مرضیه ضامن

شمال ما؛

فارسی را پاس می داریم اما واژه ریکاوری را بواسطه تاثیر جا افتاده آن در دیار فردوسی خوش سخن وام می گیریم، چرا که بار معنایی آن بجای واژه بازیابی، شاید موثرتر افتد و می گوییم ریکاوری اخلاقی بر چهره جامعه مان، از رسانه تا مردم گویا الزامی است.

آوازه حکیم ایران زمین – فردوسی خوش سخن – جهانی می شود و واژه واژه آن زینت بخش سرای ملل اما روز به روز بد اخلاقی ها و کم اخلاقی ها در جامعه مان بیش می شود، از توهین به یکدیگر در خانواده و خیابان شروع می شود تا حمله به هنرمندان سرزمینمان، بزرگان و عالمانمان، دیوارهای مهربانیمان، روزنامه هایمان ، رسانه هایمان و …

ایتالیا میدان های خویش را به مجسمه فردوسی خوش سخن ایران می آراید ( این مجسمه که ۱۸۵ سانتیمتر ارتفاع دارد و از مرمر سفید ساخته شده، کار استاد صدیقی است که در ۲۰ ماه مه ۱۹۵۸ به رم برده شد و طی مراسمی در یکی از میدان های این شهر نصب شد) و نمی دانیم در سرزمین خود حکیم، چه بر سر ابیاتی چون بیا تا جهان را به بد نسپریم ، به کوشش همه دست نیکی بریم … خواهد آمد!
گیلان نیز مستثنی نیست، اگرچه در این استان بواسطه وجود فاطمه معتمدآریا هنرمند پرآوازه نیک کشورمان عزای عمومی اعلام نشد اما رسانه ها، دیوارهای مهربانی، پروژه های شهری، رابطه هنرمندان و گاه درون ارگانی و سازمانی، فارغ از بداخلاقی های بسیار نیست و امروز در آستانه انتخابات، بیش شده است.
جمع گرایی با یک هدف با هم بودن و دلخوش سازی و امید، گاه تبدیل به فردگرایی های خودخواهانه و کوته بینانه می شود و گویا توهین، تهمت و افترا شهرت افزا می شود بگونه ای که رسانه ها که نمایندگان فرهنگی هر سرزمین هستند، این اجازه را به خود روا می دارند که آبروی یکدیگر بریزند، به زندگی شخصی هم سرک کشیده و گاه نبودها را بود جلوه می دهند و با ریختن آبروی ظاهری افراد، سعی در به خاک زدن یکدیگر می نمایند.
دیوار مهربانی علم می شود و آنانی به آن دست می یازند که نیازمند نیستند، آذوقه یخچال مهربانی رشت که بواسطه غذارسانی به نیازمندان و کارتن خواب ها پیش از دیوارهای مهربانی در رشت پا گرفت ، به خنده و استهزا توسط کسانی مورد بهره قرار می گیرد که در تعریف نیازمند و محتاج نمی گنجند و شورای شهر رشت نیز که مدام در التهاب تغییر شهردار می جوشد و …
و امروز در آستانه انتخابات برخی سایت ها و مطبوعات به گمان خود، اسرار مگوی هویدا می کنند و به آن رنگ تلاش در راه اعتقاد و باور می زنند و خوشبختانه با هوشیاری هایی که هنوز برجای مانده، منجر به صدور بیانیه از سوی خانه مطبوعات گیلان می شود و شمار لایک ها نشان از آن دارد که هنوز اخلاق زنده است، اما شاید نیاز به بازیابی دارد.
به گزارش ایرنا ، در بیانیه خانه مطبوعات گیلان در پاسخ به یک بداخلاقی رسانه ای در گیلان آمده است: آبروی مومن مانند تمام سرمایه و اعتباری است که در طول زندگی با سختی آن را بدست آورده است و از نظر اسلام حفظ جان، مال و آبروی مردم و حتی اندیشه آنان محترم است و ریختن آبروی مومن گناه بزرگی است.
در این بیانیه آمده است: با نزدیک شدن به انتخابات و ضرورت حضور حماسی مردم در خلق حماسه ای جدید، بر ما واجب است که تمام تلاش خویش را انجام دهیم تا حضور حداکثری در انتخابات را شاهد باشیم .
در این بیانیه افزوده شده است: رسانه ها با فاصله گرفتن از حواشی و بدون سیاسی بازی در راستای اطلاع رسانی صحیح و توسعه استان گام بردارند و با رعایت خطوط قرمز، فضای انتخابات را به محیط تقابل بین اقشار یا تحریک مردم تبدیل نکنند.
با استاد فریدون جنیدی محقق و شاهنامه پژوه سخن می گوییم و می گوییم چرا در دیار فردوسی خوش سخن، گاه ادبیات مان ناخوش می شود؟
جنیدی گفت: ما عظیم تر از آنیم که می اندیشیم و بایستی این عظمت برای فرزندان مان واگویه شود.
وی بیان کرد: اگرفرزندان مان بر عظمت فرهنگ خویش آگاه شوند، هیچگاه باطل بیگانه برایشان فرهنگ نخواهد شد.
وی تاکید کرد: فرهنگ گفتارناپسند بر همه چیره نیست و آنانی که گاه ناخوش می گویند، با شناخت و آگاهی از فرهنگ غنی سرزمینشان چشمان شان درخشان خواهد شد و می دانند که فرهنگ دین و سرزمین شان، نیک گویی است.
گویا ریکاوری اخلاقی بر چهره جامعه مان، از رسانه تا مردم الزامی است اما مهربان تر خواهیم شد، بازیابی خواهیم کرد اخلاقی برآمده از سرزمینمان را که موجب فخرمان است و تنها به ادب و احترام سرزمین سپند و سرود و سخن خویش، فخر نخواهیم ورزید بلکه به قوت تدبیر و امید آن را جوشان تر از گذشته بر چهره جامعه کنونی مان مستولی خواهیم کرد؛
ز اختر بجویید و پاسخ دهید / سر خامه بر نقش فرخ نهید …

منبع: ایرنا


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *