شمال ما؛
درختان به جای برگهای ریز و درشت تن پوشی از پلاستیکهای رنگ و وارنگ دارند و به جای شاخه طنابهای پلاستیکی. درختان با این هیبت ترسناک در اطراف درهای نیمه عمیق قرار دارند که جنگلی زیبا را به دو نیم تقسیم کرده. جنگلی که تا چشم کار میکند پر از زباله است و از نمای دور اینگونه به نظر میآید که کم کم ارتفاع زبالهها تا تنه درختان بالای کوه مجاور هم بالا آمده است.
در حال ترسیم صحنه تئاتر، فیلمی ترسناک یا خوابی آشفته نیستم. توصیف صورت گرفته نمایی کاملا واقعی از وضعیت ۱۶ هکتار از جنگلهای سراوان رشت در منطقهای به نام دره قرقاولها است که در ۱۵ کیلومتری مرکز استان قرار دارد. جایی که از ۳۰ سال گذشته به طور «موقت» به قبرستان زبالههای رشت و چند شهر دیگر گیلان تبدیل شده است. زباله تنها جمعیت بیش از ۷ هزار نفری این دهستان و روستاهای کچا، موشنگا، جوکلبندان و گلسرک را با تهدیدی به بزرگی از دست دادن سلامتی و از بین رفتن امکان کشاورزی مواجه نکرده که حق حیات ساکنان مرکز استان و چند شهر مجاور را هم به چالش کشیده است.
ساکنان این منطقه میگویند هوا که گرم میشود دعا میکنند باد نوزد و بوی متعفن زبالهها مشامشان را نیازارد و باران که میگیرد آرزو میکنند با شدت نبارد تا از سرعت سرازیر شدن شیرابهها به زمینهایشان کاسته شود. اطلاعات رسمی حکایت از نفوذ هر دقیقه ۱۲۰۰ لیتر شیرابه از زبالههای سراوان به زمینهای اطراف دارد. شیرابهای که به جز آلوده کردن سفرههای آب زیر زمینی و نابودی کشاورزی از طریق رودخانه سراوان وارد رودخانههای گوهررود و زرجوب شده که از وسط رشت میگذرد و در نهایت هم راهی به جز تالاب بین المللی انزلی و دریای کاسپین پیدا نمیکند.
همزیستی غیر قابل تحمل با زبالهها
مریم دختری که در سراوان و نزدیکی محل دفن زبالهها ساکن است میگوید عضو چند شبکه اجتماعی است و وقتی تمام ایران بعد از انتشار خبر ریزگردها با مردم خوزستان همدلی میکردند مردم سراوان را بیش از پیش تنها احساس میکردم و با خود میگفتم چگونه ما تنها ۲۰ دقیقه با مرکز استان گیلان فاصله داریم اما فریادرسی نیست ما را؟!
به گفته این دختر جوان سالهاست که هزاران نفر از ساکنان سراوان و روستاهای اطراف در معرض انواع آلودگیهای ناشی از دفن غیر اصولی زباله در سراوان قرار دارند و در این مدت چند دولت، شهردار و شورای شهر روی کار آمده و همه آنها هم به ما وعده حل مشکل را دادهاند اما دریغ که نه تنها از هزار وعده خوبان یکی وفا نکرد بلکه حجم زبالههای رشت و چند شهر دیگر گیلان از ۲۰۰ تن به حدود ۹۰۰ تن افزایش یافته است.
مریم میگوید گاهی اوقات که مردم منطقه ساعتهای متوالی در معرض دود، بوی نامطبوع و دیگر آلودگیهای ناشی از زبالهها قرار میگیرند با خود میگویم به کدامین گناه باید محکوم به همزیستی اجباری با زبالههای متعفن چند شهری باشیم که خود در ایجاد آن هیچ نقشی نداشتهایم. او سوال میکند آیا این تجاوز آشکار به حق حیات و حریم زندگی مردم سراوان نیست؟ آیا نباید مدیران امر یک بار هم که شده به جای شعار به شعور ما احترام بگذارند؟
شمار زیادی از شهروندان و اعضای شورای سراوان هم مانند این ساکن روستا به شدت از عملکرد نهادهای اجرایی و بویژه شهرداری و شورای شهر رشت انتقاد داشتند. آنها به دفعات یادآور شدند که طبق بررسیهای چند سال گذشته دریافتهاند که سال ۱۳۶۳ سراوان به عنوان محل دفع «موقت» پسماند شهر رشت و حاشیه آن انتخاب شده بود و قرار بود از آن تاریخ نسبت به مکان یابی و دفع اصولی زباله از سوی شهرداری رشت اقدام شود اما تاکنون به جز اقداماتی نه چندان کارآمد مانند استفاده از زباله سوز که تقریبا با توجه به حجم باقیمانده زباله در سراوان ناکارآمد جلوه میکند چیزی مشاهده نشده است.
بررسیها نشان میدهد که این موضوع مهم در رشت در حالی به نتیجه نرسیده است که صندلی شهرداری رشت در این مقطع ۳۰ ساله ۲۲ شهردار و سرپرست به خود دیده است. یک حساب سرانگشتی نشان میدهد که در این مدت عمر مدیریتی هر شهردار در رشت چیزی حدود ۱/۵ سال بوده است که آماری خجالت آور و نشانه توسعه نیافتگی است. در ۱۶ سالی هم که از آغاز به کار شوراهای شهر و روستا گذشته است مرکز استان در این مدت ۴۲ عضو شورای شهر به خود دیده است که هر کدام از آنها هم به دفعات در جلسات از لزوم برطرف شدن این معضل سخن گفتهاند. این هشدارها و تاکیدها در چهارمین دوره شورای شهر رشت از دورههای قبل از آن بیشتر بوده و تعدادی از اعضا جلسات مختلفی هم در این ارتباط با مدیران کشوری برگزار کردهاند.
نتایجی که میتوان از پس اظهارات اعضای شورای شهر به دست آورد این است که برای احداث تصفیه خانه شیرابههای سمی سراوان به رقمی حدود ۳۰ میلیارد تومان نیاز است که طبق وعدهها قرار است سال ۹۴ اجرایی شود.
خرید دستگاه زباله سوز نیز از دیگر وعده های مدیران استان است. در حال حاضر ۱۱ میلیارد تومان اعتبار برای تأسیس کارخانه زبالهسوز در شهر رشت تخصیص پیدا کرده است. این در حالی است که به گفته استاندار برای ساخت هر نیروگاه زباله سوز ۱۴۰ تا ۱۸۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز است. دستگاه زباله سوزی که البته سازمان حفاظت محیط زیست گیلان با خرید نوع چینی آن مخالف است.
معروف ترین موزه میراث روستایی در کنار مکانی متعفن
کمی بالاتر از منزل پدری مریم و به موازات جنگلهای زیبای سراوان که یکی از معروفترین موزههای روستایی جهان در آن برپا شده با همراهی دو عضو شورای دهستان سراوان اجازه ورود به محل دفن زبالههای چند شهر گیلان را در داخل جنگل میگیریم. البته قبل از آنکه چشم ما به زیباییهای جنگل سراوان روشن شود علی رغم بارانی بودن هوا بوی نامطبوع زباله به استقبال مشاممان آمد.
ابراز گله ما باعث شد تا یکی از اعضای شورا از داشبورت اتومبیلش برای تنفس آسانتر چند ماسک را در اختیارمان قرار دهد. او با اشاره به بسته ماسک داخل ماشین گفت: هر چند سالهاست بوی نامطبوع زباله هوای سراوان را آلوده کرده اما هنوز نمیتوانیم به این موضوع عادت کنیم در نتیجه ماسک جزیی جدایی ناپذیر از زندگی مردم این منطقه شده است. در حالی که شاید بسیاری از مردم گیلان مطلع نباشند که همشهریانشان به واسطه زبالههای تولیدی آنها در شبانه روز چه شرایط دشواری را تحمل میکنند.
دفع زباله در سراوان به روش پت و مت
جاده جنگلی منتهی به مرکز دفن زباله که در ارتفاع قرار دارد زیبایی منحصر به فردی دارد. تا به جایگاه دفن زباله برسیم چند کامیون حمل زباله از کنارمان عبور کردند در حالی که برای جلوگیری از ریزش زبالهها پوشش مناسبی در نظر گرفته نشده بود و عبور بعضی از کامیونها مساوی با ریزش زباله و شیرابه در طول مسیر سراوان بود. بعد از چند دقیقه وقتی علی رغم داشتن ماسک دستها بیاختیار به سمت بینی رفت دریافتیم که به محل دفن زباله در سراوان رشت نزدیک شدهایم.
در فاصله ۵۰۰ متری تنها صدای بیل مکانیکی سکوت قبرستانی و فضای وهم انگیز حاکم بر منطقه را بهم میزد. دقیقهای بعد وقتی به محوطه محصور شده با زباله وارد شدیم تصاویر عجیب دیگری هم به چشم دیدیم. تصاویری کهگاه یادآور انیمیشن معروف پت و مت بود که همیشه درگیر حل مشکلات به وجودآمده توسط خود به کمک تمام وسایل ممکن در دسترسشان میشوند که عموما ناموفق هستند و کمی بعد به فکر ابداعات عجیب دیگری برای حل مشکلات ساده میافتند که طبیعتا هرگز به حل مشکل کمک نمیکند. اما این موضوعی نیست که باعث از دست رفتن روحیه و اعتماد به نفس این دو کاراکتر برای حل مشکل شود.
به این صورت مساله توجه کنید: شهروندان هر روز صدهها تن زباله تولید میکنند در حالی که هنوز فرهنگ تفکیک از مبدا نوعی شوخی و پز روشنفکری محسوب میشود. این زبالهها بدون هیچگونه جداسازی در پلاستیکهای ریز و درشت به ماموران شهرداری تحویل داده میشود و آنها بار کامیون کرده و به سمت جنگلهای سراوان حرکت میکنند. در دل انبوه زبالههایی که قلب جنگلهای زیبای منطقه را نشانه رفته بیل مکانیکی بیوقفه مشغول پخش زبالههایی است که هر چند دقیقه یک بار از کامیونها خالی میشود. کارشناسان و مدیران پسماند استان البته کمی خلاقیت را چاشنی کار خود کرده و از او خواستهاند که در هنگام پخش و نه دفن صدهها تن زباله روی هم کمی شن هم رویش بریزد یا هر چند دقیقه یک بار دور خود حرکت کند تا شاید کمی از حجم تخریب محیط کاسته شود!
.

.
داستان به همین جا ختم نمیشود چون پیمانکاران سازمان پسماند رشت که احتمالا تحمل فرهنگسازی برای انجام تفکیک زباله در مبدا را از دست دادهاند مبادرت به جذب کارگر برای اجری عملیات تفکیک در مقصد و در میان کوهی از زبالهها کردهاند. کارگرانی که عموما لباس کار مناسب در حد دستکش و کفش مناسب هم ندارند و در میانشان کودکان کار هم حضور دارند.
اوج خلاقیت، ابتکار و تلاش برای حل مشکل زباله در سراوان ۳ دهه بعد از اولین محموله خالی شده در آن ریختن آسفالت در منطقهای است که به گواهی اهالی تا عمق ۴۰ متری آن فقط زباله انباشت شده است.
با تصمیم اداره پسماند رشت اواسط ۹۳ در همین سروان با انجام آسفالت، فضایی به شکل زمین فوتبال ایجاد شد. در حالی که هر آن ممکن است گاز شدید موجود در زمین منطقه باعث انفجار شود. اتفاقی که پیش از این بارها روی داده و روزهای متوالی براثر گاز حاصل از زبالهها منطقه در آتش سوخته است. اصلا همین آتش سوزیها باعث شده تا در چند نقطه از محل دفن زبالههای سراوان لولههای بزرگی در میان انبوه زبالهها برای خارج شدن گاز متان تعبیه شود.
همان گازی که در سالهای گذشته به منبعی برای تولید انرژی سوخت ارزان تبدیل شده است و در بسیاری از کشورهای دنیا به طور محدود و حتی در مقیاس نیروگاهی با استفاده از متان حاصل از مرکز دفن زباله نیروگاههای برق بزرگ به راه انداختهاند. اما در گیلان سالهاست تنها شاهد انتشار خبرهای غیرواقعی مانند حضور یک سرمایه گذار چینی، یک سرمایه گذار فرانسوی و.. برای حل مشکلات زباله سراوان و تولید انررژی از آن هستیم.
دلت خوشه خانم مهندس!
اکسیژن در منطقه به وضوح کم و گاز حاصل اززبالهها زیاد بود. واکنش طبیعی بدن در برابر حجم زیادی از بوی تعفن تلاش برای زیاد کردن فاصله دم و بازدم است. زیر پایمان پر از زبالههایی بود که بواسطه بارندگی شیرابهای چند برابر روزهای عادی داشتند و تا جایی هم که چشم کار میکرد پوشیده از انواع زبالههای تفکیک نشده و خطرناک بود که بیل مکانیکی شهرداری برروی آنها جولان میداد. چند گاو و سگ هم در میان زبالهها دنبال روزی خود بودند. حیواناتی که با توجه به هشدارهای پزشکی و همچنین اظهارات اهالی زمینه بیماریهای زیادی را در منطقه فراهم میکند.
در حالی که فضا و زبالهها و ورود هر چند دقیقه یک بار کامیونهای حمل زباله شهرداریهای رشت، صومعه سرا، شفت،احمدسرگوراب، فومن، سنگر و خمام در منطقه جنگلی سراوان به نظر ما غیر قابل تحمل میآمد اما ۴ کارگر بزرگسال و ۳ کودک که ظاهرا از سوی پیمانکار شهرداری رشت دعوت به کار شده بودند در میان این حجم از زباله به دنبال نان بودند. بهترین اتفاق ممکن برای آنها ورود کامیونی جدید و خالی کردن «آشغالهای» تازه روی زبالههای ریخته شده در جنگل و هجوم برای زیرو رو کردن زبالهها با دست و یافتن تکههای پلاستیک و احیانا اشیای با ارزش بود.
جوانی که به نظر میرسید سرکارگر گروه با ادعای۱۵ سال سابقه کاری در این بخش بود با مشاهده خبرنگار و عکاس در محل با رفتارهای تند از کودکان میخواست که در تیررس نگاهها و دوربین نباشند و آنها را به سمت پایین دره هدایت و در واقع هل میداد. اگر لحظهای بیتوجهی از آنها سر میزد با فریاد از آنها میخواست که روی زمین بنشینند تا در تصاویر برداشته شده مشخص نباشد که نیروهای کار او کودکان ۱۲ تا ۱۵ سالهای هستند که آن ساعت روز باید در مدرسه حضور داشته باشند نه کثیفترین جای دنیا.
تقریبا میتوان گفت که هیچ یک از کارگران حتی سرکارگر نه تنها ماسک و لباس ایمنی لازم در برابر حجم عظیم آلودگی موجود در منطقه را بر تن نداشتند که حتی تعدادی از آنها لازم ندانسته بودند از دستکش های پلاستیکی معمولی هم استفاده کنند. تعدادی از آنها به جای کفش ایمنی استاندارد بدون جوراب از کتونیهای پاره که نخی به عنوان بند دو طرفش را به هم محکم کرده بود استفاده میکردند. یکی از آنها در پاسخ چرایی استفاده از پوششهای نامناسب لاقیدانه گفت: «دلت خوشه خانم مهندس! همین کتونی های پاره را هم از صدقه سری همین زبالهها پیدا کردم.»
.

.
به دنبال نان در میان زبالهها
دور از چشم سرپرست گروه پسر کوچکی که در مقابل پرسیدن نامش با مکثی طولانی رضا را برای معرفیاش انتخاب کرد گفت تلاش میکند با جمع آوری زبالههای خشک و فروش آنها هزینه نان خود و پدربزرگش را دربیاورد.
پدر و مادررضا ۶ سال پیش از هم جدا شدند و او را به پدربزرگ پیرش سپردند. حالا پدربزرگ هم از کار افتاده است و رضا هم مدرسه را ترک و بواسطه حضور در روستا و سن پاینش شغلی بهتر از جمع آوری زباله در میان انبوه زبالهها پیدا نکرده است. دقیقهای بعد سرپرست گروه با عصبانیت کودکی که خود را رضا خوانده بود به نام واقعیاش صدا کرد و با تهدید از او خواست با کسی حرف نزند و برای جمع آوری زباله دستش را تندتر کند.
یکی از کارگران تفکیک زباله در مقصد هم که حضور خبرنگار در محل را مانع کسب خود مینامید با عصبانیت گفت هیچ کس برای آنها کاری انجام نمیدهد نه مسوولان، نه خبرنگاران و نه عکاسان که به نظر او فقط به فکر پیدا کردن سوژههای خاص هستند.
او گفت فرض کنیم نامش کامران است! و گروه هم به تازگی به جای کارگران افغان اخراج شده در این محل مشغول کار شده است. کامران با رد باورهایی که حضور بدون لوازم ایمنی را باعث به خطر افتادن سلامتی میداند گفت که سالهاست کارش جمع آوری زباله است و آزمایشات ۳ هفته پیش او هم نشان داد که او انسانی کاملا سالم است.
کامران در عین حال با ناراحتی گفت اگر شغلی وجود داشت قطعا نه من و نه بچهها حاضر بودند در این کثافت جانشان را به خطر بیاندازند. او در حالی از اخراج کارگران افغان از محل جمع آوری زباله از سوی پیمانکار سخن میگفت که در میان کودکان، پسری که به نظر۱۳ ساله میآمد اهل افغانستان بود.
به گفته یکی از اهالی سراوان در روزهای آفتابی تعداد زیادی برای یافتن زباله خشک یا شی باارزش برروی دره پر شده از زباله حضور پیدا میکنند که در میانشان تعداد قابل توجهی زن و کودک هم دیده می شود.
اسماعیل غلامپور عضو شورای دهستان سراوان که به همراه جواد محبی عضو دیگر شورا در این بازدید میدانی ما را همراهی میکردند با اشاره به وضعیت کارگران حاضر در محل گفت: وقتی چند سال قبل بعضی از بیماریهای پوستی در منطقه شیوع پیدا کرد گفته شد که یکی از عوامل آن حضور بعضی از کارگران در میان زباله و بیتوجهی به بهداشت عمومی است در نتیجه تلاش شد تا از حضور مردم بومی در محل دفن زبالهها جلوگیری شود تا حداقل از آلودهتر شدن بیشتر محل زندگیمان جلوگیری کنیم اما طبیعتا کنترل اوضاع برای ما به طور متوالی ممکن نیست.
به گفته او آبهای زیرزمینی سراوان کاملا آلوده است و امکان کشت و زرع در بسیاری از مناطق از بین رفته است.
جواد محبی عضو شورای دهستان سراوان هم با نشان دادن وضعیت وخیم محل دفع زبالهها در سراوان یاد آورد که چندی قبل بعضی از مردم به نشانه اعتراض آبهای آلوده شده به دلیل نفوذ شیرابههای سراوان که کاملا شبیه نوشابه سیاه شده بود را در شیشه ریخته بودند تا شاید باعث بیداری وجدان بعضی ازمدیران امر و بویژه مدیریت شهری شود.
وقتی به غلامپور میگویم که کارگران جمع کننده ضایعات میگویند زباله تاثیری بر سلامتیشان ندارد میگوید آمار بیماریهای پوستی، گوارشی و سرطان در این منطقه بالاست و ما شرمنده مردم صبور سروانیم. چون دهیاری و شورای دهستان قدرت برطرف کردن مشکلاتی که حاصل ۳۰ سال عدم مدیریت شهرداریهای چند شهر استان است را ندارد و تنها کاری که از دستشان برمی آید حضور در نهادهای تصمیم گیر استان و درخواستهای متوالی از مدیران کشوری برای حل این معضل است. او البته میگوید با گذشت حدود دوسال از آغاز به کار دولت تدبیر و امید تعدادی از مدیران تصمیم گیر در مرکز استان حتی حاضر نشدهاند برای شنیدن درد و دلهای مردم سراوان دقایقی ما را به حضور بپذیرند.
این عضو شورا با ذکر تناقضهای رفتاری بعضی از دستگاههای متولی حفظ محیط زیست تاکید کرد وقتی سازمان محیط زیست به خاطر کشتن یک شغال وحشی، شکارچیان را به دادگاه احضار میکند چگونه از بیماری تعداد زیادی از مردم، تخریب چند هکتار جنگل، آلوده کردن آبهای زیر زمینی و نابودی رودخانه و در نتیجه آن تالاب انزلی به آسانی و فقط با ذکر تکرار تذکر عبور میکند؟ او با انتقاد چند باره از عملکرد شورا و شهرداری رشت گفت: ما امیدوار به حل مشکل زبالههای سراوان با روند در پیش گرفته شده کنونی نیستیم.
به جز شهرستان رشت حدود ۳۰ مرکز دفن زباله دیگر هم در گیلان وجود دارد که طبق اظهارات کارشناسان تقریبا در هیچ کدام از آنها زباله با روش های اصولی و بهداشتی بازیافت نمیشود.
دیدگاهتان را بنویسید