۱) این واقعیت غیر قابل انکار است که مسئولین هر جامعهای، برآمده از درونیات آن جامعه بوده و نمایانگر ویژگیهای آن هستند. پذیرفتن این واقعیت در خصوص کشورهای مردم سالار – به شرط پذیرفتن دمکراسی موجود در بسیاری از کشورها به عنوان دمکراسی عملی مطلوب – چندان دشوار نیست. پذیرفتن این واقعیت وقتی سخت میشود که بخواهیم ادعا کنیم حتی در کشورهای استبدادی نیز، نوع حکومت، محصول درونیات همان جامعه است.
شاید برخی قاعده ذیل را نظر شخصی صاحب این قلم بدانند اما به نظر میرسد حتی در استبدادیترین کشورها نیز، دیکتاتوری موجود، خواستهی مردم است. به عبارت دیگر، مردم مقیم در کشوری دیکتاتورمآب، خودشان پذیرفته و خواستهاند که چنین کیفیتی در نظام سیاسیشان موجود باشد. چه اینکه اگر نخواهند، آن رژیم استبدادی را سرنگون میکنند، همانطور که در ۲۲ بهمن ۵۷، مردم ایران خواستند و رژیم دیکتاتوری پهلوی را سرنگون کردند.
در نتیجه در شرایطی که ادعا میکنیم حاکمان و نظام سیاسی مستقر در کشورهای دیکتاتوری، محصول خواست و درونیات مردم آن جامعه هستند، قطعا حاکمان و نظام سیاسی کشور ما که در نقطهی مقابل دیکتاتوری قرار دارند و مبتنی بر مردمسالاری دینی هستند نیز محصول خواست و انباشت تمایلات جامعهی امروز ایرانی هستند. یعنی کیفیت مسئولین و نظام سیاسی امروز ایران اسلامی هرچه که هست، قطعا این کیفیت، خروجی مناسبات و تفکرات و رفتارهای مردم همین جامعه است.
۲) حالا کمی بیاییم پایینتر و مقداری به استان خودمان بپردازیم. اگر بخواهیم از زاویهی قاعدهی فوق به گیلان همیشه بهارمان نگاه کنیم میتوانیم بگوییم که مسئولین استانی ما و سازمانهای اداری و دولتی موجود در این پهنهی سبز، هرچه که هستند، محصول پندارها و رفتارهای گیله مردان و زنان در حوزهی سیاسی هستند. شاید همین ابتدا بگویید “اصلا خیلی از مردم این خطه کاری به مسائل سیاسی ندارند”. در جواب باید گفت از قضا همین بیارتباطی نیز خود عامل مهمی در تعیین کیفیت مدیران و ادارات موجود در گیلان است.
نمایندگان مجلس استان ما که کاملا مستقیم بر اساس انتخاب و رای مردم برگزیده میشوند و به معنی دقیق کلمه میتوانند جلوهای از درونیات جامعهی گیلانی باشند. به علاوه، از آنجا که مدیران ادارات مختلف استان ما نیز عموما براساس یک عادت زشت، با نظر مستقیم نمایندگان انتخاب میشوند، میتوان گفت که ایشان نیز تا حد بسیاری تبلور دهندهی کیفیت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مردم گیلان هستند. پس، از این رابطهی “تقریبا و متسامحا” یک طرفه میتوان بیان کرد که از کیفیت نمایندگان، مدیران و مسئولین اداری و شهری استان ما – مثل سایر مناطق – میتوان به کیفیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما گیلانیها پی برد.
۳) ما قصد نداریم در اینجا دست به ارزیابی کیفی مسئولین استانی بزنیم. چه اینکه اگر هر نظری اینجا بیان شود محل مناقشهی بسیار خواهد بود و حتی با سابقهای که از بعضی ایشان سراغ داریم، این احتمال میرود که انتقاد مستقیم اما جزئی از آنها میتواند زمینهساز شکایتهای حقوقی و قضایی گوناگون شود. اما این را نمیتوان منکر شد که هرچقدر هم این مسئولین در قلههای موفقیت و مدیریت قرار داشته باشند، بازهم میتوان به شرایطی بهتر از وضع امروز فکر نمود و برای آن هدفگذاری کرد.
اما این گذار از وضع خوب! فعلی به وضع خوبتر آتی، چگونه ممکن خواهد شد؟ مسلما با توضیحاتی که در بالا آمد، کیفیت کارگزاران سیاسی و سازمانهای دولتی استان بهتر نمیشود مگر اینکه کیفیت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مردم گیلان همیشه بهار ارتقا پیدا کند.
۴) یک سوال اساسی: چه کسی موظف به اعتلای فرهنگی و بصیرت سیاسی جامعهی گیلانی دارد؟
یک جواب اساسی: هیچ قشری به اندازهی نخبگان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی استان موظف به انجام این وظیفه نیستند. البته اولاً منظور از این نخبگان، نمایندگان و مدیران استانی نیستند. هرچند بعضی از ایشان در دایرهی نخبگان قرار میگیرند اما به صرف مدیر و نماینده شدن، کسی نخبه نمیشود. ثانیا در این وادی، خودنخبهپنداری ممنوع است که قسمت اعظم گرفتاریهای امروز ما بخاطر خودنخبهپنداری بعضیهاست.
علیایحال، برای تغییر و بهبود وضعیت نرمافزاری گیلان ما، هیچ کس به اندازهی این نخبگان محترم نقش و توانایی ندارد. ایشان مسئول تربیت و پرورش جامعه از طریق گفتمانسازی – و نه موج سازی – هستند. اما حقیقتا باید پرسید نخبگان ما چقدر به این نقش خود واقفند؟ اصلا چقدر نخبگان ما برای عملی کردن این مسئولیت ارزش قائلند؟ و چقدر به ابزارهای تحقق آن مجهزند؟ شاید بگویید نخبهای که این رسالت را عملی نمیکند، اصلا نخبه نیست. این درست، اما چه میتوان گفت به زنبوری که عسل تولید نمیکند؟ آیا میشود گفت به صرف عسل تولید نکردن، زنبور نیست؟ اما از آنطرف، موجودی که عسل تولید نمیکند، چه فرقی میکند چه باشد؟
۵) چند سوال جانبی اما مهم: نخبگان ما تا چه اندازهای نسبت به اقشار مختلف جامعهی گیلانی شناخت دارند و میتوانند آنها را از هم تفکیک کنند؟ آیا نخبگان محترم گیلانی، زبان هر کدام از این اقشار را درک میکنند؟ آیا دغدغهی طیفهای مختلف جامعهی گیلانی را میشناسند؟ آیا نخبگان گیلانی میدانند برای برقراری با آدمهای متنوع حاضر در استان ما، باید از چه ابزارها و فضاهایی بهره ببرند؟ و آیا توان بهرهبرداری از این ابزارها و فضاها را دارند؟ آیا نخبگان محترم گیلانی، از وضعیت کلی و جزئی استان ما و آدمهای داخل در آن باخبرند و تحلیل قابل اتکایی درخصوص آن دارند؟ و آیا میدانند آن وضعیت بهتر آتی که گیلانیها باید به آن پا بگذارند چیست و چه مختصاتی دارد؟ و اصلا چگونه باید به آن انتقال پیدا کنند؟
۶) هر کسی که در استان ما نخبهی حقیقیست – کشف آن خود جای بحث دارد و اینجا محلش نیست – باید برای انجام این مهم یاعلی بگوید و برای پرورش فرهنگی و سیاسی جامعهی گیلانی، منتظر کسی نباشد. این درست که آگاهیبخشی به جامعه اگر گروهی باشد، بهتر و به کمال نزدیکتر است. اما نباید اصل “کار دسته جمعی” خود عاملی شود برای توقف. باید برای تغییر و بهبود نرمافزار جامعهی گیلانی تلاش کرد تا از این مسیر، کارگزاران و ادارات بهتری داشته باشیم.
همانطور که جوانان ولایی گیلانی با مجموعهای از دغدغهها، مدتها منتظر بزرگترها بودند و از بس منتظر بودند و کسی جواب انتظارشان را نداد، خودشان بسمالله گفتند و جمعیت مسجد بادیالله رشت را تشکیل دادند تا آغازی باشد برای یک کار بزرگ. البته سایر جوانان حزباللهی گیلانی نیز لزومی ندارد منتظر کس دیگری حتی بانیان جمعیت مسجد بادیالله رشت باشند و انجام فعالیتهای انقلابی و کارهای آگاهی بخششان را متوقف به حضور آنها نمایند. اصل، انجام وظیفه است. اگر جمعی شد چه بهتر. اما اگر جمع متوقف شد، انجام وظیفه نباید متوقف شود.
پ.ن:
– امان از محافظهکاری و عافیتطلبی. تا خیالمان از جیب خودمان راحت میشود، دادمان میخوابد و بیخیال دغدغههای متعالیمان میشویم. گویا همهی آن پزهای انقلابی را فقط برای بهتر شدن معیشت خود میگرفیتم.
– چقدر مردم کوچه و خیابان یا همان مردم عادی خودمان، چنین دغدغههایی دارند و برای مسائل عالیتر مثل بهتر شدن کیفیت مسئولین و سازمانهای گیلانی فکر میکنند؟
– اصلا چقدر ما قلم به دستها و دانشجویان و صاحبان تریبون، به این فکر کردهایم که اندکی ذائقهی مردم اطرافمان را عوض کنیم و جنس نیازها، دردها و انگیزههایشان را تغییر دهیم؟
– رونوشت به همهی گیلانیهای عزیز …
منبع: سراج










دیدگاهتان را بنویسید