حجت الاسلام مقداد داداشی

 

شمال ما: به بهانه میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) از حجت الاسلام مقداد داداشی خواهش کردیم تا در پاسخ به این سوال ما «با توجه به تغییر سبک زندگی خانواده ها؛ آیا حضرت فاطمه(س) می توانند الگوی زنان و دختران جامعه امروز ما باشند؟» یادداشتی بنویسند تا راه گشای ما و مخاطبان «شمال ما» باشد که البته ایشان علی رغم ضیق وقت صمیمانه خواهش ما را اجابت کردند…

در اوایل دوره امامت حضرت مهدی(عج) عده ای از شیعیان در مورد جانشین امام عسگری(ع) دچار اختلاف شدند، برای رفع حیرت نامه ای به محضر حضرت حجت نوشتند، حضرت در جواب نامه ای حدود یک صفحه می نویسند در بیان امامت خودشان و تبیین اوضاع فتنه گون، و در آخر می فرمایند: «…وَ فِی ابْنَهِ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ ص لِی أُسْوَهٌ حَسَنَه…»[۱] یعنی: «دختر رسول الله(ص) برای من اسوه ای نیکو است»، جمله ای طلایی که بیانگر اوج عظمت این بانوی بزرگوار است و راه تعمق و تفکر در این مسئله را باز می کند؛ که چطور یک زن با درجه عصمت که نه پیامبر است و نه امام، می تواند برای ولی الله اعظم که مصلح جهانی و تحقق بخش وعده های همه ادیان است، الگو و اسوه باشد. این جمله از طرفی وظیفه ما را نیز مشخص می کند و فاطمه زهرا را برای ما الگویی والا معرفی می کند، الگویی که باید در زندگی و رفتار فردی و اجتماعی بدان متمسک شویم. اما متأسفانه این الگو فقط در مقام حرف برای ما اهمیت دارد و در مرتبه ی عمل، جلوه ای از آن در ما نمایان نیست.

امروزه در خانه های ما دو نوع ظرف وجود دارد، یک نوع ظروف ویترینی که برای خانم خانه از اهمیت بسیار والایی برخوردارند و شکستن آنها گاها موجب ناراحتی بسیار می شود، اما هیچگونه استفاده ای از آنها نمی شوند و تنها خاصیت نمایشی و تجمّلی دارند. و نوع دوم ظروفی هستند که از ارزش کمتری برخوردارند و به اصطلاح دم دستی هستند و شکستن آنها خیلی اهمیت ندارد، ولی بسیار کاربردی و پر استفاده هستند. نقش الگویی حضرت زهرا و سایر معصومین و حتی قرآن کریم در زندگی اکثر شیعیان یک نقش ویترینی است، یعنی اگر چه برای ما بسیار محترم و با تقدّس اند اما در مقام عمل کاری با آنها نداریم، و این مطلوب نیست و آنچه از ما خواسته شده عمل بر طبق دستورات و کردار آن حضرات است. الگویی که از ابتدای تا انتهای بشریت قابل استفاده است. تا آنجه که امام صادق(ع) فرمودند: «…وَ هِیَ الصِّدِّیقَهُ الْکُبْرَى، وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ‏ الْقُرُونُ‏ الْأُوَلُ.»[۲] یعنی: «و او (فاطمه) صدیقه کبری است، و بر مبنای معرفت او قرنهای اولیه برپا گشته است» و ظاهرا منظور از قرون اولیه، دوران زندگی تمام انبیاء و اوصیای الهی بوده است.

اما در این بین سوالی به نظر عده ای می رسد، این که یک دین که هزار و چندصد سال قبل نازل شده، و شخصیت هایی مثل حضرت زهرا (س) که در آن دوران و اقلیم می زیسته اند چطور می توانند برای یک زن و مرد در عصر امروز با این رشد و تغییر تکنولوژی، الگو و اسوه باشند و دستوراتشان چرا اکنون لازم الاجرا است؟ در پاسخ به این سوال قرآن کریم اشاره ای زیبا دارد و می فرماید: « فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ »[۳] یعنی معارف دینی مختص به یک زمان خاص نیست بلکه بر اساس فطرت انسانی تنظیم شده است، فطرتی خدادادی که با تغییر زمانها تغییری نخواهد کرد. جالب آنکه خود خداوند به این غفلت مردم از ثبات فطرت اشاره می کند. اما باید بدانیم که علی رغم همه تغییرات ظاهری و تکنولوژی های مدرن روز، بازهم «خودِ» درونی ما ثابت است و تغییری نکرده و ارزش های الهی وانسانی مانند: نیکو بودن (راستگویی، عدالت، کمک به فقرا، محبت به خانواده و…) و زشت بودن (دروغ، ظلم، مال اندوزی، وبد اخلاقی و…) همواره ثابت و بلاتغییر هستند. فلذا دین و آئین ما که کاملترین دین هاست، و تعالیم روح بخش آن و شخصیت های عظیم آن مانند حضرت زهرا(س) تا ابد و تا پایان بقای انسانی قابل الگو برداری و تبعیت اند. و مقدمه ی این تبعیت در درجه اول، شناخت این بزرگوران و مطالعه در احوالات و دستورات آنهاست، و بعد هم عمل کردن بر مبنای آن. امید آنکه به برکت این ایام و به دعای خیر ولی الله الاعظم امام زمان(عج) همه ما با عمل و کردارمان در زمره ی تبعیت کنندگان حقیقی این مکتب باشیم.

 

[۱] طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) – مشهد، چاپ: اول، ۱۴۰۳ ق ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۶۷٫

[۲] طوسى، محمد بن الحسن، الأمالی (للطوسی) – قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ق؛ النص ؛ ص۶۶۸٫

[۳] سوره مبارکه روم، آیه ۳۰٫


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *