شمال ما: از دیرباز منطقه شمال کشور و بخصوص شهر رشت مورد توجه حکومت ها و دولت های ایران بوده است و بدلیل اینکه یکی از مناطق در ایران به شمار می رفته که همیشه بعنوان حامی دین اسلام بوده است معاندان و دشمنان اسلام از هزارن سال قبل تا زمان حال در صدد اعتقادات و باورها و همچنین تغییر وجهه این منطقه بوده اند.
یکی از نمونه های مهم این نقشه های شوم به زمان قبل از انقلاب اسلامی و در دوره پهلوی بر می گردد که حکومت شاهنشاهی ایران با هزینه های گزاف سعی در تغییر عقاید و باورهای مردم این منطقه داشت ,اقداماتی همچون ترویج بی حجابی , بی بند و باری و. … از دیگر تلاش های رضاخان و محمد رضا پهلوی بوده است , اما در این میان سدی بنام مردم تمام این خدئه ها و نیرنگ ها را نقش بر آب کرد , هر چند که تاثیرات منفی نیز در بین مردم داشت ولی همچون قطره ای در دریا ناپدید گشت .
از دیگر وقایع هم می توان به زمان اوایل انقلاب و نفوذ گروهک های منافقین و فِرَق ضد انقلابی و اسلامی در بین مردم اشاره کرد که در آن برهه زمانی نیز با ایستادگی و مقاومت مردم شهر این توطئه ها خنثی شد . نتیجه مقاومت مردم در برابر این گروهک ها منجر به شهادت چندی از مردم شریف در سطح استان شد .
اما در زمان کنونی که دشمن سعی در تهاجم و نفوذ فرهنگی به کل کشور را دارد این منطقه از این مرز و بوم نیز از این حمله در امان نمانده است که بلکه می توان گفت بیشترین ضرر ها را نیز به خود دیده است . گویا تاریخ در حال تکرار است …پس می توان با نگاهی به گذشته راه حل این وضع را پیدا کرد … اینبار اما ما شاهد یک تفاوت نیز هستیم , این اتفاقات در دوره یک حکومت اسلامی در حال رخدادن است پس تنها نمی توان به مقاومت مردم در برابر این هجمه ها بسنده کرد بلکه باید مسئولین و مقامات در حوزه های مربوطه نیز همراه مردم در صحنه فرهنگی پابه عرصه بگذراند و از هیچگونه تلاشی مضائقه ننمایند . در ادامه به مهم ترین دلایل بروز وضع نامطلوب فرهنگی موجود در استان و کشور می پردازیم.
اما این آسیب ها ناشی از چیست؟
پاسخ به این سوال و سوال های دیگر پیرامون این مسئله ساده است . ضعف مدیریتی دستگاه فرهنگی کشور و به دنباله آن استان و همچنین عدم آگاه سازی و تجهیز مردم در برابر تهاجمات فرهنگی دشمن است که باز هم از سویی به ضعف مدیریتی بر می گردد. زمانی که افراد ناکارآمد و نالایق و ناآشنا با مسایل فرهنگی وارد این حیطه حساس و مهم بشوند شاهد فروپاشی و انحطاط جامعه از لحاظ اخلاقی و فرهنگی خواهیم بود . متاسفانه در کشور ما , کار فرهنگی را در حد برگزاری همایش های غیرمفید و استفاده بودجه سالیانه فرهنگی در موارد غیرضروری و بی نتیجه کوچک کرده اند و اولین قدم در بهبود این وضعیت تغییر نگرش و دیدگاه ما نسبت به مقوله فرهنگ است که این حرکت به ظاهر کوچک , عمیق ترین نتایج را در پی خواهد داشت. از دیگر راهکار های موجود برای رهایی از این وضعیت می توان به بکار گیری نیروی جوان و آگاه به مسایل روز فرهنگی و آشنا با چالش های فرهنگی فراروی قشر جوان جامعه در کنار نیروی با تجربه در این عرصه اشاره نمود . همچنین کلید موفقیت در این بخش در استان و یا حتی در مقیاس کشوری جذب قشر جوان جامعه و ایجاد فضای مناسب و در شان جوان ایرانی است . امیدواریم همچون برهه های زمانی گذشته این خطه از کشور ایران به سلامت از این بحران فرهنگی عبور کند.
متن رو خوندم خوب بود.
و چند نکته : سند و تاریخ دقیقی از وقایع و اتفاقات گفته شده نبود، بهتر هست با مطالعات عمیق تر تاریخ ،اتفاقات بیان شود. اینگونه بیشتر به تعصب گرایی شبیه است. در انتها نیز بیان شده از جمله راهکارهای حل این معضل به کارگیری نیروی جوان است، درست است اما ایا مشکل تهاجم فرهنگی که به قول نویسنده از هزاران سال قبل در کشور وجود داشته با این راهکار حل خواهد شد؟!(اینجا نیز من تردید دارم هدف حکام و پادشاهان تغییر فرهنگ و رسومات مردم منطقه باشد، چرا که در اغلب موارد درپی عیاشی و خوشگذرانی متاطق خوش آب و هوا را انتخاب میکردند و بالتبع فرهنگی که به آن معتقد بودند و آن هم رونوشت از غرب بود با خود به همراه می بردند)
مشکل فرهنگی باید از خانواده ها حل شود که کوچکترین اجتماع هستند و البته مهمترین! چه بسا فرزندانی که در خانواده های دارای معضل فرهنگی و اعتقادی تربیت شده و پا به عرصه جامعه و محیط علمی و کسب وکار می گذارند و خود نمادی برای تبلیغ و اشاعه فرهنگی که با آن بزرگ شده اند در میان سایر مردم می شوند..