای پیشرفته امروزی ،علاوه بر تربیت نیروهای متخصص و تولید علم، نقش بسیار اساسی در تولید فرهنگ نیز بر عهده دارد. یکی از رسالتهای بزرگ دانشگاه و اهل علم، تولید علم برای جامعه است، امروز مناسبات اجتماعی و تعاملات زندگی انسانی آنچنان پیچیده و عمیق شده است که بدون آگاهی و تسلط بر جنبه‌های گوناگون این مناسبات و تعاملات  توسعه و پیشرفت محال خواهد بود. امروز فعالیتهای اجتماعی و تلاشهای توسعه‌ای برای پیشرفت جامعه باید در سایه استقلال و ژرف نگاهی علمی صورت پذیرد. نهضت آزاد اندیشانه و جنبش نرم افزاری یک چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای است که از سوی مقام عظمای ولایت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح گردید و پیامی بود که بارقه های امید را در دل همه آزاد اندیشان روشن نمود و همه کسانی که دغدغه های علمی جامعه را داشتند به وادی امید کشانده شدند.

این پیام زمینه ای را فراهم نمود تا فرهیختگان و فرزانگان پا به عرصه این وادی بگذارند و رسالت علمی را بعنوان پایگاه و سمبل تولید و تفکر و تحقیق و پژوهش بپذیرند و در واقع دانشگاه و مراکز پژوهشی و علمی جامعه اسلامی بعنوان عروجگاه علمی فرزانگان به آسمان علم و دانش محسوب می‌گردد. دنیای سخت و بی محتوای امروز، علم و دانش را بعنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصد شوم خود که همانا منفعت و سودجویی سیاسی و اقتصادی و چپاول کشورهای عقب نگه داشته شده است استفاده می‌کند.

لکن شایسته و بایسته است که دانشمندان متعهد و متخصص به رسالت خود جامه عمل بپوشانند و در خصوص علم و دانش اعاده حیثیت نمایند و دزدان اندیشه و تفکر را به زندانهای جهل و نادانی بفرستند همانان که با مقوله مقدس علم معامله ای جز سقوط انسانیت، اخلاق، اعتقادات ، به استضعاف کشاندن انسانها ندارند.

در پیام مقام معظم رهبری آمده است که:(( باید تولید نظریه و فکر تبدیل به یک ارزش عمومی در حوزه و دانشگاه شود.))

این امر می طلبد که همه اساتید ، دانشجویان ، طلاب ، علما و روحانیون در خصوص تولید علم و نظریه کمر همت را ببندند و در راه رسیدن به آن اهداف عالی گام بردارند ، و یک مشارکت عمومی را ایجاد نمایند که نیاز به فعالیت مستمر و تلاش مضاعف دارد. امید است در سایه قرآن و توکل به خدای متعال و توسل به اهل بیت (ع) و در راستای رهبری پیامبر گونه مقام معظم رهبری و یاری و مشارکت همه اندیشمندان و فرهیختگان جامعه علمی به آن امر مهم دست یابیم

فـصل اول : کلیات

       اصطلاح شناسی تحقیق -: Terminology

 

۱- جنبش یا نهضت : Movement

به یک حرکت عمومی نسبتاً منظم و با دوام که با اهداف گوناگون سیاسی، فرهنگی و غیره و با نقشه معین صورت می گیرد .

جنبش یا نهضت تولید علم ، به یک حرکت عمومی برای تولید علم اطلاق میگردد که شامل نظریه های علمی هم می گردد و به عبارت دیگر جنبش نرم افزاری یا تولید علم را می توان به :فرایندی اطلاق کرد که علم را درمسیر تکوینی و بسوی تکامل سوق میدهد و مسیر ارتقاء کیفی و کمی آنرا تبیین و تشریح میکند ابزارهای مورد نیاز را برای رسیدن به اهداف عالی می شناساند.

 

۲- علم یا دانش: ( Science-learning )

معنای اصلی و نخستین علم دانستن دربرابر ندانستن است و به همه دانستنی ها صرف نظر از نوع آنها علم می گویند و عالم کسی را می گویند که جاهل نیست.  مطابق این معنا ( اخلاق ، ریاضیات – فقه – دستور زبان – مذهب – زیست شناختی و نجوم ….) همه علوم هستند و هرکس یک یا چند گروه از آنها را بداند عالم دانسته می شود.

اما معنای دیگر  این است که علم منحصراً به دانسته هایی اطلاق می‌شود که بر تجربه مستقیم حسی مبتنی باشد. Scientific)) علم  در اینجا در برابر جهل قرار نمی گیرد بلکه در برابر همه دانسته‌هایی قرار می‌گیرد که آزمون‌پذیر نیستند. علم اخلاق (دانش خوبی‌ها و بدهی‌ها) متافیزیک (دانش احکام و عوارض مطلق هستی) – عرفان (تجارت درون شخصی) منطق (ابزار هدایت فکر) – فقه و اصول و بداغت و…. همه بیرون از علم به این معنای آن قرار می‌گیرد و همه به عنوان موضوعات غیر علمی هستند.کلمه science در انگلیسی و فرانسه معادل این معنای علم هستند.

تعاریف دیگری از علم عبارتند از :

علم عبارت است از تراکم پیاپی یا سیستیماتیک اطلاعات.

۱) علم روش شناخت حقایق موجود در این طبیعت بی کران و تنظیم حاکم بر پدیده های آن است.

۲) علم معرفتی است منظم که با استفاده از روش های معین و بخصوصی بدست می آید و قوانین و یا روابط پایدار موجود در طبیعت و واقعیت را بیان میکند.

اما مراد ما از علم در این مقال آن معنای از علم است که در برابر جهل است و مراد از علوم همه علومی هستند که در دسترس انسان قرار دارد و انسان می تواند قوانین نظری و عملی آن را کشف کند و بخشی از نادانسته های انسان تبدیل به دانسته ها می شود  و مراد ما صرفاً علم مبتنی بر تجربه های حسی یا بدست آمده از روش خاصی نیست . زیرا هدف علم در حقیقت به منظور تسلط بر حقیقت و شناخت بیشتر آن و بوجود آوردن  نظریه می باشد.

به عبارت دیگر هدف علم تشریع کلیات و بدست آوردن روابط علت و معلولی برای وقایع طبیعی و غیر طبیعی در این جهان است که عموماً چنین تشریعی را در ابتدا  نظریه علمی به معنای عام در خصوص آن واقعه می‌خواستند.

۳- نرم افزاری یا تولید علم:

مراد، آن بخش از فعالیتهای علمی است که منجر به تولید نظریه یا علم گردد که در مقابل امور سخت‌افزاری یا فیزیکی یک ساختار علمی می‌باشد. این بخش علمی بیشتر ناظر به محتوی گفتاری، کلامی، نظری، نوشتاری، برهانی، منطقی و استدلالی است نه ناظر به پیشرفتهای فیزیکی یا ساختار بیرونی فعالیتهای علمی.

به عبارت دیگر این بخش توجه خود را معطوف به زمینه‌های پژوهش و آموزش، تحقیق و نظریه‌پردازی می‌نماید و در صدد ساماندهی فکر و اندیشه و نظریه می‌باشد، نه پیشرفتهای فیزیکی ساختارهای علمی. به عبارت دیگر: منظور از نرم افزار «مطلق اطلاعات» است. یک بخش از این اطلاعات شامل «علم»  به معنای مجموعه‌ای از اطلاعات به هم پیوسته و منظم است که تحت عنوان عامی کنار هم چیده شده اند.

از دیدگاه مقام معظم رهبری نرم‌افزار یعنی: «گسترش طرح مفاهیم، اداره و طرح تئوریهای جدید علوم حوزوی، علوم پایه، انسانی و تجربی» [۱]

معنای تولید:

از نگاه رهبری «تولید علم» ایجاد توافق ها و راههای جدید علوم است، همانطوری که بسیاری از گروه های علمی و تئوریهای آن در ابتدا وجود نداشت . اما در اثر تلاش های جمعی ایجاد گردید و روز به روز به کارآمدی‌های مختلف و بالاتر، افق های جدیدتری به دست آمد. تئوریهای نوتر نیز باعث سرعت، دقت و کارایی بالاتر شد.

در نگاه رهبری تولید علم یعنی:

بالندگی به معنای پیشرفت و یک قدم جلو رفتن و آفاق تازه ای را کشف کردن است . بالندگی به این نیست که ما در یک بحث دقت بیشتری به خرج دهیم بلکه باز شدن آفاق نویی ، هم در خود علم و هم در محصول علم است. [۲]

امروز همه همت ما این است که نه فقط علم ، بلکه فرآورده های علمی و تکنولوژی و خرده تکنولوژی را از آنها یاد بگیریم و آن را در این جا تقلید کنیم ، این کاری نیست که یک ملت باید به آن همت بگمارد ، البته باید بشود و چاره ای نیست  اما باید راه نو و فکر نو و بن بست شکنی را وجهه همت خود قرار دهد. [۳]

۴- رسالت اصلی دانشگاهها:

دانشجویان و دانشگاهیان جهت گذر از همه گذر گاههای سخت  و صعب العبور و استفاده از تولیدات علمی و پژوهشی و صاحبان اندیشه ایرانی و دانشوران طرح تئوریها و تاکید بر نظرات آنها باید گامهای بلندی بردارند.

فـصل دوم: موانع و راهکارها

 

 

۱- علمی و پژوهشی

۲- فعالیت فرهنگی

۳- توجه به تفکر اسلامی در دانشگاهها

۴- اصالت دادن به اسلام در دانشگاهها

۵- توجه به ارزشها و اهمیت دانشگاهها

۶- توجه به رشد و بالندگی و کارآمدی فعالیت ها و جنبش های دانشجویی

۷- توجه به هویت ملی

۸- نوآوری علمی

۹- عدم ارتباط بین نیازهای جامعه و رشته های دانشگاهی

۱۰- وجود ارتباط ضعیف بین نظام آموزش و پژوهش

۱- علمی و پژوهشی

جنبش نرم افزاری و راه اندازی این نهضت از سوی مقام معظم رهبری مطرح گردید که هدف از آن  تولید علم و توسعه دانش و رفع چالشهای موجود در دانشگاهها و مشکلات فعلی در سر راه رسالت اصلی دانشگاه که موضوع آموزش و پژوهش است بوده است.

در این راستا آموزش و پرورش ونیز مراکز آموزش عالی و دانشگاهها یکی از عوامل اصلی شکل دهنده شخصیت فکری و علمی جوانان و نسلهایی است که به تدریج مسئولیتهای مختلف اجتماعی را بر دوش می کشند.و به طور طبیعی بخشی از نارسائیها و کاستیهای ما در صحنه های مختلف فرهنگی و اجتماعی و کارکردی ، ریشه در کمیت و کیفیت آموزشها و نیز روشها و … آن دارد.که در این راستا باید به دو مقوله فرصتها و تهدیدها توجه خاص شود از سوی دیگر این مراکز باید از فرصتها خوب استفاده کنند و از سوی دیگر تهدیدها را تبدیل به فرصت نمایند.

سرفصل پژوهش میتواند دانشگاهها را از حالت رکود ، توقف ، تکیه بر محفوظات و انقطاع از تحقیقات  بکلی خارج کند. قاعدتاً پژوهش باید در دانشگاهها معنا و کیفیت دیگری داشته باشدو جهش در رشد بی سابقه ای پیدا کند.

حرکت در جهت علمی و تحقیقی کردن دانشگاهها را باید در سرفصل پژوهش قرار داد.«دانشگاههای کشور قبل از انقلاب ، بیشتر روخوانی داشت چه برسد به ابتکار و نوآوری و خودباوری.

حتی تعمق هم در آن کم بود. روند کلی نظام دانشگاهی قبل از انقلاب به هبچ وجه تربیت کننده محقق و فراهم آورنده پژوهشهای عمیق و ابتکاری و نوآوری و شکستنم بن بستهای علمی نبود و این چنین چیزی را ترویج نمیکرد. دانشگاههای کشور بعد از انقلاب ، پیشرفتهای بسیار خوبی داشته است که مطلقاً مربوط به قبل نیست و این بخاطر قرار دادن سرفصل پژوهش در سر لوحه کار خود است که سر فصل بسیار مهمی است.» [۴]

ایشان در ارتباط با ضعف پژوهش و نشاط علمی فرمودند :«به نظر من پژوهش در دانشگاهها غریب و مظلوم است . باید شما کاری کنید که در زمینه پژوهش کاری معادل آموزش یا همتی معادل آموزش به خرج داده شود.»حقیقتاً باید این کار انجام بگیرد باید این همت به وجود بیاید.

چیزی ‌هم که‌نشاط علمی دردانشجو به‌وجودمی‌آورد پژوهش است.این حالتی است که ما امروز در دانشگاه دچار خلا آن هستیم یعنی کمبود نشاط علمی دانشجوها که دانشجو دارد پا به زمین می کوبد که زودتر ترم را تمام کند واحدها را به سر برساند و سراغ بازار کار برود.

این بی نشاطی دانشجو برای بدست آوردن علم و عالم شدن یک اشکال است .[۵]

توصیه مهم این است که کارهای علمی و تحقیقی در دانشگاه اصل بشود یعنی ارزشگذاری  بشود.مغزها، محقق بار بیایند . نه فقط مجموعه ای از معلومات به اینها داده بشود.باید حالت تعمق و ژرف یابی جایگزین حالت حفظ کردن  و فراگیری از رو باب شود و این مهمترین فریضه دانشگاهها است که به مساله علم و تحقیق و پژوهش اهمیت بدهند . روح تحقیق در دانشگاه رسوخ پیدا کند. تحقیق در دانشگاه ارزش اولی و اساسی است. این روحیه باید تقویت بشود. روحیه ارزش دادن به نفس علم، نفس عالم شدن ، که وقتی کسی عالم شد احساس کند در وجود او یک وزنه ای است که این وزنه ارزشی دارد.))

۲- فعالیت فرهنگی

«مساله فعالیت فرهنگی» از عوامل توسعه و عدم توجه به آن از عوامل موانع جنبش نرم افزاری است:

مقام معظم رهبری فرمود: اگر ما بخواهیم عیوب ساختاری دستگاه علمی ما یا به خصوص دستگاه دانشگاهی ما، یا قدری وسیعتر بنای اجتماعی ما- همین تبعیضها ، تفاوتها و احیاناً تمایل به سمت غیر حق در برخی از موارد عملی و روشی که ما الان داریم برطرف بشود تنها راه تکیه بر اسلام و مفاهیم اسلام ناب و گسترش دادن و ژرف کردن ایمان اسلامی است.

این تنها راه است و راهی است که در دسترس ماست.

اگر ما بتوانیم در دانشگاهها این ایمان متعهدانه اسلامی را عمق و گسترش بدهیم ، همین مشکلاتی  که الان داریم برطرف خواهد شد. هرچه وضع ما از گذشته بهتر است به خاطر آن قسطی از ایمان است که داریم هرچه وضع ما اشکال دارد و اشکالات برطرف نشده و استمرار پیدا کرده است ناشی از این است که در آن بخش ما این عامل نجات بخش را به کار نگرفته ایم. یعنی ایمان عمیق متعهدانه به اسلام ناب و اسلام ناب در کتاب و سنت است باید کتاب و سنت را فهمید، شوخی بردار نیست.

متن اسلام، قرآن و حدیث است باید اینها را کسی بفهمد. فهمیدن اینها هم به شکل عملی، یک متد دارد، برف انبار نیست تا انسان بتواند اسلام ناب را پیدا کند.

اگر دانشگاه کشور بتواند در درون دانشگاه این عامل را گسترش دهد- یعنی ایمان متعهدانه به اسلام ناب – دانشگاه کشور از لحاظ علمی- اجتماعی – سیاسی، همان حفظ سقف پیشرو در همه تحولات و پیشرفتهای اجتماعی، عالیترین نصاب خودش را در اختیار خواهد داشت و این بهترین وجه جهاد در دانشگاهها است یعنی گسترش فرهنگ عمیق اسلامی. [۶]

۳- توجه به تفکر اسلامی در دانشگاهها:

تفکر اسلامی یک ملت را زنده ، با نشاط و پر امید و پر تحرک می‌کند. همین روحیه بود که یک روزی دنیای اسلام در قله علم قرار گرفت، ما امروز احتیاج به این داریم که این روحیه را حفظ کنیم، با مفاهیم اسلام درست آشنا بشویم ، ارزشهای اسلامی را پاسداری کنیم و علم را برای ساختن آن دنیایی که اسلام برای ما به تصویر کرده به کار بگیریم . آن دنیای که اسلام برای مسلمین پیش بینی کرده بدون علم نمی شود، بدست آورد.بدون‌شک این « لیظهره علی الدین کله لوکره المشرکون» توبه /۳۳، فتح /۲۸ ، صف /۹

که در قرآن چند جا تکرار شده یعنی غلبه بر همه دنیا و به سمت گرفتن زمام هدایت همه مردم عالم و هدایت آنها به سمت نور و معرفت و تکامل الهی ،این هدف بزرگ جز با علم امکان پذیر نیست. یعنی با جاهل ماندن و بیسواد ماندن و در جا زدن از لحاظ علمی همیشه محتاج و نیازمند و مسائل به کف تولید کنندگان علم بودن این امکان ندارد. با این نگرش امکان ندارد به آن هدفها رسید بایستی تولید علمی کرد.ما باید جوانان را با روحیه تولید علم ، خلاقیت پرورش دهیم و می توانیم این کار بزرگ را انجام دهیم.ما باید این شعار میتوانیم را هرگز فراموش می‏کنیم. ما میتوانیم قله رفیع علم را فتح کنیم و از راههای پر پیچ و خم علم برویم . بن بستهای علمی را باز کنیم. و این روحیه توانایی هنگامی متبلور می شود که جوانان هویت و ارزش‌های خود را که عنصر اصلی آن اسلام ناب است فراموش نکنند و برای اسلام ناب، ارزشی قائل شوند و الا از خود تهی شدن و مثل یک ظرف خالی در اختیار دیگران قرارگرفتن این هیچ‌چیز را حل نمی‌کند. امروز باید همان روحیه سترک و نشاط علمی منبعث از تفکر اسلامی بوجود آید ضمن فراگیری علم و حفظ هویت ملی ، در جهت ساختن دنیایی که اسلام ترسیم کرد، گام برداریم[۷]

ایشان در خصوص شاخص اصلی بودن اسلام و فرهنگ اسلامی در دانشگاهها فرمودند : [۸]«دانشگاه اسلامی را آن دانشگاهی می دانم که در آن ، علم یک ارزش حقیقی است . آدم علم را برای آن گرده نانی که از آن طریق می شود بدست آورد تحصیل نمی کند. هنگامی یک ملت می تواند به رشد و اعتلا برسد که علم را وسیله عزت ملی خود قرار دهد.ببینید نبی اکرم(ص) میفرمایند که (( اطلبوا العلم ولو بالصین )) یعنی با شرایط آن روز ، اگر لازم است از حجاز به چین بروید علم بدست بیاورید بروید.» آن روز برای چه قدر پول و چه قدر درآمد ممکن بود یک نفر سوار شتر یا سوار کشتی بشود و به چین برود مگر امکان دارد چنین تلاشی در مقابل درآمد مادی باشد؟این معنایش آن است که علم ارزش است این در دانشگاه اسلامی باید باشد.))[۹]

 

۴- اصالت دادن به اسلام در دانشگاه[۱۰]

در دانشگاهها، روشها و روابط باید صد رد صد اسلامی بشود و مدیریتها باید برای اسلام در دانشگاهها، اصالت قائل شوند.مادامی که دانشگاه پرورشگاه متخصصان مسلمان و متعهد نباشد دانشگاه مطلوب انقلاب نخواهد بود و این نمی شود مگر این که اساس و رو ش و سیستم در دانشگاهها اسلامی باشد.مدیر و دانشجویان و استادان اصالت را به اسلام بدهند و رعایت احکام اسلام را بکنند.«وقتی ما بحث اسلامی شدن دانشگاهها را مطرح کردیم ، برخلاف برداشت غلط و مقدس مآبانه‌یی که یک عده از این بحث کردند، یک عده هم همین طور برداشت کردند که نظر بر این است که کارهای مقدس مآبی در دانشگاه صورت بگیرد. مساله این نیست، مساله این است که دانشگاه به معنای واقعی کلمه دانشگاهی با حال و هوای و جهت‌گیری در همه زمینه‌های مربوط به خود باشد.اگر علم اسلامی شود، معنایش چیست؟

یعنی اسلام در زمینه ی علوم محض و علوم تجربی نظر دارد؟ نه

اسلامی شدن در زمینه علمی این است که علم را خوب فرا بگیرید . از جای خودش فرا بگیرند و در آن ابتکار بخرج دهید. همین تولید علم که می گوییم ،اسلام است.فراگیری علم از همه جا، همان اسلام است. وقتی می گوییم دانشگاه اسلامی شود معنایش این است.

این اسلامی شدن ، مربوط به چهار نفر دانشجو آن هم در لباس پوشیدن و امثال اینها نیست . معنایش این است که رویکرد دانشگاه در کلیت خود باید در همان جهت اهداف انقلابی اسلامی باشد. ))[۱۱]

ایشان در ارتباط با شاخصه های اسلامی شدن دانشگاهها فرمودند:

«اگر بخواهید دانشگاه علمی هم بشود باید اسلامی بشود. از شاخصه‌های اسلامی شدن، علمی شدن و عمیق شدن است. خود باور بدون استاد و دانشجو است.»اتکاء به نفس داشتن استاد و دانشجو است .همه مساله این نیست که حالا یکی با آستین کوتاه بیاید ، یکی با چهار  موی پیدا بیاید.مسایل اسلامی کردن که این نیست البته یکی از خصوصیات دانشگاه اسلامی این است که تدین درآن وجه غالب است چون جامعه، جامعه اسلامی است و متدین در آن وجه غالب است.دانشگاه اسلامی دانشگاهی شکوفا و پر نشاط است. دانشگاهی است که در آن علم عزیز است ، عالم عزیز است ، استاد کرامت دارد و دانشجویی عبادت است . اینها چیزهای خیلی مهمی است این دانشگاه اسلامی است. [۱۲]

۵- توجه به ارزش و اهمیت دانشگاهها:

مقام معظم رهبری دردیدار با روسای‌دانشگاهها در تاریخ ۶/۱۲/۷۶  فرمودند:

«اهمیت دانشگاه به قدر اهمیت آینده کشور است اگر ما میخواهیم در آینده یک کشور بزرگ، آباد پیشرفته، مترقی، متمدن و دارای دو جناح مادی و معنوی باشیم، باید به دانشگاه بپردازیم. چاره‌ای نداریم. همه چیز ما باید علمی باشد امروز بدون ابزار علم و بدون رویت علمی نمی‌شود در دنیا قدم از قدم برداشت و موفق شد. ما در همه امور احتیاج داریم که ارتقاء علمی پیدا کنیم. اگر ما ارتقاء علمی پیدا نکردیم بلاشک فردای کشور دچار مشکلات بزرگی است.

همه موظف هستند برنامه‌ریزی کنند که بیست سال دیگر در این کشور، اگر کسی علمی داشت بتواند سری در مجموعه علمی جهان بلند کند تا کشور بتواند درمیان مجموعه‌ها و جوامعی در دنیا که از این لحاظ صاحب قضیه هستند یکی از اصحاب قضیه باشد.»در همین رابطه باید گفت: امروزه دانشگاه در بسیاری از کشورهای جهان سمبل تولید علم و تفکر و تحقیق و پژوهش شده است.اگر این امور با نیروی جوانی ، نشاط و جسارت دانشجویان و دانشگاهیان ترکیب شود منبع عظیمی جهت گذر از همه گذرگاههای سخت و صعب العبور خواهد شد.

دانشگاه در بهره گیری و استفاده از تولیدات علمی و پژوهشی میراث‌گذاران گذشته و صاحبان اندیشه ایرانی و دانشوران صاحب نام برای طرح تئوریها و تاکید بر نظرات آنها باید گامهای بلندی بردارد. امروزه دانشگاههای ما هم در بعد آموزش و هم در طرف پژوهش هنوز به استقلال نسبی نرسیده اند.وابستگیهای قلمی و آموزشی یکی از دردهای لاعلاج مراکز عالی، شده است.امروزه باید آرمان و فعالیت اصلی دانشگاهیان و دانشوران عرصه علم و دانش رفع موانع توسعه اجتماعی ، فرهنگی و علمی کشور باشد ؛این موضوع تحقق پیدا نمیکند مگر اینکه اصول اولیه این گام برداشته شود. شاید بخشی از موانع را بتوان چنین شمرد:

۱- عدم ارتباط صحیح و مطلوب دانشگاهیان با تمام اقشار مردم .

۲- حضور عناصر سیاست زده که عاملی برای سیاست زدگی جوامع علمی شده است .  شیفته گان قدرت برای بقای چند روزه خود از هر حربه‌ای استفاده میکنند که در راس آن دانشگاه و دانشجویان را محور اصلی کار خود  قرار داده‌اند.

مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاههای اصفهان ۹/۸/۸۲  فرمودند:

« انگیزه‌های سیاسی یکی از بزرگترین بلاهایی است که به جان شما افتاده است که نمی‌گذارد کار کنید، نمی گذارد درست فکر کنید درست بفهمید و این گرایشات سیاسی یکی از مضررترین چیزهایی است که حالت خرسند کننده و زیبا  را بهم می زند.»

۳- عدم ایجاد انگیزه و ترسیم آرمانهای این جنبش برای بقا و پیشرفت یافتگی نسلهای آینده این جامعه است چنانکه تاثیر آن بر نسل کنونی و تبیین آن میتواند کمک بزرگی به ورود و حضور نیروهای کارآمد خلاق و مبتکر و جوان این مرز و بوم در عرصه های  توسعه و پیشرفت بنماید.

۴- عدم توجه و سرمایه گذاری و پشتیبانی دولت و دولتمردان از سیاستهای تولیدات علمی و بها ندادن به پژوهشگران جوان و دانشگاهیان متعهد و متدین و متخصص و اجرایی نکردن این پژوهشها و تحقیقات علمی در دستگاههای اجرایی نظام دولت و ملزم ننمودن کارگزاران و مجریان نظام و جامعه به ارتباط و میثاق با پژوهشگران و محققان و علمی نکردن اجرائیات، بزرگترین  موانع در جهت توسعه نهضت جنبش نرم افزاری خواهد بود زیرا کاربردی و میدانی کردن اصول علمی بزرگترین موفقیت جامعه می‌باشد. و رفع این موانع بزرگترین جهت در جهت توسعه جنبش نرم افزاری است.

۵ – استفاده از منابع غنی و سرشار از اندیشه های ناب قرآنی و متون دینی که هنوز بخش عظیمی از اصول و مبانی و احکام و اخلاقیات که در علوم انسانی به معنای عام خود مغفول مانده و بشر درگیر و دار سطحی نگری و فورمالیاتی گرفتار آمده است میتواند به ژرفای وجود انسانی و توسعه علوم انسانی عمیقا نگرشی توسعه یافته و ایده‌های نو را ارائه دهد. (همان گونه در بیانات مقام معظم رهبری گذشت) متاسفانه یکی از بلاهای بزرگی که در محیط های علمی جوامع دینی ما به آن مبتلا هستیم عدم استفاده از منابع دینی در توسعه فرهنگ  در استفاده از منابع سرشار از دینی ماست که در بیان اصول و مبانی کلی کمبودی در این منابع احساس نمی شود. با توجه به اینکه این منابع عظیم میتوانند در پشتیبانی از اصول علمی تکیه گاه خوبی برای استخراج اصول و مبانی علمی ما خصوصاً در بخش علوم انسانی باشد لکن علم زدگی به معنای ساینس همانند خونی در بدن جامعه ما جاری و ساری شده است و بیان مطالب ثابت نشده و عدم منطبق با فرهنگ این جوامع همانند اصل پذیرفته  شده طرح و تبیین میگردد؛ که پیامد آن عدم سازگاری و عدم انطباق یافته‌ها، دانسته‌های علمی ما بافرهنگ اصیل جامعه است.

که باعث تعارض در رفتار، عمل و نظر اندیشمندان ما شده است.

۶- عدم استفاده از دستاوردهای علمی، فنی، پزشکی…. جهان علمی و برقراری ارتباط علمی و بهره‌مندی از فناوری جهان، مانع بزرگی در توسعه این جنبش نرم افزاری خواهد بود. چنانچه استفاده از آنها می تواند گام بزرگی در توسعه این جنبش محسوب گردد. زیرا به یقین در این مقام آنها جلوتر و پیشتاز این عرصه هستند.

۷- ایجاد کرسی های نظریه پردازی که اخیراً در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده و از سوی ریاست جمهوری به همه دانشگاهها ابلاغ شده است میتواند گامی بزرگ در توسعه و پیشرفت این جنبش نرم افزاری و توسعه علم باشد و عدم توجه به آن از موانع بزرگ این حرکت است.

استفاده از صاحب نظران دانشگاهی و حوزوی ، در مقام داوری و قضاوت علمی، راه را برای تبیین اندیشه‌ها، نظرات و کاهش تنش‌ها و کاستن روحیه غرض ورزی و تحمل دیدگاهها و پذیرش نقدها در تحقق این امر است.

۸- از آنجا که نهضت جنبش نرم افزاری اختصاصی به دانشگاهها و مراکز آموزشی نداشته بلکه متعلق به همه ارگانها و مراکز اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه است دانشگاه بعنوان پیشگام و طلایه دار این نهضت می تواند با ایجاد هماهنگی بین ارگانهای جامعه به پیشرفت این نهضت کمک کند.

۹- تشکیل هسته های علمی متشکل از اساتید و دانشجویان ، تبادل افکار و اندیشه ها  نقطه نظرات مثبت و منفی خود نرم افزاری برای این نهضت خواهد بود . بها دادن به دیدگاههای اساتید ، ارزش گذاری برای یافته های علمی فرهیختگان جوامع علمی ، پیگیری امور رفاهی و موانع ساز و هموار سازی مسیر برای حضور این عزیزان گام بلندی در توسعه این نهضت میتواند باشد.

۱۰- امروزه اساتید ما برای چاپ مقالات و کتابهای خود با موانع جدی مواجه هستند، مشکلات انتشاراتی، نداشتن امکانات اولیه مطبوعاتی فقدان هزینه های سنگین که زیر بار رفتن  اساتید و محققان برای صرف این هزینه ، جز فشل کردن زندگی عادی آنها پیامد دیگری بهمراه ندارد.

۱۱- استفاده از شایسته سالاری و نخبگان علمی حتی در سطح مدیریتها منصبهای حساس دانشگاهها و مراکز هالی خود میتواند عاملی برای توسعه و پیشرفت این نهضت و مراکز عالی خود میتواند عاملی برای توسعه و پیشرفت این نهضت باشد و عدم توجه به ‌آنها از موانع محسوب می گردد که متاسفانه بخشی از مدیریتهای مراکز علمی و دانشگاهی تابعی از متغیرات سیاسی و سیاست  زدگی در کشور شده است. در آخر این بخش باید بگوئیم پرداختن به سه مقوله آموزشی و پژوهشی و ایجاد امکانات آسان ارکان اصلی این نهضت می تواند باشد.

۶- توجه به رشد و بالندگی و کارآمدی فعالیتها و جنبش های دانشجویی:

مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۲۰/۹/۸۰ فرمودند:«در دانشگاه هدف، دانشجوست، یعنی استاد و تحقیق و آزمایشگاه و همه اینها، برای دانشجوست. آن تحقیقی که در محیط دانشگاه، انجام میگیرد برای این است که نیروی انسانی رشد کند و صلاحیت کاری را که بر عهده یک نیروی انسانی عالم و کارآمد است پیدا نماید تا بتواند آن کار را انجام دهد . اصلا فلسفه دانشگاه این است.هدف این است که دانشجو در آن جا بتواند به صلاحیتهای لازم برسد. ما هر کاری که میتوانیم برای دانشجو بکنیم باید بکنیم.»

یکی از راههای بکار گیری دانشجو در توسعه علمی شناخت پیدا کردن نسبت به خصوصیات و ویژگیهای دانشجو و آفاق آن است «مقام معظم رهبری در خصوص ویژگیهای این قشر می فرماید»:

«بیداری لازمه ذاتی دانشجو است ، امروز در بین دانشجویان و غیر دانشجویان معمول است و به آن جنبش دانشجویی می گویند، مخصوص قشر دانشجو به حیث دانشجو است یعنی متعلق به همه جوانان نیست این متعلق به محیط دانشگاه است، متعلق به همین چهارسال، پنج سال، شش سال است. همین مدتی که شما در دانشگاه درنگ دارید این حقیقتی است که وجود دارد.

ایشان سرچشمه بیداری دانشجویی را خصوصیاتی معرفی میکند که در دانشگاه و در مجموعه دانشجویان هست که عبارتنداز : سن، انرژی ،توان  نیروی جوانی، معارف و دانش هایی که دانشجو در این دوره با آن‌ها آشنا می شود.

چه معارف علمی چه سیاسی ، چه اجتماعی .فراغت دانشجویی از گرفتاریهای زندگی، داشتن آزادی نسبی، نداشتن مسئولیت اجرائی یا مملکتی، مجتمع بودن دانشجویان در یک محیط خاص، تاثیر گرفتن از امواج عمومی جامعه و بازتاب آن ها را نشان دادن – چه مثبت و چه منفی»

ایشان این عوامل را پدیده بسیار مهم در محیط دانشجویی میداند و می‌فرماید:

در صورتی که از آن استفاده نشود یا بد استفاده بشود بسیار خطرناک هم خواهد بود.

  • آرمان گرایی در مقابل مصلحت گرایی
  • صدق و صفا و خلوص
  • آزادی و رهایی از وابستگیهای گوناگون حزبی و سیاسی و امثال اینها.

۴- مبتنی بر اشخاص نبودن

۵ – از خصوصیات بسیار مهمش این است که در مقابل مظاهری که از نظر فطرت انسانی زشت است مثل ظلم ،زورگویی تبعیض بی عدالتی ، تقلب ، دورویی ، نفاق و حساسیت منفی دارد و آن را دفع می کند.

۶- خصوصیت این حرکت دانشجویی و این پدیده ذاتی محیط دانشگاهها این است که براین حرکت ، فقط احساسات حکومت نمی کند. بلکه ضمن اینکه احساسات است ، منطق و تفکر  تحصیل و میل به فهمیدن و تحقیق هم در آن  وجود دارد البته شدت و ضعف دارد گاهی کم و گاهی زیاد است.[۱۳]

 

*   *   *

البته امروز شاهد وام داری بخش عظیمی از فعالیتهای دانشجویی به وارفتگان هستیم که دانشجویان را برای انجام رسالت اصلی او که پیشرفت و تفکر و تعمق برای توسعه همه جانبه و پرداختن به تولید علم در جامعه است باز میدارد همچنین مدلهای ارائه شده برای فعالیت و جنبش‌های دانشجویی نه تنها کمک علمی و پیشرفت عقلانی برای دانشگاهها ندارد بلکه خسارتها و زیانهای جبران‌ناپذیری را به محیطهای علمی و رویکرد سیاسی زدگی است.

مقام معظم رهبری درخصوص رویکرد سیاسی‌دانشجویی فرمودند: من تاکید کردم که دانشجوها بایستی سیاسی شوند، یعنی فهم سیاسی پیدا کند فهم سیاسی غیر از سیاست زدگی و سیاست بازی است. غیر از دستخوش شدن است . اتفاقاً فهم سیاسی موجب می شود که آدم دستخوش جریانهای سیاسی نشود.[۱۴]

امروز شاهدیم که بسیاری از جریانات اجتماعی دانشجویی به جهت داشتن خصیصه‌هایی همچون: خصیصه سنی، معرفتی و عدم محافظه‌کاری، بعنوان نیروهای خط مقدم تحرکات اجتماعی به کار  می‌گیرند و معتقدند: از آنجا که دانشجو مقتضیات سنی او هیجان‌ها و انرژی‌های متراکم است می‌توان از این تراکم نیرو جهت تحرک اجتماعی استفاده کرد.

همچنین چون دانشجو با معرفت ها و اطلاعات تازه سروکار دارد و از لحاظ روشی نیز متد انتقادی و تحلیلی را دنبال می کند لذا به وضع موجود رضایت نمی دهد و با آن درگیر می شود.

پرسشگر و انتقادگر است و این ویژگی باعث می شود که دانشجو به عنوان محور اصلی تحرکات اجتماعی شناخته شود.

و در بخش سوم ویژگی او کسانی مثل مار کوزه و دیگران می گفتند که طبقات اجتماعی به علت وابستگی به کار، شغل و درآمد محافظه کارند اما دانشجو کار و اشتغال ندارد محافظه کار نیست، آرمان خواه است و در راه آرمانش هزینه می کند و به هزینه کردن راحت رو می‌آورد.

دانشگاه به عنوان یک محیط اساسی تکمیل و تکامل معرفتی باید زمینه را برای تحقق این امر مهم مهیا نماید تا از سوئی انرژی متراکم به شکل صحیح مورد استفاده قرار گرفته و از سوی دیگر با  ابتکار و نوآوری علمی دانشجویان را برای رسیدن به اهداف والای علمی و پژوهشی یاری نماید و از سوی دیگر توجه به آرمانخواهی کرده و تبیین وضع مطلوب و تغییر وضع موجود را سرلوحه اصلی کار خود قرار دهد.

توجه به این امر برای تغییر وضع موجود مهم است که با ورود رسانه های جدید  معرفت عمومی تر شده و از آن حالت اختصاصی داشتن به محافل آکادمی و دانشگاهی فاصله گرفته است و لذا آن تمایز معرفتی که به صورت یک تمایز اجتماعی به نسل دانشگاهی  منتهی می‌گشت درهم شکسته یا حداقل کمرنگ شده است و دانشگاه بعنوان مرکز تولید علم و طلایه دار جنبش نرم افزاری با استفاده از اساتید و نیروی بالقوه دانشجویی باید در صدد پیشرفت علمی تر از وضع  موجود باشد لذا دانشجویان از ارکان اصلی این نظام حرکتی و جنبشی نرم افزاری محسوب میگردد.

از سوی دیگر موانع بزرگی در سر راه این حرکت می تواند همانند سدی آهنین قرار گیرد و کم و بیش شاهد بروز و ظهور آن در محیطهای دانشجویی بوده‌ایم آفت‌ها و آسیب‌های موجود در این محیطها می‌باشد. یعنی علاوه بر آسیب‌های معرفتی و کمبودهای نرم‌افزاری دانشی و حضور سیاست‌زدگان و وارفته‌گان سیاسی که به نوبه خود نقش اساسی را در عدم پیشرفت علمی محیطهای دانشگاهی ایفا نمودند. حضور و بروز عوامل توسعه و ترویج فسادهای اخلاقی بوده است. از آفت هایی که امروز جامعه دانشجویی ما دچار آن شده و بخش عظیمی از آن مورد غفلت دست اندرکاران و مدیران جامعه و خاصه مسئولین دانشگاهها قرار گرفته است.

مسایلی مانند: اعتیاد، روابط نامشروع، فساد اخلاقی، بی‌توجهی  به مسایل مذهبی، روی آوردن به لذت‌گرایی، سرگرم شدن به انواع و اقسام کارهای سطحی، بی تفاوتی در عرصه سیاسی و اجتماعی و غیره…. که در این راستا هرکدام این مقوله ها می تواند موانعی برای توسعه و رشد و پیشرفت جنبش نرم افزاری و تولید علم گردد.

متاسفانه شاهدیم که اعظم علومی که در شکل گیری و منش دانشجویان ما نقش اساسی دارند حکمت زا نیستند و اهداف بلندی را  فرا روی  دانشجویان ما قرار نمی دهند علاوه بر آن بخش عظیمی از محیطهای علمی و دانشگاهی  ما آن  قداست  والای خود را از دست داده‌اند و تبدیل به محیط صرفاً تجمع قشر جوانی شده‌اند که بنام دانشجو؛ لکن در معنا  فاقد عنوان دانشجویی گردیده‌اند که این می‌تواند ضربه به حرکت علمی دانشگاه بزند و دانشگاهها مرکز تربیت کننده نیروی انسانی متعهد و متخصص و تامین کننده مدیریت آینده جامعه باید در جهت بهسازی و باز سازی اخلاقی و انسانی دانشجویان توجه ویژه داشته باشند و اصولاً یکی از عوامل توسعه و پرداختن به جنبش نرم افزاری و تولید علم، توجه به نرم‌افزار  ریزتری بنام مقام و منزلت دانشگاه است. زیرا جنبش نرم‌افزاری تکیه گاهی مطمئن و مأمنی محکم و استوار نیاز دارد و اگر ارکان اصلی این نهضت که از جمله دانشگاه و دانشجو است دچار تزلزل و آفت شود، پیشرفت بعد علمی از محالات خواهد بود. زیرا همانگونه که تجربه‌های اجتماعی و تاریخی نشان می‌دهد این آفت و آسیب خسارتهای جبران ناپذیری را بهمراه دارند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱) گسیختگی فرهنگی :

یعنی اشکال در نحوه انتقال تجربه ها و عناصر ارزشهای اجتماعی فرهنگی از گذشته به حال و آینده.

دانشگاه و دانشجو بعنوان دو عنصر اصلی فرهنگی و فرهنگ ساز یک جامعه نقش موثر و بسزایی در انتقال اجزا و عناصر فرهنگی به نسلهای آینده دارند . علاوه بر آن در پایداری و استحکام و بقای آن نقش اساسی را در جامعه و حیات اجتماعی انسانها ایفا می‌کنند. دگرگونیها، تغییرات در محیطهای دانشگاهی به سرعت در جامعه اثر گذار است. و روند تغییر و تحول در شدت و ضعف یا میزان تثبیت مسائل فرهنگی در دانشگاه، و محیطهای عالی، در روند تغییرات جامعه تاثیر میگذارد.

 

 

۲) بی اعتمادی:

بی اعتمادی پدیده ای است روان شناختی که  فرد اطمینان به خویشتن را از دست میدهد و به ناتوانی  خود اذعان دارد . این پدیده توان حرکت و خلاقیت را از شخص یا گروه می‌گیرد و او را موجودی بی تحرک، خنثی  و فاقد معیار تبدیل می‌گرداند.

امروزه با بروز بسیاری از ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی و سیاسی‌ در محیطهای ارزشمند دانشجویی و دانشگاهی زمینه بی‌اعتمادی در بین این قشر فرهیخته رو به افزایش است و عاملی برای سرخوردگی شده است و حرکت علمی را در چرخه کند انداخته است و بعنوان یک بحران در این محیطها ظهور کرده است.

 

۳) از خود بیگانگی ( Alienation)

به وضعیتی اطلاق می شود که در آن فرد اختیار خود را درباره ی دنیای اجتماعی که خود به دست آورده از دست می دهد و در نتیجه آن  ، خود را در یک محیط اجتماعی خصمانه بیگانه می یابد.

این پدیده از دیدگاه جامعه شناختی به معنی از هم گسیختن پیوند بین فرد با دیگران یا بیزاری در احساس و دور افتادگی یا جدایی فرد از دیگران ، از کشور یا از خداست.

که نتیجه این خود بیگانگی در موارد زیر بروز میکند:

الف:احساس بی قدرتی و ناتوانی

ب: احساس پوچی و بیهوده گی

ج: بی معیاری( Normlessness)

د: انزوای اجتماعی و جامعه گریزی ( isolation )

ه: جدایی از خویشتن

 

 

این پیامدها می‌تواند نقش مهمی درگریز گرایی دانشجو و بیگانگی  درونی او داشته باشد و به جایی برسد که خود را بعنوان یک موجود بی‌خاصیت احساس نماید.

که توجه به عوارض و عواقب این موارد و ریشه کن کردن عوامل بروز آنها می تواند ما را در رساندن به اهداف مورد ترسیم نرم افزاری یاری نماید.

همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند:(نسل جوان و دانشجوی ما باید لحظه ای از این عرصه رویارویی و ستیزه گری غافل نماید. دست پنهان و آشکار دشمن، دانشگاهها را ازجمله اولین آماج‌های توطئه می‌شمرد و این همه دلسوزان بخصوص خود دانشجویان عزیز را به بیداری و حساسیت روزافزون فرا می‌خواند.

نشانه‌ی فتنه های فرهنگی و سیاسی در برابر چشم همگان است. جوانان باایمان و آگاه می توانند این فتنه را در نطفه خفه کنند و اگر غبار فتنه بر پا شود آنرا فرو بنشانند.

دانشجویان باید تلاشهای سیاسی را با خودسازی درونی همراه کنند و سد محکمی در برابر نفوذ شیطان بسازند در این صورت خلوص و صفای جوانی و دل پاک و آرمانگرای خود عهده دار همه مسئولیت های برگ در این دوران خواهد شد.)[۱۵]

(آنچه از روح جوانی و دانشجویی انتظار می رود خنثی کردن جوانانه و شجاعانه ی این شبیخون فاجعه بار است. همت و اراده شما و تصمیم قاطعانه بر خسته نشدن از مبارزه با خبائثها و حماقتها از مهمترین سرمایه شما است.)[۱۶]

۷- توجه به هویت ملی:

هویت ملی که یک مقوله فرا جناحی و گروهی بوده میتواند عاملی برای توسعه و رشد جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم باشد.اصولا هویت ملی با شاخصه های همانند ، استقلال طلبی ، خود باوری تکیه بر استعدادهای نیروهای انسانی خودی، استفاده از امکانات و نیروهای بالقوه و بالفعل طبیعی و اجتماعی _ خود اتکایی و… شناخته میشود.

فکر و اندیشه و علم از مقوله هایی هستند که در حفظ و ایجاد هویت ملی نقش اساسی ایفا میکنند .

*       *     *

مقام معظم رهبری در این ارتباط می فرماید:

(( قدرتهای استعماری پیوسته تلاش کرده اند با تحقیر باورها ، اعتقادات و استعدادهای ملت ایران ، احساس خود باوری و داشتن هویتی مستقل و استعدادهای ملت ایران، احساس خود باوری و داشتن هویتی مستقل را در او از بین ببرند و راه خود را برای ادامه تسلط بر منافع این ملت هموار کنند اما انقلاب اسلامی این سد را شکست و او حرکت بسمت استقلال کشور و شکوفایی استعدادهای ملت را گشود.))۱

ایشان در خصوص القائات برخی روشنفکران غربزده را در مورد بی ارزش بودن فرهنگ و علم و هنر ملت ایران ، زمینه سازی برای وابستگی کشور به قدرتهای استعماری ارزیابی کردند و فرمودند:

(( آنها با این گونه القائات  جرئت پیدا کردند تحرک و ابتکار علمی را از جوانان خوش استعداد میهن سلب نمایند و ملت ایران چندین دهد از کاروان علمی جهان عقب ماند.و در خصوص مبارزه با چنین القائاتی فرمودند :(( همچون پرچمداران راه افتخار و سربلندی، با فکر و اندیشه و مطالعه تقویت معنویات و استحکام و شجاعت روحی، راه طولانی و نه چندان آسان پیشرفت و سعادت کشور را طی کنید.))با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری ، ضروری است که در جهت تقویت هویت ملی که یکی از شاخصه های آنرا رسیدن به هویت علمی است گام برداشت و در این راه باید به چند سوال اساسی توجه نمود.

  • جایگاه ، منزلت و مرتبت ما چیست؟
  • چه نقشی ، وظایفی و مسئولیتی مورد توجه ماست؟
  • گذشته ، حال ، آینده ی ما چگونه بوده و خواهد بود؟

به عبارت دیگر درصدد : کیستی شناختی خود، چیستی شناختی خود و چگونه شناختی خود باشیم.همانطور که گفته شد رسیدن به هویت ملی استفاده معقول و منطقی و بهینه از امکانات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و طبیعی خواهد بود.

ایمان و توازن و استفاده بهسازانه از امکانات می باشد.در بعد فردی رساندن افراد جامعه به خودباوری و استفاده از توانایی و استعدادها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و در بعد اجتماعی، اتفاق، اتحاد، یکپارچگی، توجه به اصالتها، فرهنگ سنتها خود شیفتگی ملی، عدم وابستگی و ….. فکری نقش اساسی و مهم را در استقرار و استحکام و ترویج هویت ملی دارد.

ملت و مردمی که مبلغ دست‌آوردهای فکری و علمی و دیگران باشند و صرفا در قالب ترجمه‌گرایی و رفتارهای مقلدانه در ابعاد گوناگون اجتماعی خود را محصور می‌نمایند؛ هرگز به توسعه و رشد و بالندگی نخواهند رسید و نه تنها همانند آنها نخواهند شد بلکه  همه اصالتها و سنتهای خود را دستخوش چپاول بیگانگان قرار خواهند داد.

همانطور تاکید بر معرفت تاریخی به منزله یکی از سرچشمه های شناخت راه را برای درک هویت ملی هموار می نماید. زیرا تاریخ فرهنگ ، تاریخ تمدن و تاریخ میراثهای فرهنگی سبب درک عمیقتر به باورهای ملی هویت ملی و مفاخر ملی می گردد.همانطور بدبین بودن به فرهنگ اصیل دینی و ملی از پیامدهای منفی نسبت به هویت ملی محسوب میگردد.

امام (ره) در این خصوص می فرماید:(( فیلم های تلویزیون از فراورده های غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوی بی خبری از خویش و شخصیت خود و یا بد بینی به همه چیز خود و کشور خود حتی فرهنگ و ادب و مآثر پر ارزش که بسیاری از آن با دست جنایتکار سود جویان به کتابخانه ها و موزه های غرب و شرق منتقل گردیده است.))۱

در اینجا لازم است بطور مختصر و اجمالی به پدیده های آسیب شناسی هویت ملی اشاره نمایم:

۱) پدیده دو فرهنگی: که عاملی برای تعارض می باشد که نتیجه آن گریز از فرهنگ خودی و دمسازی با فرهنگ بیگانه است.

۲) ملی‌گرایی افراطی: شهید مطهری درخصوص این پدیده می‌فرماید:

(( فکر ملیت و تهییج احساسات ملی، احیاناً ممکن است آثار مثبت و مفیدی از لحاظ استقلال پاره ا ی از ملتها به وجود آورد ولی در کشورهای اسلامی بیش از آنکه آثار خوبی به بار آورد سبب تفرقه و جدایی شده است.)) ۲

مرحوم اقبال لاهوری میفرماید:

امر حق را حجت و دعوی یکی است

خیمه‌های ما جدا، دلها یکی است

از حجاز  و چین و ایرانیم

شبنم یک صبح خندانیم ما

۳) فقدان آگاهی

مولوی می گوید:

آفتی نبود بتر از ناشناخت         تو بر یارو ندانی عشق باخت

اساساً شناخت هر پدیده ، موجب یگانگی با آن می شود و متقابلاً عدم شناخت موجب بیگانگی میگردد. یگانگی زمینه ساز انس و الفت و پیوندهایی را که میان آدمی و آن پدیده ، بوجود میآورد و بیگانگی عامل دوری جدایی و فاصله از آن پدیده می شود. ضرب المثلی می‌گوید« مردم دشمن آن چیزی هستند که آنرا نمی شناسند و نسبت به آن جهل دارند.»

حضرت آیت الله قربانی در کتاب علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین ص ۴۷۸ می نویسد:«فقط تفکر و خود آگاهی ملت در زمینه فرهنگ ملی ، موجب حفظ هویت و اصالت و پیشرفت می شود.

– لرد آویبوری در کتاب در جستجوی خوشبختی ص۱۶۲ از قول سیسرون  خطیب بزرگ رومی می نویسد:« انسان نمی تواند زیبایی کوهها را احساس کند مگر کوههای وطن خود را به واسطه الفت و عادت دوست می دارد»

۴) غرب باوری :

از آفت های قرون اخیر که خصوصاً در کشورهای اسلامی و جهان سوم وجود دارد غرب را اول و آخر مدار همه حرکتها و پیشرفتها قرار دادن است.

یعنی او همه چیز را میداند و مالک همه چیز است و کمال در او توجه به آن و پیروزی از آن خلاصه می شود درحالیکه غرب یک پایگاه معارض خصوصاً در رفتارهای فکری و فرهنگی ، هویت بسیاری از ملتها را مورد هجوم قرار داده است.

غرب امروز با اصالت دادن به مذهب بشریت و دین انسانیت رویکرد معارض گونه را با مکتب اصالت حقیقت هستی(خدا) دنبال میکند درحالیکه باطن و اصالت هویت ملی ما را دین با رویکردی حاکمیت و مقدم داشتن خدا بر همه چیز تشکیل میدهد نه اصالت بشر.

۵) نفی مفاخر ملی که به اختصار گذشت

شاید بتوانیم اساسی ترین راه پیدا کردن هویت خود را در این شعار بلند حافظ و اقبال خلاصه کنیم که:

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.

هزاران سال با فطرت نشستم

بدو پیوستم و از خود گسستم

ولیکن سرگذشتم این سه حرف است

تراشیدم ، پرستیدم، شکستم

(( هویت ملی یعنی بازگشت به خویشتن))

۸ – نوآوری علمی (انقلاب علمی)

یکی از مهمترین وظائف دانشگاهها عبارت است از نواندیشی علمی.

(( مسئله تحجر ، فقط برای محیطهای دینی و اقشار دینی نیست . در همه محیطها ، تحجر ایستایی و با پایبند بودن به جزمی گراییهایی که بر انسان تحمیل شده – بدون این که منطق درستی به دنبالش باشد یک بلاست.

آنچه که برای یک محیط علمی و دانشگاهی وظیفه آرمانی محسوب می‌شود این است که در زمینه مسائل علمی ، نواندیشی باشد. و این باید یک فرهنگ بشود.

این نواندیشی فقط مخصوص اساتید نیست مخاطب آن دانشجویان و کل محیط علمی هم است.

برای نوآوری علمی دو چیز لازم است .

۱-  قدرت علمی               ۲-  جرات علمی

علوم انسانی، اجتماعی، اقتصادی ، مسائل گوناگون که برای اداره یک جامعه و یک کشور بصورت علمی لازم است به نوآوری و نو اندیشی علما یعنی اجتهاد احتیاج دارد .۱ )) ایشان جمود و تحجر را بلای خانمانسوز در مقابل  نوآوری علمی میدانند و فرمودند:

(( بلاشک جمود و تحجر هر جا باشد یک مشکل است و راه از بین بردنش هم این است که شما که دانشجو هستید ، هرچه میتوانید به کیفیت فکری خودتان در زمینه دانش و معرفت بیفزایید . هریک نفر از شما که اهل دانش فرهنگ، فرزانگی، روشنفکری و فرهیختگی است می تواند این مفاهیم را در عمل گسترش بدهد. یعنی درست نقطه مقابل جو جمود و تحجر. اگر بخواهیم با جمود بجنگیم، جنگ با جمود این طوری است یعنی جنگ فرهنگی فرهنگی است (علمی است).

جنگ با جمود ، جنگ با شمشیر نیست چون از مقوله فرهنگ است تحجر و جمود هم نوعی فرهنگ است، فرهنگ بسته است بایستی با روشهای فرهنگی با آن مقابله کرد.۲  ۳نکته دیگری که مقام معظم رهبری در ارتباط با فقدان نوآوری  و ابتکار فرمودند این است که:«روند کلی نظام دانشگاهی قبل از انقلاب به هیچ وجه تربیت‌کننده محقق و فراهم آورنده پژوهشهای عمیق و ابتکاری و نو آوری و شکستن بن بستهای علمی نبود.»  ایشان علم و نوآوری را یکی از راهکار اصلی پیشرفت در دنیای امروز مطرح کردند و میفرماید:(( یکی از فرایض حتمی برای نسل جوان که بر دوش شما دانشگاهی هاست عبارت است از تقویت بنیه های علمی کشور.ما اگر علم نداشته باشیم ، اقتصادمان ، صنعتمان، حتی مدیریت و مسائل اجتماعی مان عقب خواهد ماند.

امروز کسانی که دارند بر دنیا خدایی می‌کنند آن دستهای مرموزی که امروز اختیار منابع عظیم انسانی و مادی دنیا را دردست گرفته اند و همه اقیانوسها و همه تنگه‌های حساس دریایی زیر چشم آنهاست و هرجا می‌خواهند دخالت می‌کنند با ابزار علم است که توانسته‌اند بشریت را به این خاکستر بنشانند.

لذا برای  مقابله با کار آنها علم لازم است. اگر بخواهید از لحاظ علمی پیش بروید باید جرات نوآوری داشته باشید و استاد و دانشجو باید از قید و زنجیره جزییگری تعریف های علمی القا  شده و دایمی دانستن آنها خلاص بشود .دانشگاه نقطه اوج خدماتی را که می تواند به یک کشور ارائه بشود تامین می کند )) [۱۷]   ایشان در خصوص لوازم اصلی پیشبرد علم و رسیدن به نوآوری علمی فرمودند:

(( آن چیزی که در فضای علمی ما مشاهده می شود این است که….. است که ما متون فرنگی و خارجی را تکرار میکنیم، میخوانیم، حفظ میکنیم و براساس آن تعلیم و تعلم می‌کنیم. اما در خودمان قدرت سوال و ایجاد خدشه نمی یابیم.

باید متون علمی را خواند و دانش را از هر کسی فرا گرفت . اما علم باید در روند تعالی خود با روحهای قوی و استوار و کارآمدی که جرات پیشبرد علم را داشته باشند، همراه شود تا بتواند پیش برود.انقلابهای علمی در دنیا این گونه بوجود آمده است. [۱۸]ایشان در خصوص جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق که لازمه نوآوری است فرمودند:دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا آن کسانی که اهل کار و تلاش هستند با پیشنهادها و با قالبها و نوآوریهای علمی خودی بتواند بنای حقیقی یک جامعه آباد و عادلانه مبتنی بر تفکرات و ارزشهای اسلامی را بالا ببرند ، امروز کشور ما از دانشگاه این را می خواهد. [۱۹]و در ارتباط با خروج از جزم گرایی فرمودند:باید مغزهای متفکر استاد و دانشجوی ما بسیاری از مفاهیم حقوقی، اجتماعی و سیاسی را که شکل و قالب آنها در نظر بعضی مثل وحی منزل است و نمی شود در باره اش اندک تشکیکی کرد، در کارگاههای تحقیقاتی عظیم علوم مختلف حلاجی کنند ، روی آنها سوال بگذارند.این جزمیتها را بشکنند و راههای تازه پیدا کنند . هم خودشان استفاده کنند ، هم به  بشریت پیشنهاد کنند.  امروز کشور ما محتاج این است . امروز انتظار کشور ما از دانشگاه این است ))  و من به طور علمی معتقدم که یک خودآگاهی جمعی باید در همه محیطهای علمی نسبت به فرهنگ وارداتی و تحکم آمیز و زور گویانه غربی به وجود بیاید.))[۲۰]

ایشان در بخش دیگری از فرمایشات خود در ارتباط با تولید علم و نوآوری علمی فرمودند:(( اگر امروز ما ببینیم کسانی شعار وابستگی به غرب را به بهانه فراگیری دانش و تکنولوژی میدهند این یک شعار ارتجاعی است ، این یک عقب گرد است این افتخار نیست برای یک ملت که وابسته به یک قدرتی باشد ، البته علم را باید آموخت ، انسان هرچه می‌تواند باید برای خود ذخیره علمی فراهم کند. باید از دیگران بیاموزیم.لکن نباید همیشه دانشجو و شاگرد بود، همیشه نباید دست نیاز برای تولید علمی دیگران دراز کرد باید تولید علم کرد.این سنت الهی است که هرکسی در هر راهی تلاش کند خدای متعال در همان راه به او کمک خواهد کرد.

کسانی‌که‌دردنیا تلاش‌علمی کردند به پیشرفت نائل شدند پیشرفت علمی دلیل حقانیت کشوری نیست دلیل هیچ ایده و تفکری نیست.اما دلیل برنامه ریزی درست است دلیل پشتکار است و این عاملی برای رسیدن  آنها به قله علم است.[۲۱]

(( امروز همه‌همت ما این‌است که نه فقط علم را‌بلکه فرآورده‌های علمی و تکنولوژی و خرده تکنولوژی را از آنها یاد بگیریم و آنرا در اینجا تقلید کنیم و این کاری نیست که یک ملت باید به  آن همت بگمارد. باید راه نو و فکر نو و بن بست شکنی را وجهه همت خود قرار دهد.[۲۲]

۹ – عدم ارتباط بین نیازهای جامعه و گروه های دانشگاهی:

یکی از علل و عوامل تنگناها و کاستی ها و موانعی که در این راه وجود دارد شفاف نبودن رابطه بین گروه های دانشگاهی و علمی با نیازها و ضرورتها  جامعه است. به عبارت دیگر گسیختگی تاریخی و توسعه نظام آموزش عالی در کشور از یکسو و گسیختگی تاریخی و توسعه یی آن با رشد و توسعه جامعه و در نتیجه شکل گیری گسل های مریی و نامریی در هدف های آموزش عالی با هدفهای توسعه پایدار و موزون کشور وجود دارد.[۲۳]

مقام معظم رهبری در ارتباط با رابطه بین دانشگاه و صنعت می فرماید:

(( باید دستگاه علمی کشور به بدنه صنعتی کشور وصل شود. در این صورت هم دستگاه علمی به جریان خواهد افتاد – یعنی علمش با عمل توام خواهد شد هم دستگاههای صنعتی کشور متطور و متحول خواهد شد اما این کار نشده است.

لازم است که سطح تواناییهای  صنعتی ، به تناسب بالا رفتن سطح علم و تحقیق در کشور ، بالا برود.این طور نباشد که در دانشگاههای ما تلاش فراوان علمی و تحقیقی به وجود بیاید.

اما در واقعیت کارکرد کشوری تاثیری نگذارد. اینها در فضای مجرد بنشینند، تحقیق کنند و علم و فکر و تئوری به وجود آورند. بدون‌اینکه با واقعیت ارتباطی داشته‌باشند آنها هم با تهیدستی از پیشرفت علم و صنعت، کار صنعتی یا کشاورزی را بصورت ناقص، ناصحیح، عقب‌مانده و ناکارآمد پیش‌ببرند این یک خسارت دو‌جانبه است.هم علم و تحقیق و هم  واقعیت صنعت و کشاورزی و بقیه گروه های علمی صدمه می خورد.))[۲۴] در این راستا ضروری است ((ساختار و کارکرد دانشگاهها و موسسات آموزش و پرورش

اولاً: در جهت استفاده‌رسانی بهینه از بینش علمی دانش فنی و کاربردی قرار گیرد.

ثانیاً : در جهت و راستای نیازهای واقعی جامعه سمت گیری کند.

ثالثاً: با تلفیق تجربه و نظر و نیز با کسب آخرین دستاوردهای علمی، فن‌آوری و انتقال بهینه آنها به مجامع علمی، زمینه برای شکوفایی ، درون‌زایی و درون‌نگری، پویایی علمی در آموزش عالی کشور فراهم کند.

رابعاً: با بهره‌یابی از تحقیقات بنیادی، راهبردی، کاربردی و توسعه‌یی، زمینه را برای استقلال علمی، فرهنگی و اقتصادی فراهم کند.)) [۲۵]

مقام معظم رهبری در ارتباط با ناهماهنگیهای دانشگاهی با نیازهای جامعه میفرماید:«یک برنامه کلان علمی را برای کشور فراهم کنید. برنامه کلان کشور چیست؟مرادم از برنامه کلان همین برنامه استراتژیک است. راهبردی ترجمه می شود . ببینید کشور ما از لحاظ علمی بالاخره کجاست؟ باید به کجا برسد؟ در چه جهت هایی؟این را اول طراحی کنید تا ما ببینیم که این تعداد کلاس و این تعداد استاد در این گروه اصلاً باید باشد یا نه؟ممکن است در همین ها شک کنیم.

یا در فلان گروه ای توجهات کمتری هست که آیا توجهات مضاعف لازم است یا نه؟

آنچه که من در زمینه مسایل علمی تصور می کنم این است که در دانشگاهها به تناسب زمان، بهره علمی گرفته نمی‌شود. از دانشگاه به قدر زمانی که در بخش آموزش مصرف می شود بهره علمی گرفته نمی شود.[۲۶]

 

 

۱۰ – وجود ارتباط ضعیف بین نظام آموزش و پژوهش

یکی علل و عوامل‌ کم‌ رنگ بودن آموزش‌های دانشگاهی و علمی خودی ‌و ‌درون‌ جوش ‌در اثرعدم پیوند بدنه ‌آموزش ‌بر بدنه پژوهش ‌می‌باشد.

به عبارت دیگر آموزش دانشگاهی و علمی در موسسات آموزشی عالی و دانشگاهی ما دستاوردهای تحقیقات  و پژوهش های جامعه نیست و لباس عاریتی است که با فرهنگ و جامعه تلفیق نیافته و به طور ساختاری و کارکردی پیوند نخورده است.

بررسی گذشته و حال موسسات پژوهشی در ایران نشان می دهد که از سالهای دور مشکلات و نارسایی های این گروه از موسسات تغییر چندانی نکرده و اصولاً هنوز تحقیق جایگاه حقیقی خود را در فرایند توسعه جامعه پیدا  نکرده است.[۲۷]

در این راستا ضروری است دانشگاهها و موسسات آموزشی در جهت تغذیه و بهره یابی از دستاوردهای تحقیقات خودی در آموزش، باید پژوهش را پیش نیاز آموزش دانسته و زمینه همنوایی آموزش با پرورش افراد جامعه برای سازندگی، سرافرازی، خودباوری و خدمت به جامعه هدایت کنند.[۲۸]

حمیدپورعیسی چافجیری

عضو هیات علمی دانشگاه گیلان

.

 

 

۱-  مفهوم شناسی نهضت نرم افزاری درکلام رهبری- هفته نامه پرتو شماره ۲۵۵ ص۱۰

۲ – پیشین

۱ – پیشین

۱ –  بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای جهاد دانشگاهی ۱۴/۵/۷۸

۲ – دیدار با روساء دانشگاهها – ۶/۲/۷۶

 

۱- دیدار با جهاد دانشگاهی پیشین

۱- « سخنان مقام رهبری ۱۲ مرداد ۸۱ جمعی از دانشجویان خارج از کشور»

۱ – (۲۲/۲/۷۷) جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران)

۲ – پیشین

۳ – دیدار با طلاب و دانشجویان ۲۸/۹/۶۹

۱ – بیانات مقام معظم رهبری دردیدار روسای دانشگاهها ۸/۱۰/۸۰

۱- دیدار با روساء دانشگاهها – ۶/۲/۷۶

۱ – دیدار از دانشگاه صنعتی شریف ۱/۹/۷۸

۲ – دیدار با دانشجویان و مسئولین دانشگاه

۱- بخشی از پیام مقام معظم رهبری به دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاهها

۲- بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان

۱– فرمایشات معظم له در دیدار با نمایندگان دانش آموزان عضو انجمن اسلامی دانش آموزان سراسر کشور

۱ –  جوانان از دیدگاه امام _ص۹۲

۲- شهید مطهری خدمات متقابل اسلام و ایران ص ۵۱-۵۲

 

۱ – دانشگاه صنعتی شریف ، مقام معظم رهبری ۹/۱۲/۷۹

۲ – جلسه پرسش و پاسخ _ دانشگاه تهران _ ۲۲/۲/۷۷

۳ – دیدار با اعضای جهاد دانشگاهی ۱۴/۵/۷۸

۱- صنعتی امیر کبیر _ مقام معظم رهبری_ ۹/۱۲/۷۹

۱- پیشین-۹/۱۲/۷۹

۲ – پیشین

۱- پیشین

۲- دیدار با دانشجویان خارج از کشور ۱۲/۵/۸۱

۱- دیدار با جمعی از برگزیدگان المپیاد ۳/۷/۸۱

۲- جامعه شناسی مسایل اجتماعی ایران_ دکتر سیف الهی ص ۲۸۰)

۱- دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۹/۹/۷۹

۱ – جامعه شناسی مسایل اجتماعی – پیشین ص ۲۸۵-۲۸۶

۲- دیدار با روسای دانشگاهها- ۲۶/۲/۷۶

۱- جامعه شناسی مسایل اجتماعی- پیشین ص ۲۸۱

۲- پیشین ۲۸۶

 

 

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *