شمال ما: صحبت های نائب رئیس شورای شهر رشت علاوه بر ایجاد حواشی پس از پروسه انتخاب شهردار رشت باعث تعجب برخی رسانه ها و افکار عمومی شد. حاج محمود باقری خطیبانی در مصاحبه آخرش آنقدر عصبانی بود که به شدت به همکارانش حمله کرد تا جایی که به نظر نگارنده، حالا حالا ها زمان خواهد برد تا بتواند جایگاه خود را بعنوان تاثیرگذارترین عضو شورا بازیابد.
باقری پس از انتخاب ثابت قدم بعنوان شهردار به مواردی اشاره می کند که بیشتر شبیه استراتژی کسی است که با چشمان بسته، شمشیر می چرخاند! نگارنده پس از خواندن این مصاحبه تناقضات زیادی در صحبت های این بزرگوار جانباز جنگ تحمیلی مشاهده نمود که با هم صحبت های ایشان و پی نوشت نگارنده را می خوانیم.
.
«حقایق را به مردم می گویم تا بدانند چرا افرادی که نزدیکترین دوستان آقای مهندس مسعود کاظمی بودند و از ابتدا سعی در جمع آوری آرا برای وی داشتند و حتی در دور قبل رای گیری با حضور ثابت قدم به کاظمی رای دادند اینبار رای خود را برگرداندند و کاظمی را جا گذاشتند! آنها قبلا ثابت قدم را نمی شناختند یا به یکباره فهمیدند کاظمی توان شهردارشدن را ندارد؟»
ایشان در میان صحبتهایی که فرمودند گویا چیزی را فراموش کردند و آن نامه آقای فرماندار در روز قبل از جلسه انتخاب شهردار بود که صریحا در آن نوشته شده بود که کاظمی شرایط احراز برای شهرداری رشت ندارد. بنابراین مشخص شد که فرمانداری از موضع خود کوتاه نخواهد آمد و در صورت انتخاب مجدد کاظمی باید منتظر رای هیات حل اختلاف می شدند. افراد باهوش با توجه به شرایط تصمیم گیری می کنند و اگر تصمیم عوض می شود به خاطر تغییرات محیطی است و ربط دادن آن به توانایی ها نمی تواند چندان مورد قبول باشد.
.
«به آقای روزان هم می گویم به حافظه تاریخی خود رجوع کنند. به گذشته برگردد و گذشته را به یاد بیاورد! آقای روزان! چه کسی مهندس مقدم را علی جان! مورد خطاب قرار می داد؟ مهندس مقدم علی جانِ چه کسی بود؟! آیا آقای مقدم برای محمود باقری در انتخابات شورا کار کرده بود یا…؟»
آیا انتخاب شهردار ربطی به صمیمیت بین افراد دارد؟ فعالیت انتخاباتی برای یک شخص میزان مهارت و شایستگی افراد را افزایش نمی دهد.
.
«آقای روزان! مگر یادتان رفته است که مهندس مقدم برادر شهید ۱۹ ساله ای بود که پیکر پاکش را با دست خود به خاک سپارد؟! انتظار داشتید محمود باقری در انتخاب شهردار از بین ثابت قدم و اوسط مقدم چه کسی را انتخاب می کرد؟! چه انتظاری از بنده دارید؟ آقای روزان یاد بیاورید رفیق گرمابه و گلستانتان که بوده است؟ رفیق تنهایی نیمه شب های بعد از انتخابات که با او روز می کردید چه کسی بوده است؟ حالا چطور بنده را متهم به بازی گرفتن افکار عمومی می کنید؟ اگر به گزینه مدنظر شما رای می دادم، می شدم محمود جان! حالا که رای ندادم متهم به تحت الشعاع قراردادن افکار عمومی و تحمیل سلیقه شخصی خودم شدم؟»
گویا ایشان جلسه اول انتخاب شهردار را از یاد برده اند. همان شبی که اوسط مقدم کنار کشید و ایشان در حضور ساغری، به شخص دیگری رای دادند. ایشان یادشان نبود که مهندس ساغری از خانواده معظم شهدا هستند و دو برادر را تقدیم انقلاب کرده اند؟
.
«آقا فرهاد عزیز! آیا حمایت از فردی که در ماههای گذشته، ۲ بار کافی شاپ او توسط نیروی انتظامی به علت ناهنجاری های اجتماعی و… پلمپ شده است را دفاع از ارزش ها و عمل به فرمایشات امام راحل می دانید که فرمودند: “نگذارید انقلاب بدست نامحرمان و نا اهلان بیفتد.»
درباره بسته شدن کافه رستوران ثابت قدم، برخی اعضای شورای شهر باید به وجدان خود رجوع کنند که دلیل واقعی این اتفاق چه بود!
.
«آقای شوقی، به عنوان یک شهروند رشت می توانید بگویید اجاره یک دکه در میدان شهرداری چقدر است؟! مغازه ۳۰ متری ساختمان استانداری سابق با چه مبلغی و با چه قراردادی و به چه کسانی اجاره داده شد؟ سود حاصله آن برای شهرداری تاکنون چه بوده است؟ البته مطمئنا می دانید که هزینه استفاده از برق، گاز، آب و تلفن آن نیز به شهرداری تحمیل می شود؟ آیا مردم می دانند که نه تنها چیزی عاید شهرداری نشده است بلکه طرف قرارداد، پس از سپری شدن شش ماهه اول سال در کمال تعجب گفته است شهرداری ۴۰۰ هزار تومان بدهکار است!»
یکی از وظایف شورای شهر، نظارت بر حسن اجراست. ایشان بعنوان یک ناظر می توانستند جلوی این تخلفات را بگیرند و این مسائل مربوط به امروز و دیروز نیست.
.
«آقا فرهاد به عنوان آخرین سوال، آیا ملاقاتی که با هم با فرزند شهید بزرگوار امیرلو مدیر سازمان عمران شهرداری داشتیم را به خاطر دارید؟ یادتان می آید دل این فرزند شهید از کجا پر بود و پرده از کدام درخواست غیرقانونی برداشت؟»
متاسفانه سازمان عمرانی شهرداری یکی از ضعیف ترین سازمان های شهرداری رشت است. شهرداری رشت هنوز قادر به انجام معمولی ترین کارهای عمرانی نیست. وقتی کشور آلمان در حال ساختن جاده هایی برای اتومبیل های بدون سرنشین است و یا کانادا با گذاشتن گرم کننده در زمین از یخ زدن جاده ها جلوگیری می کند، صحبت از موارد پیش پا افتاده عمرانی خنده دار است! و دفاع از سازمانی که آسفالت هایش در عرض چند ماه متلاشی می شود و پول بیت المال را هدر می دهد! شهیدان ارج و قرب بسیاری نزد ما دارند اما عضو خانواده شهید بودن، تخصص و مهارت نمی آورد. مطمئنا شهیدانی که جانشان را فدای میهن اسلامی ما کردند نیز به این خاطر شهید نشدند که بعدها اعضای خانواده شان در جایی که شایستگی آن را ندارند کار کنند. آنها با جانفشانی در راه وطن جان باختند تا خادمان وطن –فرقی نمی کند خانواده شهید باشد یا خیر- کشور را به توسعه برسانند.
.
«به زودی حقایق دیگری را نیز با مردم در میان خواهم گذاشت…»
در پایان، ما مشتاقانه منتظر شنیدن حقایقی هستیم که حاج محمود باقری خطیبانی مردی که بوی باروت می دهد!، وعده آن را داده است.
عالییی
دیروز در یکی از سایتها مواردی جدید از افشانگری دیدم… البته به طنز
خوندنش خالی از لطف نبود و حقایق جدیدی رو رونمایی کرد….