شمال ما؛
حضور در مسند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لاهیجان فرصت گرانبهایی برای خدمت به اهالی فرهیخته فرهنگ و هنر بود که به آن برای همیشه افتخار خواهم کرد. هنرمندان دارای شأن بسیار بالایی میباشند که سالهاست منتظر رسیدن به حق واقعی و جایگاه اصلی خود هستند و برای خدمت به این جامعه فرهیخته نباید تنها حرف زد، بلکه باید عمل نمود تا هنرمندان به آنچه لایق آن هستند، دست یابند.
در مدت حضور در این اداره تمام سعی خود را بهکار بستم با پشتیبانی نماینده شهرستان، فرمانداران وقت و مدیران کل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حمایت وزارت متبوع ابتدا مجتمع فرهنگی و هنری به خواب رفته را بیدار کرده و با حساس نمودن پروژه بتوانیم فاز به فاز مجتمع را به هنرمندان تقدیم کنیم و اقداماتی همچون تغییر نقشه سالن آمفیتئاتر از ۳۰۰ به ۵۵۰ نفر و پیگیری تخصیص اعتبارات و …، از جمله اقدامات برای جبران عقبماندگیهای زیرساختی فرهنگ و هنر لاهیجان بود؛ زیرا برای لاهیجان زیبنده نبود که از سال ۱۳۸۰ کلنگ مجتمع فرهنگی به زمین بخورد و همچنان خاموش رها شود.
در کنار پروژه مجتمع از ساختمان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هم غفلت نکرده، پیگیری احداث گالری، سالن پلاتو و تغییر وضعیت بسیار نامناسب سرویس بهداشتی را در برنامه خود قرار دادم و اینها هیچکدام از قبل طراحی نشده بود. در دیداری که به همراه نماینده با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتیم، برای احداث یک گالری در طبقه سوم اداره مکاتبه و پیگیری شد که به اجرا و افتتاح رسید و امسال هم در کمیته برنامهریزی شهرستان برای احداث سالن پلاتو و همچنین احداث سرویس بهداشتی مناسب در اداره ارشاد تلاش شد و از این پروژه دفاع کردم تا به تصویب برسد و بهزودی کار احداث آن آغاز خواهد شد.
از سوی دیگر، بدون توجه به کمبود اعتبارات فرهنگی، با همکاری کارشناسان اداره و حمایت حامیان مالی به برنامهریزی برای اجرای برنامههای مختلف توسط انجمنهای هنری پرداختیم و در زمینه موسیقی نیز پس از حدود ۱۰ سال مردم لاهیجان و شرق گیلان توانستند اجرای خوانندگان مورد علاقه خود را در کنسرتهای لاهیجان مشاهد کنند و برای احترام به بخش دیگری از جامعه هم با اجرای برنامهای متفاوت در سالن ورزشی شهدا، به اجرای برنامه موسیقی پرداختیم. خلاصه کلام اینکه، هدف ما ایجاد شور و نشاط در جامعه و توجه به اجرای سیاستهای دولت “تدبیر و امید” و احترام به همه سلیقهها بود و امیدوارم که مجموع تلاشهای انجام شده باعث رضایت اهالی فرهنگ و هنر و مردم بسیار فرهیخته لاهیجان قرار گرفته باشد و از بابت همه کوتاهیها عذرخواهی مرا پذیرا باشند.
پس از پایان مأموریت و بازگشت به شهرداری قصد داشتم سکوت کرده تا از ایجاد هر حاشیهای جلوگیری نمایم، چون برخی افراد که مدعی انتقاد پذیری هستند، از کوچکترین سخن و انتقادی به هراس افتاده و افرادی که خود را مدعی هر کاری میدانند و از ابتدا ساز ناکوک زده و از هر تخریبی کوتاهی نکرده بودند را باید خطاب قرار میدادم؛ آنهایی که صداقتی در گفتار و رفتار ندارند و آنهایی که فکر میکنند همیشه باید اظهار نظر نمایند و … . اما تصمیم داشتم همچنان که در زمان مسئولیت توجهی به حاشیهسازان نداشتم، این بار نیز بدون توجه به حاشیهها تنها سکوت نمایم.
اما لازم است توضیحاتی در مورد مأموریت خود از شهرداری به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بدون چند پهلو سخن گفتن ارائه نمایم. در دو مقطع حضور در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جای دارد از اعتماد نماینده شهرستان، فرماندار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان قدردانی نمایم که از هرگونه حمایتی دریغ نکرده و برای تمدید مأموریت تلاش وافری نمودند و حتی مذاکراتی با دستگاههای ذیربط و معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام دادند؛ اما قانون برنامه پنجم هرگونه مأموریت از نهادهای عمومی غیردولتی به ادارات دولتی را محدود کرده بود و بهرغم نظر مثبت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیرکل فاضل ارشاد گیلان و مسئولان شهرستان، دیگر نباید اصراری برای ماندن داشت و همچنان که در پایان مأموریت نخست نیز خود تصمیم گرفتم به محل خدمت اصلی بازگردم و این بار نیز بدون اعمال فشاری، خود بنا به احترام به قانون تصمیم به بازگشت به شهرداری گرفتم که جای دارد از اعتماد شهردار لاهیجان و اعضای شورای اسلامی شهر بهدلیل سپردن مسئولیت معاونت فرهنگی، اجتماعی و روابط عمومی شهرداری قدردانی کنم و از حمایتی که در زمان مأموریت هم انجام دادند نیز تشکر نمایم و در مسئولیت جدید هم با تمام انرژی در خدمت اهالی فرهنگ و هنر و شهروندان خواهم بود.
از همه مسئولان استان و شهرستان هم که در مدت مسئولیت در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی حامی و پشتیبان اینجانب بودند، تشکر کرده و امیدوارم روزی را شاهد باشیم که حاشیه از فضای شهر و استانمان رخت بربسته و همه توجه خود را برای جبران عقبماندگیها صرف کنیم؛ اینکه حاضر نشویم بهخاطر منافع گروهی و شخصی خود به یک اداره و سازمان آسیب بزنیم و بهخاطر تخریب فلان شخص به غیبت و کذب گویی وادار شویم و حتی برخلاف دین و مذهب خود عمل کنیم. باور کنیم بخشی از علل عقبماندگیهای شهر و استان، خودمان هستیم که باید در فرهنگ رفتاری و گفتاری خود تغییراتی را ایجاد نماییم و حتی از استانهای دیگر الگو بگیریم.
در پایان از پروردگار متعال که همیشه توکل به او داشتهام و شهروندان بزرگوار و فرهیخته که پشتوانه اصلی من بودهاند و خانواده صبورم که سختیهای بسیاری بر آنها تحمیل کردم، سپاسگزاری مینمایم.
دیدگاهتان را بنویسید