آهو خودش، بندباز بانوی گیلانی:
ورزش من متفاوت است اما خودم متفاوت نیستم
من خودم را یک زن سنتی می دانم
حجاب هیچ مشکلی برای ما ایجاد نکرده است
«آهو خودش» یکی از بانوان موفق ورزش گیلان است. ورزشی سنتی و البته متفاوت به نام بندبازی (لافندبازی). وی ۲۳ ساله و اهل روستای فخرآباد بخش لشت نشاء رشت است. از پنج سالگی بندبازی را از پدرش «پرویز خودش» یاد گرفت و بعد از فوت پدر به همراه خواهرش لیلی و برادرش سهیل آن را ادامه داده است. همین راه رفتن روی طناب باعث می شود که حس کنیم او و لیلی با هم نسلان خودشان تفاوت های زیادی دارند. ولی خودش اصرار دارد که چنین نیست…
شمال ما: شما از پنج سالگی کار بندبازی را شروع کردید. چطور شد که پدرتان به شما آموزش بندبازی داد؟
پدرم اصلا سنتی فکر نمی کرد، ما شش فرزند هستیم حاصل دو ازدواج پدر. وقتی همسر اول پدر فوت کرد، پدرم با مادر من و لیلی ازدواج کرد. در خانه ما به دخترها بیشتر بهاء داده می شد، مثلا موتورسواری را اول به ما یاد دادند.
شمال ما: پس عقاید پدر نقش زیادی در آموزش شما و خواهرتان داشت؟
پدرم یک نابغه بود چون توانست بندبازی را زنده نگه دارد و برایش زن و مرد فرقی نمی کرد.
شمال ما: بندبازی که انگار در خانواده شما ارثی شده را به فرزندان خودتان هم آموزش می دهید؟
بله حتما! در حال حاضر به بچه برادر و بچه خواهرم آموزش می دهیم.
شمال ما: اگر به گذشته برگردید باز هم بندبازی را انتخاب می کنید؟
هم بله، هم نه. بله به خاطر این که این ورزش سنتی در خون ما جاری شده، و نه به خاطر این که برای یک زن این ورزش نادیده گرفته شده است. این رشته ای نیست که تداوم داشته و گسترش پیدا کرده باشد. یک حالت بومی، سنتی دارد که به عنوان شغل نمی شود روی آن حساب کرد.
شمال ما: نگاه شوهرتان به شما و ورزش متفاوت تان چگونه است؟
هیچ مشکلی نداریم. در شهرهای دور که برنامه داریم، اگر همسر من نتوانست همراهی مان کند، شوهر خواهر من حتما می آید.
شمال ما: گویا یکی از شروط ازدواجتان این بود که این کار را ادامه دهید؟
بله، حتی می خواستم در عقدنامه هم درج شود که بعد پشیمان شدم.
شمال ما: لباس بندباری شما چگونه است؟ حجاب مشکلی برایتان ایجاد نمی کند؟
لباسمان گشاد است. من راضی هستم و تاکنون حجاب هیچ گونه مشکلی برای ما ایجاد نکرده است.
شمال ما: دوست داشتید که کار دیگری می کردید مثلا کارهای هنری یا اینکه درستان را ادامه می دادید؟
من ویولون را خیلی دوست داشتم. چون سنم خیلی بالا بود نتونستم ادامه دهم. ولی کارهای خانه را اصلا دوست ندارم بیشتر دوست داشتم کارخانه دار باشم.
شمال ما: پس خیلی شما را نمی شود یک زن سنتی فرض کرد؟
اتفاقا برعکس، من با هر چیز مدرن و تکنولوژی مخالفم. من خودم را یک زن سنتی می دانم. (با خنده)
شمال ما: وقتی آن بالا و روی طناب هستید چه احساسی دارید؟
احساس قشنگی (می خندد)، مخصوصا وقتی در ییلاقات هستم سعی می کنم اون بالا به همه چیز نگاه کنم و واقعا زیبایی های طبیعت آنجا انسان را مسحور می کند.
شمال ما: یعنی وقتی بالا هستید به هر چیزی فکر می کنید؟
دیگر برای ما عادی شده، الان یک جورایی با عشق می روم، انگار در خونم است. دیگر راه رفتن روی طناب برای من عادی شده است. حتی وقتی برادرم بالاست و من می خواهم از روی سینه اش رد شوم با هم شوخی هم می کنیم.
شمال ما: وقتی تشویق ها مردم را مشاهده می کنید چه احساسی به شما دست می دهد؟
بدون شک بهترین بخش کار تشویق مردم است. وقتی کار تمام می شود و مردان و زنانی که می آیند و از کارت تعریف می کنند و برایت آرزوی موفقیت می کنند. این حس با چیزی عوض کردنی نیست.
شمال ما: نگاه جامعه نسبت به کار شما چگونه است؟ چه دیدی نسبت به یک زن بندباز وجود دارد؟
کسی که کار ما را ندیده باشد برایش بدون شک تعجب آور است، قبلا به ما می گفتند خانم ها نباید کار کنند اما الان دید منفی نسبت به کار ما وجود ندارد.
شمال ما: به عنوان یک بانوی ورزشکار- هنرمند چقدر خودتان را متفاوت از بقیه زنان گیلان می دانید؟
من خیلی آدم متفاوتی نیستم. فقط ورزشم متفاوت است.
.
* آهو در خردسالی
.
* آهو و برادرش
شمال ما/ سامان بدر، سامی پارسا
دیدگاهتان را بنویسید