شمال ما؛
به محض اینکه وقت آزادی گیرش می آید به دوستانش زنگ می زند و قراری در قلیان سرا می گذارد، دیگر قبحش شکسته شده و حتی قرار ملاقات دخترها نیز به این جور اماکن کشیده شده است.
مسوولین هم هرچقدر زور بزنند درب یکی از این قلیان سراها را ببندند در طرفه العینی دو تای دیگر در کنارش سبز می شود، کافی است کمی از شهر و شلوغی هایش فاصله بگیرید، صدها قلیان سرا چسبیده بهم را می بینید که هر وقت اراده کنید می توانید با دوستانتان ساعت ها در آن وقت بگذرانید.
اما کافی است تصمیم بگیرید ساعتی را به ورزش در سالن ورزشی و یا تفریح سالم در پارک بگذرانید، به جز دو سه سالن ورزشی عمده و بزرگ شهرمان، باقی سالن ها که البته تعدادشان هرگز به نصف قلیان سراهای شهرمان نمی رسد ، در این فصل به دلیل نداشتن و یا معیوب بودن سیستم سرمایش اصلا قابل استفاده نیستند، هزینه های سنگین آن هم بماند.
در پارک هم که بروید انواع و اقسام مواد مخدر آنقدر ارزان و راحت در اختیارتان قرار می گیرد که عمر ا بتوانید بلیط کنسرت فریدون آسرایی را به این راحتی و ارزانی بدست بیاورید، جرات نگاه کردن به کسی را در پارک ندارید، سریع سمتتان می آید و می پرسد چه می خواهید؟ البته نه از سر کنجکاوی، بلکه منظورش این است که چه جنسی می خواهید.
چاره کار چیست؟ چرا جوانان ما قلیان سرا را به سالن ورزشی ترجیح می دهند؟ متاسفانه آنقدر قلیانسراها به چشم می آیند که حتی اگر سرانه ورزشی استان گیلان (که الان از میانگین کشوری کمتر است) فردا دو برابر این میزان شود، باز جوان ورزشکار ما بعد از سالن ورزشی مهمان قلیانسراست.
اگر سهراب سپهری کودکی دید که از درختی بالا می رفت تا جوجه بردارد از لانه نور، من هم جوان ورزشکاری دیدم که پشت دیوار سالن ورزشی سیگار می کشید .
منبع: روزنامه معین
دیدگاهتان را بنویسید