طاهره رفعتی

شمال ما؛

 

دلم، این «حسین‌آباد»، دیریست که بهانه تو را می‌گیرد و جهان نام تو را می‌طلبد و کربلایت را، تا سر بریده‌ات منزل به منزل خدا را نازل کند.

فرقی نمی‌کند در کجای قرن چندم ایستاده باشم. مهم این است که من همچنان رعیتم و تو اربابی یا حسین…

راست گفته‌اند عالم از چهار عنصر تشکیل شده: آب، آتش، خاک و هوا؛ آبی که از تو دریغ کردند، آتشی که در خیمه‌گاهت افتاد، خاکی که سجده‌گاه و طبیب دردها شد و هوایی که عمری‌ست در دل‌ها افتاده و ترکیب این چهار عنصر می‌شود «کربلا».

«السلام علیک» را که می‌شنوم، بوی خوش کربلا به مشام دل می‌رسد. عطر عاشقی می‌آید، بوی مستی از عشق حسین، صدای بارش دست‌ها و کوبیدن بر سینه‌ها به گوش می‌رسد؛ چه زیباست این روزها، روزهای مستی. محرم تداعی‌بخش یادها و خاطره‌هاست و باید محرم را بویید یا حتی بوسید.

دلم، این «حسین‌آباد»، دیریست که بهانه تو را می‌گیرد و عاشق نامت شده. جهان دوباره نام تو را می‌طلبد و کربلایت را، تا سربریده‌ات منزل به منزل خدا را نازل کند، و آینه در آینه نفست پژواک شود. نمی‌دانم چه رازی دارد این محرم که وقتی می‌آید، قلب‌ها منقلب می‌شود و دل‌های شکسته بیدار. محرم چه دارد؟

محرم نماز دارد، ایثار دارد، شجاعت دارد، غیرت دارد، فداکار دارد، ایمان دارد، تسلیم خدا دارد، صبر دارد، عشق دارد، از همه مهم‌تر محرم «حسین» دارد؛ معلمی که همه درس‌های عاشقی را یکجا و روز عاشورا به همه بشریت آموخت. محرم درس چگونه زیستن است و حسین معلم آزادی و آزاداندیشی که در طلب یار می‌گردد.

محرم ابوالفضل دارد؛ قمر بنی هاشم، مردی از سلاله پاکی و طهارت، اسوه ایثار  و فداکاری، تندیس غیرت و مردانگی. محرم شیرزن دشت کربلا زینب دارد؛ جلوه فصاحت و بلاغت، افشاگر ظلم و ستم، تجسم زهد و عفاف و شهامت. به راستی چه چیزی در زندگی این انسان‌های آسمانی وجود دارد که با وجود گذشت چهارده قرن هنوز هم زنده‌اند؟

محرم مظلوم است از این خاطر که فرزندی از بهترین اولاد بشری را در این ماه مظلومانه سر بریدند. او سرش رفت تا حدیث عاشقی در بلندای ابدیت باقی بماند، او جان سپرد تا حجاب از چهره تزویر بردارد، او هستی‌اش را داد تا درس آزادگی و ایثار حماسه شود. حسین اوج شجاعت و حریت یک انسان را به بشریت به تماشا گذاشت، او اسوه مظلومیت تاریخ است. حسین ماوایی است برای بغضهایمان، اشکهایمان، دل شکسته‌مان، دعاهایمان و حسین طنین‌انداز «هیهات من الذله» در گوش جهانیان است. از حسین همان «هیهات من الذله» کافیست، تا جهانی را شاه‌چراغ باشد و تمام درهای بسته را شاه‌کلید و تمام زمین‌های سرد را آفتابی که حیات را برویاند.

از حقانیت و عظمت حسین هر چه بگوییم هنوز در اول راهیم. به راستی نیاز مردم امروز و فردا جز روی آوردن به تفکر و منطق حسین و فرهنگ عاشورایی نیست.

 

* خبرنگار ایسنا گیلان


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *