آنها برتاها را حذف می کنند تا شاید بتوانند نانِ چرب سدسازی را بدون دردسر و راحت تر صرف کنند! در این بین نادیده گرفته شدن حقوق جوامع محلی و بومی، از بین رفتن تنوع زیستی و دگرگونی های اقلیمی که در پایین دست و بالا دست رخ می دهند، امری است که امروز بر همگان ثابت شده اما هر چه عوارض سدسازی روشنتر می شود، سیاستمداران بر اساس حقوقی که دارند کمتر این حقیقت را درک می کنند که سدسازی دیگر ناجی سرزمین هایی همچون “ایران” نیست. می گویند ۳۵۰ دشت کشور در حال نابودی است، می گویند کشاورزی ناپایدار اسباب حفر ۳۰۰ هزار چاه غیر مجاز شده و کشت افسار گسیخته محصولاتی آب بر و نامتناسب با توان اقلیمی منطقه، ما را دچار آسیب کرده و کانون های تولید گرد و غبارِ بی شماری به دلیل از بین رفتن اکوسیستم های آبی متولد شده اند؛ هنوز هم کشکان و بسیاری از رودخانه های مهم کشور همچون سیمره درگیر کشاورزی سنتی و سدسازی های بی دلیل هستند.
در سال جدید باز هم شاهد تداوم سدسازی و بهره برداری ناپایدار و انتقال آب بین حوضه ای مختلف خواهیم بود؛ نشانه های محکمی وجود دارد که شتابزدگی در امر توسعه تنها مدتی پنهان شده بود و اینک با قدرت بیشتری همراه با سیاست های بی برنامه و بدون ارزیابی محیط زیست و استراتژیک و البته با همراهی اقتصاد خطی و غیر سبز بازگشته تا شرایط را برای محیط زیست کشور بحرانی تر سازد؛ اما آنچه هرگز نباید از یاد برد، آن است که برتا کاسِرس با لبخند ماندگار شد، سدسازان هم با نفرین آیندگان!
*روزنامه نگار محیط زیست
دیدگاهتان را بنویسید