bahjat4

شمال ما. حضرت آیت الله العظمی بهجت: برای رسیدن به مرحله یقین یک راه تفکر در مسائل علمی است که انسان را به علم الیقین می رساند و راه دیگر تداوم ذکر است، که نهایت چیزی که از انسان می خواهند دائم الذکر بودن است. در روایت آمده است که مردم طاقت سه چیز را ندارند، که یکی از آنها ذکر الله علی کل حال (به یاد خدا بودن در تمامی احوال)، یکی از آنها هم «ذکر الله فی کل موطن اذا همتَ علی طاعته أو معصیته» (به یاد خدا بودن در هر موقعیتی که قصد انجام طاعت یا معصیت را داری) لازمه داوم ذکر، تداوم مراقبت است و نخستین مرتبه لقاء الله این است که برای نمازگزار در حال نماز اُنس و دلگرمی ایجاد شود و بالاترین مرتبه لقاء الله حالتی است که در حدیث «قرب نوافل» به آن اشاره شده است. (متن این حدیث در منابع معتبر شیعه و سنی با اندکی اختلاف در لفظ نقل شده و به این شرح می باشد).

«ما تقربَ الیَّ عبدُ بشیءٍ احبَّ الیَّ ممّا افتَرَضتُ علیه، و انهُ لَیتقرَّبُ الیَّ بالنافله حتی أحبهُ، فإذا احببتُهُ کنتُ سمعَهُ الذی یسمَعُ به، و بصرهُ الذی یُبصر بِهِ، ولِسانهُ الذی ینطقُ بِهِ، ویدهُ الّتی یبطشُ بها، إن دَعانی اجبتُهُ، و إن سَألنی أعطیتُهُ»

بنده ای با چیزی بهتر از انجام دادن و اجابتش تقرب جسته است، و او با انجام مستحبات به من نزدیکی می جوید تا دوستدار او شوم، پس هنگامی که او را دوست داشتم، گوش شنیدن، چشم دیدن، زبان گفتن و دست فعالیت او می گردم، اگر مرا بخواند اجابتش

می کنم و اگر چیزی از من خواست، به او می دهم.

در تجلی جلوه حضرت حق برخی تصور می کنند آنچه را دیده اند وجود خداست و این از بی دقتی آنان است. چرا که ممکن است قلب نیز همانند چشم در دیدن خطا کند. جلوه خداوند و تجلی او غیر از خود اوست. تجلّی فعل خداست، نه خود او.

دوام ذکر، انسان را به مرتبه یقین می رساند و چگونه ممکن است کسی دائم الذکر باشد و به یقین نرسیده باشد؟ انسان در آغاز گمان می کند کاری مشکل است اما به تدریج سختی ها برایش آسان می شود. با دیگران حرف می زند ولی دلش پیش خداست.

زمزم عرفان، ص 372


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *