کارزار نفس گیر رسانه های گیلان؛



سامان بدر

شمال ما: دعواهای رسانه ای صاحبان سایت ها ، تلویزیون ها و بنگاه های خبرپراکنی جهت مزاح و در نهایت در آوردن طنز مطبوعاتی و حتی تلویزیونی یک سوژه جالب ومفرح است که می توان نشست و ساعت ها با آن خندید.

جالب است در این دعوای رسانه ای دو طرف به کمتر از« میرزا کوچک» و «امیرکبیر» هم راضی نیستند و هرگاه نیز قصد دارند سخن خود را تکمیل نمایند قطعه ای از اشعار «حافظ» و«مولانا» را قاطی سخنان گهربار! خود می کنند تا بحث خود را ادبی نیز بنمایند. به مانند فعالین چپ که در گذشته هرگاه در پلمیک خود کم می اوردند کافی بود قسمتی از لنین و مارکس را بر زبان بیاورند تا اتهام جیره خوار امپریالیسم و دشمن خلق را بر مهر طرف مقابل بنشانند.

در دعوای حاشیه ای رسانه های گیلانی هم دو طرف از کاه کوه ساخته اند و حالا کار به جائی رسیده که کار به انگلیس و آمریکا هم کشیده شده است. گویا برای ام ای شش انگلستان و سازمان سیا دعوای فلان مسئول دون پایه با فرماندار سفلی اباد منطقه ای در شمال ایران آن قدر مهم است که یک قشون رسانه ای را از پشت تهییج می کند. ما را یاد همان داستان دائی جان ناپلئون می اندازد که باردار شدن دختر فامیل دائی جان هم به انگلیسی ها ربط داده شده بود. حالا هم گویا سایتی به انتخاب رئیس دانشکده ای و عملکردش اعتراض دارد و دیگر سایت هم راویان خبر را به ارتباطات فامیلی متهم می کند. بعد یکی افشاگریش را در حد مبارزات میرزاکوچک خان جنگلی می پندارد و دیگری هم آن ها را متهم به حمایت از انگلیس و آمریکا و فتنه گران می کند. یکی خود را جایگاه سیمرغ حافظ می بیند و دیگری تشبیه عوعوی سگ مولوی را به دیگری نسبت می دهد. احتمال ورود شعرای دیگر در مناظرات بعدی نیز وجود دارد ، به طور مثال هنگامه بعدی بعد فردوسی هم وارد کارزار دعوا که می شود، همچون تهمتن که بپوشید ببر میان، نشست از بر ژنده پیل ژیان! به واقع معانی عدالت ومبارزه با اجنبی آن چنان کوچک شده که به تازگی هرکسی که مساله ای را برملا می سازد خود را در صف راویان حق علیه باطل قرار می دهد و در اغراق و مبالغه خود را  هم ردیف بزرگان می بیند. این در حالی است که ماجرای این مساله را عطاری سر کوچه هم اطلاعی ندارد.

عزیزان سردبیر ما هرچند در انتخاب تیتر و یادداشت نویسی نشان داده اند که تبحر چندانی از خود ندارند در توهین و مبالغه و پرونده سازی گوی سبقت را از هم می ربایند. با این حال اگر این دوستان به ما رحم نمی کنند به خودشان رحم کنند. دیگر پیگیری یک خبر جنجالی و پرطمطراق که کلیک خور زیادی نیز دارد و مخاطب را با خود همراه می کند که دیگر این همه افسانه سازی و شایعه پراکنی و تبدیل بلوک حق و باطل نمی خواهد. اصلا بیائیم این آخر را با شعری از سعدی در طعنه به حافظ و مولانای عصر ما تمام کنیم که می گوید«همه حمال عیب خویشتنیم، طعنه بر عیب دیگران چه زنیم»

 

 

منبع: کاسپی نیوز؛ سامان بدر


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *