شمال ما؛
از جاده فومن صدای تبر می آید.
صدای تبر از جاده بهشت می آید.
آیا زخم کهنه سر باز میکند؟
مردم فومن به گوش باشید؛ زمزمه قطع درختان ورودی فومن به گوش میرسد!
زمزمه قطع درختان محور رشت- فومن که به جاده بهشت گیلان معرف است به گوش می رسد.
این روزها تیترهایی از این دست در سایت های مختلف استان گیلان توجه خوانندگان را به خود جلب نموده است. به دلیل اینکه علی خاوری، مدیر کل راه و شهر سازی گیلان در جلسه کمیسیون ایمنی راه های گیلان گفته است: به دلیل عمر زیاد درختان و جلوگیری از واژگونی آنها باید برای قطع درختان حاشیه این محورها، مجوزهای مربوطه صادر شود.
هفته گذشته که خبر این پیشنهاد خلاقانه و هنرمندانه ی! مدیر کل راه و شهرسازی گیلان در خصوص دریافت مجوز و قطع درختان جاده فومن منتشر شد موجی خبری همراه با اعتراض در فضای مجازی، سایت های خبری، وبلاگ ها و گروه های اجتماعی شبکه موبایل ایجاد نمودکه در پی آن مسئولان شهرستان هم خوب موضع گیری نموده و مردم را از جهت حفاظت و جلوگیری از قطع درختان امید دادند. تضمین جناب عاشوری وکیل مردم فومن و شفت جهت جلوگیری از قطع درختان و توضیحات کارشناسی مهندس روشنی رئیس محیط زیست فومن، نوید بخش این مسئله است که علاوه بر مردم، مسئولان محترم نیز حساسیت های لازم را در این خصوص داشته و به وظایف خود آگاهی دارند.
این ماجرا آدم را به یاد بازی کودکانه (گرگم و گله می برم، چوپان دارم نمیزارم) می اندازد. این فقط یک مثال است و از قدیم گفته اند که در مثال مناقشه نیست. بنابراین بر حقیر خرده نگیرید. چه خوب است گوسفند چوپان و درخت و جنگل هم نگهبان داشته باشند. چه خوب است که حساسیت های عمومی در مقابل طرحهای غیرکارشناسی و خلق الساعه بعضی مسئولان و دستگاههای دولتی از اجرای آنها جلوگیری نموده و آسیب های کمتری به اجتماع و طبیعت وارد شود زیرا ما در سالهای گذشته تجربیات تلخی از این دست اقدامات حساب نشده در منطقه را به یاد داریم.
همه ما به یاد داریم که در جریان تعریض جاده فومن به رشت در دهه 70 به دلیل اقدام غیر اصولی جاده سازان در خاک برداری غیر ضروری اطراف و ریشه های درختان، از سه راه بازار جمعه تا سه راه رودپیش، تعداد زیادی درخت زیبا ی دوطرف جاده را ایستاده به کام مرگ فرستادند و خیلی راحت و بدون عذاب وجدان! با اره به جانشان افتادند و روی آن را با خاک و شن و آسفالت پوشاندند و انگار نه انگار که درختانی بودند که ایستاده مردند! و بدتر آنکه، سالها بعد از آن اتفاق نامبارک هیچ شخص یا مقام و سازمانی به فکر جایگزینی برای آن درختان نفله شده نیفتادند و هیچ درختی هم کاشته نشد. علاوه بر آن مردم فومن اتفاق تلخی را در ذهن خود محفوظ نگاه داشته اند که حدود 200 درخت به بهانه ساخت پل در ورودی شهر (سند) بریده شدند و هنوز بعد 10 سال پلی هم ساخته نشده است بلکه خرابه ایی به جا مانده که آن خاطره تلخ هر روز برایشان تداعی می شود.
آری چه خوب است درخت هم چوپان داشته باشد و خوشبختانه امروز تقریبا همه ما شده ایم چوپان درختان که تبدیل به هویت شهر ما شده اند. درختان ستبر و زیبا اما پیر و بیمار ورودی شهر همانند کهنه سربازانی به احترام هر رهگذری خبردار ایستاده اند و خیر مقدم می گویند و چه زشت است آنها را با تبر تهدید کردن! در صورتی که که به قول جناب روشنی رئیس اداره محیط زیست فومن، می توان با شاخه زنی و کم کردن ارتفاع درختان خطر سقوط آنها را به حداقل رساند و باز در حالی که در برف سنگین زمستان گذشته حتی یک درخت سقوط نکرده است چرا و با چه استدلالی خیلی راحت حکم به قطع و در واقع قتل آنها صادر می کنند؟ گرچه درختان چنار باقی مانده در مسیر جاده از ورودی پل فلاح آباد هم به دلیل تاثیر جاده سازی بیشتر تحت تاثیر آفت کرم سفید برگ خوار قرار گرفته اند و بعضی از آنها خشکیده اند که نیاز مبرم به درمان و جایگزینی دارند. گرچه از سالها قبل باید به فکر جایگزینی بودند و با برنامه ریزی، لابلای آنها را نهال های جدید می کاشتند و به تدریج با حذف درختان پیر و فرسوده، درختان جوان جای آنها را پر می کردند.
در واقع مردم فومن با تحرکات آگاهانه خود به صراحت اعلام داشتند که به هیچ وجه موافق بریده شدن درختان جاده و حتی داخل شهر فومن نیستند. علاوه برآن تاکید دارند که مسئولیت نگهداری درختان را نیز نهادی خاص باید برعهده گرفته و برنامه ایی کارشناسی جهت احیاء، نگهداری و جایگزینی آن داشته باشد. با این همه بهتر است این مسئله را بهانه کنیم و در یک اقدام همه جانبه و با تشکیل کمپین سبز و کمک به دستگاههای مربوطه، مخصوصا درگیر کردن دانش آموزان با این امر مهم تمام مسیر های منتهی به فومن و حتی شهر فومن را درخت کاری نموده و سرانه فضای سبز شهرمان را افزایش دهیم که این به نفع همه خواهد بود.
در ضمن این ماجرا را بهانه ایی کنم و یادی نمایم از جنگل تراشی و قلع و قمع درختان بسیار کهنسال که در زمستان گذشته در جنگل روستای خالصان کمادل(92) انجام شد و در مقاله ایی با عنوان (آیا سرسبزی جنگل های شمال به خاطره ها می پیوندد؟) به آن پرداخته شد اما هیچ مقامی در شهرستان مسئولیت آن را بر عهده نگرفت و نتیجه آن شدکه زمستان امسال هم در ماسوله درست روبروی شهرک و پشت ایستگاه هواشناسی در یک شیب تند و سیل خیز درخت بری و جنگل تراشی شده است و باز هم کسی پاسخگو نبوده و نیست.
طبيعت آموزگار خوبي براي تعالي و کمال انسانهاست با گياهان زيبا زندگي کنيم و رموز زندگي، رشد، نمو و تکثير آنها را تجريه کنيم. مراقبت و مسئوليت نگهداری از آنهارا یاد بگیریم و به کودکان خود نیز بياموزيم.
*فعال محیط زیست
دیدگاهتان را بنویسید