شمال ما؛
اقتصاد دانشبنیان، اقتصادی است که در آن نه تنها «دانش» نقش محوری داشته، باعث بهبود کیفیت و کاهش هزینههای تولید میشود، بلکه عامل جهتدهنده و تعیینکننده فعالیتهای اقتصادی است لذا میتواند توسط گروههای دانشگاهی مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین، اقتصاد دانشبنیان، محدود به تولید محصولات مبتنی بر دانش تلقی نخواهد شد، بلکه دانش میبایست در طول فعالیتهای اقتصادی و در مراحل تولید، به کار گرفته شود. در این رویکرد، هر دانشجو در هر رشته و در هر دانشگاه، مسئولیت دارد که خود را برای انجام کارهای بزرگ در آینده، آماده کند و دانشجویان و دانشآموختگان، میتوانند در قالب کارآفرینان و کارکنان دانشی توانمند، پیشتازان بارور کردن حرکتی عظیم در کشور و نهادینه کردن آن در عموم بخشهای اقتصادی باشند.
الگوی اقتصاد دانشبنیان در کشور ما، باید مقاومتی، تحریمشکن، درونزا، برونگرا، بدون نفت و رساننده کشور به تراز مثبت علمی و الگوی فعال پیشرفت باشد. لازمه تحقق این اقتصاد که در انطباق با تعالیم دینی به معنای زهد در مصرف و در عین حال تلاش خستگیناپذیر در تولید کالا و خدمات میباشد، برخورداری از اعتماد به نفس بالا و خودباوری و پرهیز از خودباختگی است. این عناصر، شکلدهنده مولّفههایی از یک سبک زندگی خاص است که باید آن را زندگی جهادی دانست.
از دیگر اشاراتی که میتوان درخصوص جایگاه دانشگاه در اقتصاد دانشبنیان مورد توجه قرار داد، موضوع پیچیدگی اقتصادی است. پیچیدگی اقتصادی، یکی از شاخصههای یک اقتصاد سالم میباشد و به معنای تنوع فعالیتهای تولیدی در مقایسه با اندازه اقتصاد است. از آنجا که دانشگاهها همواره در جریان نوآوریهای علمی و تحقیقاتی هستند، با شناسایی و نوسازی آنها و نیز شناسایی فرصتهای بومی و انتشار آنها در جامعه، زمینهساز توسعه و تنوع فعالیتهای اقتصادی در کشور است. این تنوع میتواند در قالب خوداتکایی و خودکفایی در تأمین نیازهای کشور و نیز توسعه صادرات کشور تجلی یابد.
از سوی دیگر، یکی از نقاط ضعف اقتصاد کشور، پایین بودن سطح مهارت کارکنان بنگاهها و سازمانها میباشد. متأسفانه دانشگاههای کشور ما دانشآموختگان ماهر و توانمندی تربیت نمیکنند و این موضوع، معلول مسائل مختلفی است و در سطوح مختلف نهادهای حاکمیتی، باید برای آن چارهاندیشی شود.
بازنگری در عناوین، سرفصلها و محتوای رشتههای دانشگاهی، تربیت دانشجویان به منظور آمادگی جهت کارآفرینی، توسعه مراکز پژوهشی و ارتباط با صنعت، ایجاد کانونهای ایدهپردازی و تفکر، ترویج نوآوری، عرضه سوالات واقعی صنعت به جامعه دانشگاهی و… از جمله اقداماتی هستند که مسئولان دانشگاهها باید با رویکرد تحقق اقتصاد مقاومتی و دانشبنیان، به آنها توجه کنند و دانشجویان و دانشگاهیان باید به نقش مطالبهگرانه خود در این خصوص توجه کنند و به صورت شخصی و گروهی، در افزایش قابلیتهای فردی توجه داشته باشند.
تکیه بر مفهوم اقتصاد دانشبنیان، صرفا منحصر به رشتههای فنی نیست، بلکه در این رویکرد، رشتههای علوم انسانی نیز میتوانند پس از گفتمانسازی و ارائه نسخههای بومی، در قالب توسعه فناوریهای نرم و صنایع فرهنگی، سهم مؤثری در این مسیر داشته باشند.
تأکید بر اقتصاد دانشبنیان، به معنی شبیه شدن به اقتصادهای پیشرفته امروز غربی نیست و شاید به همین خاطر، نسخه بومی اقتصاد کشور را اقتصاد مقاومتی نام نهادهاند که ضمن برخورداری از مولفههای اقتصاد دانشبنیان، یک الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه میکند و نام آن نیز برگرفته از مفاهیم دینی و ارزشی است.
در یک اقتصاد پیشرفته اسلامی، اعتماد به خدا و نصرت و یاری او، یک مفهوم کلیدی و پایهای است. در کنار این ایمان راسخ، فراگیری آخرین تکنیکها و کاربست آنها به بهترین شکل نیز ضروری است.
پایبندی به احکام، رعایت اخلاق، اخلاص، پایداری، خلاقیت و هدفمندی از ویژگیهای مجاهدان چنین مسیری میباشد، اما تحقق پیروزی به شرط پایداری، با وعده الهی تضمین شده است.
معصومه نیککار
معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد استان گیلان، سرپرست خبرگزاری ایسنا و ایکنای گیلان، مدیرمسئول نشریه گیلان
دیدگاهتان را بنویسید