مقداد داداشی نیاکی

شمال ما؛

 

 گذری بر حیات طیبه سیاسی علمی مرحوم آیت الله شیخ مختار (محمدعلی) امینیان

مقداد داداشی نیاکی[۱]

 

چکیده

مقاله ی حاضر، تحقیق و پژوهشی است پیرامون زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، که به شرح زندگی و فعالیتهای علمی، سیاسی و اجتماعی ایشان از ولادت تا وفات (۱۳۰۵ ه.ش – ۱۳۹۴ ه.ش) می پردازد و حاوی مطالبی ارزشمند و بِکر از زندگی آن مردِ خدا است که سالها از عمر شریفشان وقف خدمت به اسلام، انقلاب و مردم گیلان شده بود. این نوشتار تلاشی کوچک است برای تقدیر از زحمات این فقیه عالیقدر.

 

مقدمه

«وَ ما کانَ اَلْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَولا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی اَلدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»[۲]

فلسفه وجودی همه انبیاء از آدم تا خاتم، ابلاغ و رساندن دین به بندگان خدا بوده است، ابلاغ دستوراتی از منشأ هستی به سوی خلیفه الله تا رهایی بخشد او را از ظلمات زمین واصلش کند به ملکوت آسمانها، انبیاء و رُسُلی که با مهربانی سرشار[۳] و لطافتی[۴] بی نظیر مردم را به رحمت الهی بشارت داده و از عذاب الهی بیم می دادند[۵]. و البته سنخیّتی بین این رسول و پیام آور با پیامی که می آورد باید وجود داشته باشد، تا این پیام بتواند در مخاطب اثرگذار شود.[۶] راه و رسالتی که بعد از سلسه انبیاء و ائمه ی معصومین تبدیل به راهبرد اصلی و دلیل بنیادی تشکیل حوزه های علمیه شیعی و رسالت عالمان دینی شد. رسالتی که گاه مراجع معظم تقلید وفقیهان سترگی چون آیت الله شیخ جعفر شوشتری، محدثان برجسته ای همچون آیت الله شیخ عباس قمی و عارفانی نظیر آیت الله سید محمدتقی معصومی اشکوری آن را از وظایف اصلی خود می دانستند و علاوه بر تحصیل و تدریس و تالیف هیچگاه دست از تبلیغ و وعظ برنمی داشتند. آیه ی ذکر شده در ابتدای بحث نیز دلالت بر همین مطلب دارد و وظیفه ی عالمان دینی را پس از یادگیری و تفقّه در دین، بازگشت به سوی قومِ خود و انذار مردم می داند. یکی از این عالمان سترگ وفقیهان ژرف اندیش مرحوم آیت الله امینیان بود که بعد از فراگیری دین، علی رغم موقعیت ویژه اش در قم، به خاطر نیاز مردم سرزمینش برگشت تا به وظیفه ی دینی اش عمل کند و یاری گرشان باشد.

آنچه در ذیل می آید گوشه ای از جَهد و جُهد این بزرگمرد گیلان زمین در عرصه های مختلف دینی، سیاسی و اجتماعی است، تا شاید ادای دین کوچکی باشد نسبت به ایشان. طوبی له و حسن المئاب.

تولّد و کودکی

«مختار امینیان» (معروف به محمدعلی) در سال ۱۳۰۵ ه.ش در خانواده ای متدین و مذهبی، در روستای فتیده[۷] از توابع شهرستان لنگرود دیده به جهان گشود، پدرش «عبدالحسین» مردی دین دار، سخت کوش و از خرده ملّاکین روستا بود، از راه کشاورزی و اجاره مختصری که از کشاورزان بابت زمین هایش می گرفت امرار معاش می کرد و هزینه های خانواده ی دوازده نفره اش را تأمین می کرد. اما در دوران جبر رضاشاه که طرح تملّک املاک حاصلخیز شمال کشور در دستور کار او قرار گرفت، بسیارى از کشاورزان و صاحبان زمین در شمال کشور به خصوص در گیلان مجبور به فروش زمین هاى خود شدند که پدر او نیز از این قاعده مستثنی نبود، او پس از فروش املاکش و از دست دادن بخشی از درآمدش با مشقّت بسیار خانواده اش را اداره می کرد.[۸]

زادگاه او روستایى بزرگ، پر برکت و عالم پرور بود. به حدّی که برخلاف رویه معمولِ روستاها در گذشته ای نه چندان دور، حوزه علمیّه اى در این روستا دایر بوده است که متأسّفانه اکنون چیزی از آن باقی نمانده است. از این روستا عالمان فرزانه اى از جمله حضرات آیات: شیخ على اکبر فتیدهى، حاج شیخ (مطلق)، شیخ عیسى لنگرودى فتیدهى و… برخاستند که علاوه بر وصول به قلّه های علم و اجتهاد، مراتبی از زهد را پیمودند وصاحبان کراماتی وحیانی بودند.[۹]

در راه کسب علم

پس از دوره خردسالی برای کسب تحصیلات ابتدایى پدرش او را راهی مکتب خانه کرد و بعد از آن به مدرسه ای در چهار کیلومترى روستا فرستاد، اگر چه طی این مسافت ومشکلات برای کودکی خردسال سخت بود اما علاقه به کسب دانش، تحمّل این سختی را برایش میسّر ساخت. پس از مدتى در سن ۱۸ سالگی و همزمان با شروع اشغال ایران توسط نیروهای متفقین که اوضاع مادی و معنوی و اجتماعی ایران را به هم ریخته بود و دچار آشفتگی کرده بود، به خاطر فضای معنوی و مذهبی خانواده و همچنین شور و اشتیاق شخصی اش تصمیم به تحصیل در حوزه علمیّه و علوم دینی گرفت، وقتی خانواده از این تصمیم «مختار» آگاه شدند با تشویق و حمایتشان او را رهسپار حوزه قم کردند.

ورود به حوزه مقدسه

«مختار امینیان» که اکنون جوانی رشید و پرانگیزه بود در سال ۱۳۲۳ه.ش وارد شهر مقدس قم شد و شروع به تحصیل مقدمات حوزه کرد، در پائیز همان سال بود که مرحوم آیت اللّه العظمى بروجردى(ره) با دعوت علماء و مردم به قم تشریف آوردند و منصب زعامت و مرجعیت شیعیان را عهده دار شدند. ایشان از ابتدا درسها را با جدّیتی مثال زدنی آغاز کردند و در حدود ۹ سال دروس سطح را با دقت و وسواس زیاد فرا گرفتند. تمام این سالها را با دو تن از هم دوره ای های خود که هرکدام بعدا از فضلای قم شدند، یعنی «آیت الله شیخ محمد ایمانی»[۱۰] و «آیت الله شیخ محمدعلی فیض لاهیجی»[۱۱] هم مباحثه بودند و با عزمی جدی و بصورت گروهی به عهدی[۱۲] که با هم بسته بودند در راه کسب دانش وفادار ماندند. بعد از اتمام دوره سطح وارد درس خارج شدند. در همین زمان درس خارج فقه (کتاب الطهاره) توسط آیه اللّه العظمى بروجردى(ره) شروع شده بود که با همفکری دوستان تصمیم به شرکت در آن گرفتند، همچین برای تعلیم علم اصول در درس خارج اصول[۱۳] حضرت آیت الله العظمی امام خمینى(ره) حاضر شدند و این کسب فیض حدود ده سال به طول انجامید. در این مدت، بالغ بر یک دوره و نیم از خارج اصول ایشان بهره بردند و همزمان در درس اسفار علامه سیدمحمدحسین طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان) حضوری فعال داشتند. مضافا جهت استفاده از آیت الله العظمی بهجت، در یک برهه کوتاه با هم مباحثه ای هایشان تصمیم گرفتند یک دوره خصوصی مکاسب محرّمه را در حد سطح و خارج با ایشان بخوانند[۱۴]. برخى دیگر از اساتیدى که «آیت الله امینیان» در دوران تحصیل از محضر آنان بهره بردند عبارت اند از: «حضرات آیات: مجاهدی تبریزی، صدوقی، سلطانی طباطبایی، میرزا جواد سدهی اصفهانی، شیخ حسنعلی منتظری و حضرات آیات عظام: سیّد محمد محقق داماد، سیّد محمد رضا گلپایگانى، سیّد شهاب الدین مرعشى نجفى، سیّد هادی میلانی، سیّد کاظم شریعتمدارى، شیخ عبدالنبیّ عراقی(اراکی)، سیّد مرتضى مرتضوى لنگرودى و میرزاهاشم آملى».[۱۵]

مدرّس زبردست

آیت الله امینیان در کنار درس و بحث با توجّه به استعداد و علاقه اى که به تدریس داشتند، تمامى دروس سطح را به دفعات در مدارس خصوصى حضرت آیه اللّه العظمی گلپایگانی(ره) و مدرسه حقّانى، تدریس کردند[۱۶] و حتی بعضی از دروس مثل «المنطق» مرحوم علامه مظفر را برای نخستین بار، ایشان شروع به تدریس کردند و بعدها سایر اساتید هم الگوبرداری کردند و کم کم تبدیل به متن رسمی حوزه قم شد.[۱۷]کلاس هاى پربار و مفید ایشان محفلی شد برای تربیت فضلاء و علمای برجسته ای چون: آیت الله سید مجتبی رودباری[۱۸]، حجت الاسلام محمدی گلپایگانی[۱۹]، حجت الاسلام کاظمی[۲۰]، حجت الاسلام دکتر حسن روحانی[۲۱]و… که هم اکنون منشأ خدمات ارزنده ای به اسلام و انقلاب اند.

اشتهار ایشان و تبحّر در تدریس باعث شد که آیت الله العظمی گلپایگانی که پس از تبعید حضرت امام خمینى به ترکیه، سرپرستى امتحانات طلّاب را بر عهده گرفته بودند، به ایشان و گروهى از اساتید سرشناس مأموریّت دادند تا امتحانات طلّاب را سامان دهند. در آن زمان براى امتحانات حوزوی سه رتبه علمی وجود داشت؛ رتبه اوّل، کتاب هاى مقدّمات تا شرح لمعه و قوانین؛ رتبه دوم، رسائل و مکاسب و رتبه سوم، کفایه الاصول و دروس خارج بود. در ابتدا مسئولیّت امتحانات رتبه اوّل به گروهى از اساتید شناخته شده از جمله: «حضرات آیات حاج حسن تهرانى، بنى فضل تبریزى و محمدعلی امینیان» سپرده شد که امتحانات کتبى و هم شفاهى را سامان دهند. پس از چند سال و با بروز شایستگی های ایشان، به رتبه دوم و سپس به رتبه سوم ارتقا یافتند[۲۲] و در عالی ترین سطح حوزه های علمیه به همراه بزرگانی چون: «حضرات آیات اشتهاردى، ستوده و صلواتى» به عنوان ممتحن حضوری فعال و درخشان داشتند، که حکایتگر فضل علمی و درخشش ایشان در بین ستارگان علمی قم بود و این حضور تا پیروزى انقلاب ادامه داشت.

ایشان همچنین پژوهشگری توانمند و دارای قلمی روان و شیوا بودند و آثار متعددی را به رشته تحریر در آوردند، برخی از کتب چاپ شده ی ایشان عبارتند از: «اثبات مشروعیت رحم جایگزین در فقه و حقوق اسلامی، نفس الرحمن در تفسیر آیاتی از قرآن، عناوین ثانویه و احکام آن، مبانی فلسفه اسلامی، حسن الختام فی علم الکلام: به ضمیمه رساله سنخیت، مبانی اخلاق اسلامی، از اسلام تا ارتداد، میزان اندیشه (آشنایی با منطق) و…».

آشنایی با امام

از همان ابتدای ورود به قم و با چند بار مشاهده ی یک سید با ابهت در مدرسه فیضیه جذبه ی نورانی، وقار و متانت بی مثالش قلبِ صافِ طلبه ی جوانِ ما را مسخّر خود ساخت، بعد از پرس وجو متوجه شد این سید ملکوتی کسی نیست جز امام خمینی (که در آن روزگار برای تدریس حکمت به حجره آیت الله شهید مطهری می رفتند) نبود. در حوالی سال ۱۳۲۴ ه.ش که متوجه درس اخلاق امام (در عصرهای جمعه در فیضیه) شد، با اینکه طلبه ای مبتدی بود با اشتیاق در این درس پربرکت تا آخرین روز برپایی شرکت می کرد و خود را در معرض انوار معرفتی و اخلاقی این حکیم و فقیه متألّه قرار می داد.[۲۳] بعدها هم که وارد درس خارج شد این تلمّذ و شاگردی را ادامه داد و این دلدادگی با ارتباط علمی آمیخته شد. و البته این توجه متقابلا از طرف امام هم وجود داشت و استاد هم نبوغ شاگرد را دریافته بود.[۲۴] و در احکام و عنایات امام بعد از انقلاب نسبت به ایشان نیز این التفات و توجه پیداست.

حضور در مبارزات

سالها تلمّذ در مکتب فقهی امام کافی بود تا روح آیت الله امینیان با مبارزه با طاغوت مأنوس شده و خو بگیرد. با توجّه به عشق و ارادتى که به امام و راهش داشتند در طول مبارزات ضدّ رژیم شاه از سال ۱۳۴۱ه.ش از دور و نزدیک انقلاب را دنبال مى کردند. در روستا و شهر با وعظ و تبلیغ وظیفه خود را در قبال دین و مردم انجام مى دادند و در تمامى اعلامیه ها و اطلاعیه هایى که از جانب گیلانیان در حمایت از امام و انقلاب مردم صادر می شد نام ایشان به چشم می خورد. به خصوص بعد از اوج گیرى مبارزات مردمى در سال هاى ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ ه.ش، در به صحنه آوردن مردم روستاى فتیده و گرم کردن تظاهرات مردمى در لنگرود فعّالیّت های بسیاری داشتند[۲۵]. براى همین اقدامات نیز بارها از جانب ساواک تهدید شدند، امّا با امواج خروشان انقلاب اسلامى و ضعف رژیم این تهدیدات اجرایی نشد.

فعالیتهای پس از انقلاب

پس از انقلاب و با تعطیلی حوزه های علمیّه، رشت را برای تبلیغ دین انتخاب کردند و در مسجد گلشن[۲۶] یک ماه رمضان را به اقامه جماعت و سخنرانی پرداختند که با استقبال گسترده مردم مواجه شد، به گونه ای که بعد از آن مردم از ایشان درخواست کردند تا در رشت بمانند و به این جهت عده ای از اعیان مسجد راهی قم شدند و نزد مراجع قم رفته و درخواست خود را مطرح کردند.که نهایتا با توصیه مراجع و امام خمینی[۲۷] این دعوت را پذیرفتند و در رشت ساکن شدند و به فعالیت پرداختند. پس از چندی ایشان توسط «حجت الاسلام لاهوتی»[۲۸] به امامت جمعه رشت دعوت شدند[۲۹]، که این حضور مصادف بود با وقایع پرالتهاب رشت وفعالیتهای گروهک های ضد انقلاب. با ورود ایشان به این منصب فرصت مناسبى پدیدار شد تا تریبون نماز جمعه تبدیل شود به پایگاهی مکتبی و انقلابی علیه ضدّ انقلاب و جریان نفاق. جوانان وجریان حزب اللهی رشت وقتی یک مجتهد انقلابی و مردم دار را در رأس کار می دیدند با دلگرمی و اشتیاق بیشتری در این سنگر کلیدی حضور پیدا می کردند.[۳۰]

حضور یک روحانی فاضل و شجاع و مردم متدین و انقلابی در سنگر نماز جمعه کافی بود تا مبارزه ی سختی علیه گروهک های منافق و محارب شروع شود. حماسه ای که رشت را از آلودگی وجود منافقین و کمونیست ها نجات داد. یکی از این حماسه ها حرکت و تظاهرات عظیم مردمی بود که از نماز جمعه آغاز شد و موج آن تا دو روز ادامه پیدا کرد و آثار گروهکهای منافق و کمونیست را در سطح شهر جمع آوری کرد. حرکتی که به اذعان آگاهان جز با خیزش خشم عمومی مردم ممکن نبود.[۳۱] یکی دیگر از این حماسه های مردمی که از نماز جمعه آغاز شد، باعث شد تا تجمع بزرگ چریکهای فدایی و ضد انقلاب را که از قبل و با اهدافی معین شکل گرفته بود را بر هم بزند و آتش فتنه را خاموش کند.[۳۲] در اثر این برخوردها بارها منافقین ایشان را تهدید به ترور کردند اما عزم راسخ ایشان در برخورد با آنان تغییری نکرد.[۳۳]

این فعالیتهای انقلابی و دیگر اقدامات ایشان باعث شد تا جریان سازشکار به فکر برکناری ایشان بیافتد. و سرانجام حجت الاسلام لاهوتی با طرفندهایی طرح برکناری ایشان را اجرایی کرد.[۳۴]

مناصب و خدمات

«آیت الله امینیان» پس از پیروزی انقلاب با حکم امام مسئولیت دادگاه انقلاب را برعهده گرفتند، البته به دلیل خداترسی و پرهیزی که داشتند ترجیح دادند که از منصب قضا کناره گیری کنند. پس از آن نمایندگی امام را در دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه گیلان، عهده دار شدند و به نظارت بر امور دانشگاه و فعالیّتهای فرهنگی پرداختند، بعد از امام این نمایندگی از جانب رهبری ادامه داشت و مجموعا ۱۴ سال به طول انجامید. بعد از وقایع رشت با انتخاب خودشان و با حکم امام، امامت جمعه آستانه اشرفیه را پذیرفتند، و تا پایان عمر مبارک این مسئولیت را عهده دار بودند، علاوه بر آن از اولین دوره مجلس خبرگان تا پایان عمر، به نمایندگی از جانب مردم گیلان در آن مجلس حضور داشتند و در جریان انتخاب آیت الله العظمی خامنه ای به رهبری انقلاب هم جزو موافقین مجلس خبرگان بودند و به رهبری ایشان رأی دادند.[۳۵]

معظم له، در زمان امامت جمعه آستانه اشرفیه همواره منشأ خدمات و خیرات بسیاری بودند که بخشی از آن عبارتند از: « احیای حوزه علمیّه جلالیّه، تاسیس حوزه علمیّه بزرگ جلالیه ۲ و حوزه بزرگ جلالیه خواهران، تأسیس و تکمیل مساجد و مدارس آستانه اشرفیه و حومه، بازسازی مسجد روستای فتیده (زادگاهشان)، ساخت مسجد بزرگ و کتابخانه عمومی اهل البیت(ع) در آستانه اشرفیه، احیاء و تکمیل مسجد جامع، ساخت بیش از پنجاه منزل برای مستضعفان و دستگیری از فقراء و کمک به زلزله زدگان، تدریس معارف دینی و اخلاق برای عموم مردم و همچنین تدریس در حوزه و دانشگاه گیلان و…».[۳۶]

ایشان همچنین در پشتیبانی از جبهه های نبرد حق علیه باطل، بسیار فعال بودند و بارها خودشان در جبهه حضور یافتند. همچنین پسر طلبه ی جوان ایشان به نام «محمدتقی» در عملیات کربلای پنج به درجه رفیع شهادت نائل شد.[۳۷]

عروج

خورشید پُر فروغ عمر این عالم ربانی، معلّم اخلاق و مجاهد صمدانی، در تاریخ ۲۰ خردادماه ۱۳۹۴ غروب کرد، و پس از یک روز با حضور علماء، بزرگان و مردم قدرشناس گیلان و با تشییع بسیار باشکوه، در حرم سلطان سید جلال الدین اشرف (ع) به خاک سپرده شدند. بمناسبت فوت ایشان پیامهای تسلیت مختلفی از جانب سران سه قوه، علماء و مراجع عظام تقلید صادر شد، که مهمترین آن پیام رهبر معظم انقلاب است که بدلیل اهمیتش، عینا ذکر می گردد: «بسمه تعالی/ درگذشت روحانی عالیقدر مرحوم حجت ‌الاسلام و المسلمین جناب آقای امینیان نماینده‌ی گیلان در مجلس خبرگان و امام‌جمعه‌ی فاضل و خدوم آستانه‌ی اشرفیه را به مردم وفادار و عزیز آن خطه‌ی ارزشمند و به همه‌ی ارادتمندان و شاگردان آن مرحوم و جامعه‌ی علمی گیلان و به‌طور ویژه به خاندان محترم و بازماندگان گرامی ایشان تسلیت میگویم. وزانت علمی و آراستگی اخلاقی و متانت و ادب رفتاری در آن روحانیِ محبوب سرمایه‌ای معنوی برای گیلان بود و فقدان آن خلائی است که به توفیق الهی و به همّت دانشوران باید جبران شود ان شاءالله. رحمت و مغفرت الهی را برای آن مرحوم مسألت مینمایم./ سیّد علی خامنه ای/ ۲۲ خرداد ۱۳۹۴».[۳۸]

ختام

آنچه در این نوشتار گذشت تنها بخشی از خدمات و اوصاف این عالم ربّانی بود، خداوند روح آن مرحوم را با انبیاء و اولیائش محشور نماید.

 

 

[۱].dinpajhoohi@chmail.ir

[۲]. ترجمه: «و نتوانند مؤمنان که همگی به سفر روند. چرا از هر گروهی دسته ای به سفر نروند تا دانش دین خویش را بیاموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشدار دهند، باشد که از زشت کاری حذر کنند». (سوره مبارکه التوبه، آیه۱۲۲؛ ترجمه عبدالمحمد آیتی.)

[۳].«وَ مَا أرسَلنَاکَ إلّا رَحمَهً لِلعَالَمِین». (سوره مبارکه الأنبیاء، آیه ۱۰۷٫)

[۴]. «فَبِمَا رَحمَهً مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَضّاً غَلِیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِک». (سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۵۹٫)

[۵]. «إنَّا أرسَلنَاکَ بِالحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً». (سوره مبارکه فاطر، آیه ۲۴٫)

[۶]. کما اینکه حضرت صادق (ع) در بیانی نورانی، این مضمون را فرمودند: که مردم را نه تنها با زبان که توأمان با عملِ خود، دعوت [به دین] کنید. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ :کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ‏ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَعَ.». (بحارالانوار(ط-بیروت)، ج۶۷، ص۳۰۹٫)

[۷]. فتیده، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لنگرود در استان گیلان است. جلگه ای معتدل و مرطوب است. محصول عمده اش برنج، نی شکر، کنف، صیفی، ابریشم، لبنیات و شغل اهالی اغلب زراعت و کمتر دامداری است.(سایت دانشنامه آزاد اینترنتی ویکی پدیا فارسی، مدخل فتیده)

[۸] . سیری در زندگینامه آیت الله امینیان، ص۹ و۱۰٫

[۹] . خبرگان ملت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبرى، اول، زمستان ۱۳۷۹، دفتر اول، ص۹۳.

[۱۰] . «آیت الله شیخ محمد ایمانی» در سال ۱۳۱۰ ه.ش در لاهیجان متولد شد. در سال ۱۳۲۲ ه.ش وارد حوزه علمیه لاهیجان شد و بعد از گذشت یکسال رهسپار حوزه علمیه قم شد. با جدیت فراوان دروس مقدمات و سطح را از محضر اساتیدی چون: «حضرات آیات ممجد لنگرودی، شهید صدوقی، شیخ اسدالله اصفهانی، مجاهدی تبریزی، سلطانی طباطبایی وشیخ محمدتقی بهجت» فراگرفت. دروس خارج فقه واصول را نیز در محضر: «حضرات آیات عظام بروجردی، امام خمینی، سید مرتضی مرتضوی لنگرودی، سید محمد محقق داماد، میرزا هاشم آملی، شیخ مرتضی حائری یزدی» تلمذ نمود و همچینین از فیوضات علامه سید محمدحسین طباطبایی بهره ها برد. پس از پیروزی انقلاب با حکم امام در مناصب قضایی و کشوری حضوری پررنگ و ویژه داشت که برخی از آنها عبارتند از: «حاکم شرع در مازندران وگلستان، حاکم شرع در خراسان، ریاست دادگاه های استان تهران، ریاست دادگاه های ویژه مسکن وکار، ریاست شعبه چهارم دیوان عالی کشور(تا آخر عمر مبارک)، عضو شورای عالی قضایی کشور، نماینده ولی فقیه در دانشگاه تربیت معلم». وی عالمی فروتن، ساده زیست، عادل، شجاع وخستگی ناپذیر بود و تا پایان عمر مبارک از پای ننشست. سرانجام در آبان ۱۳۷۸ ه.ش روح ملکوتی اش از بدن مفارقت نمود و پیکر مبارکش پس از تشییع در حرم مطهر فاطمه معصومه(س) و اقامه نماز توسط آیت الله العظمی بهجت در گلزار شهدای علی بن جعفر قم به خاک سپرده شد.(برادشت با تغییر وتلخیص از: سایت دانشنامه اسلامی اهل البیت، مدخل آیت الله محمد ایمانی لاهیجی)

[۱۱] . «آیت الله محمدعلی فیض لاهیجی» در سال ۱۳۰۳ ه.ش در یکی از روستاهای شهرستان لاهیجان دیده به جهان گشود، پدرش فردی متدین بود که دروس حوزوی را تا پایان لمعتین آموخته بود، اما بدلیل لکنت زبان ادامه نداد و به کشاورزی پرداخت. پس از اتمام سه سال دبیرستان به حوزه علمیه رفت و دروس مقدمات را با سرعت و دقت از اساتید به نام قم فرا گرفت و در دوره سطح از محضر اساتیدی چون: «حضرات آیات: شهید مطهری، شهید صدوقی، شخ اسدالله اصفهانی، سلطانی طباطبایی، شیخ محمدتقی بهجت» بهره برد. آنگاه در دوره دروس خارج فقه واصول اساتید حوزه قم، همچون: «حضرات آیات عظام: بروجردی، امام خمینی، محقق داماد» شرکت کرد. وی فعالیتهای فرهنگی وعلمی مختلفی را انجام داد که از جمله آن، ساخت چندین مسجد در مناطق مختلف کشور وحضوری فعال در بعثه امام در حج وتدریس در دانشگاه است. فعالیتهای سیاسی ایشان در مسیر شکل گیری انقلاب قابل توجه بود. آیت الله فیض پس از انقلاب هم در مناصب مختلفی حضور داشت، که برخی از آن عبارتند از: «عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم(تاکنون)، نماینده مجلس خبرگان رهبری(دور اول و دوم)، عضو شورای عالی قضایی کشور، عضو شورای گزینش قضات، قائم مقام و رئیس دیوان عدالت اداری کشور (بمدت ۸ سال)، نماینده امام در دانشگاه الزهرا(س)».(اقتباس با تغییر واضافات از: سایت دانشنامه آزاد ویکیپدیا، مدخل «محمدعلی فیض لاهیجی» و سایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، زنگیینامه اعضاء و سایت دانشنامه اسلامی اهل البیت(ع)، مدخل آیت الله محمد ایمانی لاهیجی).

[۱۲] . در خاطرات ایشان درباره عهد علمی ای که با دوستانشان بسته بودند چنین می خوانیم: «با هم بحث هاى خود آیه اللّه حاج شیخ محمد ایمانى و آیه اللّه حاج شیخ محمد على فیض لاهیجانى عهد کرده بودیم تا اتمام کامل دروس سطح حوزه در درس خارج حاضر نشویم.» (خبرگان ملت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبرى، اول، زمستان ۱۳۷۹، دفتر اول، ص۹۳.) این تعهد علمی در این سه بزرگوار به حدی بود که حتی برخی دروس که در آن زمان به دلایل مختلف خواندنشان مرسوم نبود، به طور خصوصی دنبال کردند. شرح این ماجرا به نقل از آیت الله محمدعلی فیض اینگونه آمده: «بنده، حضرت آیت الله امینیان ومرحوم آیت الله ایمانی از مقدمات تا خارج فقه واصول را سالیان متمادی مباحثه کرده ایم. ما برخلاف روال معمول حوزه کتاب قوانین را نخواندیم بلکه به توصیه آیت الله العظمی حاج سید صدرالدین صدر، کتاب فصول را خواندیم و بخشی از کتب را بدون استاد با هم مباحثه کردیم؛ مثلا تمام کتاب شرح لمعه که قسمت زیادی از آن را سابقا نمی خواندند، خواندیم. در حوزه این کار سابقه نداشت. کتاب رسائل ومکاسب هم همینطور از ابتدا تا انتها خواندیم که آنهم مرسوم نبود. چهار جلد اسفار و حتی چهارجلد اول تفسیر المیزان را باهم مباحثه کردیم. ما تا کنون نشنیده ایم که طلبه ها تفسیر را مباحثه کنند.» (برادشت با تغییر وتلخیص از: سایت دانشنامه اسلامی اهل البیت، مدخل آیت الله محمد ایمانی لاهیجی)

[۱۳] . در دستنوشته های ایشان در باره انتخاب درس خارج اصول چنین آمده است: «با هم درس و هم مباحثه خود حضرت آیت الله ایمانی، مشورت کردیم ونتیجه این شد که هرکدام چندروزی آزمایشی وجهت انتخاب استاد، به یکی از دروس خارج اصول (یعنی درس مرحوم امام و درس مرحوم محقق داماد) برویم، پس از این چندروز اینگونه بدست آوردیم که بیانات [آیت الله] آقای محقق داماد بسیار محققانه و قابل استفاده است، اما ورود و خروج درسش همچون درس حضرت امام نیست، بعلاوه جذابیت و بیان روان امام بسیار ممتاز بود و دیگران از این نعمت عظمی محروم بودند.» (نقل با اندکی تغییر از: دستنوشته های شخصی معظم له(موجود در آرشیو نگارنده)، ص ۴ و۵٫)

[۱۴] . این شاگردی حدود دوسال ونیم به طول انجامید. (سیری در زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، ص۱۵٫)

[۱۵] . (برای اطلاع کامل از نام اساتید و همچنین هم درسان معظم له رجوع شود به: خبرگان ملت، دفتر اول، ص۹۳ و سیری در زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، ص۱۳تا۱۶٫)

[۱۶] . خبرگان ملت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبرى، اول، زمستان ۱۳۷۹، دفتر اول، ص۹۳.

[۱۷] . گفتگوی شخصی نگارنده با معظم له.

[۱۸] . مجتهد و از شاگردان برجسته آیت الله العظمی خویی و امام خمینی، مدیر مدرسه علمیه جامع و امام جماعت مسجد صفی رشت.

[۱۹] . رئیس دفتر رهبر معظم انقلاب.

[۲۰] . مدیر مدرسه علمیه امام مهدی(عج) و امام جماعت مسجد امام رضا(ع) قم.

[۲۱] . عضو مجلس خبرگان و رئیس جمهور کنونی جمهوری اسلامی ایران.

[۲۲] . سیری در زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، ص۲۹ و۳۰٫

[۲۳] . دستنوشته های شخصی معظم له(موجود در آرشیو نگارنده)، ص ۲و۳٫

[۲۴] . نمونه ای از این توجه امام به ایشان در ایام حضور در قم، در خاطرات آیت الله عبدالله خائفی چنین آمده است: «از جمله طرح های امام(س) قبل از نهضت برای تربیت علمی طلاب این بوده که از هر استانی حدود ده نفر طلبه ای که برای اجتهاد و استنباط، استعداد دارند انتخاب شوند و بدون اینکه به جایی وابسته باشند با حضور در قم به تحصیل ادامه دهند و در یک سیری زمانی از لحاظ علمی به طور کامل تربیت شوند. این مسئله را آیت الله محفوظی به من خبر دادند. مرحوم سیدکاظم میرعبدالعظیمی، [شیخ محمد]محمدی گیلانی، آسید مجتبی رودباری، [شیخ مختار] امینیان، [شیخ محمدعلی]فیض گیلانی، مرحوم [شیخ]محمد ایمانی، شیخ علی شریعتی، [شیخ]عبدالعظیم یکتا و خود آقای محفوظی جزء این دسته از طلاب و فضلای استان گیلان بودند. من هم در زمرۀ آنها بودم.»(حریم امام، شماره ۱۱۳، ص ۱۵٫)

[۲۵] . «در اواخر انقلاب که هنوز شاه طاغوت فرار نکرده بود و تظاهرات انقلابی شدّت پیدا کرده بود، بنده مردم روستا را وادار به راهپیمائی می کردم وجمعیت انبوهی را از روستا به شهر حرکت می دادم. فاصله روستای ما تا شهر لنگرود هفت کیلومتر است. چون امام فرموده بودند که دیگر تقیه جایز نیست، وقتی که به شهر می رسیدیم با شعار مرگ بر شاه، وارد میدان شهر می شدیم. در این هنگام جمعیّتی بسیار زیاد، تشکیل می یافت و فقط بنده در این گردهمایی عظیم سخنرانی می کردم.»(نقل با اندکی تغییر از: سیری در زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، ص۲۰٫)

[۲۶] . از مساجد معروف و اثرگذار وقت رشت، واقع در بازار.

[۲۷] . حکم مرحوم امام از این قرار بود: «بسمه تعالى‏/۱۹ ذى قعده ۹۹/جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ محمد على امینیان- دامت افاضاته‏/نامه‏اى به امضاى جمع زیادى از اهالى محترم و اصناف رشت واصل گردید که ضمن تقدیر از برنامه‏هاى مذهبى جنابعالى در ماه مبارک رمضان درخواست اقامت دائمى شما را در شهر رشت نموده‏اند. مقتضى است با توجه به نیاز شدید مردم در این موقعیت به ارشاد و تبلیغ و آشنا نمودن آنها به وظایف دینى و اجتماعى، جنابعالى دعوت آقایان محترم را پذیرفته و بدانجا بروید. از خداى تعالى موفقیت همگان را خواستارم و امید است اهالى محترم نیز قدردان وجود آن جناب بوده و از همکاریهاى لازمه در راه انجام وظیفه دریغ ننمایند. و السلام علیکم و رحمه اللَّه./روح اللَّه الموسوی الخمینى‏»(صحیفه امام خمینی، ج‏۱۰، ص۲۶۲)

[۲۸] . حسن لاهوتی اشکوری در سال ۱۳۰۶ه.ش در رودسر بدنیا آمد، وی از مبارزین با رژیم شاه و از روحانیون نزدیک به بیت امام بود. پس از انقلاب مدتی فرماندهی کمیته های انقلاب اسلامی و مدتی هم ریاست سپاه پاسداران را برعهده شد. او نخستین امام جمعه رشت بود و از رشت به دوره اول مجلس راه یافت. لاهوتی گرایشات سیاسی فراوانی به جریان بنی صدر، سازمان مجاهدین و نهضت آزادی داشت و اختلافات بسیاری با رهبران حزب جمهوری داشت. علی رغم این مسائل رابطه او با «حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی» به حدی خوب بود که دو پسرش(سعید وحمید) با دختران هاشمی(فائزه وفاطمه) ازدواج کردند. لاهوتی یک فرزند دیگر به نام «وحید» داشت که به دلیل ارتباط با گروهک منافقین در آبان ۱۳۶۰ه.ش دستگیر شد، بعد از آن ظرف چند روز حسن لاهوتی هم از دنیا رفت.(نقل با تلخیص و تغییر از: دانشنامه آزاد اینترنتی ویکی پدیا فارسی، مدخل حسن لاهوتی اشکوری.)

[۲۹] . در این باره در خاطرات معظم له میخوانیم: «نماز جمعه به وسیله مرحوم لاهوتی اقامه می شد؛ اما چون هر هفته مسافرت می کرد و خواندن نماز جمعه برایش مشروع نبود، مورد اعتراض نمازگذاران قرار گرفت. به همین علّت، مجبور شد از بنده تقاضا کند که نماز جمعه بخوانم.» (سیری در زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، ص۲۱ و۲۲٫)

[۳۰] . «با اکراه [امامت جمعه] را پذیرفتم ومشغول عمل شدم و شهرت بسیار خوبی در میان مردم، به خصوص در بین قشر جوان پیدا کردم. مردم مرا به عنوان یک روحانی انقلابی، پیرو خط امام، حامی قشر جوان، پشتوانه ی حزب اللهی ها، مجتهد مسلّم گیلان و غیر اینها می شناختند؛ البته تمام اینها از عنایات پروردگار و از توجّهات حضرت ولی عصر، امام زمان-روحی و ارواح العالمین له الفداء بوده است.»(همان، ص۲۲٫)

[۳۱] . بدلیل اهمّیت این واقعه شرح آن نقل می شود: «[در حوالی سال ۶۱ یا ۶۲، یک] روز جمعه در خطبه اوّل، این مسائل [(توضیح واقسام ارتداد)] را مطرح کردم و چون به احکام ارتداد رسیدم، برخی از احکام مرتد فطری را بیان کردم…، در اینجا، راه سخن برایم باز شد. فریاد کشیدم: ای جوانها، شما انقلاب کردید باید روح انقلابی داشته باشید، باید غیرت اسلامی داشته باشید… . پس از این سخنان، جوانان تمام عکسهای بنی صدر را پاره کردند و این عمل انقلابی را در یک مسیر طولانی انجام دادند، یعنی از سبزه میدان رشت شروع کردند و تا میدان شهرداری ادامه دادند و از مسیر خیابان شریعتی تا صیقلان و از آنجا تا مقبره ی امامزاده آقا سیّد عبّاس را پاک سازی کردند. این عمل بزرگ انفجاری در شهر رشت به وجود آورد؛ مخصوصا فردای آن روز به فکر کتابخانه های ضد انقلاب افتادند…، جوانهای انقلابی و حزب اللهی، عصر روز شنبه راهپیمایی کردند و چون به کتابخانه منافقین رسیدند، به آنجا حمله و تمام کتابها ونشریات را پاره کردند… . شب دوم این حادثه مرحوم شهید انصاری(استاندار)، شهید کریمی(دادستان)، حجت الاسلام قزوینی(حاکم شرع) وآقای ربیعی(فرمانده سپاه) برای تشکر و سپاس نزد من آمدند و اظهار داشتند ما در چندین جلسه شورای تأمین نمی توانستیم در مورد پاکسازی شهر تصمیم بگیریم. فکر می کردیم خطر بزرگی متوجّه ما می شود و خونریزی زیادی به وجود می آید؛ امّا شما با این حرکت انقلابی، بدون هیچ پیامدی هم ما را به اهدافمان رساندید و هم ضد انقلاب را از اهدافشان مأیوس کردید.» (نقل با تلخیص و تغییر از: همان، ص ۲۳ تا ۲۵٫)

