طاهره رفعتی

شمال ما؛

سلام بر ستاره‌های سوخته بر اندام دشت، سلام بر بدن‌های چاک چاک، سلام بر مظلومیت بر خاک مانده،سلام بر خورشیدهای بالای نیزه، سلام بر اربعین!

چهل شب است که کربلا قرص کامل ماه را ندیده،از وقتى سر بریده خورشید بالاى نیزه رفت… آسمان براى صورت خونین آینه مى‌گرید؛ درست مانند دیده مرطوب فرشتگانى که از نداى نصرت‌خواهى امام‌شان جا ماندند و حسرت حمایت از ولى خدا، بر سپیدى بال‌هایشان، گرد اندوه و بى‌قرارى پاشیده است.

امشب،«اربعین» واقعه کربلاست و زمین،حزین‌تر از همیشه از طنین نوحه آدم(ع) در خود مچاله شده است.

«اربعین»… موعد بازگشت قافله خوبان عالم به آغوش مهربان مدینه است؛همان قافله کوچکى که هفتاد و دو ستاره‌اش را میان دستان خالى کربلا گذاشت تا نور آزادگى و شرافت در تاریک‌خانه تزویر یزیدیان گم نشود.

حالا که کاروان اربعین، نه حسین فاطمه را در خود دارد و نه عباس على را،رسالت روشنگرى بر زانوان خسته «زینب» قد مى‌کشد و جان سرخ شهیدان عاشورایى بر لبان سبز «زین‌العابدین» شکوفه مى‌زند.

حسین… اى تسلیم محض! صراط مستقیم از رد خون تو آغاز شد و پس از بیابان‌هاى سرگردانى زینب، میان هلهله شامیان و سنگسار حقیقت، به قلب ما رسید، زیرا تو از دل برخاسته بودى، از دل حقیقت و لاجرم بر دل نشستى. اى کسى که ذرات عالم، زیارت‌نامه خوان تو هستند؛ یا اباعبدالله!

در قانون حسین، فتح و ظفر به گونه‌اى دیگر معنا مى‌شود. آنجا که فرهنگ‌هاى لغات ستم، واژه‌اى جز شمشیر را نمى‌دانند، نام حسین فتح‌المبین نصر و پیروزى است.

سینه مى‌زنیم و گرد از غبار دل مى‌ریزد. اشک مى‌ریزیم و رودخانه مى‌شویم، تا قطره قطره به دریاى تو بریزیم؛ سلام بر تو و بر راه سرخ تو!

آری! ما میراث‌دار همان کاروانى هستیم که بال‌هاى یا کریم‌هایشان را در نینوا شکسته‌اند.

اربعین، فرصتى براى شناختن زینب(س) و تعمق در قیام امام حسین(ع) است.

ریختن و آویختن کمترین کارى است که اشک براى جبران آبروى از دست رفته آب مى‌کند؛ مى‌ریزد و مى‌ریزد و مى‌ریزد… تا فرات، بیش از این شرمنده نباشد!

شاید اگر اشک نبود، تمام فرات‌ها از خجالت خشک شده بودند، شاید اگر اشک نبود، سیلاب غم و غصه، در کربلا مرداب شده بود، شاید اگر اشک نبود، عشق و عطش، همان جا دفن شده بود، شاید اگر اشک نبود، شور حماسه عاشورا را هیچ شور دیگرى ایجاد نمى‌کرد، شاید اگر اشک نبود، با بغض‌هاى اسیران در آن روز، جهنمى بر پا شده بود، شاید اگر اشک نبود، کینه آتش مى‌گرفت و محشر همان جا بر پا مى‌شد و قیامت مى‌شد و تمام مى‌شد، شاید اگر اشک نبود، غم در گلوى زینب مى‌ماند و کسى را خبردار نمى‌کرد و شاید اگر اشک نبود، آن وقت «یا حسین» را با هق هق ضعیف و در دل سر مى‌دادیم!

آن وقت «یااباالفضل» را دیگر به واسطه چه چیز مى‌خواندیم؟! وقتى که شورى اشک، شورى را به دامانمان نمى‌ریخت…

و چهل روز گذشت و چهل سال و صدها سال و «اشک» هنوز در سوگ و ماتم آن یکه‌تاز عرصه عشق و ایمان، سید و سالار شهیدان، امام حسین(ع) همچنان مى‌ریزد و مى‌ریزد و مى‌ریزد..

آری! اگر اشک نبود، شور حماسه عاشورا را هیچ شور دیگرى ایجاد نمى‌کرد!

طاهره رفعتی؛ خبرنگار ایسنا گیلان

 

منبع: ایسنا


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *