دکتر نعمت‌الله فاضلی

شمال ما؛

 

در این یادداشت به مقوله سبک زندگی روستایی توجه می شود؛ زیرا مفهوم سبک زندگی برای فهم و توصیف زندگی مدرن شهری ابداع و بکار رفته است. در مطالعات جامعه شناسی شهری کلاسیک ، زندگی شهری به مثابه ای شیوه ای از زیستن در تقابل با شیوه زندگی روستایی تعریف می شود.
بخشی از این تقابل و تفاوت موضوع سبک مندی زندگی شهری و وضعیت یا حالت “بی سبکی” زندگی روستایی است. برپایه مفهوم یا نظریه سبک زندگی می توان گفت زندگی روستایی در معنای گذشته و سنتی آن از نظر ابعاد زیر با زندگی شهری متفاوت است:
زندگی روستایی بر پایه “تولید” سامان گرفته است. در حالی که زندگی شهری برپایه “مصرف”.
زندگی روستایی مبتنی بر مفهوم “کار” است و در آن فراغت به معنای دقیق کلمه معنا ندارد اما زندگی شهری مبتنی بر “کار و فراغت” است.
زندگی روستایی مبتنی بر “ارزش کاربردی” کالاهاست در حالی که زندگی شهری مبتنی بر “ارزش های کاربردی و نمادین.
زندگی روستایی مبتنی تداوم و استمرار سنت ها و تکرار گذشته است در حالی که زندگی شهری مبتنی بر “نوآوری فرهنگی” است.
روستاییان عمدتا از طریق ساختارهای خویشاوندی و سن و طایفگی به توزیع قدرت می پردازند اما در شهر توزیع قدرت عمدتا بر اساس تخصصی شدن تقسیم کار اجتماعی و ویژگی های طبقاتی است.
هر روستا دارای یک فرهنگ واحد و فرهنگ آن یک کلیت یکپارچه ای را بوجود می آورد و این فرهنگ یکپارچه تعیین کننده تمام ویژگی های زندگی افراد است اما فرهنگ شهر ناهمگون است و دارای خرده فرهنگ های مختلف و تنوع فرهنگ های زبانی و نژادی و قومی است.

.

موزه روستایی12

.
زندگی روستایی مبتنی بر الگوی سازگاری با الزامات “طبیعت” است اما زندگی شهری مبتنی بر الگوی فرهنگ و ایجاد تغییر و دستکاری محیط و تسلط و بهره کشی از آن است.
این ویژگی ها و ویژگی های دیگر شیوه زندگی روستایی در دوره های گذشته اجازه نمی داد تا پدیده سبک زندگی به معنایی که در شهر دیده می شود بوجود آید. اما با رشد فرایند شهرنشینی و بهتر است دقیق تر بگویم “شهری شدن” در روستاها نیز سبک زندگی در حال شکل گیری است.
روستاهای ایران ایران طی نیم قرن گذشته از نظر شیوه زندگی و ارزش های بنیادی فرهنگی دستخوش تغییرات مهمی شده است. ؛ از این رو، دیگر نمی توان با رویکردهای کلاسیک که روستا را مقر سنت می دید و شهر را مقر مدرنیته فهم کرد.

در روستاهای ایران به نوعی “مدرنیته روستایی ایرانی” بوجود آمده است. برای مثال ارزش های مبتنی بر مصرف یا ارزش های نمادین کالاها در روستاها نیز دیده می شود. آن تلقی سنتی که روستا زادبوم و زیستگاه “فولکلور” یا “فرهنگ قومی” بود اکنون از میان رفته است و در روستاها نیز دیگر همانند شهرها بندرت می توان شعر و زبان و موسیقی فولکوریک را مشاهده کرد و بجای آن همان محصولات رسانه ای یا فرهنگ عامه پسند جایگزین شده است.
حتی صنایع دستی سنتی روستایی مانند قالیبافی و گلیم بافی و سفالگری و امثال اینها در حال از بین هستند و دختران جوان روستایی دیگر ترجیح می دهند به یادگیری مهارت نوین بپردازند.
در نتیجه رسانه ای شدن فرهنگ روستایی و تحولات ساختاری دیگر ارزش های اجتماع گرایانه رو به افول نهاده و ارزش های فردگرایانه در آن توسعه یافته است. این امر باعث تفاوت های اساسی بین نسل های بزرگسالان (پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها) با فرزندان و نوه های آنها شده است.

این امر بیش از هر چیز در شیوه لباس پوشیدن و آرایش و شیوه های گفتار و رفتار نسل جوان روستایی تجلی و عینیت یافته است. دیگر به سهولت نمی توان تفاوت فرهنگی بارز بین جوان روستایی و شهری مشاهده کرد اگرچه همچنان این دو در زمینه های خاصی متفاوت هستند و…

 

منبع: گیلان فردا


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *