حافظ موسوی

شمال ما؛

 

شیون فومنی شاعری دوزبانه بود که هم به فارسی شعر می‌نوشت هم به گیلکی. در شعر فارسی در قالب غزل و اوزان نیمایی آثار قابل ملاحظه‌ای دارد که در این میان البته غزل‌های او مقبولیت بیشتری یافته است. سبک و سیاق غزل‌های او از نظر صورخیال با سبک هندی و از نظر مضامین و موضوعات و استعاره‌های ابداعی و غیرکلیشه‌ای با غزل نو نسبت‌هایی دارد و در عین حال غزل خود اوست. اما ما گیلانی‌ها، شیون را بیشتر با شعرهای گیلکی‌اش می‌شناسیم. به ویژه شعرهایی که سالها قبل با صدای خود او به صورت نوار منتشر شد و من کمتر گیلانی‌یی را سراغ دارم که آن را نشنیده باشد. شیون فومنی از این نظر شاعر خوش اقبالی بود و در زمان حیاتش – که متاسفانه کوتاه بود – پژواک شعر و صدای خودش را در میان مردم، و نه طیف کوچکی از روشنفکران، دید؛ و این موفقیت کمی برای یک هنرمند نیست. شعرهای گیلکی شیون با زندگی مردم گیلان و با فرهنگ و طبیعت گیلان عجین بود، زبانش ساده و موزون و طنزش دلنشین و هوشمندانه بود. این نوع شعر در گیلان از سنتی دیرینه برخوردار است. از شرفشاه که در قرن هفتم می‌زیسته، تا کسمایی و سراج که در دوره‌ی مشروطه و جنبش جنگل می‌زیسته‌اند و سپس محمدعلی افراشته که روزنامه‌ی معروف چلنگر را منتشر می‌کرد و پس از کودتای ۲۸ مرداد ناچار به ترک وطن شد، همگی در شعرهایشان از زندگی مردم و با زبان مردم گیلان که طنز جزو جایی ناپذیر آن است، سخن گفته‌اند. این شیوه‌ی سرودن در افراشته به اوج رسید. شعرهای افراشته هنوز که هنوز است در حافظه‌ی مردم گیلان مانده است. شیون از این نظر به گمان من ادامه دهنده‌ی راه افراشته بود و توانست به اندازه‌ی او  شهرت و محبوبیت به دست بیاورد. شیون در شعر گیلکی علاوه بر منظومه‌های معروفش، شعرهای کوتاه طرح گونه‌ای هم دارد که در کتاب “خیاله گرده گیج” (پرسه‌های خیال) چاپ شده است. در این شعرها که غالبا غنایی‌اند، زبان شاعر زبان طبیعت است. زبان جنگل و پرنده و دریا. نازک خیالی‌های غزل‌های شیون در ایماژهای مدرن این شعرها هم دیده می‌شود. افسوس که این شاعر با قریحه و خوش ذوق گیلانی خیلی زود از میان ما رفت.

 

منبع: ایلنا


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *