اعلم الهدی

 

شمال ما. در حاشیه پیاده رو فرهنگی (خیابان اعلم الهدی و میدان شهرداری)

دکتر سید هاشم موسوی: گویا تقدیر در تاریخ جامعه ی ایرانی چنین رقم خورده که گیلان همواره و در بیشتر اتفاقات و حوادث و ایجاد امکانات و اقدامات به خصوص در عرصه فکر و فرهنگ و… اولین باشد ، نمی شود ناسپاسی کرد و منکر زحمات رفته و کشیده شده و نیت خوب مجریان این فرصت فراهم به قول بنیامن برای سیاحت و گردش مردم در خیابان اعلم الهدای شد . با این وصف اینجانب به عنوان یک مردم شناس و معلم دانشگاه قرائتم را با این پیاده رو به مثابه ی یک متن با متولیان و مردم در میان می گذارم.
گفتن ندارد که به قول مارک اوژه مردم شناس فرانسوی، روزگار ما به روزگار هجوم نامکان و فضاهای فاقد هویت و تاریخ و… مثل زندگی در مقابل رسانه هایی چون کامپیوتر، تلویزیون، مرکز خرید و خودپردازها و.. تبدیل شده است. از این بابت باید از این فرصت و امکان ایجاد شده استقبال کرد وآن را ستود. همینکه این ضرورت احساس نیاز  شد و اینک به شکلی ناتمام به بار نشسته قابل تقدیر است. تردید نکنیم ما به خیابان و خیابان هایی نیاز داشته و داریم که بتوانیم در آن زندگی و احساس هویت داشته باشیم و به اجتماعی تعلق پیدا بکنیم و اهل سرزمین و جغرافیا و فرهنگ خود باشیم.
از قضا مکان مناسبی هم در شهر انتخاب شد . این میدان و خیابان حافظه تاریخی ماست، این میدان و خیابان پر از خاطره برای هر رشتی و گیلانی و.. است حالا هم انتظار داشته و داریم این میدان و این خیابان  با مبلمان جدید و طراحی و کاربری تازه ، آن حافظه جمعی را برایمان روایت و واگو نماید.
از طرفی وظیفه ما مردم شناسان و جامعه شناسان این است که از آنجا که مصرف کالاها و مکان ها دارای معانی اجتماعی اند آنها را تفسیر نمائیم. گفتن ندارد که مردم برای فراغت و خرید و … از خانه ها بیرون می آیند گاهی به خرید مایحتاج زندگی می پردازند و در بیشتر مواقع هم مصرف کننده ، فضا ها و مناظر و مراکز و پاساژها و خیابان ها … هستند و در مقام و به مثابه یک پرسه زن از مراکز و فضاهای شهری استفاده تاکتیکی می برند. اگر چه در چنین مواقع و مواضعی هم به ناچار مجبورند خود را به رنگ خریدار استتار کنند. پرسه زنان ناظران فضاها و مناظر و مطالعه کننده ی متون نهفته در ان ها هستند پرسه زنان ، بیننده هایی هستند که خودشان هم دیده می شوند چرا که خود آنها نیز جز مناظر شهر تلقی می شوند. گرچه نویسندگانی چون بالزاک تمایز بین پرسه زن هنرمند و معمولی قائل می گردند. و پرسه زنان هنرمند را که با ولگردان و بیکاران تمایز دارند را به دلیل شعور و درک عمیق  و نخبگی آنها، گرفتار فهم نادرست عوام و غم و درد مردم زمانه در مناظر و رویدادها و رخدادهای شهری می انگارد و پرسه زن معمولی را موجودی آسوده خاطر و خوشبخت تلقی می کند.
می توانستیم و هنوز هم تا حد زیادی می توانیم همین پروژه و پروژه های تکمیلی آن را به گونه ای سامان دهیم که این فضا و مکان تازه تأثیر بهتر و بیشتری بر مردم و رفتار و … آن ها داشته باشد من آدم اخلاق محوری هستم و هرگز دوست ندارم ذهن و زبانم رویاننده سوء تفاهمی دلشکن گردد اما اجازه بدهید صریح بگویم این طرح در قالب حاضر بی قواره است بی مناسبت نیست وامی از حضرت شیخ اجل سعدی علیه الرحمه، بزرگ آیینه داران فرهنگ ایرانی و اسلامی بگیرم که:
« نباید سخن گفت ناساخته
نشاید بریدن نینداخته»
آری و هزار آری همانگونه که نباید سخن نسنجیده گفت نباید هم بدون اندازه گرفتن و به شکلی نسنجیده برید افسوس و هزار افسوس که فرهنگ اسلامی و ملی همواره ما را به مشورت و ادراک و هوشیاری در پس آن و یاری عقل مر عقل ها و… می خواند و ما نیز همچنان  و همواره غافلیم و غفلت می کنیم راستی چرا از صاحب نظران استفاده نمی کنیم یادمان باشد در هر کاری از جمله در بازسازی و تولید فضا های شهری و.. باید و باید به مشورت رو بیاوریم اکنون به مردم حق بدهید وقتی کار انجام شده را با هزینه های اعلام شده و شایع شده مقایسه می کنند مجریان و متولیان را به بازنگری ، عتاب و خطاب کنند. دیری است که در جهان امروز با پیوست های فرهنگی و اجتماعی برای پروژه های عمرانی و.. بشر راهکارهای بهتر برای اجرای مطلوب امور تدارک دیده است.
کم نیستند فرزانگانی که در این شهر اهل تاریخ دانی، مردم شناسی، و جامعه شناسی و هنر شناسی و .. هستند. گویا بیشترین کاربری این پروژه، اکنون نشستن مردم روی نیمکت هایی است که البته کمبود آن در همه جای این شهر احساس می شود تا مردمی که خسته از کار و خرید و فعالیت روزانه هستند دقایقی بر روی آن ها بنشینند، همین نیاز البته در خیابان مطهری، گلسار، و… عموم خیابان های که مراکز خرید دارند به شدت احساس می شود این میدان و خیابان با وجود مراکز فرهنگی چون سینماها، کتابخانه ملی، که اولین کتاب خانه ملی ایران ماست و بوی کهنگی از سر و رویش می بارد و به کمک و.. نیاز دارد ، از استعداد و بستر مناسبی برای بهره برداری درست برخوردار است چه می دانم شاید می شد و هنوز هم می شود با طاقی به سوی آن و یا دست کم با تابلو و چراغی از پیاده رو به سمت آن مردم و مسئولان را متوجه آن ساخت و هدایت کرد. می شود فکرهای دیگری هم کرد مثلا سالن تئاتری، کتابفروشی بزرگ محصولات فرهنگی، کیوسک های که مجلات و آثار و جراید دست کم محلی را در اختیار مردم قرار دهد را نیز در برنامه گنجاند و وقتی در بسیاری از شهرها و از جمله در همین شهر خودمان سینماهایی تعطیل می شوند و شده اند و یا تغییر کاربری داده و یا اندیشه ی آن را در سر می پرورانند حالا که سینماهای مانند سپید رود و میرزا کوچک و.. به همت بانیان و … توانسته اند خود را زنده نگهدارند و نیز تجربه جشنواره فیلم فجر نشان داد و من خود شاهد بودم که در نمایش فیلم های جدی و .. استقبال به نحوی بود که مردم ایستاده و یا مسئولین سینما  با سانس های فوق العاده و یا آوردن صندلی های اضافه تا حد مقدور امکان تماشا را فراهم می کردند از این پتانسیل فرهنگی حسن استفاده را برد راقم این سطور فیلمی را در جشنواره امسال از ابتدا تا انتها ایستاده تماشا کرد.
بیائیم این روح زندگی جاری را در جامعه زنده گیلانی جاری تر و کاری تر و فرهیخته تر و.. نمائیم و بدینگونه موجبات جذب مردم به فرهنگ بومی و معنابخشی و هویت دهی به زندگی آنان را فراهم سازیم. بگذارید به یاد بیاورم که در نگاه پاره ای از دانشمندان مصرف نوعی تولید است و اساسا کالاها و خدمات ناتمام تولید و ایجاد می شوند و تکمیل و استمرار آن ها در سایه تدبیر و ایجاد بستر مناسب بوسیله استفاده کنندگان و مصرف کننده صورت می پذیرد.
