شمال ما.
علی علیزاده ازبری:
عاقبت منزل ما وادی خاموشان است 1
مرگ واقعیتی است که همه ناگزیر از پذیرش آن هستیم . از آنجائیکه این سرنوشت محتوم همه انسانها ست بنابراین همه ما با آن مواجه خواهیم شد .روزانه یا هفتگی شاهد مرگ دیگران هستیم این دیگرانی که هر روز جسم بی جان آنها سوار بر مرکب چوبین و بردوش مردم یا سوار بر مرکب آهنین ، راهی وادی خاموشان می گردد اگر خودمان نباشیم ! لاجرم یکی از بستگان ، نزدیکان ، آشنایان ،همکاران ،دوستان ، همسایه ها یا همشهری های ماست که روح او به سرای دیگر شتافته و جسم بی جان او با همراهی اشک و آه ، ناله و فریاد های نزدیکان و الله اکبر، لاالله الا الله ، محمد رسول الله و علی ولی الله گویان تشییع کنندگان بدرقه شده تا در وادی خاموشان به آغوش مادر خود یعنی خاک برگردد. گفته اند که شب اول قبر نکیر و منکر خواهند آمدو باز جویی شروع خواهد شد . برای هرچه که در دنیا سهم ما بوده بازجویی خواهیم شد و باید پاسخ داشته باشیم البته هرکس به اندازه وسع خودش.
در داستانی عامیانه هست که چوپانی مرد و نکیر و منکر از او پرسیدند که بگو رب رب تو که است؟ نام پیغمبر چه است؟ و او پاسخی نداشت و گفت من چه دانم رب من که است؟ اسم پیغمبر چه است؟ یک بزی داشتم دو گوسفند ، منزل من بود بالای کوهی بلند . نکیر و منکر از پاسخ بی ربط او نا خرسند بودند که ندای حضرت حق آنها را آگاه نمود که خارج توانش از او نخواهند.
“قزوینی در حالت نزع افتاد.وصیت کرد که در شهر کرباس پاره ای کهنۀ پوسیده بطلبند و برای او کفن سازند .گفتند:غرض از این کار چیست ؟گفت:تا چون نکیر و منکر بیایند ،پندارند که من مردۀ کهنه ام ،زحمت من ندهند.”2
و اما غرض و مرض !از نگارش این مکتوبه این نیست که بر بی اعتباری دنیا تاکید نموده و خواننده را به یاد قبر و قیامت و سردی خاک گور و آه ناله اهل خانه و جوابی که برای نکیر و منکر باید داشته باشیم بیندازم گرچه احتمالا همه این اتفاقها با این نوشته افتاده است و من مجبورم پوزش بخواهم شاید به کام بعضی ها تلخ بیاید و شاید هم کسی دعایی کند که این پدر آمرزیده مارا به یاد قبر و قیامت انداخت.
به گورستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله ای با خاک می گفت
که این دنیا نمی ارزد به کاهی 3
واما زنده را زندگانی لازم است. هر کس نوبتی دارد و باز تکرار می نمایم که این شتر بر در خانه همه خواهد خوابید .در جایی خواندم که 30 برابر افرادی که زنده هستند از دنیا رفته اند با این همه زندگی ادامه داشته و خواهد داشت . اصولا غرض از دیدار اهل عزا تسلی دادن و کمک به آنها در پشت سر گذاشتن بحران و کاهش رنج و سختی مصیبت از دست دادن عزیزشان برای ادامه زندگی است .
به گورستان گذر کردم کم و بیش
شنیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی به خاکی بی کفن مرد
نه دولتمند برد از یک کفن بیش4
در گذشته وقتی کسی می مرد معمولا مردم می گفتند که آدم خوبی بود اما الان بیشتر می گویند که راحت شد که مرد.امروزه وقتی نزدیکان یک متوفی زیر تابوت او می گریند معلوم نیست که بر او می گریند یا بر خود؟! زیرا مردن همراه هزینه های گزافی شده است. افرادی که به انحای مختلف خود را جهت تعزیت به منزل متوفی می رسانند معمولا خود باری بر دوش آنها خواهند بود اگردر تامین هزینه ها مشارکت نکنند ! تامین هزینه های برگزاری چند مراسم به طور فشرده ، ازمراسم تشییع، سوم ،روز هفت و شب هفت گرفته تا چهلم همچنین هزینه های ایاب و ذهاب ، قبر ،سنگ قبر ، آگهی ، مداح و واعظ ، همچنین هزینه هایی که مساجد می گیرند و… خود به اندازه کافی اشک در آور هست. گرچه این طور به نظر می رسد که بسیاری از این برنامه ها برای خوش آمد زندگان است تا بهره ای برای متوفی!زیرا گاهی در برگزاری این مراسم نیز نوعی رقابت و هم چشمی مشاهده می گردد. در خیلی از موارد نیز هزینه های بعد از مردن به مراتب از هزینه های معالجه آن فرد بیشتر است.
“توانگر زاده ایی را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچه یی مناظره در پیوسته که صندوق تربت پدرم سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه در او بکار برده ، به گور پدرت چه ماند خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشیده . درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگهای گران برخود جنبیده باشد پدر من به بهشت باشد”. 5
اخیرا رسم شده است که در مجلس سوم و هفتم اگهی های تسلیت که حکایت گر شدت تا لم افراد ! نیز هست از جانب دستگاهها و افراد مختلف که اغلب نیز داخل ادارات دولتی چاپ شده اند! با مضامین مشابه چاپ و علاوه بر اینکه توسط مجری برنامه قرائت می گردد در کف مسجد نیز برای قرائت حاضران پخش می گردد . اما مسئله این است که این اگهی ها اغلب با نام مبارک خدا و یا عبارتی از قرآن همراه است که به راحتی زیر پا قرار می گیردو کمتر دیده شده که واعظی محترم تذکری داده باشد.
اینکه نوع مراسمی که امروزه برگزار می شود ریشه در کجا دارد و از چه زمان رسم شده است و سوم و هفتم و اربعین و سالگشت به چه پشتوانه ای برگزار می گردد.موضوع این نوشته نیست و آنرا بر عهده محققان و واعظان محترم می گذارم که با مطالعه تاریخی و تمسک به احادیث و روایات معتبر ریشه یابی نموده و به سمع و نظر دیگران برسانند. اما به هر جهت نشستن در مجلس عزا و قرائت قران و ذکر مصائب ائمه ثواب دارد ومطابق عقاید شیعه بهره ای هم به متوفی خواهد رسید.اما گریاندن نزدیکان متوفی و نمک به زخم آنان پاشیدن به طور حتم کار پسندیده ای نیست و خیلی از مداحان و مرثیه خوانان به این مهم توجه ندارند. شاید هم جهت بازارگرمی، سعی در گریاندن بیشتر اطرافیان مصیبت زده دارند. آنچه که در روایات مشاهده شده است گریاندن فقط برای ذکر مصائب ائمه جایز شمرده شده است.
مداح محترمی در مجلس شب هفت جوانی که در اثر تصادف فوت نموده بود چنان سوزناک از دوری و جدایی و فراق و فصل بهار وگردن دراز و زندگی بی یار و پژمردگی گل زرد و سرخ و… ناله ها ی بلند آن هم به مدد دستگاههای قوی صوتی سر می داد که احساس کردم عن قریب است که قلب مادرو خواهر بیچاره مصیبت زده از تپش بیاستد بنابراین مجبور به تذکر شدم که نمک به زخم ناسور نپاش ! من فکر می کنم، گریاندن افرادی که جوانی را از دست داده اند راحت ترین کارها باشد.
بعضی از مداحان و ایضا واعظان محترم نیز هنرمندانه در ذکر محاسن و خصایص نیک و عادات حسنه متوفی ذکر سخن می کنند و حتی منزلی را نیز در بهشت موعود خدا به اسمش قباله گرده تحویل می دهند وبرمی گردند. نیت شان چیست؟ الله و عا لم.
با این همه مرگ و بریدن از دنیا آسان نیست و خصوصا تحمل مرگ عزیزان نیز دردناک است وباید که تمهیداتی اندیشه شود تا علاوه بر همدردی ودلجویی از مصیبت دبدگان و تسلی دادن خاطر آنها ،در تامین هزینه ها نیز همراهی شود. یکی از این تمهیدات می تواند تقبل قسمتی از هزینه ها توسط دیگران باشد به طور مثال در بعضی نقاط ایران رسم هست که هر کس که به مجلس عزا می رود معمولا مواد و ابزار لازم یا مبلغی پول به صاحب عزا کمک می نماید.
سعدی چه خوب گفته است که.
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران 6
پس
بیا تا قدر همدیگر بدانیم
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم 7
1- دیوان حافظ
2- رساله دلگشا عبید زاکانی
3و4- منسوب به باباطاهر عریان همدانی
5- گلستان سعدی
6- کلیات سعدی
7-دیوان شمس (مولانا)
دیدگاهتان را بنویسید