شمال ما؛
آسیب اخلاقی- اجتماعی (رابطه های آتشین)
یکی از آسیب های محیطی مربوط به فضای دانشجویی برقراری ارتباط نامشروع به تعبیر امروزیها ( داشتن دوست پسر و یا دوست دختر است.)
وقتی دختر یا پسری جوان وارد دانشگاه و از محیطی محدود به نام مدرسه قدم به محیطی باز و آزاد به نام دانشگاه می گذارد و با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می کند، در حقیقت دچار دوگانگی فکری و اخلاقی شده و با ایجاد ارتباط با جنس مخالف، به نوعی سعی در پر کردن خلأ شخصیتی خود می کند. ضمن اینکه تحصیل دانشجویان شهرستانی (غیربومی) در شهرهای بزرگ و کوچک و نیز دوری از خانواده، نوعی خلأ و کمبود عاطفی را ایجاد کرده که با ارتباط با جنس مخالف، این خلأ کمرنگ تر می شود. از سوی دیگر، دانشجویان در سنی وارد دانشگاه می شوند که بیشترین اشتیاق ارتباط با جنس مخالف خود را دارند و با توجه به محدودیت های موجود در قبل از ورود به دانشگاه، چنین استنباط می کنند که باید در محیط دانشگاه نیازهای جنسیتی خود را برطرف کنند، بدون اینکه هیچگونه شناخت و آگاهی از تعریف جنسیت، کارکرد مشترک در امور با جنس مخالف و حتی روش و نوع همکاری فکری، تحصیلی و شغلی را با جنسیت دیگر داشته باشند و در حقیقت باور غلط این گروه از دانشجویان می تواند ناهنجاری عظیمی در سطح دانشگاه و جامعه ایجاد کند.
بحث دیگری که در این خصوص مطرح می شود، بحث دختران غیربومی است که از محیط ها و شهرهای کوچک و بزرگ به دانشگاه راه یافته اند و به ناچار در خوابگاه های دانشجویی زندگی می کنند و پس از سپری کردن ایام کنترل شدید خانواده، گام در محیطی گذاشته اند که می توانند از آزادی نسبی بهره مند شوند. نکته دیگر اینکه دختران از نظر عاطفی و احساسی به مراتب حساس تر از پسران هستند و خلأ دوری از خانواده، در آنان نمود بیشتری پیدا می کند. در این حالت زندگی یکنواخت و کسالت آور خوابگاه ها نیز مزید بر علت می شود و دوستی با افراد ناباب، فشار بیش از حد خانواده و کنترل شدید و نامعقول دختران قبل از قبولی در دانشگاه می تواند عامل مؤثری در جهت ایجاد ارتباط میان برخی از دختران غیربومی با پسران شود که مسلماً گروهی از آنان مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. البته در این خصوص شاهد ضعف سیستم دانشگاهی نیز هستیم، چرا که نداشتن تفریحات سالم و متنوع در سطح دانشگاه و خوابگاه ها، روزمرگی و یکنواختی زندگی دانشجویان به خصوص دانشجویان دختر، تعریف نشدن جنسیت در جامعه و دانشگاه و نبود آموزش صحیح در این خصوص، بالا بودن هزینه های تحصیل و غیرقابل تحمل بودن هزینه های زندگی برای دانشجویان، تفاوت شدید سطوح زندگی و فاصله فراوان مالی در میان قشرهای مختلف جامعه، فشارهای نامعقول و محدود کردن شدید جوانان در دوران دبیرستان و آزاد گذاشتن آنان در دانشگاه، نوعی احساس ضعف و کمبود جوانان شهرستانی در مقابل جوانان تهرانی، ضعیف بودن و سستی اراده در میان گروهی از دختران، انتخاب راه نادرست برای پرکردن خلأ عاطفی و روحی در مقابل کمبودهای ناشی از دوری از خانواده، سرکشی نکردن به موقع و ارتباط کم خانواده ها با دانشجویان دختر در شهرستان های غیرمحل سکونت، نبود الگویی مناسب در روابط میان دو جنس مخالف در سطح جامعه، ظواهر فریبنده شهرهای بزرگ برای دانشجویان دختر غیربومی، گزینش نکردن صحیح دانشگاه ها در خصوص قبولی و جذب دختران غیربومی، سخت بودن و یا حتی غیرممکن بودن انتقال دانشجویان به شهرها و شهرستان های نزدیک تر به محل سکونت خانواده دانشجو، شرکت کردن دانشجویان در بزم ها و جشن های غیرسالم، استعمال مواد مخدر و یا شرب خمر و از دست دادن اراده عوامل مهمی در خصوص فساد و انحراف دانشجوی غیربومی است که فقط در صورت برطرف شدن ضعف سیستم آموزش عالی کشور و تغییر صحیح وضع فرهنگی خانواده ها می توان امیدوار بود که این ناهنجاری کم فروغ شود.
این روابط یا ارتباط عاشقانه را روابط رمانتیکی اطلاق می کنند که با توجه به وضعیت سنی و داشتن ویژگیها و رفتار های خاص این دوران، بروز می کند که متاسفانه امروزه در جامعه ما بشکل افراطی و خارج از حوزه اخلاقی و اعتقادی و خانوادگی خود را نشان داده است و متاسفانه گرایشات جوانان ما خصوصاً در محیطها و مراکز دانشگاهی به این رفتارهای مبهم و بی نتیجه افزایش پیدا کرده است و با شاخصهای مدگرانه یا ترقی مدارانه خود را نشان می دهد و گروهی که دارای اندیشه سبک و متزلزل می باشند تصور می کنند اگر خارج از این حوزه باشند و چنینی رفتارهایی از خود بروز ندهند عقب مانده یا امل هستند. در حالیکه چنین نیست ، این خود نشانه عقب ماندگی و پشت پا زدن به سنتهای اجتماعی و خانوادگی خود است و عدم شناخت نسبت به فرهنگ و ارزشهای حاکم بر جامعه است.
علاوه بر آن ، نشانه سستی یا بی اعتقادی نسبت به دستورات و مقررات الهی است و عدم درک صحیح مفاهیم حاکم بر روابط اجتماعی و فرهنگی محیط تربیتی خود است.
این عمل در طول دوران زندگی بشر همیشه تاثیرات و کارکرد منفی داشته است چه در جامعه دینی و چه در جامعه غیر دینی.
و از آنجا که دین برای بخشی به رفتارها ، گفتارها ، افکار و اندیشه برنامه های مدون و منسجم را ارائه می دهد و فلسفه حیات بشری را برای رسیدن به سعادت واقعی و حقیقی معرفی می کند و می خواهد انسان را از زندگی حیوانی خارج کرده و او را به یک حیات واقعی برساند . چنین روابطی را تائید نمی کند و مفاهیمی همچون محرم و نامحرم را برای حد و حدود رفتارها تاسیس و تعریف نمود تا انسانها مرز بین خودو بیگانه را شرعابدانند .در سوره نور/۳۱ می فرماید:(( و قل للمومنات یغضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها))(( و به زنان با ایمان بگو که چشمان خود را فرو بندند و عورتهای خود را حفظ کنند و زیور و زینت خود و جای آنها را آشکار نسازند))
و در آیه ۳۰ همین سوره فرمود:((قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون.)) ((و به مردان با ایمان بگو که چشمان خود را از آنچه دیدنش حرام است فرو بندند و عورتهای خود را حفظ کنند . این برای انها پاکیزه تر است . همانا خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است)).
قرآن، زنان و دختران را از رفتارها و گفتارهای عملی و زبانی که شهوت انگیز و محرک است باز داشته تا جامعه دچار فساد اخلاقی و اجتماعی نشود. در سوره احزاب /۳۲ فرمود:(( فلا تحضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفاً ))((پس با گفتارتان ناز و عشوه نریزید تا کسی که در دل او مرض است در شما طمع ورزد و گفتاری نیک بگویید.))
این آسیب اخلاقی اجتماعی و خانوادگی صرفاً کارکرد منفی درجامعه دینی ندارد؛ بلکه در جامعه غیر دینی هم اثرات منفی خود را گذاشته است:
جاناتان اچ ترنر در کتاب جامعه شناسی خود ص ۲۶۹ می گوید:
(( به نظر نمی رسد که زندگی مشترک قبل از ازدواج به استحکام زندگی پس از ازدواج کمک کند. به عنوان مثال در مطالعه تازه ای در سوئد – جایی که زندگی مشترک در آن رایج است- نشان داده شده که زنانی که قبل از ازدواج با همسران خود زندگی مشترک داشته اند. نسبت به کسانی که قبل از ازدواج با همسران خود زندگی نکرده اند ۸۰ درصد بیشتر احتمال طلاق گرفتن داشته اند.))
یافته مشابهی در مطالعه جدیدی که در آمریکا انجام شد؛ بدست آمد.
او می گوید: این زوج های برخوردار از عشق رومانتیک با حجم زیادی از هنجارهای مبهم مربوط به اقتدار و تقسیم کار مواجه می شوند و وقتی کودکان وارد زندگی می شوند این سردرگمی هنجارین حتی مبهم تر می شود. امروزه اعلام می کنند که سن ازدواج دختر و پسر افزایش یافته است، بیشتر دنبال مسایل اقتصادی می گردند درحالیکه به نظر من بخش عظیمی از عدم تمایل پسر و دختر جوان به جهت :
به تعبیری دختری که امروزه خود اینطور است چطور می تواند مادری خوب برای تربیت نسل آینده باشد.
مشکلات و آسیب های دوستی با جنس مخالف
طرح مسئله: این که دخترها درباره دوستی با یک پسر چه فکری می کنند و این دوستی از نگاه پسران چه شکلی دارد.
دخترها تصور میکنند دیدگاه پسرها همانند آنها است و همینطور بالعکس. اساس روابط دوستی، شناختن دیدگاهها و طرز فکر جنس مخالف در روبهرو شدن با وقایع و اتفاقات است، تا بتوان از این تجربه در زندگی مشترک استفاده کرد. اما این یک اصل گمشده در روابط دوستی دختران و پسران است. دختران تصور میکنند پسران تشنه احساسات هستند و پسران نیز تصور میکنند دختران نیاز جنسی زیادی دارند.
پسران در روابط دوستی به هوس و غریزه جنسی خود بیشتر بها میدهند و پس از اولین ارتباط جنسی دچار وابستگی جنسی میشوند یعنی رابطه جنسی آنها گستردهتر و بیشتر میشود. آنها در تمامی ملاقاتهای بعدی دنبال فرصتی برای تأمین نیازجنسی و شهوت خود هستند و تا زمانی که طرفشان پاسخگوی این نیاز باشد این رابطه ادامه دارد. اما هر زمان که طرفشان از رابطه جنسی خودداری کند. آن موقع است که اخلاق و رفتار پسر تغییر میکند یا مدام بهانهگیری میکند یا آن رابطه را برهم میزند(اینجا بیشترین لطمه را دختر می خورد)
دختران تا زمانی که به فردی احساس نداشته باشند و وابستگی احساسی پیدا نکنند نمیتوانند رابطه جنسی را با آن فرد تجربه کنند. ترجیح میدهند این رابطه از روی عشق و محبت و دوطرفه باشد. از اینکه بدون احساس تن به چنین رابطهای بدهند بیزارند. دختران پس از رابطه جنسی دچار وابستگی بیشتری میشوند و بیشتر دوست دارند مورد توجه احساسی طرف مقابل قرار بگیرند. در اکثر روابطی که در آن رابطه جنسی را تجربه کردهاند ولی رابطه دوستی آنها به اتمام رسیده دچار افسردگی موقتی میشوند. بیشتر تمایل دارند دوست داشته شوند تا اینکه دوست بدارند. آنها میتوانند بارها حس عاشقی را تجربه کنند. این در حالی است که معمولا پسرها فقط یکبار عاشق میشوند و اولین عشق را فراموش نمیکنند. آنها اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشند، هرکاری برای بهدستآوردنش میکنند و بهاصطلاح به آب و آتش میزنند. ولی اشکال اینجاست که پسران جوان همه انرژی خود را قبل از ازدواج صرف طرف مقابل میکنند.
نیازهای احساسی و حتی جنسی زنان پس از ازدواج بیشتر از دوران قبل از ازدواج است، به همین دلیل است که مدام از سردی همسر خود شکایت دارند. دختران پیش از ازدواج تمایل دارند طرفشان بهسمت آنها بیاید، که این مورد بعد از ازدواج دگرگون میشود؛ این زنان هستند که بهسمت همسر خود میروند و مردان در اینباره تلاشی نمیکنند. نکته بسیار مهم اینکه بسیاری از دخترها و پسرها با شنیدن این مطالب و بررسی آسیبهای جدی این روابط میگویند: از کجا معلوم که این آفات در دوستی ما بهوجود آید؟
هر قاعدهای استثنایی دارد؛ از کجا معلوم که ما استثنای این قاعده نباشیم؟ این افراد گمان میکنند که رابطه آنها از روابط دیگران عمیقتر و مستحکمتر بوده و فقط روابط دیگران، سست و بر پایه علاقه جنسی بنا شده است.
دختران چگونه خود را گول می زنند ؟
دختر میگوید: دوستم گفته، که فقط مرا بهخاطر خودم میخواهد نه برای سوءاستفاده جنسی. در مقابل پسر هم میگوید: بیچاره دختر، نمیداند هدف واقعی من ازدواج و خوشبخت کردن او نیست. حالا که پسر اعتماد دختر را جلب کرده است و با زرنگی هم به دختر قبولانده که او را زن آیندهاش میداند و بهعنوان شریک زندگیدوستش دارد، زمینه را برای منظورش مهیا میبیند و به او میگوید که :ما اکنون از طریق قلبهایمان باهم زن و شوهر هستیم، چرا تا فراهم شدن زمینه ازدواج، خودمان را از لذت جنسی محروم کنیم.بیا از همین حالا رابطهی جنسی برقرار کنیم.
متأسفانه بعضی از دخترها هم برای اینکه رضایت پسر را جلب کنند مرتکب این اشتباه بزرگ میشوند و تقاضایرابطه جنسی او را قبول میکنند. غافل از اینکه پسرها هیچوقت با کسی که قبلاً با او دوست بودهاند و یا رابطه جنسی داشتهاند، هرگز ازدواج نمیکنند. چرا که پسرها برای ازدواج دنبال دختر سالم و پلمپ می گردند. و دخترانی که قبلا وا داده اند! و با دیگران رابطه داشته اند را دختر مناسب ازدواج نمی دانند (بازهم دخترها لطمه می خورند).
در این زمینه باید گفت که دخترها با این اشتباه نه تنها خودشان را ارزان فروختهاند و در حد یک چیز بی ارزش پایین آورده اند، بلکه پسران با دیدن این رفتار، آنها را افرادی هرزه تلقی میکنند. پسرها این کار دختران یعنی تن دادن به انواع رابطه با دوست پسر را بهحساب سست بودن و غیر قابل اعتماد بودنشان میگذارند و میگویند، اگر فرد دیگری هم این تقاضا را داشته باشد، احتمال دارد که به او هم جواب مثبت بدهد.
البته مطلب بالا، یکی از حالات دوستی دختر و پسر بود که پسرها با وعده ازدواج، دخترهای جوان را خام میکنند و به سوءاستفاده جنسی از آنها میپردازند.
حالات دیگری هم برای دوستی دختر و پسر قابل تصور است، که در زیر به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
دوستی با جنس مخالف به منظور اخاذی
برخی دخترها میدانند که پسرها قصد ازدواج ندارند و پسرها نیز علناً به طرف مقابلشان میگویند که قصدشان از این دوستی برای شناخت و ازدواج نیست. آنها فقط برای خوشگذرانی باهم شریک جنسی و دوست میشوند و به این طریق میخواهند از تنهایی دوران مجردی فرار کنند.
بعضی از دخترها به هر دلیلی حاضر به دوستی با این قبیل پسرها هستند و قصدشان را از این رابطه، تخلیه احساسات و ارضای غیراخلاقی جنسی خودشان معرفی میکنند. آنها گمان میکنند هرکاری که غریزهشان بخواهد، میتوانند بکنند و الان که جوان هستند باید تا می توانند عشق و حال کنند ! و میگویند: شوهر آیندهمان از کجا خواهد فهمید که ما در گذشته روابط جنسی داشتهایم؟
تا آنجا که بتوانند، با جنس مخالف رابطه برقرار میکنند و در انحای همین روابط ناسالم طرف مقابلشان را هم تیغ می زنند! یعنی مخارج خوشگذرانی خود را از طریق تنفروشی تأمین میکنند و با یک تیر دو نشان میزنند. آنها با خود میگویند بعد از ازدواج، اینطور روابط نامشروع را کنار خواهیم گذاشت. ولی نمیدانند حتی اگر هم بخواهند، دوستپسرشان از این روابط، به این سادگیها ـ بعد از ازدواج آنها ـ نخواهند گذشت.
اتفاقاً میگویند اکنون موانع هم از میان برداشته شده و وقت برداشت محصول نقشههای شوم گذشتهمان است. چراکه برخی از پسرها خیلی نامرد و بی وجدان هستند و بیشتر برای بعد از متأهلشدن دختر برنامهریزی میکنند؛ در دوران دوستی از او عکس یا فیلم تهیه میکنند و این مدارک را برای بعد از ازدواج دخترها بهمنظوراخاذی جنسی نگه میدارند و در وقت مناسب طی تماسی با دختر، تهدید میکنند که اگر با آنها رابطه جنسی برقرار نکند، عکس، فیلم و یا صدای ضبطشده او را به همسرش میدهند. فاششدن این موضوع عواقب وحشتناکی را برای دختر در پی خواهد داشت. باعث میشود زندگی مشترک او نابود و در بین فامیل آبرویش از بین برود و به دلیل خیانتش، برای ازدواج مجدد، به سراغش نخواهد رفت.
اینجاست که دختر بهرغم میل باطنی، برای فاشنشدن رابطه دوران مجردیاش، به رابطه جنسی با دوستپسر قبلیاش تن میدهد و خیانت آن دختر مجدداً در دوران متأهلی رقم میخورد. فاششدن این خیانت مجدد، ممکن است خودکشی دختر را به دنبال داشته باشد.
تا پول داری رفیقتم !
در بین دخترها کسانی هستند که از سادگی و پاکی بعضی از پسرها سوءاستفاده و آنها را در دام عشق پوشالی خودشان گرفتار میکنند. هر روز به بهانههای مختلف از جمله سالگرد تولد، جشن تولد فلان دوست،خرید لوازم آرایشی ـ بهداشتی، خوشگذرانی در کافیشاپ، خرید کارت شارژ موبایل و… شروع به خالیکردن جیب پسرها میکنند. این کار آنها هم بدون هزینه نیست و باید در عوض نیازهای جنسی پسر را برآورده کنند؛ که آنهم به قیمت ازدستدادن نجابتشان تمام میشود.
عاشقان واقعی
تعداد اندکی از پسرها با نشاندادن جسارت، محبت، عشق پاک و… همه عمرشان را بهپای معشوقشان میگذارند. تعداد این دسته از افراد، خیلی کم است، چون پسرها اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشند، با او دوست نمیشوند، سعی میکنند با آنکه دوستش دارند ازدواج کنند. در این گروه هم آفاتی وجود دارد، در برخی از موارد دخترها با دیدن یک پسر خوش تیپتر، شیفته میشوند و به پسر عاشقپیشه پشت میکند.به وفادار ماندن این دخترها هم نمیشود اعتماد کرد. بعضی از دخترها نیز در دوستی با پسری که قصد شناخت برای ازدواج دارد، همان رفتاری را بروز میدهند که انگار در میهمانی هستند.
دوست اجتماعی
دختر و پسر رابطه دوستیشان را با جنس مخالف، به رابطه دوستی با دو همجنس تشبیه میکنند و میگویند ما اصلاً احساس نمیکنیم که با جنس مخالف دوست هستیم ما یک دوست اجتماعی هستیم؛ براساس خلقت انسان، هر جنس فقط برای جنس مخالفش نیروی جاذبه تولید میکند نه برای همجنس خودش، بنابراین دختر و پسر هم اگر همجنساند، پس چرا برخلاف طبیعت همدیگر را دفع نمیکنند، بلکه بالعکس همدیگر را جذب میکنند؟! پس هر عقل سالمی تأیید میکند که این حرف برخلاف طبیعت و کذب محض است.
تمرین زندگی مشترک
دخترها و پسرها به بهانه کسب تجربه و مهارت در زندگی باهم دوست میشوند، آنها می گویند برای هر کاری باید آموزش دید ما هم باید برای زندگی واقعی زناشویی و حتی سکس با همسر آینده مان آموزش و مهارت پیدا کنیم. ولی نمیدانند که همیشه اولین تجربهها هستند که به یاد میمانند. آنها تجربههای به یادماندنی را با فرد بیگانهای تجربه میکنند نه با بهترین یارشان.
آن چیزی که از یاد این دختران و پسران فراموش شده، جایگاه تعهد و وفاداری به همسر آیندهشان است. آنها این موضوع را باید بدانند که اگر میخواهند همسر آیندهشان هم متعهد باشد و به آنها وفادار بماند، باید خودشان هم متقابلاً به آنها وفادار باشند.
انسان فقط باید لذت ببرد
و) بالاخره گروه آخر مربوط به پسرهایی است که هیچچیز به جز ارضای جنسی و خوشگذرانی برایشان مهم نیست و اصلاً خودشان را در قیدوبند تشکیل خانواده نمیدانند. هر روز با یکی هستند و تا آخر عمر هم تنوعطلب باقی میمانند. این افراد، مشتریان زن خاص خودشان را دارند و هیچوقت هم سیر نمیشوند مگر در زیر خروارها خاک.
در انتهای این بحث سنگین و پرپیچ و خم باید بگوییم، آن چیزی که از یاد این دختران و پسران فراموش شده، جایگاه تعهد و وفاداری به همسر آیندهشان است. آنها این موضوع را باید بدانند که اگر میخواهند همسر آیندهشان هم متعهد باشد و به آنها وفادار بماند، باید خودشان هم متقابلاً به آنها وفادار باشند. اینطور نیست که به تبع نفس، در مجردی هرکاری که خواستیم انجام دهیم و بعد انتظار داشته باشیم که در زندگی مشترکمان یک فرد پاک و مقدس نصیبمان شود.
نکته آخر
دختران و پسران برومند ایرانی آیا می شود هر کاری که دلمان خواست انجام دهیم و در آخر هم از زندگی مان خشنود باشیم و به اهداف زندگیمان برسیم.کدام انسان موفقی را دیده اید که بگوید در زندگی هر کاری دلم خواست انجام دادم و حالا هم موفق هستم. یک قهرمان ورزش یک دانشمند یک تاجر موفق یک سیاستمدار عالی رتبه یک دانش آموز و یا یک دانشجوی موفق برای موفق بودن بسیاری از مواقع کارهای مورد علاقه بسیاری را انجام نداده اند تا توانسته اند موفق شوند. چطور ممکن است ما در زندگی هر کاری که دوست داشتیم و به ما لذت می داد انجام دهیم و بازهم بگوییم در زندگی و تشکیل خانواده ما موفق بوده ایم !
دوست دختر و دوست پسر داشتن به بهانه ازدواج
آیا دوستی های دختر و پسر روش درستی برای انتخاب همسر است ؟
یکی از آسیب های اجتماعی دختران و پسران جوان ایجاد رابطه های احساسی و عاطفی با جنس مخالف می باشد. که این دوستی با جنس مخالف می تواند. برای دختران و پسران مشکلات و معضلات خاص خودش را ایجاد کند.
مشاوران و روانشناسان بارها تاکید کردهاند که دوستی و رابطه با جنس مخالف، قبل از ازدواج روش مناسبی برای شروع و داشتن زندگی ایدهآل و سرشار از تفاهم و همچنین برپایی یک زندگی موفق و برتر نمی باشد. همانطور که میدانید دین اسلام نسبت به برقراری رابطه دختر و پسر پیش شرطهایی گذاشته است. علت این امر این است که در دوره دوستی و آشنایی پیش از ازدواج، احساس بر عقل غلبه دارد و اکثر جواناندرگیر رابطه عاطفی خود میشوند که این موضوع سدی در برابر شناخت دختر و پسر از یکدیگر خواهد بود و به جای شناخت درست از هم فقط به وصال و با هم بودن فکر میکنند بنابراین بعد از ازدواج و زمانی که افراد به زندگی وارد میشوند به تدریج نواقص یکدیگر را بزرگ میبینند و این موضوع در نهایت منجر به سردی عاطفی وطلاق خواهد شد. هرگونه ارتباط باید مبتنی بر ضوابط دینی باشد و پایبندی به آن میتواند از بروز آسیبهای اجتماعی پیشگیری کند.
چرا نباید پیش از ازدواج دوست دختر و یا دوست پسر داشت ؟
مهمترین مشکل ترس از برملا شدن ارتباطهای گذشته می باشد، این موضوع یکی از مهمترین مشکلاتی است که در دوستیهای خیابانی که به ازدواج نمی انجامد وجود دارد. بدگمانی نسبت به همسر نیز در مرحله بعدی قرار دارد.
در دوستیهای خیابانی سوءظن نسبت به همسر به وفور دیده شده است، زیرا کسانی که با افراد متعددی ارتباط دارند هنگام ازدواج نسبت به همه دخترها بدگمان هستند که اضطراب و ناآرامی بر زندگی آنان حاکم میشود. تنوع طلبی نیز آسیب بعدی است و میتوان آن را از دیگر ضررهای اینگونه دوستیها دانست، به طوری که مردانی که با زنان متعددی ارتباط دوستی دارند تنوع طلب میشوند بنابراین به یک نفر در زندگی خود قانع نمی شوند. بدگمانی از یک طرف و تنوع طلبی از طرف دیگر باعث بروز جر و بحث بین زوجها میشود.
مهمترین نکته در دوستیهای پیش از ازدواج که باید به آن توجه داشت، چیست؟
متأسفانه جوانان ما فقط به داشتن احساسهای خوب در مقابل یکدیگر اکتفا میکنند و به پیش شرطهایی مانند همکفو بودن، سنخیت خانوادهها و تناسب فرهنگی هیچ توجهی ندارند. البته نقش خانوادهها در این زمان بسیار مهم ارزیابی میشود به طوری که میتوانند با راهنمایی صحیح فرزندان خود آنان را به تصمیمگیری مبتنی بر عقل و منطق تشویق کنند.
بهترین راهها برای آموزش مهارت همسریابی و همسرداری چیست؟
مدد گرفتن از مشاور و مشورت با خانواده بهترین راه آموزش همسرداری است اما این روزها با توجه به دسترسی افراد به اینترنت، یکی از مکانهایی که برای این موضوع مورد استفاده قرار میگیرد فضای مجازی است که مشکلاتی را همراه میآورد و دوستیهای خارج از قاعده و ازدواجهای بیفرجام یکی از آنهاست.
باورهای اشتباهی که دختر ها و پسر ها هنگام دوستیهای پیش از ازدواج به آن اعتقاد دارند؟
بیشتر کسانی که درگیر رابطه دوستی با جنس مخالف میشوند در ابتدا اعتقاد دارند که گذشته طرف مقابل مهم نیست؛ هر کسی به مرور زمان تغییر میکند و امکان جلوگیری از اشتباهات گذشته برای همه وجود دارد. در صورتی که نباید نسبت به گذشته افراد مخصوصا در زمینه های عشقی و جنسی بی تفاوت بود. زیرا گاهی رفتارهای اشتباه به گذشته ختم نمیشود و نتایج آن تا سالها باقی میماند. تفکر اشتباه بعد، این است که طرف مقابلم را تغییر میدهم؛ دختران و پسران عاشق باید این نکته را در نظر بگیرند که هیچ کس نمیتواند دیگری را تغییر دهد مگر آنکه خود فرد، خواستار تغییر باشد. و خیلی از مواقع با اینکه خود فرد نیز می خواهد تغییر انجام نمی گیرد .از همه باورها مهمتر این است که اکثر دختران و پسران که با جنس مخالف اقدام به ایجاد رابطه می کنند. اعتقاد راسخ دارند که رابطه و دوستی آنان با دوستی های دیگران تفاوت دارد . و طرف مقابلشان واقعا از دیگر دخترها و یا از دیگر پسرها متمایز و خاص است . در حالی که واقعا این تفکر نادرست می باشد. و تضمین کننده یک زندگی برتر و موفق که در آن همسران به هم عشق می ورزند نیست .
((برمنظر اندیشه ها و عبرت ها))
دکتر مجید ابهری (آسیب شناس):
روابط اجتماعی انسان ها هسته آغاز روابط انسانی است و از این رهگذر ، زایش بسیاری از کانونهای اجتماعی آغاز می شوند، اولین روابطی که منظور نظر همه روان شناسان و رفتار شناسان است . روابط و رفتار زن و مرد است ، چرا که این روابط پایه تشکیل خانواده به عنوان اولین واحد اجتماع و محور حرکتی جامعه به حساب می آیند. مهمترین نظریه درباره آغاز رابطه یک جنس مونث با موجود مذکر مشروع بودن، عقلانی بودن و تداوم آن است.
چرا که آشنایی از یک نقطه چه صورت به صورت و چه از فاصله دور شروع می شود. تداوم این آشنایی است که منجر به رابطه می شود. رابطه وابستگی عاطفی ایجاد می کند و از اینجاست که چالش زندگی ، پیش روی یک زوج قرار می گیرد.
مجاز بودن حد این رابطه در هر مکتب و دیدگاه درچارچوب خاصی قرار دارد که خروج از این چارچوب نه تنها طعم شیرین یک آغاز را به تلخی و یک مجاز را به دام سوق می دهد ، بلکه باعث تولد آسیب های اجتماعی دیگر مثل افسردگی، فساد ، فحشا ، خودکشی و….. می شود.
در ۲۵ سال گذشته با وجود خطوط قرمز مکتب ما درباره دختر و پسر بعضی از گروهها و افراد از دیدگاههای فردی و گروهی و با رعایت مصالح سیاسی خود نظریاتی داده اند که همه آنها مصارف زمانی موقت داشته و نتیجه معقول و منطقی نداشته اند ، اما نهادینه کردن رعایت حدود در ارتباطات به وسیله آاموزش های نوشتاری و تصویری می تواند این دو جنس را بدون مخاطرات بعدی کنار یکدیگر قرار دهد.
ممنوعیت های بدون رعایت ویژگی سنی، موجب تولد حرص و آز می شود و روابط سالم و آشکار را به اختفا می کشاند و بر اثر تجربه هرچه از آشکارا به اختفا کشیده شود . مولدی جز فساد ندارد ، آموزش های سطح خانواده به ما می گوید که پسر موجودی است که در آینده می تواند پدر باشد دختر انسانی است که می تواند مادر باشد و کشانیدن آن به کتب درسی و اینکه با نظارت خانواده و اجتماع و مدرسه و دانشگاه این دو موجود می توانند با دوستی سالم و اخلاقی به فراگیری آموزش های علمی ، هنری و فنی بپردازند کار درستی است، نه این که با ممنوعیت های مخاطره آمیز کار را به دور از چشم دیگران بکشند.
هرچه این روابط از سطح نظری و کنترل به گوشه های دنج کشیده شود ، آسیب های بی شماری را به دنبال خواهند داشت.
نمونه تلخ
دختر ۱۶ ساله پس از فرار از خانه از جوانی که با او آشنا شده بود خواست تا پس از تماس با خانواده اش ادعا کند که وی را ربوده است و از آنها اخاذی کند . زنی با مراجعه به دادسرای جنایی با ارائه شکایتی عنوان کرد . دختر ۱۶ ساله او وقتی به همراه دیگر دخترش قصد عزیمت به یکی از شهرها را داشته اند. در ترمینال ربوده شده است و چند ساعت بعد فرد ناشناسی در تماس تلفنی با خانه آنها عنوان کرده است که این دختر را ربوده و در مقابل آزادی او باید ۱۰ میلیون تومان بهآنها پرداخت شود.
در پی این شکایات ، دادیار دادسرای جنایی دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را صادر کرد و پرونده در دستور کار ماموران شعبه ۱۱ پلیس آگاهی قرار گرفت.
با تحقیق مقدماتی از سوی پلیس و آموزشهای لازم به خانواده این دختر تماسهای فرد ناشناس همچنان ادامه پیدا کرد و با تحققیات کارآگاهان مشخص شد این تماسها در جنوب شرق تهران صورت می گیرد. با به دست آرودن این سرنخ ها ماموران در مرحله بعدی با عزیمت به محل متهم را دستگیر کردند.
متهم با معرفی خود به نام مجید اعتراف کرد هنگامی که از یکی از شهرها به تهران بازگشته در ترمینال با دختر فراری آشنا شده و سپس به اتفاق هم به منطقه مامازن آمده و خانه ای اجاره کرده اند. وی در ادامه گفت: این دختر از من خواست برای آنکه بتوانیم به زندگی خود سرو سامان دهیم، من می توانم با والدین او تماس بگیرم و بابت آزادی او از آنها ۱۰ میلیون تومان پول بخواهم.
در پی این اعترافات ، ماموران دختر فراری را دستگیر کردند و هر ۲ متهم به پلیس آگاهی منتقل شدند.
این دختر در خصوص فرار خود گفت: از چندی پیش از سوی والدینم مرتب تحت آزار و اذیت قرار داشتم . پس از آن که قرار شد به اتفاق خواهرم به مسافرت برویم . در پایانه به صورت اتفاقی با مجید آشنا شدم و در فرصتی مناسب هر ۲ از محل متواری شدیم.
وی افزود: پس از فرار از محل از آنجا که از نظر مالی در مضیقه بودیم. از مجید خواستم تا وانمود کند مرا ربوده است و در ادامه از خانواده ام درخواست پول کند. با صدور قرار قانونی ، هر ۲ متهم برای ادامه تحقیقات تحویل پلیس آگاهی شدند. این دختر در آخرین مرحله وقتی بار دیگر در دادسرای جنایی مقابل دادیار پرونده قرار گرفت. عنوان کرد به هیچ قیمتی حاضر به بازگشت به خانه اش نیست و قصد دارد با مجید ازدواج کند.
رابطه های سوزان
پس از یک روز سخت کاری برای این که سریع تر خود را به خانه برسانم سوار تاکسی شدم. چند قدم آن طرف تر پسر و دختر جوان که به نظر هفده هجده ساله می آمدند همسفرم شدند . دخترک روژلبی سیاه رنگ بر لب داشت و چشمانش از شدت رنگ روغن، گربه ای می نمود. پسر جوان موهای بلندش را از پشت سر با کشی سیاه رنگ بسته و ابروانش را چون زنان باریک کرده بود . هنوز مدتی از مسیر را پشت سر نگذاشته بودیم که متوجه رفتار نامتعارف دو جوان شدم. راننده میانسال هرازگاهی نگاه سرزنش آمیز خود را نمیدید . دختر عشوه می کرد و پسر ناز می خرید . هوای اتاقک کوچک تاکسی به نظر سنگین
می رسید. پنجره را به رغم سردی هوا کمی پایین دادم و سعی کردم نگاه از آن دو برگیرم.
نزدیکی جنگلهای حاشیه بزرگراه همت راننده با خشم پای بر پدال ترمز فشرد و ناگهان خودرو متوقف شد. راننده عصبانی پیاده شد در تاکسی را گشود و خطاب به پسر جوان گفت: بیایید پایین و تو سیاهی جنگل هر غلطی خواستید بکنید.
پسر و دختر آرام و بدون احساس شرمی پیاده شدند وگستاخانه به راننده گفتند : کرایه ات را نمی دهیم. راننده سریع سوار شد و درحالی که دستانش از شدت عصبانیت می لرزید. از آیینه نگاهی به من انداخت و گفت: به کجا داریم می رویم؟!
* * *
بوستان های محلی که روزگاری مکانی برای تغییر آب و هوا و نفس کشیدن بودند. اینک به دلیلی دنج و خلوت بودن مامن دختران و پسران جوانی شده اند که می خواهند دور از چشم بزرگترها ساعتی را کنار هم بگذرانند .در یک روز گرم تابستانی تصمیم گرفتیم مسیر کوتاه خرید را از داخل پارک محله بروم. بوستان کوچک با درختان کهن که در غروب میزبان پیرمردها و پیرزنانی بود که کنار هم به بازخوانی خاطرات خوش گذشته می پرداختند؛در این ساعت بعد از ظهر که هنوز گرمای خورشید جای خود را به خنکای غروب نداده بود. خلوت بود و در آن پرنده ای هم پر نمی زند . اما زیر سایه بید مجنون دختر و پسری سیزده چهارده ساله روی نیمکتی سر به شانه یکدیگر گذاشته بودند و با هم نجوا می کردند.
دخترک شاید ۱۳ ساله یا کمتر و پسر نیز تازه پشت لبانش سبز شده بود ، بی تفاوت گذشتم. پس از گذشت ساعتی کوتاه که از همان مسیر به سمت خانه بر می گشتم آن دو را دیدم همچنان در وضعیتی نامناسب . نگاهشان کردم . آنها هم زل زدند درنگاه من. اما گویی مرا نمی دیدند . عرق شرمی که بر چهره ام نشسته بود را حس کردم. گر گرفتم و از این همه گستاخی و پرده دری یکه خوردم. راه خود را کشیدم و رفتم و سعی کردم نگاه از آنها برگیرم.
اگر روزگاری دختران از مزاحمت های خیابانی پسران شکایت می کردند . امروز در بسیاری از موارد قضیه برعکس شده است. اینک پدر و مادرها باید مواظب پسرهاشان باشند تا به دام برخی از دختران نیفتند. باور ندارید؟ خاطره ای را برایتان می گویم.
مینی بوس از ازدحام جمعیت می خواست بترکد . در یکی از ایستگاه ها ۴ دختر، نوجوان با چهره هایی نقاشی شده سوار شدند و بالای پسر جوانی که روی یکی از صندلی های میانی مینی بوس نشسته بود؛ ایستادند. پسر جوان محجوب و خجالتی به نظر می رسید و در حال مطالعه کتابی بود. هنوز دقایقی نگذشته بود که ۴ دختر نوجوان پسر را زیر بمباران متلک های خود گرفتند . یکی از چشمان خمار پسر جوان می گفت. دیگری از مدل موها و لباس پوشیدن او تعریف می کرد. آن یکی مطالعه کردن پسر را در مینی بوس به مسخره گرفت و پسر جوان که سعی می کرد وانمود کند که سخنان آنها را نمی شنود. از شدت خجالت سرخ و سفید می شد دخترها آنقدر با صدای بلند متلکهای خود را بر سر پسرجوان آوار کردند تا بدانجا که ا و ناچار شد در میانه های بزرگراه پیاده وشد و من که نظاره گر این صحنه بودم با خود می اندیشیدم چه بر سر ما آمده که اینک پسران جوانمان باید از دست دخترها خود را حفظ کنند. به راستی علت این پرده دری ها چیست؟
* * *
سرباز جوان دست پسر را محکم گرفته بود و او را به سوی مینی بوس می کشید. جوان مرتب می گفت برادر من ! چرا متوجه نیستی . این خانم دختر عمه من است و قرار است با یکدیگر ازدواج کنیم و دخترک که از ترس و اضطراب رنگ به چهره نداشت، می گفت آقا چرا اذیت می کنید؟ مگر کسی نمی تواند با پسر دایی اش به پارک برود…. و گوش سرباز بدهکار نبود. همان طور که روی آسفالت نم خورده از باران قدم برمی داشت در مینی بوس را باز کرد و پسر را هل داد توی مینی بوس و دختر هم به دنبال او سوار شد.
* * *
مادر بزرگ می گفت: وقتی برای ازدواج با پدربزرگ به خواستگاری اش آمده بودند، آقا داماد همراه تیم خواستگاری کننده نیامده بود. پدر عروس وقتی می پرسد آقا داماد کیست، برادر پدر بزرگ می گوید: مرا دیدید، فکر کنید برادرم را هم دیده اید. و مادر بزرگ خدا بیامرز من می گفت که تا شب عروسی پدر بزرگ را اصلا ندیده بود.
زود قضاوت نکنید نمی خواهم بگویم امروز در قرن ماشین و اینترنت و ماهواره مثل ۱۰۰ سال پیش دختران و زنان در اندرونی به سر برند و از آفتاب و مهتاب رخ برگیرند. نه اکنون زمانه عوض شده است و دختران در همه عرصه ها گوی سبقت را از پسران ربوده اند. روابط اجتماعی پیچیده تر و درهم تنیده تر شده و حضور اجتماعی دختران روابط اجتماعی را نیز تحت الشعاع قرار داده است.
امروزه دیگر نمی توان ] و نباید[ دخترها را در پستوخانه زندانی کرد . امروز روابط اجتماعی پیچیده تر شده است، اما می خواهیم بدانیم مرز روابط دختر و پسر کجاست؟
کمال تبریزی کارگردان مجموعه تلویزیونی (( دوران سرکشی)) می گوید:
خانواده عامل اصلی بروز ناهنجاری در رابطه میان ۲ جنس مخالف است و محدودیت های تعریف نشده والدین در روابط دختر و پسر به لجام گسیختگی جوانان می انجامد.
نبود تعریف مشخص از روابط دو جنس
او افزود : در حال حاضر در برخی خانواده ها والدین معتقدند نباید با فرزندان در رابطه با جنس مخالف یا ازدواج سخن بگویند . درحالی که بی تفاوتی به این مساله موجب می شود فرزندان در سنین بزرگسالی و بلوغ به دلیل ناآشنایی و آموزش های لازم دچار آسیبهای جدی شوند.
به گفته وی خانواده هایی که مانع ارتباط سالم دختران و پسران نمی شوند و در این زمینه نظارت و کنترل دقیق و غیرمستقیمی را اعمال کرده اند و اطلاعات لازم درخصوص مسائل جنسی ، ازدواج ، شیوه برخورد با جنس مخالف و .. را در اختیار فرزندان قرارداده اند، کمتر دچار مشکل شده اند.
* * *
یک جامعه شناس نیز می گوید: چگونگی رابطه دختر و پسر مشکلی است که در جامعه درحال گذار ایران مشاهده می شود.
دکتر محمود شهابی می افزاید : تغییر شیوه همسر گزینی نیز یکی از عوامل شکل دهنده و تعریف کننده روابط دختر و پسر است. برخلاف گذشته که معمولا ریش سفیدان و والدین اقدام به انتخاب همسر برای فرزندان می کردند. اینک به دلیل تحولات اجتماعی، عاملیت همسر گزینی متکثر شده و جوانان خود به انتخاب همسر اقدام می کنند.
*******************
حجه الاسلام احمدی مدرس حوزه و دانشگاه نیز با تاکید به اینکه ارتباط با دو جنس مخالف یک نیاز است. می گوید: در صورتی که این ارتباط مبنای جنسی داشته باشد اشکال شرعی و عرفی دارد. ارتباط دختر و پسر در قالب یک ارتباط دوستانه و صمیمانه نیاز هر انسان جوانی است اما مهم این صمیمیت چگونه پیاده و اجرا شود.
اومی افزاید:روشهایی که در اسلام به منظور شناخت قبل از ازدواج وجود دارد بسیار پیشرفته و امروزی است و بهره گیری از این شوه ها اثر مثبتی در زندگی مشترک دارد.
****************
یک کارشناس ارشد مشاوره دراین باره می گوید: سرکوب و سختگیری بیش از حد خانواده ها ،شوق و رغبت دستیابی به امری را که جنبه عادی و طبیعی دارد، مضاعف می کند.
مینو جهرمی با بیان این که به لحاظ حقوقی هیچ تعریف مشخصی درباره رابطه دختر و پسر وجود ندارد می گوید: در یک رابطه دو جانبه میان پسر و دختر با ۳ حالت متفاوت روبرو هستیم . ابتدا وقتی طرفین بشدت به یکدیگر علاقمندند و احساس می کنند فراموش کردن یکدیگر بسیار دشوار است. درچنین حالتی روابط ادامه می یابد و مسائل حاد اجتناب ناپذیری پیش می آید.
نوع دوم رابطه به نظر وی ایجاد رابطه تحمیلی توام با اجبار یا تحت فشار گذاشتن یکی به وسیله دیگری است که می تواند ایجاد رعب و وحشت و اخاذی را پشت سر داشته باشد. چنین رابطه ای بسیار خطرناک است.
نوع سوم بیماران روانی هستند که اجتماع از امراض آنها آگاهی چندانی ندارد و در آن واحد با چند نفر رابطه دوستانه دارند . به این ترتیب که وعده های دروغین می دهند و این کار برای آنها به تفریح و شغل پردرآمدی تبدیل شده است.
این مشاور خانواده با اشاره به آامارهای موجود درباره دختران فراری می گوید: بیشتر این افراد به دلیل احساس نیاز به جنس مخالف خود روزگار خود را تباه می کنند.
به گفته وی، دختران شهرستانی در دورافتاده ترین نقاط ایران احساس می کنند در محیط بسته روستا و شهرستان قادر به ایجاد مراوده ای که بشدت از آن منع می شوند نیستند بنابراین به شهر می آیند تا آنرا تجریه کنند. نمونه های فراوان این مساله قرارهای پنهانی است که بیشتر دختران با جنس مخالف خود در شهرهای بزرگ می گذارند و در نهایت عواقب زیانباری در پی دارد.
فوران گرایشی بالقوه
مهناز علی محمدی، پژوهشگر آسیبهای اجتماعی نیز رابطه دختر و پسر را فوران گرایش بالقوه مخفی در جوانان می داند که در هر فرصتی ممکن است بیدار شود . او می گوید: برخورد پلیسی با این قضیه به هیچ وجه کارساز نیست و چنین برخوردی دامنه اشتیاق به روابط پنهانی را گسترده تر می کند به این دلیل که در اوج یک احساس نیاز طبیعی ، انگیزه ماجراجویی و سرسختی با عوامل بازدارنده به هر طریق ممکن فعال می شود و طرفهای رابطه ممکن است بسیار پنهانی تر به تداوم رابطه خود فکر کنند که خطرات این رابطه بیشتر است.
وی تاکید می کند: مسائل حقوقی پیرامون این قضیه به هیج وجه کارساز نیست و چنین برخوردی دامنه اشتیاق به روابط پنهانی را گسترده تر می کند به این دلیل که در اوج یک احساس نیاز طبیعی ، انگیزه ماجراجویی و سرسختی با عوامل بازدارنده به هر طریق ممکن فعال می شود و طرفهای رابطه ممکن است بسیار پنهانی تر به تداوم رابطه خود فکر کنند که خطرات این رابطه بیشتر است.
از سوی دیگر جانشین معاونت اجتماعی نیروی انتظامی سیاه نمایی در خصوص برخورد پلیس با دختران و پسران را ناشی از تبلیغات تلویزیونی و ژورنالیستی می داند و می گوید: امروزه پلیس با نگرش صحیح با این روابط برخورد می کند و چنانچه افراد شاهد برخورد ناصحیح نیروی انتظامی با رابطه سالم دختران و پسران باشند باید مراتب را گزارش کنند.
ارتباط یا ازدواج
این که داشتن ارتباط دختر و پسر قبل از ازدواج آیا منجر به تولید مشکل پس از ازدواج خواهد شد یا نه دکتر شهابی جامعه شناس پاسخ می دهد:
به تعبیر جامعه شناسان پدیده عشق رمانتیک پدیده ای جدید است، عده ای معتقدند عشق رمانتیک
مقدمه ای برای ازدواج است. اما مشکل اینجاست که معیارهای جوانان ما اکنون دو گانه است. یعنی یک بام و دو هوا – آنها از یک طرف می خواهند به برخی ارزشهای جدید مربوط به ازدواج پایبند باشند و از سوی دیگر می خواهند ارزشهای جدید مربوط به عشق رمانتیک را تجریه کنند بنابراین مجبور می شوند پنهان کاری هایی کنند تا برچسب های منفی اجتماعی به آنها زده نشود.
در طول نگارش این مطالب سرنوشت دختری در ذهنم مرتب تلنگر می زد.. او دختری ۳۸ ساله است که در عنفوان جوانی و وقتی نازش خریدار داشت به هیچ مردی روی خوش نشان نداد و چنان در برخورد با خواستگارهایش مغرورانه برخورد کرد که موفق به همسر گزینی نشد. تا اینکه چندی بعدازمدتی به دلیل خستگی از تنهایی و بیهودگی و بی تکیه گاهی گرفتار مردی هوسباز و بیکار و ولگرد شده و به امید ازدواج با وی تن به خواسته های او که عمدتا درخواست های مالی بوده داده و مقدار زیادی پول از او اخاذی کرده و پس از مدتی متواری شده است.
*****************
گرچه افزایش سن ازدواج و موانع موجود دراین کار بویژه برای دختران در برخی از موارد به دوستی ها و روابط ناسالم دختر و پسر می انجامد اما باید پذیرفت براساس فطرت خدادای هریک از ما بدون شریک زندگی فقط نیمه ای از اسنان هستیم و همواره در جستجوی نیمه دیگر ؛ اما حواسمان باشد نبودن حریم میان دختر و پسر در مراودات اجتماعی ، هیجانات و التهاب های جنسی را افزایش می دهد و با خارج کردن میل جنسی از تعادل و مسیر طبیعی آن را به صورت یک عطش روحی و خواستی سیری ناپذیر و اشباع نشدنی در می آورد.
غریزه جنسی غریزه ای است نیرومند عمیق و پردامنه ای که اگر به آن امید میدان بیشتری داده شود آتش شعله ورتر می شود و نه خاموش تر.آیین ما از ما می خواهد اندیشه مان را هوس آلود نکنیم و باچنین قصدی به معاشرت های اجتماعی قدم نگذاریم.
تجربه تلخ:
تجربه نشان داده است که اکثر این ارتباطات که به صورت سطحی و غیر واقع بینانه بر قرار می شود منجر به تشکیل زندگی مطلوب نمی گردد بلکه عموم آنها بخاطر ارضای هوی و هوس و خواسته های شهوانی می باشد . علاوه بر اینکه نوعی داشتن کلاس برای خود تلقی می کنند . متاسفانه این رفتار در سنین پایین جامعه رسوخ کرده و در سطوح دبیرستان افزایش پیدا کرده است . در خیابانها ، کوچه ، شهرکها و پارکها منظره ای زشت از خود نشان داده است ارتباط دختران و پسران کم سن وسال که به یقین صرف آشنایی با یکدیگر در این مکانها ظاهر میشوند و هیچگونه پیوند و ارتباطی شرعی بین آنها برقرار نشده است .
نوعی بی حیایی وبی عاری از همه چیز در رفتارها دیده میشود . هیچ اعتنایی به نگاهها ندارند سر در لاک خود فرو برده اند و لذت طلبی و برخورداری از لحظاتی با هم بودن را بر همه چیز ترجیح می دهند .
گاهی قرار ملاقاتها در کوچه های خلوت و مکانها بدور از نگاهها و رفت و آمدها است که جای بسی تعجب است که زشتی این عمل بر این افراد پوشیده نیست وبا علم وآگاهی دست به این خلاف می زنند . یکی را می بینی که در گوشه ای از خیابان یا کوچه منتظر کسی است ، آن یکی در خیابان به محض رسیدن یک ماشین مدل بالایی سوار میشود ، دیگری کارش قدم زدن برای عرضه کردن خود شده است ، آن دیگری به نحوی خود را آرایش کرده است که گویی در اروپا یا غرب زندگی میکند و فردی تهی از ارزشهای انسانی و اجتماعی است .
دل ربایی و فریب با انواع و اقسام لباسها و مدلهای بیگانه پسند ، ناز و عشوه کردن در خیابان و در انظار عموم ، بعنوان شغلی برای بعضی از اینها محسوب می شود که متاسفانه سستی در عقاید و پایین بودن سطح انگیزه ها و معرفت های دینی ، بسیاری از جوانان ما را به دام این صیادان مفسد و ویران گر انداخته است . بسیاری از این دختران و پسران متاسفانه بی ریشه اند واز معنویتهای اجتماعی و خانوادگی و اعتقادی بی بهره اند ، برای رسیدن به مقاصد شوم و ارضای هوی و هوس سر از جشن ها و پارتی های مبتذل و مکانهای فاسد در می آورند . گاهی این ارتباط تبدیل به ارتباطات گروهی می شود و افراد ،هر روز دوستان را برای تنوع طلبی و لذت بردن بیشتر تعویض می کند و این نشانه افول و نهایت سقوط اخلاقی و انسانی برای افراد جامعه محسوب می شود .
باید گفت در دهه گذشته یعنی از سال ۷۰ به بعد مسائلی چند ، نوعی هراس در دختران و خانواده ها پدید آورده که سبب بروز این ناهنجاریها شده است . خصوصا”پس از پایان جنگ ، بحران بیکاری ، مشکل مسکن ، فراهم نمودن زمینه های ازدواج دختران و پسران را به تاخیر انداخته و طعم تلخ این نابسامانیها درجامعه چشیده شده است و بخشی از هجوم آروی به این نوع رفتارهای ناسازگار فرهنگی به این علت است و تعدادی از جوانان بدون توجه به اصالت عملی از ازدواج صرفاً بر اساس احساس و تصمیمات مقطعی و به بهانه عشقهای آتشین دست به اقداماتی زده اند که احساسات عمومی جامعه را جریحه دار نموده و به قیمت جان و سلامتی تعدادی از معشوقه ها شده است عدم آموزش خانواده ها به فرزندان ، توجه نکردن به نیازهای اساسی جوانان درسنین حساس ، کم عنایتی و بی توجهی متولیان امور به مسایل جنسی و احساسی جوانان از یکسو و بالارفتن خشونت درجامعه ، پایین آمدن آستانه تحمل جوانان، مشکلات اقتصادی، اشتغال و مسکن ، ازدواج را برای تعدادی از جوانان به شکل سرابی بسیار دور جلوه گری می نماید و جوانان برای رسیدن به یک زندگی عقلانی و قانونی و شرعی با موانع متعددی مواجه هستند لذا شاید ساده ترین مشکل ارتباط همین نوع ارتباط خیابانی و کوچه ای و مراسم پارتیها ، کوهنوردیها ، اردوهای دبیرستانی ، دانشگاهی یا کلاسی باشد که بدون خرج و هزینه است.
متاسفانه امروزه برخی از کشمکشهای سیاسی باعث بروز تشدید این رفتارها در جوانان شده است. درجریان بازیهای سیاسی زمینه برای این نوع ارتباطات تشدید یافته .
ساماندهی جوانان و دانشجویان در تشکلهای مختلف دانشجویی و اختلاط بین دختر و پسر و عدم رعایت شئونات اسلامی و ظاهر شدن با پوششی نامناسب خصوصاً دختران که گرایش به مدگرایی درآنها زیادتر است.
این ارتباط را شدت بخشیده و بعد از چندی از گذشت این نوع فعالیتها درقالب جریانات سیاسی یا علمی در دانشگاه شاید شکل گیری نطفه نامشروع ارتبط دختر و پسر هستیم و رفتار آنها نوعی رفتار عاشقانه و قرار و مرار های خارج از دانشگاه ، دعوت به منزل دانشجویی و در نهایت برخی از آنها به گیر قانون یا کمیته انظباطی داشنگاه میافتند و درچرخه نظام تنبیهی قرار می گیرند ، تعداد کمی از آنها هم موفق به ازدواج می شوند که البته برخی از این ازدواجها منجر به طلاق و جدایی زوجین می شود.
دختر و بازماندن از ازدواج پسر دوران دوستی
دختر جوانی را سراغ دارم که چندین بار از طریق تلفن با من تماس گرفت و اظهار داشت که موضوع مهمی را می خواهم با شما در میان بگذارم، اما نمی خواست خودر ا نشان دهد بعد از چند بار تلفن که تخلیه شد تصمیم به حضور در دفتر کارم شد. حرفهای او این بود که بمدت سه سال و نیم با پسری ارتباط داشتم و معمولا روزهای تعطیل یا اوقاتی را دردانشگاه با هم بودیم و ایشان قول ازدواج رابه من داده بود پسر دانشجو یک ترم درسی از دختر جلوتر بود و زودتر از ایشان فارغ التحصیل شد لکن به محض فارغ التحصیل شدن اقدام به ازدواج با یک دختر دیگری از همان شهر و محله خود می نماید و خبر به گوش دختر می رسد نگرانی ، اضطراب ، دلهره تمام وجود دختر را فرا میگیرد موضوع را چنین آغاز میکند که آیا این رسم است که من سه سال و نیم همه راز زندگیم را به او بگویم دراوقات مختلف با او باشم اما امروز دست از من بکشد و با دختر دیگری ازدواج کند، دختر از شدت ناراحتی و از دست دادن بخشی از هویت و حیثیت خود هق هق گریه خود را بلند کرده بود و بشدت اشک می ریخت…
چه باید به او می گفتم ،متاسفم ، آنروز که بعنوان دوست دختر برای او بودی با او کوه ، دریا ، شهر ، صحرا اردو، تفریح ….. میرفتی ، به ما مراجعه نمیکردی ، و اجازه نمی خواستی ، چرا امروز بعد از یک شکست بجا ، مراجعه کردی که من واسطه ای برای تثبیت ارتباط نامشروع توبا آن پسر شوم ،کدام عقل ، قانون ، شرع این اجازه را می دهد که کارهای گذشته شمار ا تایید کنم و مهر صحت بر آن ارتباطات نامعقول و مخفی و پنهان بزنم و جریان بی تقیدی و بی تعهدی شما را تبدیل به تعهد و تقید کنم. این کار دشورای است. جریان را با پسر دانشجوی فارغ التحصیل در میان گذاشتم ، اولین جوابی که به من داد بسیار معقول و منطقی بود اما سوال برای من این بود که چرا آن زمانی که نقطه شروع این ارتباط بود ایشان چنین حرفی را نزنند.جواب ایشان این بود که این خانم وقتی در یک روز تعطیل بدون اینکه با من پیوندی و عقدی و پیمانی بسته باشد از صبح تا غروب یا حتی بخشی از شب را با من بسر می برداز کجا مطمئن باشم در روز تعطیل دیگر هوس فرد دیگری را نکرده است و با او به تفریح و تفرج نرفته است. مگر تعهدی به من داده بود که باکس دیگری نباشد. علاوه بر اینکه وقتی این شخص یاد گرفته باشد که سه سال و نیم جریان ارتباط با من را مخفی نگه دارد و حتی نزدیکترین دوست و عزیز او باخبر نباشد از کجا معلوم است که در آینده و در زندگی من مخفی کاریهای دیگری نداشته باشد. مطلب دیگر اینکه آنچه در دوران تحصیل بدستم آمد. حداقل بخشی از دختران دانشجو برای زندگی آینده قابل اعتماد نیستند و حداقل برخی ازآنان تجربه جنسی خارج از محدوده شرعی را دارند . این حرفهای دانشجوی پسر بسیار سنگین اما قابل تامل و تفکر بود ، ایشان ادامه داد که: من برای زندگی خود زن زندگی را میخواهم ، شخصی که بتواند در آینده مادر بچه های من باشد و در گذشته خود خلافهای اخلاقی و شرعی ندشاته باشدگفتم : چرا امروز این تصمیم را گرفتی، درجواب گفت: آن روز هوی و هوس برای من تصمیم می گرفت اما امروز عقل مرا راهنمایی نمی کند.
با این حرفهای پسر ، تجربه ای تلخ برای دختر باقی ماند اما دیگر حساب کارش را کرده بود زیرا دیگر از ازدواج و بازگشت به ان روزهایی که حرفهای عاشقانه رد و بدل می شد ، تماسهای تلفنی برقرار می شد ، قرار و مرارها گذاشته می شد حضورشان در اردوها ، باهم بودن در دانشکده ، به بهانه های مختلف همدیگر را دیدن ، دیگر خبری نبود ،انچه بجا مانده بود خرواری از گذشته ای تلخ که بردوش دختر جوان دانشجو که ترم آخر خود را در دانشگاه می گذراند سنگینی می کرد او پشیمان از گشته ، دلی پردرد و قلبی مملو از کینه نسبت به جنس مخالف . چهره اش در هم پیچیده بود، نگرانی و اضطراب ، دلهره ، نگاههای انتقامجویانه تمام وجودش را فرا گرفته بود. پسر براحتی بلند شد خداحافظی کرد . سری جنباند و رفت .در آخر مرا گوشه ای خواست و آخرین حرفش این بود که من دنبال دختری می گردم که دست نامحرمی به او نرسیده باشد و خود را مفت و مجانی در قالب دوست دختر دراختیار دیگری قرار نداده باشد. او رفت و دختر هم بعد از اظهار پشیمانی و تحویل گریه های پسمانده از آن روزهای خوش خود اتاق را ترک کرد و دیگر از سرنوشت او خبری ندارم.
اما باید گفت شاید همین دختر یک روزی به آینده خود با چشم امید می نگریست ، شاید قدمهای خودر ا محکم و استوار بر می داشت و امید به آینده . چراغ روشنایی زندگی او بود لکن هرگز تصور نمی کرد که این چراغ روشنی بخش سرزمین ظلمتکده ارتباط نامشروع نیست ، قدمها را بر می داشت لکن بر روی زمینی سست و بی مایه ، که قابل زرع نبوده و محصول جز پشیمانی و روان پریشی برای او نداشته است. او اگر ذره ای به مفاهیم محرم و نامحرم ، حلال و حرام خانواده و جامعه – شرع و غیر شرع ، حیا ، عفت، پاکدامنی ….. می اندیشید هرگز دچار چنین توهمی درفکر و رفتار نمیشد. او اگر به ارزش و قیمت خود فکرمیکرد و براحتی خود را عرضه نمیکرد و دسترسی جنس مخالف به اوسخت تر می شد و هرگز به چنین روزی دچار نمی شد لکن او خود را براحتی عرضه کرد و پسر هم چوب حراج برزد و در نهایت همانند تفاله ای او را به کناری انداخت.
انسان برای شهوت بازی آفریده نشده است (عفت وحیا ازارکان حیات اجتماعی است).
با وجود این که افراد نا آشنا به مبانی دینی ، اسلام را مدتها متهم می کردند و اکنون نیز می کنند که مخالف حضور دختران در اجتماع است. احادیث صریحی وجود دارد که اسلام طالب علم و آگاهی است و میگوید: دختران و پسران می توانند با حفظ پوشش و عفاف براحتی در جامعه ظاهر شوند. آنچه در اسلام مذموم است روابط ناصحیح دختر و پسر درجامعه است نه در حضور فعال آنها در اجتماع. آنچه اسلام به آن تن نمی دهد . خدشه دار حریم قدسی دختران است و این که روابط دختر و پسر از دایره عفت پاکدامنی خارج نشود.
دنیای امروز با ابزارهای تکنولوژی که ساخته دست آدمی است با شعاری به نام آزادی روابط دختر و پسر ، روح پاک جوانان را سرگردان و گرفتار هیجانات بیهوده کرده است:
می پذیریم برخی سنتها و آداب اجتماعی ما که جوانان را از اجتماعی شدن و انتخاب گروه همسالان همفکر باز داشته است . نه دینی و نه منطقی اند؛ اما کنار گذاشتن تمامی سنتها و پذیرش بی قید و شرط فرهنگ حاکم بر جهان پیشرفته نیز رفتارهای عاقلانه ای به نظر نمی رسد . آزادی بی حد و حصر روابط دختر و پسر فضای جامعه را نا امن و کانون خانواده را متزلزل می کند . درچنین فضایی هیجانات کاذب و عطش کامجویی ها ، فرصت خلوت معنوی ، تفکر و لذت رفتارهای اخلاقی و خویشتنداری عفیفانه را از انسان گرفته است.
جامعه دینی در روابط اجتماعی خود توجهی ویژه به حضار عفاف و حریم شخصی دختر و پسر دارد. روش اسلام این است که انسان معتدل و متعادل زندگی کند . اسلام همواره بر مشارکت زنان و دختران در جامعه تاکید دارد و رعایت حریم از سوی زنان و مردان را تضمین کننده این مشارکت می داند.
بدون تردید ارزش و منزلت زن در اسلام از آیات قرآن کریم بدست می آید خداوند بزرگ در موضع خلقت زن و مرد تصریح می کند که زن و مرد را ازا یک سرشت آفرید و تاید می ورزد که زنان را از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده است ، پس چگونه می توان توهم کرد شخصیت خلقتی زن، متفاوت از مرد است ؟
آیا می توان استعدادهای روحانی و معنوی انسانها اعم از زن و مرد را به عنوان معیار شخصیت و منزلت آنان نادیده انگاشت؟
آیا ارزشهایی همچون علم و ایمان ، عزت، کرامت و عمل صالح ، شخصیت آدمیان را از همدیگر متمایز می سازد یا جنسیت آنان و احکام ترتب برجنسیت؟
در باور اسلامی زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند چنین نیست که تنها زن برای مرد آفریده شده باشد.
چنانچه در منطق غریبان این امر بعنوان یک موضوع مسلم فرض گرفته می شد.
مرحوم علامه طباطبائی ( ره) می نویسد:
(( مجمع دینی فرانسه در سال ۵۸۶ میلادی پس از مناظرات و بحث های طولانی به این نتیجه رسید که (( زن انسان است ولی برای خدمت به مرد آفریده شده است و تا حدود یکصد سال پیش زنان در انگلستان جزء جامعه انسانی بحساب نمی آمدند))۱
(( درهند زنان کنیز و خدمتکار مردانند و در سرودهای چینیان آمده است که هیچ چیز پست تر از و ارزان تر از زن نیست)) یکی از مورخان یونانی می نویسد(( باید نام زن هم مثل خود او رد خانه محبوس بماند))
(( سالیان متمادی زن در فرهنگ غرب موجودی پست و ناپاک و مایه بدبختی بود وامروز هم علی رغم به رسمیت شناخته شدن حقوق زن کماکان جایگاه واقی خودرا نیافته است . دراین فرهنگ زن یک موجود طفیلی و متفرع برمرد آفریده شده است. مرد دارای شرافت و زن شیطان و فاقد شرافت معرفی شده و بعنوان منبع گناه و پلیدی تلقی می شود.))
در دنیای صنعتی و پیشرفت تکنولوژی زن با فرار از خانه به کارخانه و کارگاه و کسب اندک استقلال اقتصادی تبدیل به وسیله ای جدید برای سیاستگذاران اقتصادی و سود طلبان دنیا پرست گردید و از بند بردگی به حصر در لباس و مد و آرایش کشانده شد. ۲
اما اسلام بیش از ۱۴۰۰ سال قبل بر تمامی این اندیشه ها و افکار و فرهنگ ننگین خط بطلان کشیده و تمامی عقاید جاهلی و کهنه پرستی را باطل کرد و مقام زن را در معیار های کلی بیان فرمود و غفلت از دست رفته زن را به او برگرداند : در سوره بقره/۱۷۸ می فرماید: (هن لباس لکم و انتم لباس لهن).
شما پوشش همدیگر هستید هرگونه زیبایی ، زشتی ، بدی ، خوبی ، نقص ، کاستی مربوط به هردوتایی شماست.
زن در برداشت و نگرش اسلامی از حالت شی و یا ابزار کار دیگران بودن یا موجودی برای استفاده از تبلیغات کالا و متاع خارج شده و دارای جایگاهی اصیل انسانی و وظیفه انسانی پرورش انسانها را دارد که از این میان می توان به پرورش فرهیختگان و فرزانگان جامعه انسانی اشاره کرد که : حضرت امام (ره) می فرماید:( از دامن زن مرد به معراج می رود) و این نشان دهنده دیدگاه عالم دینی که به یقین برداشت شان از منابع دینی است نسبت به وجود گوهر گونه زن است.
چند سوال و چند پرسش
رابطه دختر و پسر آری یا خیر ؟ چرا ؟
یکی از آسیب های اجتماعی که از طروق مختلف به جامعه و علی الخصوص جوانان القا می شود از طریق ماهواره ها و اینترنت برای ایجاد شبه ، شک انگیزی،بی هویتی،تردید و بی اعتمادی به فرهنگ خود و زیبا و برتر نشان دادن فرهنگ دیگران و غربی و مهمتر از همه جابجا کردن ارزشها با ضد ارزشها می باشد. که ردپای اینترنت و شبکه های ماهواره ای را می تواند در نمونه سوالات زیر دید.
رابطه دختر و پسر بدون شهوت و مسائل جنسی
سوال:
اگر رابطه دختر و پسر صمیمی باشد دیگر بحث شهوت در کار نیست و آنهایی که این روابط را منع می کنند در واقع با اصل صمیمیت و تعهد مخالفت می کنند و برای کار خود دلیل معقول و شرعی ندارند.
پاسخ :
تعالیم اسلامی برای آن است که به انسان حیات و پویایی بخشد و به او روح و بینش و جنبش دهد[۱] احکام اسلامی از تعادل و توازن خاصّی برخوردار بوده و مطابق با روحیّات و نیازمندیهای واقعی او تنظیم شده است.
حرف زدن زن و مرد و دختر و پسر برخورد آنان در زندگی روزمرّه بدون اشکال است مانند روابطی که استاد و دانشجوی در راستای کسب علوم دارند و یا کارمندان ادارات با یکدیگر برخورد مینماید؛ اسلام میگوید نه حبس و نه رکود و نه اختلاط و روابط آزاد، همواره در برخوردها باید «اصل حریم» را حفظ نمود که این نوع رعایت از سنّت جاری مسلمین در زمان رسول اکرم (ص) [۲] بوده است. اسلام میخواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتار هوسآلود و سرشار از کار و فعالیت و تحصیل و پیشرفت باشد و دختر و پسر فارغ از دغدغههای شهوانی به کارهای مورد نظر برسند با ذکر این مقدمه به بررسی «توصیه صمیمی شدن دختر و پسر» از منظر دین و اعتقادات میپردازیم.
نیروی غریزه در رابطه دختر و پسر
در آغاز باید توجه داشت که قدرت غرایز و کشش نیروهای درونی انسان، یکسان و مساوی نیست انگیزه بعضی از تمایلات بسیار قوی و نیرومند است؛ در جوانی غرایز جنسی و احساسات و شیفتگی به جذابیتهای ظاهری، در حدّ زیادی خودنمایی کرده، حاکم بر دوستیها و تصیمگیریهای جوانان است. «موریس دبس» گوید:«دیر یا زود غریزه جنسی مخصوصاً در نزد پسران تا سرحدّ وجدان نفود کرده و تحریکات شهوانی همچون تصادم امواج به ساحل شروع به مبارزه مینماید، عمل این غریزه آن قدر قوی است که در واقع، مرکز تحریکات مستقیم برای تمام آرزوهای اعضای مختلف بدن میگردد… و در سن هفده – هجده سالگی مالک اصلی (حساسیت انسان) میشود و آنگاه تمام نظاهرات محبتآمیز انسان از غریزه جنسی سرچشمه میگیرد.»[۳] بدیهی است در ایام جوانی، شوق جنسی و احساسات بر روان آدمی سایه انداخته، و ناخودآگاه به رفتار و کردار آنان رنگ و لعابی دیگر میبخشد.
با توجه به نیاز روانی دختر و پسر پس از بلوغ و شرایط ویژه غرایز جنسی و تحریکپذیری جوانان باید اعتراف نمود که گسترش و عادیسازی روابط بستری مناسب برای کشیده شدن جوانان به دامن پر جاذبه هواهای نفسانی و زمینهساز روابط جنسی است.
محرک اصلی این گونه روابط همان نیاز طبیعی دختر و پسر به یکدیگر میباشد و از اینکه بستری مناسب چونازدواج فراهم نیامده به بیراهه کشیده شده و در قالب کامجوئیهای بُدلی خودنمایی میکند.در بسیاری از برخوردها دختر و پسر هر چند به بهانههای گوناگون با هم آشنا میشوند اما اندک اندک بر اساس تسلّط طبیعی غرایز، نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته، معنای خاصی پیدا میکند چه بسا بعد از مدتی به یکباره متوجه میشوند عواطف و احساسات آنان بازیچه هوس شده است.
رابطه دختر و پسر از نگاه قرآن و سنت :
قرآن و حدیث چه می گویند:به راستی در این گونه روابط رفتار «چشمها» چگونه است، مگر نه این است که نقش اول را در روابط چشمها باز میکنند، آیا این نگاههای به نامحرم پاک و به دور از شهوت است؟!
خداوند در قرآن کریم میفرماید:«به مؤمنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزهتر است. خداوند از آن چه انجام میدهند آگاهتر است. و به زنان با ایمان بگو: چشمهای خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گیرند و دامان خویشتن را حفظ کنند.»«حرمت نگاه به نامحرم، به سبب تهییج و تحریک شهوانی است که در نگاه نهفته است این تحریک سبب فساد و ورود در محرمات است»
و در حدیث دیگری از رسول اکرم (ص) آمده است: «هر کس چشم را از نگاه حرام و هوسآلود پر کند، خداوند در روز قیامت آن را از آتش پر مینماید؛ مگر توبه کند و از این راه (نادرست) باز گردد»
متأسفانه امروزه با کمرنگ شدن اعتقادات دینی و باور به معاد و حسابرسی در دادگاه عدل الهی، دنیا و دنیا طلبی پر رنگتر از همیشه در زندگی انسان جلوهگری میکند و همه مسائل با غفلت از جهانبینی توحیدی و تنها در سایه بهرهوری بیشتر از لذت جسمانی مطرح شده و با توجیهات مختلف به آن پرداخته میشود که اگر انسان اندکی این زنگارها را کنار زده و با خود خلوت نماید و به قضاوت نشیند. به راحتی انگیزههای مادی و حیوانی را کشف کرده و تحلیل مسائل برایش آسان میشود.
رابطه دختر و پسر با عشق و علاقه واقعی !
سوال :
عشق و رابطه دختر و پسر یک عشق حقیقی است و نباید مانع این روابط شد به همین خاطر گسسته شدن این پیوندها با افسردگی، افت تحصیلی و … همراه است.
پاسخ را در چند بخش بیان می کنیم:
۱- آرامش روانی در رابطه دختر و پسر:
در این زمینه باید گفت که : روابط مختلط دختر و پسر و یا زن و مرد سبب آرامش روانی نگشته بلکه موجب افزایش اضطراب و التهابات روحی شده و همان طور که خود شما اشاره نمودید عامل پیدایش افسردگی میشود زیرا:با توجه به قدرت و دامنهی نفوذ عاطفی زن و مرد بر یکدیگر و نقش حساس آن دو در تأمین نیاز طبیعی و غریزی در مییابیم که تأثیرپذیری آن دو چنان شدید و وسیع است که گاهی مجرای صحیح عقل و خرد را به انحراف میکشاند؛ به ویژه زمانی که آتش هوس شعلهور گردد.این تأثیر شگرف در زن، جلوهگری خاصی دارد و بر عواطف و احساس مرد بسیار نافذ است، تا بدان جا که خواسته آنان را در جهت امیال عاطفه آمیز و احساسی سوق میدهد.حال اگر این نوع رابطه رواج یابد و پای دوستیها و دلدادگیها به میان آید و بر سراسر رفتار و کردار و فکر و اندیشه جوانان سایه انداخته و با به وجود آمدن فراز و نشیبی در این دوستیهای احساسی و سطحی، روند زندگی دچار اختلال میشود و آشفتگی فکر و دل را به دنبال دارد. در این بین رشد علمی و معنوی، خسارت زیانباری دیده و فردی که باید در نشاط و شور جوانی برای فردای خود و جامعه ذخیره علمی بیندوزد به رکود مبتلا میشود و آینده علمی او به خطر میافتد.ضربهپذیری و آسیب های دختران در این باره بیشتر از آسیب های پسران است به قول خانم نویسنده ی عرب : چه بسیار دخترانی که به سبب شوق و دستیابی به نشانههای مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار میشوند، گمان و تصور چنین دخترانی آن است که زندگی و آیندهی آنها به اندازهی بینی و یا خمیدگی مژههای آنان بستگی دارد، تا آنجا که حتّی یک میلیمتر کوتاهی طول مژه نیز میتواند به یک مسئله جدی و بحرانی در زندگی تبدیل شود»[۴] با در نظر گرفتن این حساسیتها بهتر میتوان به ضربههای روانی ناشی از ناهنجاریها در روابط پی برد. بدون تردید کنترل روابط، این التهابها را کاهش میدهد و دختر و پسر با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به دنبال تحصیلات و اهداف بلند زندگی خویش گام برمیدارند.با توجه به مطالب فوق بهتر میتوان به صحت و سقم این نوع دلدادگیها پی برد.
۲- رابطه دختر و پسر و عشق حقیقی :
عشق واقعی ، اصیل و حقیقی، والاترین تجربهای است که یک انسان میتواند به آن برسد و تنها چنین عشقی است که شکوفایی استعدادهای جسمی و روحی و عاطفی زن و مرد را ممکن میسازد، عشق لازمه استمرار زندگی و مایه نشاط روحی و عمیقترین ارتباط قلبی و محکمترین تعهد انسانی است.میان عشق و هوس فرق بسیار است بنابراین به پاس احترام عشق و عاشقی و برای پاسداری از این موهبت الهی ترویج روابط آزاد پسندیده نیست.
به اعتراف دانشمندان اروپایی: در جوامع آزاد که جاذبههای ظاهری و شوق جنسی حاکم است، عشق اوّلین قربانی است[۵] در این صورت عشقهای برخاسته از نهاد درون به افسانه تبدیل شده، جز مدعیّان دروغین کسی یافت نمیشود؛ زیرا پسری که هر روز با دختری میگردد و هر دم که نگاه میکند، عدهای را در حال جلوهگری میبیند، تنوع طلبی در او حاکم شده و عشق و انتظار در او به خاموشی میگراید.
عاشق کیست ؟عاشق کسی است که در راه رضای معشوق، از هر چه دارد بگذرد و چشم از همه، جز جمال محبوب ببندد عاشق نه تنها از خواب و خوراک، بلکه از غریزهی جنسی و خواستههای قلبی خویش نیز غافل میشود و جزء یاد معشوق به کسی نمیاندیشد؛
«موریس مترلینگ» میگوید: «عشق در تمامی موجودات وجود دارد، ولی درک آن تابع شرایطی است که تا آن شرایط جور نشود امکان آن وجود ندارد… بعضی آن را منحرف میکنند و ندانسته به صورت تمتع از لذّات» مصرف مینمایند و هیچ از حقیقت آن برخوردار نمیشوند»[۶] «کارن هورنای» درباره رابطه میان عشق و محبت و تمایلات جنسی میگوید:
«ارتباط بین محبّت و تمایلات جنسی را ملاحظه میکنیم؛ مثلاً بسیاری از تمایلات و کششهای جنسی، اوّلش با مهربانی و دوستی صاف و ساده شروع میشود؛ گاهی هم شخص ممکن است دارای تمایلات جنسی باشد، ولی خودش آن را با تمایل به مهروندی اشتباه کند. چنان که کششهای جنسی هم ممکن است انگیزهی احساسات محبتآمیز باشد».[۷]
فرق بین عشق و نیاز به جلب توجه
کارن هورنای در بیان فرق میان محبت واقعی و ابزار علاقهای که ناشی از احتیاج به جلب محبّت و برای کمبودهای روحی و نیاز جسمی و جنسی است میگوید:
«فرق بین عشق، و نیاز به جلب محبّت، آن است که در عشق، احساس دوستی و محبّت بر همه چیز مقدم است؛ در حالی که در نیاز عصبی به جلب محبّت، همواره نیاز به رفع تشویش درونی مقدم است بسیاری از این نوع روابط بین انسانها گرچه اساسش سود جویانه است، مع ذلک ماسک عشق و دلبستگی به چهره میزنند… به همین جهت یکی از مشخصات عشق حقیقی، پایدار بودن احساس محبّت است».[۸] بنابراینعشق جنسی و هوس پرستی که به قول «ویل دورانت»[۹] آغاز آن با ترشّح غدد جنسی و پایان آن ارضای شهوت زودگذر جسمانی است، هرگز نمیتواند تعّهد آور بوده و مایهی پایداری روابط انسانی به ویژه زندگی زناشویی باشد.
دانشجوی گرامی، دختر و پسر ایرانی بدیهی است شناخت عشق حقیقی برای آن است که سنگ بنای زندگی شده تا بتوان به آن تداوم بخشید، حال بسی روشن است که دوستیهای زمان جوانی از آنجا که در آن جذابیتهای ظاهری نقش پر رنگی دارد و افراد در آن مقطع در هالهای از احساسات و عواطف غوطهورند و در پی فردی هستند که با ساختههای ذهنیشان مطابق باشد، در ارکان شناخت ناتمام است و کوری حاصل از عشق و محبّت بر آن حکومت مینماید، و در مقابل، حالتهای کام بخشانه بسیار قوی است.لذا شناخت لازم را ایجاد نکرده و به آسانی نمیتوان بدانها اعتماد نمود و آن را حقیقی پنداشت و آن را مبنای تفاهم و یکدلی انگاشت زیرا طرفین را از الزامهای درونی نسبت به محبّت خانواده، فرزند، احساس مسئولیت و مقدار ظرفیتهای روانی و عاطفی یکدیگر با خبر نمیسازد چه بسیار عشقهای به ظاهر سوزانی که با اندک اختلاف به سردی میگرایید و به نفرت تبدیل میشود و این خود شاهدی بر سطحی و احساسی بودن این نوع روابط است.
۳- با عشق مجازی چه باید کرد؟
«در پاسخ به پرسش قبلی بیان شد که بیشتر عشقهای خیابانی از ماهیت حقیقی عشق و محبّت دور بوده و غرایز نقش اساسی را در آنها به عهده دارند در حالی که در عشق حقیقی همسانی ذاتی عاشق و معشوق در فکر و اندیشه و سلایق وجود دارد و عاشق، خواهان معشوق است اما نه به خاطر منافع خود…متأسفانه امروزه به همه جاذبههای جنسی و کششهای غریزی نام عشق نهاده و این واژه مقدس را به بازی گرفتهاند، در بسیاری از این عشقها (!) از تعهّد خبری نیست، و این اظهار دوستیها معمولاً در زمان بلوغ که هنگام بیدار شدن جسم است، بیشتر اتفاق میافتد، و در پسرها، این سبکهای شورانگیز و یا بازی گوشانه که تعهد کمتری در آنها دیده میشود، بیشتر است زیرا آنها بیشتر جذب جذابیتهای ظاهری میشوند و وقتی جذابیتها کم رنگتر شوند، با مشکل مواجه میشوند.[۱۰] در نتیجه در مواجهه با عشق مجازی باید با دقت تمام به آثار و نتایج آن اندیشید، و خوب آن را شناخت و به این باور رسید این عشقهایی که برپایه جذابیتهای ظاهری و غریزه جنسی است نمیتواند سنگ بنای زندگی شود، و نمیتوان به تداوم آن مطمئن بود، در این میان آنچه مهم و ضروری است، تبیین راههای شناخت صحیح از طرف مقابل برای رسیدن به تفاهم و همسانی هر چه بیشتر و بررسی تعهّد و عوامل مؤثر در تداوم آن است.بدون تردید، آنچه بعد از همسانیهای لازم میتواند در مقابل وسوسههای هوس انگیز، تعهّد عمیق ایجاد کند، ایمان و صداقت و معنویات است که در غالب اوقات مورد غفلت قرار میگیرد.دوام علاقه و دوستی میان اشخاص، به معرفت و صداقت و دوری از منافع فردی و گذشت و رها نمودن کبر و غرور باز میگردد؛ دختر و پسر باید در رویاروئی با هر احساس و علاقهای و با غلیان هر شور و وجدی، خود را نباخته و خویشتنداری پیشه سازند و با دقت و وسواس زیادی به بازشناسی این به ظاهر «عشق» بپردازند و به علائم و نشانههای گفته شده و به عواملی که موجب تداوم آن است خوب فکر کنند که آیا در این علاقه زمینههای تعهّد و تداوم آن وجود دارد یا خیر؟اگر جوانی گرفتار عشق ظاهری شد باید با صبر و متانت به عواقب آن اندیشیده و به این باور برسد که از مسیر خطا هر چه زودتر برگردد، بهتر از زمان دیگر است، در پایان لازم به ذکر است حتی در صورت تفاهم همه جانبه و وجود علاقه که طرفین قصد ازدواج داشته باشند باید ضوابط شرعی را پیموده و از دوستیهای مداوم و نامهنگاریهای احساسی پرهیز کنند و با هماهنگی با خانواده به این دوستی رسمیت بخشند و با انجام عقد شرعی به آن مشروعیت داده و در کمال صحت و سلامت فردی و اجتماعی از لذایذ زندگی بهرهمند گردند.
منابع:
(۱) . مطهری، مرتضی، حق و باطل، چاپ چهارم، انتشارات صدرا، قم ۱۳۶۴ ص ۱۳۵٫
(۲) همو، مسئلهی حجاب، چاپ ۴۲، انتشارات صدرا – قم ۱۳۷۴، ص ۲۴۱٫
(۳) موریس دبس، چه میدانم، بلوغ ص۴۶، ر به ک گفتار فلسفی، جوان (محمد تقی فلسفی، چاپ ۵)، نشر معارف تهران ۱۳۴۴ ص۳۰۷٫
(۴)چهره عریان زن ص۱۶۸، ر،ک (مقدمهای بر روانشناسی زن) هاشمی رکاوندی، سید مجتبی، چاپ اول نشر شفق قم ۱۳۷۰ ص۱۱۰٫
(۵) مطهری، مرتضی، مسئلهی حجاب، چاپ ۴۲، نشر صدرا قم، ۱۳۷۴ ص۷۳ و ۷۴٫
(۶) موریس مترلین، عقل و سرنوشت ج۳ ترجمه موسی فرهنگ، چاپ سوم نشر فرخ تهرانی بیتا ص۱۴۶٫
(۷) کارن هورنای، عصبانیهای عصر ما، ترجمه ابراهیم خواجه نوری، کتابفروشی امید تبریز ۱۳۴۷، ص۱۹۱٫
(۸) همان ص۱۳۸ و ۱۳۹٫
(۹) ویل دورانت، لذات فلسفه ترجمه عباس زریاب چاپ ۸ نشر دانشجوئی تهران ۱۳۷۳، ص۲۱۴٫
(۱۰) مجله ایران جوان ص ۱۳۵ ص۲۲ در مصاحبهای با دکتر روانشناس.
۱ – دکتر شعبانی – پیشین ص۹۹
۲ – دکتر شعبانی – پیشین ص۹۸-۹۹
حجت الاسلام والمسلمینحمید پورعیسی چافجیری
عضو هیات علمی دانشگاه گیلان
دیدگاهتان را بنویسید