شمال ما؛
چند روزی می شود که دولت تدبیر و امید وارد چهارمین سال خود می شود دولتی که با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده، البته فرود ها هم به نسبت تعداد و هم از لحاظ تاثیر گذاری بیشتر بوده اند . حال ، بسیاری از مردم ، حتی حامیان سابق و فعلی دولت منتظر اردیبهشت ۹۶ هستند روزی که به اذعان خیلی از صاحبنظران مسائل سیاسی پایانی خواهد بود برای این دولت , البته جو سیاسی متغیرِ حکم فرما بر کشور را هرگز نباید فراموش کرد . اما این نکته قابل ذکر است که با وجود عملکرد انتقاد آمیز دولت در اکثر جهات این اتفاق محتمل و قابل پیش بینی است . تا یکسال قبل دولت برگ برنده ای بظاهر بسیار بزرگ بنام برجام در دست داشت که به خیال خود ضامنی برای ادامه کار خود در دوره ۴ ساله بعدی خواهد بود ، اما برجام از ابتدا و در نقطه شروع بنظر با مشکلات ریز و درشتی رودر رو بود ، پر از نقاط ابهام و نداشتن ضمانت اجرایی از سوی طرف مقابل .
با سابقه بسیار درخشان آمریکا و هم پیمانان اروپایی اش در قبال ایران! پر بیراه نبود که خیل عظیمی از مردم و کارشناسان و یا حتی از حامیان دولت به این توافق با دید مثبت نگاه نکنند . البته قابل ذکر است که پا نهادن در این راه با توجه به گوشزد و هشدار رهبر انقلاب به آینده این گفتگوها می توان این توافق را به نوعی خودسری دولت تنها برای نشان دادن خود بعنوان ناجی این وضع و استفاده ابزاری از آن بعنوان برگ برنده برای پیروزی در دوره بعدی انتخابات دانست که هم اکنون از تنها نتایجی که در برداشت. می توان به پر کردن قلب راکتور آب سنگین اراک با سیمان و همچنین فروش آب سنگین تولید شده به کشورهایی مثل روسیه و امریکا اشاره کرد ، تاکید بسیار طرف مقابل بر مسئله راکتور آب سنگین اراک نمی توانست بی دلیل باشد زیرا این راکتور از لحاظ ساختاری متفاوت با سایر سایت ها و یا نیروگاه های داخل کشور بوده و از همه مهمتر دستاوردی بومی بشمار می رود. همچنین ایران در طی این گفتگو ها و در توافق نهایی (برجام) از بسیاری از دستاورد های هسته ای که در بازه زمانی سالهای ۸۳ تا ۹۴ بود کوتاه آمد … دستاورد هایی که به واقع تنها با مقاومت و صبوری ملت فهیم ایران بدست آمدند. البته این را هم نباید فراموش کرد که حالا ما در قبال دادن این امتیازات چند دستاورد جدید و مهم همچون چند مرکز و آزمایشگاه تحقیقاتی بدست آوردیم! و البته رفع تحریم هایی که در آغاز در همه زمینه ها بود ولی در پایان تنها به مسائل هسته ای محدود شد و جالب اینکه آمریکا براحتی می تواند این تحریم ها را به حالت اول برگرداند. اما مهم ترین مورد قابل اعتنا در این حوزه این نکته است که اوباما توانست جلوی پیشرفت روز افزون هسته ای ایران را بدون هیچ حمله نظامی و تنها با گفتگو بگیرد. دستاوردی بسیار بزرگ که بارها در سخنرانی های جان کری و اوباما بدان اشاره شد.
حال با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا این شائبه بیش از پیش نمایان می شود که پایه های این توافق بیش از آنچه که فکر می کردیم لرزان است. قطعا در ایران هرگز کسی نباید امیدوار باشد که فردی مسند ریاست جمهوری را در آمریکا بدست بگیرد که حامی و خیرخواه ایران باشد، در تاریخ معاصر ایران به وضوح قابل مشاهده است که دولت آمریکا و انگلیس در همه ادوارِ حضور خود در ایران چه بصورت مستقیم و چه بصورت غیرمستقیم درصدد دخالت برآمده اند. با توجه به دو نامزد نهایی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می توان دریافت که باید منتظر چالش های ریز و درشتی در برابر برجام باشیم. کلینتون و ترامپ هر دو در یک نقطه همچون سایر روئسای جمهوری آمریکا در دوران بعد از انقلاب مشترکند و این اشتراک همان جلوگیری از قدرت روز افزون ایران در منطقه و جهان است . البته در این مسیر کلینتون بسیار خطرناکتر از دونالد ترامپ خواهد بود هیلاری کلینتون فردی سیاستمدار و بسیار زیرک تر نسبت به ترامپ بشمار می رود و با کوله باری از تجربه و مقبولیت بیشتر در جوامع بین المللی است که این موارد به پیروزی او درانتخابات آینده کمک شایانی خواهد کرد. نکته بسیار مهم و قابل تامل دیگر این است که دولت آمریکا چه در زمان حال و چه در زمان آینده درصدد ایجاد باب مذاکره در سایر موضوعات با ایران است تا همچون برجام بدون هزینه گزاف بتواند ایران را در بخش های مختلف بیش از پیش ضعیف سازد. از مذاکره در ارتباط با نقض حقوق بشر در ایران , سامانه موشکی و حمایت از گروه هایی همچون حماس ، حزب الله و… که همه این موارد در پس هدف شوم آن ها مبنی بر تغییر حکومت در ایران خواهد بود.
بدیهی ست بزرگ جلوه دادن تحریم های اقتصادی و منوط کردن تحرک پیکر نحیف اقتصاد به رفع تحریم ها به نوعی خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن ریختن است ، در این برهه زمانی باید بسیار هوشیارتر عمل کرد و با تمرکز و تقویت ظرفیت داخلی , بصورت فراجناحی و با هدف وابستگی کمتر به خارج عمل کرد.
دیدگاهتان را بنویسید