پناهندگی یا تغییر تابعیت به بهانه مسائل مالی و امکانات؛



شمال ما: روزگاری بود که تغییر رنگ پیراهن تیم باشگاهی هم برای ورزشکاران ایرانی، بی غیرتی محسوب می شد اما این روزها بسیاری از اخلاف آن قدیمی ها، برای تیم های ملی کشورهای دیگر مسابقه می دهند یا به راحتی حرف از تغییر تابعیت خود می زنند و از آن به عنوان حربه ای برای تهدید مسئولین استفاده می کنند.

در چند سال اخیر با سرمایه گذاری های زیادی که کشورهایی مانند قطر و جمهوری آذربایجان در زمینه ورزش کرده اند، تلاش هایی از سوی این کشورها انجام می شود تا با تابعیت دادن به ورزشکاران نخبه دیگر کشورها، ضعف استعدادهای ورزشی خود را جبران کنند. سامان طهماسبی کشتی گیر فرنگی کار ایران یکی از نخستین کسانی بود که چند سال قبل تابعیت آذربایجان را پذیرفت و برای تیم ملی این کشور کشتی گرفت و یک نقره و یک برنز مسابقات جهانی را برای آذربایجانی ها به ارمغان آورد.
پس از طهماسبی، چند کشتی گیر دیگر هم به آذربایجان و قطر پیوستند. اگر چه این کشتی گیران نفرات اول اوزان خود در کشورمان محسوب نمی شوند اما این شرایط رفته رفته به دیگر رشته ها نیز سرایت کرد و این بار ورزشکارانی تابعیت کشورهای دیگر را پذیرفتند که تیم ملی ایران به آنها نیاز داشت. پناهنده شدن چند قایقران در یک سال اخیر و از آن مهمتر حضور ایمان جمالی در تیم ملی هندبال مجارستان از تازه ترین نمونه های پشت کردن ورزشکاران ایرانی به ملیت خود است.
از سوی دیگر ورزشکاران دیگری نیز هستند که تغییر تابعیت را به ابزاری برای تهدید مسئولین ورزشی تبدیل کرده اند. محمد باقری معتمد نایب قهرمان تکواندوی المپیک ۲۰۱۲ لندن چندی پیش اعلام کرد به دلیل بی توجهی مسئولین فدراسیون، به کشور دیگری می رود و برای آن کشور مبارزه می کند. ظاهرا خود معتمد فراموش کرده است که دیگر نفر اول وزن خود در تکواندوی ایران نیست.
از محمدجعفر مرادی رکوددار دوی ماراتن ایران که سهمیه المپیک ۲۰۱۶ ریو را به دست آورده نیز می توان به عنوان آخرین ورزشکاری نام برد که این روزها به اصطلاح فیلش یاد هندوستان کرده است و حرف از خروج از ایران می زند. مرادی که خود را یک ورزشکار بین المللی می داند و می گوید در هر کشوری که بخواهد جایگاه ویژه دارد، خود بهتر می داند که در دو و میدانی جهان چه سطحی دارد.
بیشتر ورزشکاران، مسائل مالی و امکانات بهتر را دلیل خود برای پناهندگی یا تغییر تابعیت می دانند. اگرچه ناگفته پیداست که بیشتر این ورزشکاران حتی اگر سطح پایینی داشته باشند، در یک کشور دیگر از این نظر شرایط بهتری خواهند داشت اما اگر همین ورزشکاران قدری انصاف به خرج بدهند متوجه می شوند که همین امکانات کم و شرایط مالی که آنها در ایران دارند، به مراتب بهتر از بسیاری از دیگر هموطنان آنهاست که شغل دیگری غیر از ورزش حرفه ای دارند.
پاسخ به این سوال که آیا یک ورزشکار می تواند همان لذتی را که از قهرمانی با پرچم کشور خود کسب می کند، با پوشیدن پیراهن یک تیم خارجی هم به دست بیاورد یا خیر، به عهده خود این ورزشکاران اما به نظر می رسد که بهتر است مسئولین ورزش کشور به فکر حل این معضل باشند و برای ورزشکارانی که به راحتی از تغییر تابعیت و پشت کردن به کشوری که آنها را پرورش داده، حرف می زنند جریمه هایی در نظر بگیرد.
در کشوری که همه در آن مدعی فرهنگ پهلوانی هستند نباید ارزش یک ورزشکار فقط با مدال هایی که به دست آورده سنجیده شود. چگونه ممکن است ورزشکاری که با عشق به کشور و مردمش با تمام کاستی ها برای رسیدن به موفقیت تلاش می کند با ورزشکاری که با کوچکترین ناملایمت و حتی احتمال بی توجهی و نادیده انگاشته شدن، دم از جلای وطن می زند یکسان باشد؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *