شمال ما؛
مرخصی تمام «مدیران» کل،فرمانداران، بخشداران و … در استان گیلان لغو شد. «مدیرانی» که از روز دوشنبه دستور گرفتهاند با اتخاذ تصمیماتی به وضعیت بحرانی و خشکسالی موجود در «گیلان» پایان دهند و یا دستکم راهکاری پیدا کنند تا ۲۰ هزار هکتار از شالیزارهای گیلان نابود نشود. همین مدیران باید شرایطی ایجاد کنند تا مانند سال گذشته به حدود ۳۰۰ روستای درگیر تنش کمآبی در گیلان با تانکرهای سیار آبرسانی نشود.
افزایش دمای استان گیلان طی روزهای گذشته که به مرز ۴۰ درجه هم رسیده و سرعت تبخیر آب یکی از دلایل تصمیم استاندار گیلان است اما همه آن نیست. چه با توجه به قابلیتهایی که سیستم پیشبینی هوای سازمانهای هواشناسی در اختیار مدیران قرار میدهد آنها میتوانند برای روز، ماه و سالهای بعد هم از وضعیت آب و هوایی هر منطقه باخبر باشند.
مسئله این است که چرا موضوعی به نام آب در پربارانترین استان ایران کار را بهجایی رسانده که از لفظ بحران استفاده میشود؟ چگونه مدیران امر بیتوجه به جغرافیایی که در آن مشغول اظهارنظر هستند فراموش میکنند که پشت میز مدیریتی در استان گیلان نشستهاند و نه سیستان و بلوچستان، کرمان و حتا لرستان. وضعیت منابع آب کشاورزی در استانی بحرانی شده که میانگین بارش سالانه باران در آن هزار و ۲۰۰ میلیمتر است و در بعضی از شهرهایش تنها در روز بیشتر از ۱۵۰ میلیمتر باران میبارد؛ یعنی ۵/۱ برابر متوسط جهانی و ۵/۴ برابر متوسط کشوری.
در حال حاضر حدود ۷ ماه از سال در گیلان به تناوب باران میبارد که بخش زیادی از آن هدر میرود چون در فصلی غیر کشاورزی است و عملا مدیران هم برنامهای برای جمع آوری آبها و استفادههای مختلف ندارند. بویژه آن که بخش اعظم آب مصرفی در ایران برای مصرف کشاورزی است و اساسا گیلان هم استانی با محوریت کشت و زرع شناخته میشود.
در این سالها هر چند به کرات گفته شده که میزان بارندگیهای کشور یک سوم بارندگیهای جهان و میزان تبخیر سه برابر میانگین آن است و باید با رعایت اصل صرفه جویی، افزایش بهره وری و استفاده از سیستمهای نوین آبیاری، افزایش میزان استحصال آب و مدیریت نزولات آسمانی را دنبال کرد اما در عمل شاهد هستیم که نه تنها کشاورزی و زندگی روزمره روستاییان کرمان که روستاهای گیلان هم به مخاطره افتاده است. چون به جز مصرف غیر متعارف آب از حدود ۴۱۳ میلیارد مترمکعب باران ۲۹۰ میلیارد مترمکعب معادل ۷۰ درصد تبخیر میشود. کارشناسان معتقدند که بازگرداندن این میزان آب به چرخه کشاورزی، صنعت و مصارف خانگی نیازمند انجام عملیات آبخیزداری و آبخوان داری است. موارد مهمی که در میان بی توجهی مدیران غیرپاسخگو هنوز به طور هدفمند دنبال نمی شود و در سطح آزمایشگاهی باقی مانده است.
در روزی که مدیران مختلف در جلسه «شورای حفاظت از منابع گیلان» حضور داشتند درباره منابع آبی استان همصحبت شد اما کسی صراحتاً توضیح نداد که برای سد سفیدرود که منبع اصلی تامین آب کشاورزی گیلان است چه اتفاقی افتاده است. چرا از مدیران توضیح خواسته نشد که برای رسوبات که نیمی از فضای این بند را اشغال کرده چه زمانی قرار است برنامهریزی شود؟
چرا برای رسوبزدایی آن برنامههای عملی وجود ندارد؟ بله خارج کردن این رسوبات که عمرشان به بیش از نیمقرن میرسد بدون کمک و منابع ملی امکانپذیر نیست. اما چه کسی باید در طی سالهای گذشته این پیگیری را انجام میداد؟ وزرای نیرو؟ نمایندگان پرتعداد گیلان در مجلس؟ استانداران متعدد؟ روسای جهاد کشاورزی و مدیران سازمانهای آب؟
از شواهد و قرائن اینگونه برمیآید که هیچیک از این افراد وظیفه خود ندانسته تا برای حل مشکل و کاهش قابلتوجه ظرفیت اولین سد ایران راهکاری پیدا کنند و تنها در مواقع مختلف مانند «سنسورهای هشدار» بحران عمل کرده و از سالهای پیش اعلام کردهاند مثلاً ۱۰ درصد سد رسوب زده است و چند سال بعد ۲۰ درصد و در حال حاضر هم که ۵۰ درصد. ناگفته پیداست که وظیفه خارج کردن رسوب از سدهای به بزرگی سد منجیل بسیار دشوار است اما قطعاً راهکارهایی وجود دارد. حتا اگر گفته شود وجود ندارد طبیعتاً وظیفه همین مدیران هشدار دهنده باید ساخت سدهای لاستیکی و آب بندهای متعدد و ترویج کشاورزی با استفاده از حداقل آب و جمع آوری هدفمند آبهای سطحی باشد نه آن که مانند افراد عادی به گاه بحرانی شدن اوضاع بر سرو سینه خود زده،بر سر زمین کشاورزی خشکیده مویه کرده و تنها از تامین خسارت بیمه کشاورزی حرف به میان آورده شود.
حال باید سوال کرد کدام بیمه کشاورزی که برای آرامش خاطر به کشاورزان اطمینان داده شده که بیمه کشاورزی خسارت آنها را میپردازد؟ امسال کشاورزان شهرستان رشت تنها کمتر از یک چهارم شالیزارهای خود را در برابر خسارات بیمه کردهاند. این همه در حالی است که پیشتر داعیه داران «مدیریت» گفته بودند در سال زراعی ۹۴ بیشتر از ۵۰ درصد کشاورزان را مجاب میکنند تا محصولات خود را در برابر حوادث بیمه کنند.
از این گذشته بیمه کشاورزی مگر میتواند تمام خسارت مادی و معنوی و حتا لذت برنج تولید شده گیلان را هم جبران کند؟ سالیان درازی است که سفرههای مردم گیلان و بسیاری از ایرانیان بدون برنجهای محلی این دیار برپا نمیشود. حالا به آسانی از نابودی شالیزارها و حتا غیرقابل توجیه بودن کشاورزی در گیلان صحبت به میان میآید. آیا بر فرض پرداخت ۵۲ میلیارد تومان اعتبار تبصره ۱۲ از سوی دولت عطر و طعم برنج هاشمی،کاظمی،صدری و دم سیاه آستانه به سفرهها باز خواهد گشت؟ با اضافه شدن بیکاران جدید از رهگذر این بی تدبیری چند ۱۰ ساله چگونه می توان کنار آمد؟
برای بحران کم آبی در استان نه فقط مدیران فعلی گیلان که طبیعتا مقصر تمام این مشکل نیستند، افراد زیادی باید پاسخ دهند که چند صباحی بی توجه به اصلی به نام «مدیریت منابع» بر صندلی خود نشسته و با پایان دولت هم بی توجه به کارنامه و خرابیهای برجای مانده به نهاد و سازمان دیگری نقل مکان کرده و حتا ارتقا پیدا کرده بدون آن که نهاد و ارگانی از آنها سوال کند در برابر وظایف محوله چه کردهاند به جز وعده های نافرجام و بزرگنمایی کارهای کوچک؟
آنها باید توضیح دهند که چرا تمام رودخانههای استان به محلی برای تخلیه فاضلاب تبدیل شدهاند و امکان استفاده کشاورزی از آب بندهای مختلف به دلیل آلودگی و نابودی صرف از دست رفته است؟
البته به دلیل آن که عموما رودخانهها در حاشیه قرار دارند و دیوار حاشای مدیران هم بلند است اگر دو رود فاجعه زده زرجوب و گوهررود که از وسط رشت عبور میکنند در مقابل دیدگان چند هزار نفر نبود حتما مدیران مربوطه به تکذیب آلودگی رودهای استان میپرداختند و میگفتند رودخانههای استان از جمله پاکترینها در کشور،خاورمیانه و جهان هستند!
همان مدیرانی که به طنز گفته میشود عاشق وضعیت بحرانی هستند! یعنی تمهیدی در ایام عادی ندارند و فقط به گاه بحران با تشکیل ستاد و جلسات پی درپی به دنبال برطرف کردن مشکل،بخوانید تسکین موضعی درد هستند.
مدیرانی که ظاهرا تمام هَم خود را به تشویق کشاورزان برای کار و تکیه بر تولید داخلی گذاشته اند اما از یک طرف با واردات بی موقع برصورت کشاورز چنگ می اندازند و به گاه نیاز به آب عنصر حیاتی کشاورزی هم شانه بالا می اندازند و از تامین خسارتها توسط بیمه سخن می گویند تا حلقه دور گردن کشاورزان هرروز تنگ تر شود!
شرایط ایجاد شده در گیلان نشان می دهد که شاید اگر تمام ایران هم شرایط آب و هوایی مشابه شمال ایران داشت تفاوت زیادی در اصل ماجرای کم آبی وجود نداشت چون گویا مدیران امر باور ندارند که شرایط اقلیمی ایران خشک و نیمه خشک است و باید از منابع آب زیر زمینی به بهترین نحو ممکن استفاده کرد و از آب باران هم میتوان برای مصارف گوناگون و حتا بعد از تصفیه برای شرب بهره برد.
با سلام
وبسایت مستقل هواشناسی استان مازندران به آدرس زیر :
هواشناسی بابلسر فورکا ؛ هواشناسی به روز بابلسر و استان مازندران
babolsarforeca.rozblog.com