[۳۲] . در خاطرات معظم له می خوانیم: «روز جمعه بود و هوا هم تا اندازه ای سرد و بارانی بود. ما می خواستیم در سالنهای بزرگ دانشگاه علوم پایه، نماز بخوانیم. به من خبر دادند جمعیّت بسیار زیادی نعش حسن شَل [(از سران ضد انقلاب)] را به طرف وادی می برند. گفتم: الآن نماز می خوانیم و بعد از نماز، حرکت می کنیم. فرد دیگری آمد و گفت: حاج آقا، ممکن است دیر شود. فورا اعلام کردم نماز جمعه تعطیل، باید راهپیمایی کنیم. مردم هم بسیار خوب همراهی کردند. به یک کیلومتری قبرستان رسیدیم. رئیس شهربانی وقت با گروهی از افراد جلوی ما را گرفتند. به من گفتند: آقا کجا می روید؟ خطرناک است! گفتند: شاید بالغ بر چهار هزار نفر از چریکهای مسلّح در جای جای قبرستان سنگر گرفته اند[(این جمعیت از نقاط مختلف گیلان و مازندران فراخوان شده بودند)]. اگر پیش بروید دریای خون راه می افتد. این حرفها خون اسلامی ام را به جوش آورد. فریاد زدم: الاسلام یعلوا و لا یُعلی علیه. الله اکبر. صدای تکبیر مردم بلند شد. با شتاب بیشتر به پیش حرکت کردیم. چون به قبرستان رسیدیم، تمام چریکها و ضدّ انقلاب از گوشه و کنار وادی فرار کردند… .»(نقل با تلخیص وتغییر از: سیری در زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، ص ۲۵ تا ۲۷٫)

[۳۳] . « نامه های تهدید آمیزی به جانب من سرازیر شد؛ مخصوصا یک روز از همان روزها، دوازده نامه ی تهدید آمیز به دستم رسید. نوشته بودند که تو را می کشیم. زن و بچّه هایت را بیچاره میکنیم.»(همان، ص۲۵)

[۳۴] . آخرین اتفاقی که بعداز آن برکناری ایشان اتفاق افتاد، در خاطراتشان به شرح ذیل آمده است: «من یک بار مرحوم شهید باهنر را برای سخنرانی در نماز جمعه دعوت کردم. ایشان هم روز پنجشنبه تشریف آوردند. شب جمعه، لاهوتی با من تماس گرفت و گفت: من الآن در رشت هستم و فردا می خواهم در نماز جمعه صحبت بکنم. به ایشان گفتم: من جناب آقای باهنر را دعوت کرده ام و فردا ایشان سخنرانی می کنند. ایشان به شدّت ناراحت شدند و گفتند: چرا باهنر را دعوت کردی، مگر نمی دانی من با ایشان و دکتر بهشتی همفکر نیستم!؟ با کمال خونسردی گفتم: خیر، من نمی دانستم. من فکر می کردم شما همه در یک خط هستید. … ایشان هفته های بعد نیامدند و با یک سری ترفندها، طرح برکناری مرا فراهم کردند و در نشریه انقلاب اسلامی بنی صدر برکناری مرا اعلام کردند.» (نقل با تلخیص وتغییر از: همان، ص ۳۱ و۳۲٫)

[۳۵] . دست نوشته های شخصی ایشان ص۱ و سیری در زندگی آیت الله محمدعلی امینیان، ص ۳۰ الی ۳۶٫

[۳۶] . سیری در زندگی آیت الله محمدعلی امینیان، ص ۳۲ الی ۳۵٫

[۳۷] . دوماهنامه روایت هشتم، س۲، ش۱۰، آذر و دی ۱۳۸۹، ص۵.

[۳۸] . پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی، بخش پیام ها.

 

منابع:

  • قرآن کریم، ترجمه عبدالمحمّد آیتی.
  • مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار( ع) – بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
  • خبرگان ملت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبرى، اول، زمستان ۱۳۷۹، دفتر اول.
  • سیری در زندگینامه آیت الله محمدعلی امینیان، به کوشش ستاد همایش نکوداشت آیت الله امینیان- قم، صحیفه خرد، چاپ: اول، ۱۳۸۷ ه.ش.
  • صحیفه امام خمینی(ره)، جلد ۱۰٫
  • دستنوشته های شخصی آیت الله امینیان در یازده صفحه(موجود در آرشیو نگارنده).
  • گفتگوی شخصی نگارنده با آیت الله امینیان.
  • حریم امام، هفته نامه آستان مقدس امام خمینی(ره)، سال سوم، شماره ۱۱۳٫
  • دو ماه نامه روایت هشتم، سال دوم، شماره ۱۰، آذر و دی ۱۳۸۹٫
  • سایت دانشنامه اسلامی اهل البیت(ع)، به آدرس: wiki.ahlolbait.com
  • پایگاه اطلاع رسانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، به آدرس: jameehmodarresin.org
  • سایت دانشنامه آزاد اینترنتی ویکی پدیا فارسی، به آدرس: fa.wikipedia.org
  • پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی، به آدرس: Leader.ir

 

 

 

منتشر شده در ماهنامه مدرسه اسلامی علوم سیاسی


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *