به مناسبت تدفین شهدای گمنام در صومعه سرا؛



نرگس حقیقی فر

شمال ما؛

 

برادر شهیدم! به وطن خوش آمدی. چقدر منتظر این لحظه بودم… اشک چشمان مادر و لرزش دستان پدر گواه وقوع معجزه ای است در همین حوالی.

برادرم! دریای اشک چشمان مادرم خشکید و شد مثل کویر..؛ آبی دریاها! به کدامین سرزمین مهاجرت نموده بودی که این همه چشم انتظارانت در انتظار سوزناک سوختند؟

دیروز که می رفتی شهر من آبی بود، آسمانش آبی بود و مردمانش آبی تر، اما کمی زنگار گرفته است این شهر آبی، آسمان آبی و مردم آبی تر…؛ بیا که با آمدنت زنگارها زدوده شوند.

فرزند شجاع زمانه! کوه البرزمان ایستادگی را از تو و هم رزمانت وام گرفته است؛ مظهر مقاومت! بیا که البرز دلتنگ نگاه مهربان تو و دوستانت است.

برادرم! نمی دانم در کدامین مکان آرام گرفته‌ ای اما این روزها شهر من میزبان یک عده پرنده مهاجر سبکبال است تا بر زمین سبزش آشیانه کنند. به یاد تو و با احترام به تو و دوستانت به استقبالشان می روم، گویی به استقبال تو آمده ام؛ انگار تو را روی دست های این مردم می برند و چه عاشقانه می روی، چه بیقرار و چه آرام…

چگونه اینها را در هم جمع کنم آرامشت را و بیقراریم را؟

زیباترین گل گلدان زندگی بابا و مامان! گل ها بی وجود تو عطر و بویی ندارند و نمی‌دانم مادر چند مدت است که زندگی برایش متوقف شده است روی ساعتی که رفتی…

منتظر برگشتت می مانم، همه منتظر برگشت تو و همه فرزندان این وطن می مانیم. منتظر می مانیم.

به گزارش ایسنا، ۷ خرداد شهرستان صومعه سرا رنگ و بوی شهادت به خود گرفت، همه آمدند از مادران و پدران چشم انتظار تا نسلی که جنگ، شهادت و شهید را درک نکرده بودند.

خوبی اش این بود که گمنام بودند، همه فکر می کردند متعلق به خودشان است و شاید شهید در راه مانده شان باشد. همه با تمام وجود آمدند..، آمدند تا بار دیگر با فرزندان روح الله بیعت کنند.

گفتنی است، سه شهید گمنام با حضور مسئولین استانی و شهرستانی و مردم شهیدپرور شهرستان صومعه سرا از مقابل سپاه پاسداران این شهرستان تشییع و در بوستان ابریشم این شهرستان به خاک سپرده شدند.

این سه شهید در سن ۲۲، ۲۴ و ۲۵ سالگی در عملیات کربلای ۴ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و در منطقه عملیاتی شلمچه تفحص شدند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *