شمال ما: مطلبی توسط برخی اساتید دانشگاه گیلان در کانال تلگرامی استادان دانشگاه منتشر شده که حجت الاسلام والمسلمین حمید پورعیسی در پاسخ به آن، مطلبی را ارائه کردهاند که اصل مطلب و پاسخ ایشان منتشر می شود.
مطلبی که از سوی برخی مطرح شده بود:
انچه کمتر از علی (ع) شنیده ایم:
گفتند: فردی در خانه اش به لهو و لعب و گناه و فحشا مشغول است ! نگفت به این مرکز فساد حمله کنید و شلاقشان بزنید … گفت خانه و حریم شخصی خودش است .
به شما ربطی ندارد با چشمان بسته وارد شد و بعد از خارج شدن از منزل دوباره چشمانش را باز کرد و گفت من چیزی ندیدم .
وقتی مردم ، بعد از قتل عثمان ، با اصرار شدید و بیسابقه از او خواستند که حاکم شود گفت : ” مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید ”
اینطور نبود که حکومت را حق خداداد خود بداند و تشکیل آن را تکلیف شرعی خود بشمارد و از هر فرصتی استفاده کند … .
اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد . بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع باشید .
گفت : ” در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگاهم دارد ” .
بارها در سخنانش انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست … !
سعد ابن ابی وقاص ، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد ، نه خانه را بر سرش خراب کرد ، نه در خانه حصر اش کرد و نه حتی علیه او سخن گفت .
طلحه و زبیر پیش او آمدند و از او پست و مقام خواستند ، نپذیرفت .
چند روز بعد طلحه و زبیر مدینه را به قصد مکه و تدارک نمودن جنگ جمل ( بر علیه علی) ترک کردند !
علی به آن ها گفت کجا می روید ؟! دروغ گفتند ، علی گفت می دانم برای جنگ با من می روید !
با این وجود آن ها را زندانی نکرد … زندانی سیاسی برای علی معنا نداشت .
روز جمل ، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند .
یارانش گفتند شروع کنیم . او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت : “اللهم اشهد” (خدایا شاهد باش) .
سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند .
یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد” .
تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند ، سر به آسمان بلند کرد و گفت “ خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم” آنگاه شمشیر کشید .
ماجراجو و جنگ طلب نبود .
بعد از جنگ جمل ، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت ” کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم” .
حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت .
سپس به دیدن عایشه رفت و حرفهای درشت او را تحمل کرد و حالش را پرسید ، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو !) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند .
با زنان ، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند ، اینطور بود .
کسانیکه با او جنگیدند را ” محارب و منافق و فتنه گر و ضد ولایت ” نخواند ،
گفت : ” برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند !!! ” .
در زمان خلافت تمامی خزانه داری های سرزمین پهناور اسلام را به دست ایرانیان سپرد ، گفت ایرانیان قبل از اسلام هم مردمان پاک دستی بودند .
هنگامی که خلیفه شده بود و برای سرکشی به یکی از شهرها رفته بود ، مردمانی را که به دنبال اسب او با پای پیاده راه افتاده بودند و او را مشایعت می کردند ، با فریاد آن ها را از این کار بر حذر داشت ، گفت من هم انسانی مانند شما هستم ، بروید به کار و زندگی خود برسید و فقط در برابر خدا تعظیم کنید .
وقتی خلیفه یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان در آن عصر بود ، با یک فرد مسیحی اختلاف پیدا کرد و کار به قاضی سپرده شد.
نخواست به زور حرف خود را به کرسی بنشاند . در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او نگاه می کرد ، خشمگین شد و گفت که من و فرد مسیحی برای تو نباید فرقی داشته باشیم ، از خدا بترس و عدالت را رعایت کن … از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت ، قاضی به نفع مسیحی حکم داد و علی این حکم را پذیرفت .
فردی نابینا را دید که گدایی می کند .
گفت چرا به او نمی رسید و کمکش نمی کنید ؟ گفتند مسیحی است . گفت آن زمان که بینا بود و برایتان کار می کرد ، از دینش نمی گفتید ، حالا او مسیحی شده ؟!!!
مقرر کرد که از بیت المال مسلمین هر ماه به او پول بدهند تا مجبور به گدایی نباشد … !
علی را باید به عملکردش شناخت نه با وهن و خرافات .
علی به عدل اش علی بود .
پاسخ حجت الاسلام والمسلمین حمید پورعیسی عضو هیات علمی دانشگاه به عنوان «میراث به غارت رفته علی(ع)»:
.

.
اگر مروری به نهج البلاغه کنیم مشاهده می کنیم که :
۱) حضرت بارها و بارها مردم را از غوطه ور شدن به گناه فردی و اجتماعی باز داشتند و بی توجه به فسادهای فردی و جمعی نبودند.
۲) استانداران و فرمانداران زیادی را بخاطر دست درازی به بیت المال و فتنه گری از کار برکنار کردند و برخی از همانها دشمن سرسخت علی (ع) شدند در برابر فتنه جویان و توطئه گران ساکت نبود چنانچه تمام جنگهای امام (ع) علیه فتنه گران داخلی و توطئه گران ضد حکومت علی (ع) است شواهد تاریخی چنین است.
۳) بعد قتل عثمان وقتی حاکم شد فرمود اگر بیت المال را مهر زنان تان کرده باشید به بیت المال بر می گردانم نگفت مدارا می کنم و اگر هم مرا قبول ندارید من دست از حکومت می کشم کار را به شما واگذار می کنم . فرمود دمار از روزگارتان در می آورم اگر بخواهید سرکشی کنی.
۴) با طلحه و زبیر مدارا کرد با عایشه مدارا کرد اما وقتی کار به میدان جنگ رسید نگفت شماها سالها در رکاب پیامبر بودید و شمشیرهای شما بارها جان پیامبر را نجات داد. کندی شمشیرعدالت و را به وسیله تن ها و گردنهای دراز و کشیده شان صیقل داد و بر جنازه های آنان گفتار بلندی ایراد کرد تا آیندگان برای اجرای عدالت سستی نکنند حتی اگر اجرای عدالت برای هدایت و جلوگیری از انحراف سیف الله ها و اصحاب خاص رسوا الله (ص) باشد.
۵) از میدان جنگ عائشه را در حصر قرار داد و براو تندی نکرد از زنان ، محافظ او قرار داد که تا منزل او را مشایئت کنند واجازه تعرض به او را نداد در حالیکه این حق حاکم جامعه است که بر شورشیان سخت بگیرد و آنها را محاکمه کند ولی علی (ع) اینکار را نکرد.
۶) کسانی که بیعت نکردند رهایشان ساخت، اما همان افراد وقتی دست به قبضه شمشیر بردند و با دشمنان همنوا شدند تا حکومت را ساقط کنند و یا دست در دست دشمنان حاکمیت انداختند برآنها رحم نکرد و مجازاتشان کرد.
۷) جنگ علی (ع) با ضد حاکمیت ها و ضد ولایتی ها بود نه جنگ با کافران . جمل اندیش ها هنوز هم هستند یعنی کسانی که خود را مفسر دین و اسلام و حاکمیت دینی می دانند. اندیشه های خود را ناب و خالص می دانند و دیگران را جمود اندیش و بی دین . البته با تفسیر جدید از اسلام . یعنی آن بخش از اندیشه اسلامی که نیات و مقاصد آنها را تامین کند. ولی چنانچه امروز اگر نظام اسلامی چهار نفر باغی و سرکشی سیاسی را به مجازات برسانند خواهند گفت برادر کشی شده است. حضرت امیر اصلا کار را به زندانی سیاسی نمی کشانید و آدمهای باغی و سرکش و ضد حکومت را فرصت حصر نمی داد.. معاویه ادعای حکومت اسلامی داشت و باغی بر حکومت بود سخت با او جنگید نگفت بیائید رفراندم برگزار کنیم که مردم چه کسی را می خواهند گفت من حاکم اسلامی هستم و مردم مرا انتخاب کردند و شما ( معاویه ها ) باید تابع باشید . معاویه اندیش ها امروز در جهان جنایت می کنند . دشمنان، دهها معاویه را ساختند و آنها را حاکم جوامع اسلامی کردند تا در مقابل اندیشه ناب علوی قد علم کنند . خوارج با شعارلاحکم الا لله با علی جنگیدند نماز می خواندند ، نمایه ها و رفتارهای دینی متعصبانه داشتند ولی حضرت بر آنها رحم نکرد شمشیر عدالت سیاسی را بر گردنهای یشان فرود آورد که امروز با هیچ قانون به اصطلاح حقوق بشی و بین المللی نو اندیشان هم خوانی ندارد. طلحه و زبیر برای گرفتن مسندهای دولتی پیش قدم شدند بدنبال رانت سیاسی و ریاستی بودند به علی (ع) گفتند ما در ستاد شما بودیم ، ما برای تو بیعت گرفتیم . استانداری و فرمانداری و معاونتها حق ماست . اگر دادی که دادی اگر ندادی با تو می جنگیم . علی (ع) مصلحت اندیشی نکرد . مزوران و رانت خواران سیاسی و آلودگان به مقام و منصب را دور خود جمع نکرد تا به جای ۵ سال حکومت ۵۰ سال حکومت کند .همه در برابر علی (ع)مدعی بودند.
۸) افرادی مانند طلحه و زبیر با او مخالفت مـی کـنند اما امام(ع) مصمم است تا حکومت را اصلاح کند. به همین دلیل استان داران را عوض کرد و بسیاری از کارگزاران قریش، بکر، ثـقـیـف کـه از طبقه اشراف بودند، به زیر آمدند و طائفه همدان، حـمـیـر و حـمرإ به عنوان مسئولین نظام حکومتی امام(ع) انتخاب شـدند. امام(ع) هم چنین در صدد برآمد تا پول هایی را که از بیت الـمـال در زمان عثمان به افراد بذل و بخشش شده بود، پس بگیرد، از این رو بعد از بیعت مردم با او بر منبر رفت و در این خصوص فـرمـود: (والـلـه لـو وجـدته قد تزوج به النسإ وملک به الامإ لـرددتـه فـان فـی الـعـدل سعه ومن ضاق علیه العدل فالجور علیه اضـیـق) “نهج البلاغه، خطبه ۱۵”.به خدا قسم، اگر از بخشش های عثمان چیزی پیدا کنم که به وسیله آن زن ها ازدواج کرده اند و کنیزانی خریداری شده اند، الـبته آن ها را می گیرم و به صاحبانش بازمی گردانم، چون که در کـار عـدالـت برای مردم عرصه ای وسیع است و هرکس از عدل بگذرد، دل تنگ می شود و ظلم و جور او را دل تنگ تر می کند) امروز تاریخ شیعه اینها را برای ما شفاف کرد ولی با این نگاه و نظری که ما به اسلام و حکومت اسلامی داریم و بدنبال اسلام به اصطلاح اسلام لیبرالیستی ، رفاه طلبی و هرکس پسند هستیم اگر در دوران علی (ع) بودیم اولین مخالفان علی (ع)بودیم.
۹) چرا در شیوه و سیره علی (ع) بدنبال آن بخش از رفتارها و گفتارهای هستیم که با دیدگاه ما سازگاری دارند انتخاب می کنیم . آیا باید نهج البلاغه را معیار قرار دهیم و خود را تطبیق دهیم یا نه برای تائید نظر ودیدگاه خود در نهج البلاغه سرک می کشیم و انتخاب می کنیم که نظر ما را تایید کند؟
۱۰) مروری به وصیتنامه حضرت داشته باشیم چه میزان علیرغم خواسته هایمان به آن عمل می کنیم و خواهان اجرای آن در جامعه هستیم؟
۱۱) دست دزدی را علی (ع) قطع کرد کمپین گذاران معاویه آمدند و خواستند کمپین حمایت از او تشکیل دهند علیه علی (ع) . ولی او گفت به عدالت علی(ع) ایمان دارم . امروز وفتی در حکومت اسلامی کسانی که در جامعه فساد می کنند ، شرب خمر می کنند ، فساد اخلاقی راه می اندازند و علنا به شعور جامعه تعرض می کنند . احکام مسلم دین را به سخریه می گیرند وقتی دستگیر می شوند و به مجازات می رسند کمپیین هواداری تشکیل می شود و اشکهای مظلومانه برای آنها ریخته می شود در حالیکه همه ما عقلا و شرعا و قانونا از فساد بیزاریم .
۱۲) علی درآمد میلیونی نداشت لکن با آن وضع شبها به در خانه محرومان و یتیمان میرفت و نان و خرما بخش می کرد و در بوق و کرنا نمی نواخت زمانی هم که از دنیا رفت اندوخته ای نداشت و مشهور به نیکو کاری هم نبود لکن خلا وجودی علی بعد از شهادت او ، به مردم فهماند که فردی که شبها نان و خرما پخش می کرد علی بود . و ما امروز در دهها کانال خود را نیکو کار و خیر معرفی می کنیم تا دیگران جذب شوند و کمک کنند و ما از برکات و فیوضات دیگران دیوار مهرمانی برپا می کنیم و وقتی صحبت از افزایش حقوق و رفاهیات و پرداختی ها می رسد ساعتها مباحثه پیرامون آن داریم که چرا و چرا …
۱۳) نکته دیگر اینکه علی فقط دیکته نویس و زبان گویای اعتراض ما نبود که از خود میراثی بگذارد که ما از آن برای رسیدن به مقاصد خود بهره بجوییم . علی مرد جنگ بود ومرد محراب و عبادت . فرق علی در محراب عبادت شکافته شد در حالیکه همین عادت کردن به رفتارهای در جامعه اسلامی و کمپین سازندگان برای رفع محرومیت نه مروج عبادت علی اند و طرفدار محراب رفتن علی . خدامحوری در سیاست ، اقتصاد ، حکومت و جنگ .. معیار کار علی بود حتی خواسته مردم باید براساس معیار خدامحوری باشد والا خواست علی نبود و کاری را برای میل و خواست مردم انجام نمی داد . اسـاس حـکـومـت امـام عـلی(ع) خدامحوری بود. در گفتار، رفتار و کـردارش به خدا می اندیشید و حکومت را وسیله می پنداشت نه هدف. او بـا حکومت، احکام خدا را اجرا می کرد و مردم را با منبع فیض آشـنـا و بـه سـوی حق می کشاند و نور الهی را در کالبد آنان می دمـید. امام(ع) بعد از بیعت مردم با او در خطبه ای فرمود: (انی اریـدکم لله; من شما را برای دین خدا می خواهم). ایشان هم چنین در پـاسخ یکی از اعضای شورا که از ایشان پرسید آیا تو به آن چه کـه قرآن و سنت رسول الله و سنت شیخین است، عمل می کنی؟ فرمود:من به قرآن و سنت حضرت رسول(ص) و اجتهاد خود عمل می کنم.او رضـایـت کـسی را بر رضایت خدا مقدم نمی داشت. وی این شیوه و الـگو را از حکومت حضرت رسول(ص) اقتباس کرده بود، زیرا آن حضرت نـیـز فـقـطـ فرمان خدا را اجرا می کرد و مردم را به دین حق که هـمـان اسـلام است،۱ هدایت می کرد، و آنان را با قوانین و احکام الهی اسلام آشنا می ساخت.حـکومت آن حضرت بر محور دین بود نه مردم سالاری. اگر خواست مردم مـطـابـق با اسلام بود، می پذیرفت ولی اگر با اسلام در تضاد بود، هـرگـز به آن عمل نمی کرد
۱۴) فریاد مردم سالاری که امروزه گوش فلک را کر کـرده به معنای آن است که آن چه مردم می خواهند، به صورت قانون درآیـد، حـال چـه ایـن خـواسـت مردم با اسلام در تضاد باشد و چه مـغـایرت نداشته باشد، در هر صورت باید به آن عمل شود. این نوع نـظـام در غـرب وجود دارد. اما در نظام اسلامی، مردم که خود رکن اسـاسـی نـظام را تشکیل می دهند و از جایگاه والایی برخوردارند، بـر مـحـور دیـن مـی گـردند و به بایدها و نبایدها توجه دارند، مـعیار آنان احکام الله است و خواست آنان این است که قوانین با شـریعت مطابقت داشته باشد و یا در تعارض و تضاد نباشد تا حکومت را به سوی رشد و تعالی رهنمون باشد.امام علی(ع) برای استنباط و کشف احکام خدا به دنبال خواست مردم نـبـود بـلـکه خواست خدا را در نظر داشت، اما برای اجرا و تحقق امـور حـکـومـت بـه مشورت و نقد و انتقاد مردم ارزش فراوانی می داد. وی مـردم را به سوی خدا هدایت می کرد و زیر پرچم عدالت می کـشاند و لذا می فرمود: بر حلقه بینی دشمن چنگ افکنم، هرچند به حق میل نداشته باشد و کشان کشان به آبشخور عدالت می برم.( نهج البلاغه، خطبه ۱۳۶(.
۱۵) برای من این سوال است که اگر در زمان حکومت علی (ع) دانشگاه بود و علی (ع) افرادی را بعنوان استاد این دانشگاه برای کسب علم و معرفت و تخصص به کشورهای دیگر می فرستاد(بورس می شدند) و از بیت المال برای آنها هزینه می کرد و آن افراد برمی گشتند و ضد علی (ع) تبلیغ می کردند و حکومت علی(ع) را که از بیت المال برای آنها هزینه کرده در مراء و منظر مردم ناشایست جلوه می دادند علی با آنها چه می کرد؟ آیا به آنها مدال افتخار و نشان مردانگی می داد؟ یا دمار از روزگار آنها در می آورد چنانچه به برخی افراد بورس مناصب داد ولی ضد برنامه ها و اهداف علی (ع) حرکت کردند آنها را از مناصبشان برکنار کرد و حتی حقوق برخی را هم قطع کرد. البته مردم نجیب و شریف جامعه اسلامی به این افراد عادت کرده اند.
۱۶) رجز خوانی ها بنام علی (ع) اگر برای ما آب و نانی داشته باشد صدای ما تا آسمان هفتم می رود آزاد اندیش و آزادیخواهیم و تائید کنندگان ناخوانده مطالب ، کف و صوت شان همه را از خواب بیدار می کند . اما اگر رجز خوانی علی(ع) که از سنخ تکالیف الهی و خدا محوری است بخواهد متوجه ما باشد مربوط به ۱۴۰۰ سال گذشته است و برای افراد قبیله های دانشگاه ندیده ، خارج نرفته و مدرن گریز بیان شده است و امروز ارزش طرح ندارد و نه گوش ما قدرت شنیدن آن را دارد و نه بنای اراده شنیدن از آن است. در هر حال علی (ع) دستاویزه نیات و مقاصد ماست . نه موضوع و طریق زندگی ما .
۱۷) بالاخره علوی بودن و علوی شدن بوق و کرنا نمی خواهد . شباهت به علی تظاهر نمی خواهد ، طعن زدن و تهمت زدن ندارد ، آزادی و آزاداندیشی به پاچه گیری نیست ، به حرکت است و اراده علوی داشتن و با خدا معامله کردن و منت نگذاشتن و خود را شناختن و خود را ساختن . علوی هستی برو سری به یتیم خانه ها بزن برای خدا نه برای حکومت و سیاست . وجدان را قاضی کنیم و ببینیم کسانی که ادعا ندارند اما برای امنیت ، شرف ، غیرت و آرامش ما جان خود را اقصی نقاط جهان تقدیم میکنند و لکن ما به شعور مردم جامعه اسلامی توهین می کنیم و کنایه وار می گوئیم که ما به این رفتارها در جامعه اسلامی عادت کردیم . ولی عادت چیز خوبی نیست برو در جایی که با عقل زندگی گنی و این توهین ها را به مردم جامعه اسلامی نکن.
۱۸) علی جان سخنی با تودارم چه میراث گرانبهای برای بشریت گذاشتی اما این میراث عظیم تو در لابلای نیات و مقاصد ما و بهره برداری از کلام و سیره چه رسوباتی که نگرفته است . علی جان در جایی که ما زندگی میکنیم چه ناعدالتی که بنام عدالت صورت نمیگیرد. علی جان چه پستها و مناصبی که به انسانهای ناصالح سپرده نشده است و چه جایگاههای که قربانی روابط سیاسی و ناشایستگی هاشدند و چه اختلاسی عقیدتی و ارزشی و مناصبی که صورت نمی گیرد . علی جان ناعدالتی در محیط زندگی و کاری من خلاصه در عدم تامین منافع گروهی و حزبی معنا پیدا میکند هیچکس در برابر دستورات الهی و اجرای احکام دینی مسئولیتی ندارد دینی که تو برای آن در محراب عبادت شهید شدی ارزش فردی دارد نه اجتماعی . علی جان کلام و سخنت اگر برای دین باشد پوشه های بایگانی منتظر آنان اند و هیچکس از کلام تو که مستند به آیات قرآن است استناد نمی کند هیچکس در ایام شهادت تو به وصیتنامه تو رجوع نمیکند تا بداند آخرین سفارش تو چه بوده . و کسی دیگر در سر کلاسهای درس به اجازه استناد برخی موضوعات را به قرآن و نهج البلاغه نمیدهد علی جان گویا تو جانشین رسول خدا و منتصب الهی نیستی بلکه نابغه ای هستی که گفتارها و میراث مانده از تو نهج البلاغه ای است که همانند مرکبی برای برخی سوارگان برای رسیدن به مقصد خود است . تو از بیان مطالب قصد الهی داشتی و برای استقرار دین حق و حرکت در محور خدا گام برداشتی اما امروز چیزی از کلام تو برداشت نمیشود خداست . علی جان تو مردم سالار نبودی چون در جواب آن مرد ولایت گریز و دموکراسی مآب که پرسید وقتی خلیفه شدی چه میکنی فرمودی من طبق قرآن و سنت رسول الله عمل میکنم و شیوه هواداران بیعت کاذب و دموکراسی مآبان را نپسندیدی و خلیفه نشدی
۱۹) به این نتیجه میرسم که هنوز هم علی مظلوم است و هر کسی از ظن خود شد یار من.
دیدگاهتان را بنویسید