شمال ما:
مقدمه
اگر نظام آفرینش را با دقت بررسی کنیم در می یابیم که خدا جهان را بر اساس حرکت و کار قرار داده و سیر تاملی موجودات را بر این پایه استوار فرموده است . از ذره تا خورشید ، هر یک از موجودات کوچک و بزرگ اگر از فعالیت و کار باز ایستند ، به مقدار خویش به گوشه یی از این مظام بزرگ لطمه می زنند و در مسیر تکاملی خود نیز وقفه ایجاد می کنند . انسان نیز جزئی از این جهان است و در چنین صحنه ی پرتلاش نباید بیکار بماند زیرا دور از خرد و انصاف است که موجودی از فعلیت ها و حرکتهای دیگر موجودات بهره بگیرد و خود بهره ندهد و سربار دیگران باشد و نیز می دانیم که دستیابی به پیشرفتهای معنوی و مادی با حرکت و کار و کوشش امکان پذیر است و آنکه تن به کار نمی دهد و از رنج کار می پرهیزد خود رااز رسیدن به کمال باز می دارد دیانت پاک اسلام که قوانینش بر زیر بنای محکم و ریشه دار فطرت بنا شده و مقرراتش خواسته ها و کشش های فطری و نهادی انسان را در بر دارد ، به کار ارج می دهد و بر خلاف برخی ادیان پیروان خود را به کار و فعالیت وا می دارد و گوشه گیری و رهبانیت را ناروا می شمارد.
در اخبار پیشوایان و ائمه معصومین علیه السلام آمده است که از بیکاری و کسالت پرهیز کنید و سستی را از دامن زندگی پر از حرکت و جنب و جوش دور نمائید.
امام علی (ع) فرمود : آفه النجح الکسل [۱] آفت و نابود کننده کامیابی و پیروزی ( رسیدن به چیزی ) سستی و بیکاری است. امام باقر (ع): الکسل یضر بالدین و الدنیا [۲] کسالت و بیکاری و سستی ضرر رساننده به دین و دنیا است . در روایان دیتی و معارف بلند اسلامی نه تنها کار و کوشش و تلاش برای تامین زندگی دنیا سفارش شده است بلکه پیوندی محکم و وثیق با زندگی آخرت برقرار شده است و انگیزه انسان را برای انجام کار و پرهیز از بیکاری و رسیدن به سعادت اخروی چندین برابر کرده است و ضریب فعالیتهای فرد را در زندگی هم اطمینان بخش نموده و هم چرخش حرکت او را سراعت بخشیده است. امیر مومنان علی (ع) فرمود: الکسل یفسد الاخره [۳] بیکاری و سستی و تنبلی آخرت انسان را فساد می کند . امام صادق (ع) فرمود : ان کان الثواب من الله ، فاکس لماذا ؟ [۴] اگر چشم امید به ثواب و اجرت از خداوند داری و این کار را به عهده خداوند می دانی پس چرا سستی و تنبلی و بیکاری را پیشه خود ساخته ای؟
در این حالت کار در برگیرنده کلیه شکوهای کار انسانی ، در هر سطح از مهارت و مزد بوده و شامل کارفرمایان و کارگران به صورت همردیف و یکسان است. [۵] به هر حال ، مراد از کار در این تحقیق شامل هر نوع کا رفکری و جسمی که دارای بازدهی و نتیجه ای برای بهره دهی و بهبود بخشی زندگی و حیات مادی و معنوی افراد جامعه باشد را شامل می شود . دانشمندی که با دانش و تحقیق رهبری و راهنمایی اجتماعی را به عهده دارد. پزشکی که بیماران را مداوا می کند. مهندسی که نقشه ی ساحختمانی را می ریزد ، گوینده و سخنرانی که برای ارشاد مردم سخن می گوید ، نویسنده یی که با نوشتن خدمت می کند و دانشجویی که در راه تحصیل رنج می برد ، همه کار می کنند . با این تفاوت که ارزش کارها و بازدهی آنها از نظر زمان و مکان یکسان نیست . قرآن کریم برای بهره برداری از زمین و نقشهای الهی توصیه به تلاش و فعالیت برای زندگی و حیات مادی و معنوی می فرماید : و لقد مکنا کم فی الارض و جلعناکم فیها معایش قلیلا ما تشکرون [۶] « و به تحقیق شما را در زمین قدرت عمل دادیم و برای شما در آن ، وسایل معیشت نهادیم اما چه کم سپاسگزاری می کنید.»
و در جای دیگر می فرماید : والارض مددنها و القینا فیها رواسی و انبتنا فیها من کل شی موزون õ و جلعنا کم فیها معایش و من لستم له برازقین [۷]و زمین را گستردانیدیم و در آن کوههای استوار افکندیم و از هر چیز سنجیده ای رد آن رویاندییم و برای شما و هر کس که شما روزی دهنده او نیستند ، در آن وسایل زندگی قرار دادیم و از قرآن صالح پیامبر « ع » خطاب به قوم ثمود نقل می کند و می فرماید : … هو انشاکم من الارض و استعمر کم فیها فاستغفروه ...[۸] اوست (خدا ) که شما را در زمین پدید آورد و از شما خواست که زمین را آباد کنید.
البته باید توجه داشت که خداوند کریم ، تمام مقدمات آباد کردن زمین و ایجاد اشتغال را که از حیطه اختیارات انسانها خارج بوده فراهم آورده است و این نشان می دهد که همانطوری که تکویناً چنین مقدمات و وسایل را برای فعالیت و کوشش انسان جهت معاش و حیات مادی و معنوی و تامین زندگی انسانها فراهم آورده و در اختیار بشر قرار داده است تا انسانها بتوانند در سایه بهره بردن این اسباب و علل به تکامل برسند و به اهداف خود نزدیک شوند ، وظیفه انسانها هم است که با تلاش و کوشش فکری و جسمی مقدمات و اسباب تشریعی این عمل را در حیطه و اختیار آنها گذاشته شده برای خود و دیگران جهت بهره دهی و بهره برداری آماده سازند و بستر را برای رسیدن جامعه به یک حیات معقول مادی و معنوی آماده کنند تا همگان بتوانند از نعم الهی و داشتن یک زندگی معقول برخوردار شود.
در خصوص آماده سازی بستر برای معاش و زندگی انسانها می فرماید : و ارسلنا الریاح لواقع فانزلنا من السماء مآء فاسقینا کموه ُ و ما انتم له بخازنین [۹]و بادها باردار کننده فرستادیم و از آسمان ، آبی نازل کردیم ، پس شما را بدان سیراب نمودیم و شما خزانه دار آن نیستند و در جای دیگر قرآن می فرماید: هوالذی جعل لکم الارض ذلولاً فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه و الیه النشور[۱۰] او خدایی است که زمین را برای شما قرار داد پس در راههای آن حرکت کنید و از روزی آن بخورید و بازگشت شما در قیامت بسوی اوست . همه این آیات الهی انسانها را تشویق به فعالیت ، کار ، تلاش و ایجاد اشتغال و از بین بردن معضل بیکاری می کند ، این آیات الهی انسانها را تشویق به فعالیت ، کار ، تلاش و ایجاد اشتغال و از بین بردن معشل بیکاری می کند ، این آیات الهی حرکت بخش ، نیرودهنده هستند و جامعه دینی با داشتن چنین دستورات و توصیه های والا ، باید خود را از معضل بیکاری برهاند و تمام نیرو و امکانات خود را برای ایجاذ اشتغال و زمینه های زندگی سالم را برای افراد خود فراهم کند.
حضرت امیر علیه السلام در ذیل آیه ۶۱ سوره هود ( که گذشت ) می فرماید:خدا ایشان ( قوم ثمود ) را به آباد کردن زمین فرمان داد تا حبوبات ، میوه ها و نظایر آن را که برای زندگی آفریدگان قرار داده وسیله ی معیشت آنان باشد.
و این نکته قابل دقت است که در همین سوره (هود / ۶۱ ) قرآن نمی گوید خداوند زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت ، بلکه می گوید عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرد و در اختیار شما قرار داد و وسایل از هر نظر برای شما آماده شده است . شما باید با کار و کوشش زمین را آباد سازید و منابع آن را به دست آورید و بدون کار و کوشش سهمی ندارید . در ضمن این حقیقت نیز از آن استفاده می شود که برای عمران و آبادی باید به یک ملت مجال داد و کارهای آنها را بدست آنان سپرد و وسائل و ابزار لازم را در اختیارشان گذارد. [۱۱] تا ابتکار و قدرت خود را به کار بندند به توسعه و تکنولوژی و صنعت گوناگون دست یابند که داشتن آنها لازمه زندگی این دنیا می باشد . مهمترین مساله ی که در این بین باید درنظر داشت ، شناخت انسان است همه تلاشها و کوششها برای ارزش گذاری و اهمیت دادن به انسان است ، بحث اشتغال و کار خود موضوعیتی ندارد بلکه برای انسان است و ارزش دادن به انسان است . اگر گروهی بخواهند در این خصوص تعلل بورزند و سستی در دین او را روا بدارند در حقیقت به منزلت و شخصیت انسانی انسان لطمه وارد خواهند کرد . چنانچه در متن اقتصادی جامعه شاهد بروز ناهنجاریها و رفتارهای غیر انسانی ، افراد بیکار و محتاج و نیازمند هستیم. بسیاری از انحرافات اجتماعی و آسیب ها و صدمات اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ناشی از این پدیده نامیمون و ناموزون در جامعه است.
شناخت انسان اولین گام برای رفع معضل بیکاری :
اگر توجه به شناخت انسان نشود ، تمامی ارزشها ی اجتماعی و الهی که مربوط به فرهنگ جامعه است دجار اختلال و نارسایی خواهند شد. قرآن کریم به دقت ما را متوجه این می کند و مهمترین مساله در تعلیم و تربیت کتاب و حکمت ، شناخت انسان معرفی می کند . چرا که این انسان است که باید به مبدا معتقد باشد به معاد معتقد باشد و به وحی معتقد باشد ، متخلق به اخلاق الهی و اجتماعی باشد ، اوست که باید عمل کند ، در سوره هود / ۱۰ که فرمود: « و لقد مکناهم فی الارض و جلعناکم فیها معایش قلیلاً ما تشکرون » تمکین هم برای انسان است و هم برای جان انسان . در تمکین ، آفرینش مکان لازم است اولاً خلقت متمکمن لازم است ثانیاض استقرار متمکن در مکان لازم است ثالثاً تامین نیازهای متمکم لازم است رابعاً این امور چهارگانه مربوط به تن آدمی است.
فرمود : ما زمین را خلق کردیم ، شما را آفریدیم ، یعنی بدنتان را از خاک و امثال خاک آفریدیم ، شما را در زمین مستقر کردیم ، معایش بدنی شما را هم دادیم . یعنی این امور چهارگانه : مکان ، متمکن ، معیشت و استقرار متمکن در مکان است و معیشت چنین متمکنی مربوط به تن شماست . در قبال مکان ، مکانت است ، منزلت است ، رتبت ست . مکانت آفرید ، روحی که دارای مکانت است آفرید، این روح را به آن مکانهای رفیعه رساند ، معایش روحانی را که باعث ثبات و بقاء و دوام چنین متمکنی است خلق کرد و اینها را بعنوان نعمت عظیم و بزرگ برای انسان بازگو کرد.[۱۲] هم مکان و هم مکانت را بیان کرد تا ابعاد وجودی انسان با همدیگر مورد توجه قرار گیرد و اگر یکی آسیب دید دیگری هم صدمه خواهد دید یعنی اگر معیشت انسان مورد غفلت قرار گرفت و افراد جامعه از نظر اقتصادی و زندگی مادی در مضیقه مالی و اقتصادی قرار گرفتند مکانت و منزلت انسانی آنها هم مورد خدشه و آسیب قرار خواهد گرفت و رشد معنوی و روحانی آنها به سکون گرائیده خواهد شد . و شاهد رشد معنوی و مادی جامعه نخواهیم بود و نتیجه ای جز پسگرایی و پسرفت جامعه نخواهد داشت .
داشتن کار و پرداختن به اشتغال بخشی از زندگی عبادی انسان است :
قرآن کریم در برخی از آیات خود تنبلی و سستی را ضد ارزش معرفی می کند و اگر کسانی صرفاً بخواهند منطقی را پیشه کنند که عبادت منحصر در نماز و روزه باشد و بدون توجه به بعد مادی حیات ، خود را بنده خدا معرفی می کند ، قرآن چنین منطقی را مردود و مطرود می داند و می فرماید: فاذا قضیت الصلاه فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله و ذکروالله کثیراً [۱۳] چون نماز گزارده شد در روز زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید. جمله وابتغو ا من فضل الله یا تعبیرات مشابه آن در قرآن کریم به معنی طلب روزی و کسب و تجارت آمده است و این اهمیت موضوع را می رساند که خداوند بعد از عبادت معنوی انسانها را به عبادت مادی و کسب روزی حلال و پرداختن به کار و تلاش دعوت می کند و جامعه را از رخوت و سستی و بیکاری و پرداختن به امور غیر ضروری یا تفریجات غیر ضروری پرهیز می دهد و دعوت به سازندگی ، پیشرفت و توسعه می کند زیرا اگر ملتی دائماً در تلاش و فعالیت های فکری و جسمی باشند ممکن نیست که پیشرفت نداشته باشند . چنانچه حضرت امیر علیه السلام فرمود : ان الله یحب المحرف امین [۱۴] خدا انسان شاغل و دارای حرفه امین و رستگار را دوست می دارد و در روایت دیگری امام صادق (ع) از رسول گرامی اسلام « ص » نقل می فرماید که : العباده سبعون جزء افضلها جزء طلب حلال [۱۵] عبادت هفتاد جزء دارد که بالاترین و با فضیلت ترین آنها دنبال رزق و روزی حلال بودن است . در روایت آمده است که شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد : مرد می گوید : من در خانه می نشینم ، نماز می خوانم ، روزه می گیرم و پروردگار را عبادت می کنم و اما روزی من می رسد » امام فرمود: او یکی از سه دسته است که دعا و خواسته های او مستجاب نمی شود. [۱۶] و همچنین فرمودند : اگر کسی به خانه برود و در را بر خود ببندد ، آیا از آسمان چیزی برای او فرود می آید. [۱۷] امام هفتم علیه السلام فرمود : من طلب هذا الرزق من حله لیعود به علی نفسه و عیاله کان کالمجاهد فی سبیل الله [۱۸] کسی که برای اداره ی خود و خانواده اش از راه حلال حویای روزی باشد همچون مجاهد در راه خداست.
در روایت دیگر وارد شده است که از امام صادق علیه السلام در مورد کشاورزان سوال شد آن حضرت فرمودند: هم الزارعون کنوز الله فی ارضه و ما فی الاعمال شی ء احب الی الله من الزراعه و ما بعث الله نبیاً الا زراعاً الا ادریس
« ع» فانه خیاطا ً آنان (کشاورزن ) گنجینه های خدا در زمینند ، در کارها چیزی محبوبتر از کشاورزی نزد خدا نیست ، و خدا همه انبیاء را در حالیکه کشاورز و زارع بودند مبعوث فرمود مگر ادریس پیامبر (ع) که شغل او خیاطی بود.
مکانت ، منزلت و شخصیت افراد در گروه داشتن کار و شغل است :
شخصیت و سربلندی در سایه زحمت و کار به دست می آید موضوع اشتغال و رفع معضل بیکاری چیزی نست که فقط مربوط به بعد افراد جامعه باشد بلکه این موضوع با همه بخشها و نهادها و زوایای گوناگون جامعه گره خورده است و با توجه به پیشرفتهای صنعتی و توسعه نکنولوژی و گستردگی زندگی مادی بشرح، یافتن یا داشتن یک شغل شرافتمندانه جهت امرار معاش و گذران زندگی از توان و قدرت فردی ، افراد خارج شده است و همه بخشهای مختلف جامعه در عزت بخشی و منزلت دادن به فرد فرد جامعه نقش به فرد فرد جامعه نقش بسزایی را ایفاءمی کنند.
هر کس که در این جامعه بخواهد محترم و مفید باشد باید کار کند و این کار را باید نهادهای موظف و مسوول جامعه برای او ایجاد کنند و زمینه را برای ورود افراد جامعه به متن کار فراهم کنند و فرد هم باید با شرکت فعالانه در اجتماع و با تلاش و کوشش و بروز شخصیت واقعی خود ، خود را شکل دهد و برای رسیدن به موقعیت برتر همواره با بدست آوردن احترام و منزلت تلاش کند.
اشتغال امری است که به افراد جامعه بلند طبعی ، آزادگی ، استقلال و سربلندی می بخشد و در معارف بلند دینی علاوه بر این که از عنصر کار بعنوان یک امری برای گذران زندگی و تامین معیشت مادی یاد کرده شود بلکه به اثرات اخلاقی و روانط کار هم و نقش آن در ساختمان و ساختار شخصیت یک مسلمان نیز توجه خاص شده است.
به این روایت توجه کنید که امام صادق « ع» به یکی از شیعیان در خصوص اثرات روحی و روانی و سربلندی کار و اشتغال چگونه توصیه می فرماید :معلی بن خنیس می گوید : انی ابو عبدالله « ع» و قد تاخرت عن السوق فقال : اغذ الی عزک[۱۹] امام صادق « ع » دریافت که من دیر به بازار می روم فرمود : اول روز به سوی سربلندی و عزت خود برو.
رابطه بین اشتغال و عزت نفس ( سربلندی )
مردی از امام صادق «ع » پرسید که من نمی توانم با دستم به خوبی کار کنم و تجارت را نیز به درستی بلد نیستم و نیازمند و بیچاره ام چه کنم ؟
امام فرمود : کار کن و بر سرت چیزی را بار کن و به این وسیله از مردم بنی نیازی بجوی .[۲۰] این حدیث گویای این است که بیکاری و در نتیجه نیاز به دیگران شرف و عزت آدمی را نابود می سازد . چه گویاست این سخن شاعر که فرمود :
دست نیاز پیش کسان چون کنی دراز پل بسته یی که بگذری از آبروی خویش
آری بیکاری و عدم اشتغال مورث نیازمندی و باعث چشم دوختن به دست دیگران است که خواری و سرشکستگی را به همراه دارد . از امام موسی بن جعفر (ع) نقل شده است که فرمود : الیاس مما فی ایدی الناس عزالمومن فی دینه و مروته فی نفسه و شرفه فی دنیاه و عظمته فی اعین الناس و جلالته فی عشته و مهاتبه عند عیاله و هو اغمی الناس عند نفسه و عند جمیع الناس . [۲۱] فرمود : از مردم قطع امید کردن و از ثروتشان چشم پوشیدن و به درآمد کار خود قانع بودن برای مرد با ایمان مایه عزت دینی و روح جوانمردی و شرف دنیوی است . چنین انسانی در نظر مردم بزرگ و بین فامیل و خویشاوندان خود محترم و در محیط خانواده اش دارای عظمت و هیبت و منزلت خواهد بود ، او در ضمیر خود و در نظر دیگران بی نیازترین تمام مردم است.
رابطه اشتغال (کار ) و آرامش روحی و روانی :
شاید برخی چنین پندارند که داشتن شغل و درآمدی مناسب صرفاً برای تامین زندگی دنیا و رسیدن به مادیات و امور جزئی مادی است لکن از دیدگاه معارف بلند اسلامی و تعلیمات پیشوایان دینی اسلام ، موضوع فراتر از این امر است. زیرا در روایات اسلامی تصریح شده است که آرامش روحی و روانی با داشتن شغل و کار به دست می آید و در واقع شاید بتوان گفت که کار و شغل بخشی از زندگی عبادی انسان است و انسان با عبادت و ذکر خدا آرامش می گیرد . یاد خدا فقط در نماز و روزه خلاصه نمی شود بلکه انسانی که دائماً در کسب روزی حلال و گذران زندگی خود تلاش می کند در حال عبادت و ذکر خداست لذا بین کارو شغل بخشی از زندگی عبادی انسان است که دائماً در کسب روزی حلال و گذران زندگی خود تلاش می کند در حال عبادت و ذکر خداست لذا بین کار و اشتغال و آرامش روحی ضرورت بالقیاس به تعبیر فبلسفی وجود دارد.
رسول گرامی اسلام « ص » فرمود : ان النفس اذا اهرزت قوتها استقرت [۲۲] روح آدمی زمانی قرارو آرام دارد که قوت خود را ذخیره کرده باشد. البته این روایت هرگز دلالت بر احتکار و انباشت مواد غذایی یا ارزاق مردم نمی کند زیرا مسلم است که ذخیره کرده باشد . البته این روایت هرگز دلالت بر احتکار و انباشت مواد غذایی یا ارزاق مردم نمی کند زیرا مسلم است که ذخیره به معنای احتکار از امر حرام و قبیح است . این روایت به یک معنا شاید دلالت بر این امر دارد که وقتی انسان دارای شغل و کار و مقامی است از آن طرق رزق و روزی او به مرور زمان تامین خواهد شد و برای زندگی خود احساس پشتیبان و تامین می کند ، لذا بخشی از نگرانیهای او برطرف شده و اضطراب بر او مستولی نمی گردد.
چنانچه این مطلب را از این روایت دیگری که از امام رضا (ع) وارد شده است می بینیم که امام فرمودند :
ان الانسان اذا ادخل طعام سنته خف ظهره و اشتراح [۲۳] آدمی وقتی خوراک سال خود را ذخیره کند پشتش از بار زندگی سبک می گردد و آسوده خاطر می شود . در روایت دیگر داشتن شغل و درآمد افی بعنوان موضوعی مهم ذکر شده است.
رسول گرامی اسلام (ص) فرمود : طوبی لمن اسلم و کان عیشه کفافاض و قواه شداداً [۲۴] خوشبخت و زندگی پاکیزه کسی دارد که آئین اسلام را پذیرفته باشد و به قدر معاش خود درآمد دارد و قوای بدنش نیرومند است.
امیر مومنان علی (ع) فرمود : من اقتصر علی بلغه الکفاف فقد انتظم الراحه [۲۵] هر کس به درآمدی که به کفاف زندگیش رسا باشد اکتفا کند از پریشان فکری رهیده و بدینوسیله آسایش خاطر خود را مرتب ساخته است.
امام موسی بن جعفر « ع » فرمود : طوبی لمن آمن و کان عیشه کفافاً[۲۶] انسان با آرامش و دارای زندگی پاکیزه کسی است که ایمان آورده باشد و برای گذران زندگی خود درآمد کافی داشته باشد.
بیکاری و عدم تعامل روحی و روانی :
رسول گرامی اسلام « ص » فرمودند : اذا قصر العبد فی العمل ابتلاه الله تعالی بالهم [۲۷] وقتی بنده ای در عمل کوتاهی کند خداوند او را به غم و ناراحتی روحی مبتلا می سازد . گرچه این روایت گویای این است که انسان همه کارها را باید با دقت و بررسی همه جانبه انجام دهد ولی اگر بخواهیم از اصل تعمیمی و سرایت موضوع استفاده کنیم می توانیم بگوئیم که کم کاری در امر اشتغال و بیکاری زایی باعث نارسایی در بحشهای فردی و اجتماعی جامعه شد و افراد جامعه دچار اختلالهایی در ابعاد مادی و معنوی خواهند شد چنانچه حضرت امیر علیه السلام فرمود :
ان یکن الشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده [۲۸] اگر تن داد ن به شغل مایه زحمت و تعب است ، بیکاری دائم نیز باعث نادرستی و فساد است. پیامبر گرامی اسلام « ص » در خصوص مذمت بیکاری و تاثیر در زندگی انسانها فرمود : اخشی ما خشیت علی امتی کبر البطن و مداومه النوم و اکسل و ضعف الیقین [۲۹]بر امت خویش ، بیشتر از شکم پرستی ، پرخوابی و بیکارگی و بی ایمانی بیمناکم.
بیکاری و فقر :
همانطور که گفته شد شغل و اشتغل و داشتن درآمد کافی برای پیشبرد گذران زندگی و تامین مایحتاج ضروری ، انسانها را چاره جو و مستقل و سربلند و بی نیاز به بار می آورد ، لکن اگر جامعه دچار مرض و بیماری شد ، یکی از عوارض و آثار شوم آن فقر و نداری مردم خواهد شد یعنی بین فقر و بیکاری رابطه تنگاتنگ وجود دارد چنانچه بین بیکاری و فساد و بی بند و باری و اعتیاد ، بین بیکاری و سرقت … رابطه تنگاتنگ وجود دارد . یکی از عوامل مهم فقر در جامعه ، وجود افراد بیکار و بی درآمد برای تامین زندگی است به نظر می رسد توزیع بین بیکاری و فساد و بی بند و باری و اعتیاد ، بین بیکاری و سرقت … رابطه تنگاتنگ وجود دارد . یکی از عوامل مهم فقردر جامعه ، وجود افراد بیکار و بی درآمد برای تامین زنگی است به نظر می رسد توزیع ناعادلانه ثروت جامعه و در اختیار داشتن منابع کمیاب جامعه توسط عده قلیلی ، حرص و ولع برای ثروت اندوزی ، درخواست کار زیاد و مزد کم از افراد جامعه ، نوسانات اقتصادی که خود عاملی برای ارزشمند بودن دستمزدها و میزان قیمت هاست ، وجود بیکاریهای پنهان آشکار همه و همه عاملی برای بوجود آمدن پدیده شوم و نامیمون فقر در جامعه هستند . مطالعات اجتماعی نشان می دهد در کشورهایی که توزیع ثروت به صورت عادلانه نباشد ، هر روز فقرا فقیتر و اغنیاء ثروتمندتر می شوند فاصله طبقاتی فزونی می یابد و به علت عدم آموزشهای اجتماعی و ضعف فرهنگی و فقدان احساس همبستگی ناشی از مادی گرایی و فردگرایی ، افراد قادر به هدایت درست ستیز علیه این بی عدالتی اجتماعی نیستند.
حضرت امیر علیه السلام در ارتباط با ره آورد شوم تهیدستی و فقر می فرماید : « از فرزندم ، من تهیدستی و فقر بر تو هراسناکم و از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر ، دین انسان را ناقص عقل را سرگردان و عامل دشمنی است » [۳۰] و در نتیجه در امورات خود را محتاج دیگران می بیند و این امر یعنی احتیاج و نیازمندی دائم به دیگران مورد تنفر و بی علاقگی قرار می گیرد که در روایات دینی به آن اشاره شده است که بی نیاز مباش تا تو را دوست دارند . رسول گرامی اسلام « ص » فرمود : اذهد فی الدنیا یحبک الله و ازهد فیما فی ایدی الناس یحبک الناس [۳۱] از دنیا چشم بپوش تا خدا تو را دوست دارد و از آنچه در دست مردم است چشم بپوش تا مردم تو را دوست دارند.
یکی از عوامل فقر در جامعه بیکاری است.
حضرت امیر علی السلام فرمود : «ان الاشیاء مما ازدوجت ، ازدواج الکسل و العجز فنتج منهما الفقر» [۳۲] بدرستیکه اشیاء بهمدیگر می رسند ، زمانی که بیکاری و ناتوانی به همدیگر متصل شوند نتیجه آن جز فقر چیزی نخواهد بود.
در روایت دیگری حضرت می فرماید: من دام کسله خاب امله [۳۳] کسی که بیکاری او دائمی باشد و ادامه داشته باشد نسبت به آرزوها و خواسته های خود ناامید و آنچه نیازمند است به آن نمی رسد.
« ایاک و الکسل و الضجر فانما مفتاح کل شر [۳۴] از بیکاری و ناامیدی (دلتنگی کردم – بی قراری کردن) بپرهیز ید زیادی این دو کلید همه شرور و نابسامانیها هستند. که یکی از نابسامانیهای وجود فقر در زندگی انسان است و اگر انسان نبازمند و محتاج شد دست به هر کاری می زند و اینجاست که انحرافات اجتماعی و کجرویها شکل می گیرد و انجام می شود.
و اگر بخواهیم از این روایت بر اساس اصل تعمیم پذیری ، کجرویها و ناهنجاریها و آسیب ها و انحرافات را برداشت می گنیم که کلمه مفتاح کل شر مصادیق همه اینهاست می توانیم بیکاری را سرچشمه همه این عوارض و آثار و تبعات بدانیم ، اگرچه این مقولات یعنی انحرافات و صدمات اجتماعی همانند طلاق در خانواده ، اعتیاد و پناه بردن به مواد مخدر ، پناه بردن به باندهای فساد و فحشاء ، روسپیگیری زنان ، همچنس بازی ، سرقت ودزدی ، ولگردی و خیابان گردیهای شبانه ، مزاحمت های خیابانی ، پناه بردن به مواد الکلی ، ناسازگاریهای درون خانوادگی ، از بین بردن رفتارهای عاطفی و ارتباطات معنوی افراد با همدیگر و … همه و همه رابطه دوسویی با موضوع بیکاری دارند و بر همدیگر اثر گذارند و باید مهندسین و برنامه ریزان اجتماعی خصوصاض در جوامع دینی که اساس و پایه زندگی مردم بر اساس اعتقادات و باورهای مذهبی و دینی شکل گرفته و دارای فرهنگی پایدار و ثایت هستند به این امر مهم اشتغال و رفع معضل بیکاری توجه ویژه داشته و کار ضربتی انجام دهند و با بهره گیری از تجربیات کشورهای پیشرفته و رعایت اصول فرهنگ عمومی جامعه با تلفیق تفکر و عمل برای برطرف کردن این بیماری خطرناک و مرض نابود کننده ، برنامه ریزی و دقت نظر داشته باشند.
مدیران ، مسولان و دست اندرکاران باید توجه کنند که اگر خواهان پایداری و استدامت فرهنگ دینی در جامعه هستند و معتقدند که انسان باید با ارزشهای الهی قرابت داشه باشد تا هم توسعه مادی پیدا کند و هم معنوی ، باید به این نکته دقت کنند که در روایات داریم « من لا معاش له لا معادله » یعنی اگر کسی زندگی مادی او تامین شد و نتوانست به امور مادی خود مسلط شود دنبال معاد و دین هم نخواهد رفت.
حجت الاسلام والمسلمین حمید پورعیسی
عضو هایت علمی دانشگاه گیلان
[۱] – میزان الحکمه ج ۸ ص ۳۹۲
[۲] – همان منبع
[۳] – همان منبع ص ۳۹۳
[۴] – همان منبع ص ۳۹۳
[۵] – همان منبع ص ۶۷۳
[۶] – سوره اعراف آیه ۱۰
[۷] – سوره حجر آیه ۱۹ – ۲۰
[۸] – سوره هود آیه ۶۱
[۹] – سوره حجر آیه ۲۲
[۱۰] – سوره حجر آیه ۲۲
[۱۱] – سوره الملک آیه ۱۵
[۱۲] – تفسیر سوره اعراف ، حضرت آیت ا…. جوادی آملی
[۱۳] – سوره جمعه آیه ۱۰
[۱۴] وسایل الشیعه ج ۱۲ ص ۱۳ حدیث ۱۴
[۱۵] – همان منبع حدیث ۱۵
[۱۶] – همان منبع ص ۱۴ حدیث ۲
[۱۷] همان منبع ص ۱۱ ج ۴
[۱۸] – همان منبع ص ۲۵ ج ۳
[۱۹] – وسایل الشیعه ج ۱۲ ص ۳ حدیث ۲
[۲۰] – کتاب وافی ج ۳ چزء ۱۰ ص ۸
[۲۱] – شفینه البحار ج ۲ ص ۳۲۷
[۲۲] – فروع کافی جلد ۶ ص ۲۸۶
[۲۳] – همان منبع
[۲۴] – بحار الانوار جلد ۱۵ ص ۲۶۳
[۲۵] – نهج البلاغه کلمات قصار ۳۶۳
[۲۶] – بحار الانوار همان منبع ص ۲۳۶
[۲۷] – نهج الفصاحه ص ۴۴
[۲۸] – ارشاد مفید ص ۱۴۱
[۲۹] – نهج الفصاحه ص ۱۹
[۳۰] – نهج البلاغه حکمت ۳۱۹
[۳۱] – نهج الفصاحه ص ۵۲
[۳۲] – میزان الحکمه ج ۸ ص ۳۹۲
[۳۳] – همان منبع ص ۳۹۳
[۳۴] – همان منبع پیشین
دیدگاهتان را بنویسید