باید بدانیم معماری منازل و زمین آرایی علم است ، طراحی شهری، مهندسی شهری و… از علوم جدیدند. روح صنعت گردشگری را درک کنیم. می دانم و می فهمم که آوردن طبیعت به شهر همواره  برای برنامه ریزان شهری و طراحان مشکل و مسأله است به این معنی که به چه ترتیب گیاهان و حیوانات را به صورت جزئی از چشم انداز شهر درآوریم آخر چطور می شود آن هم در گیلان برای چنین پروژه های به درخت فکر نکرد، مشکل آلودگی صوتی و سایه بان و.. خیلی از چیزهای دیگر با درخت قابلیت مواجهه درست می یابند.
گل کاری مناسبی پیش بینی نشده است حتی در انتخاب گل ها در نوروز امسال علیرغم گرانی و زیبایی  و ارزشمندی گل ها بی سلیقگی به خرج داده شد. راستی برای این پروژه اساسا باغبانی پیش بینی شده است، بی سلیقگی در انتخاب سنگ فرش صورت گرفته است من از معنای مکعب ها چیزی سر در نیاوردم گرچه سردیس آدم ها به نظر متفکرانه می آید و می خواهد نماد گیلانی هوشمند و اهل فکر و فرهنگ باشد ولی باز به نظر می رسد ترکیب آن در فضای حاضر جا نیفتاده است.
این فضا فعلا محقر است و به نظر می رسد گنجایش درشکه را ندارد چه برسد به قول بودلر کالسکه ای که نه القای زیبایی می کند و نه اسبی که نماد و بوی غرور بدمد و بدهد . برای آن در نظر گرفته شده باشد ، دو سر پروژه که گویا در بیشتر ساعات تبدیل به پارکینگ ماشین های اداری و شخصی شده است . شعر گلچین هم که برای فردی که بلد نیست و آن را در حافظه ندارد سخت ناخوانا به نظر می رسد و اساسا با شعر بلند و در مسیر طولانی نباید این کار صورت بگیرد. پروژه  در چینش و مواجهه ؛ عناصری از سنت و مدرن هم کم تر با توفیق همراه است. راستی یادمان نرود که چراغ ها و فانوس ها قشنگ و چشم نواز و خاطره انگیزند.
این میدان و خیابان کودکی.. مردم رشت و گیلان است اگر خانه ی کودکی پناه و پناهگاه، تخیل است خیابان اعلم الهدی و میدان شهرداری، سبزه میدان ، پارک شهر(محتشم) و… برای اهالی رشت خوش باش و گیلان به خصوص نسل های قدیمی تر، پناهگاه خاطره و حافظه جمعی است باید کاری کنیم که در این خیابان و پروژه گذشته ها و میراث مانده را مأوا دهیم و آن را ویترین رشت و گیلان فرهنگی و اصیل بخوانیم و بدانیم و طراحی نمائیم. و از این رو رشت را به مردمان آن نزدیک و نزدیک تر نمائیم .                          والله ولی التوفیق

 

* عضو هیات علمی دانشگاه گیلان

هفته نامه مسائل روز


3 پاسخ به “پیاده رو فرهنگی رشت! چه روایت می کند؟”

  1. a گفت:

    دکتر برو اول طرز درست نوشتن علم الهدی یادبگیربعدمقاله بنویس

    • سردبیر گفت:

      سلام. با تشکر از نظرتان. اما با لحن محترمانه تری هم می توانستید تذکر بدهید…

  2. خواننده گفت:

    نشاید بریدن نینداخته
    طی دوره های اخیر علی الخصوص در چندین سال گذشته شهرداری های مسئول بدون در نظر گرفتن صلاحیت ها و عملکردهای شرکت کنندگان در مناقصه های شهری در جهت آبادانی شهر آن ها را براساس روابط و نه ضوابط به پیمانکاران واگذار می کنند و این نتیجه آن می شود پیاده رویی همچون علم الهدی که فقط در جهت پر کردن جیب آقایان پیمانکار صورت پذیرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *