شمال ما؛
پیرامون حواشی کنسرت گروه «پالت» در رشت و توهین به یک روزنامهنگار
خلاصه ی ماجرا این است: کنسرتِ گروهی محبوب -«پالت»- در رشت برگزار شده، در شرایطی نامطلوب و با هزینهای بیش از حد مجاز با توجه به امکانات محلِ برگزاری و در این میان وقتی روزنامهنگاری شناختهشده –بابک مهدیزاده- به شرایط اعتراض میکند، به او توهین میشود و با برخورد زنندهی برگزارکنندهگان روبهرو میشود، همان شب هم دردنامهای منتشر میکند و در رسانههای مجازی دست به دست میشود، و از پِی آن اعتراض دیگران آغاز میشود و طبعا واکنش برگزارکنندهگان. اصل ماجرا همین است…
***
خُب زوایای مختلفِ اتفاقِ رُخ داده مشهود است، اصلا هم اهمیت ندارد که روزنامهنگار مربوطه اصطلاحا پیاز داغِ ماجرا را زیاد کرده یا نکرده، مهم کلیتِ اتفاق است، آنچه بر او رفته است، آنچه بر او به اتفاق خانوادهاش گذشته است، حدیثی بس دردناک و شرمآور است. چنین برخوردی با یک نفر معترض خارج از عُرف و اصول است، وقتی مخاطبی به شرایطِ برگزاری برنامهای هنری –بر هنری بودناش تاکید دارم- معترض میشود، اینطور انتظار میرود که در نهایت آرامش با او صحبت شده و مشکلش را جویا شویم، چنین اصلی هم بیشتر از هر چیزی از اقتضای فرهنگی-هنری بودنِ آن برنامه میآید، وقتی مدعی کاری میشویم، بیشک در عرصهی عمل هم باید از عهدهاش بربیاییم.
***
مسئله اما باز هم ریشهدارتر از این حرفهاست، ریشهای کاملا اقتصادی-مدیریتی دارد؛ بارها و بارها شده که از وضعیت نامطلوب سالنهای گیلان برای برگزاری کنسرت صحبت شده، اما هنوز فکری به حال این ماجرا نشده، تعداد سالنهای نسبتا استاندارد استان ما، بسیار محدود است، از سویی دیگر گیلان استانی کاملا فرهنگی و هنری است و طبعا مخاطبِ هنری زیادی دارد، این وسط معادله لنگ میزند و تقاضایِ مخاطب را «شکلِ» عرضه راضی نمیکند، طبیعی هم هست، مشکلات یکی به یکی میزنند بیرون و یقهی مسئولین امرِ برگزاری و مخاطب را میگیرند. مسئله دیگر و پیوسته به این ماجرا، مسئلهی اقتصادی است، گیلان از نظرِ اسپانسرینگ بسیار ضعیف است، حامی مسائل فرهنگی و هنری محدودند –حالا در این میان باز هم در حوزه کنسرتگزاری از دیگر حوزههای هنری اوضاع بهتر است- و به همین دلیل قادر به فراهم کردنِ امکانات محدودی هم هستند، چرخِ اقتصاد استان نمیگردد و همه چیز بهم میریزد. اوضاع زمانی بدتر میشود که عدهای خُردهسرمایهدار، بخواهند از این آبِ گِلآلود ماهی بگیرند و بشوند «حامی» برنامههای فرهنگی، کسانی که کوچکترین نسبتی با حوزه فرهنگ ندارند و هدفشان تنها و تنها کسبِ سود بیشتر است، به هر قیمتی شده. قطعا و حتما نباید برگزاری یک برنامه فرهنگی-هنری خالی از سود باشد، اساسا همین مسائل اقتصادی است که چرخِ فرهنگ و هنر را میچرخاند، اما کسبِ سود از راهِ برگزاری یک برنامه فرهنگی و هنری، در حد آبرومند با «سودجویی» از این راه، بسیار تفاوت دارد و حدیثی دیگر است. برنامهگزار با جیبِ خالی و در راه رضای خدا که نمیتواند برنامهای خوب و حسابی برگزار کند، اما برگزاری یک برنامه به هر قیمتی و تحت هر شرایطی نیز پذیرفته نیست، در چنین وضعیتی برگزار نشدنِ یک برنامه بهتر است تا برگزاری آن!
***
نوشتن و گفتن پیرامون این مسائل و ماجرایِ اخیر، کاری تازه نیست و صرفِ همین نوشتن و گفتن هم حل نمیشود، اما درد را باید به زبان آورد تا درمانش پیدا شود. توجه به یک نکته اما در انتهای این مجال به گُمانِ نگارنده ضرورت دارد؛ چنین اتفاقی –از شانسِ بدِ برگزارکننده این کنسرت- برای روزنامهنگاری شناخته شده افتاد و منجر به چنین بازتابهای رسانهای شد، حالا شما پیشِ خودتان فکر کنید و ببینید چندین و چند بار چنین برنامههای نابهسامانی در سطح استان برگزار شده و با برخوردهای زنندهای با معترضانی از مردم معمولی شده است و صداشان به جایی نرسیده، دردناک نیست؟
سید فرزام حسینی؛ سردبیر کتاب هفته خبر
دیدگاهتان را بنویسید