اگر خلافی صورت گرفته باشد انتخابات باید ابطال شود اما اگر مرجع قانونی آن را تایید کرد این وظیفه بر دوش همگان است که نهایت همکاری را با شهردار منتخب برای توسعه شهر انجام دهند…
شمال ما: چه اصولگرا باشیم و چه اصلاح طلب، باید به قانون تمکین کنیم. هیچ کس بالاتر از قانون نیست و قانون بهترین مرجع داوری اعمال شهروندان است. این را نوشتیم تا برسیم به بحث اصلی که همان انتخاب شهردار رشت است.
بالاخره پس از چندین ماه کشمکش در شورای شهر، شهردار رشت انتخاب شد. اما ظاهرا برخی اعضای شورای شهر رشت به روند انتخاب معترض هستند و برای ابطال انتخاب جدید راهی تهران شده اند. هر کس اگر احساس کرد در جایی و انتخابی و حتی قضاوتی ناعدالتی صورت گرفته و خلاف قانون واقع شده، شرعا و قانونا حق دارد که به مراجع ذی صلاح برای احقاق حق مظلوم مراجعه کند. حال شش عضو شورا که به ثابت قدم رای نداده اند به دنبال ابطال انتخاب اکثریت شورا هستند. تا اینجای کار هیچ اشکالی وارد نیست و ما معتقدیم که این شش بزرگوار نه از برای منافع شخصی که به خاطر شهرشان دست به کار شده اند و شاید واقعا خدای نکرده خلافی در روند انتخاب مشاهده کرده اند. به این امر هم اصلا کار نداریم که بازهم برای چند صباحی امکان دارد شهر بی شهردار بماند یا حتی شلوغ کاری و نزاع های گروهی موجب آزرده خاطر شدن شهروندان می شود.
به هرحال گویا چند عضو شورای شهر رشت رفتاری خلاف قانون دیده اند و اعتراض را حق قانونی و شرعی خود می دانند و کسی هم نمی بایست به آزردگی و اعتراضشان، اعتراضی داشته باشد. حق مسلم هر شهروندی است که اعتراض کند و اعتراضش را از راه قانونی پیش ببرد. اما بحث اصلی اینجاست که اگر این عزیزان بعد از سعی و تلاش شان برای ابطال انتخابات، موفق به این امر نشدند و ثابت قدم شهردار رشت ماند، چه می کنند؟ این عزیزان دو راه دارند:
راه اول آنکه مانند هر شهروند مدرن و مقید به قانونی، ثابت قدم را شهردار تمام 15 عضو شورا بدانند و برای توسعه شهرشان از هرگونه کمک و یاری به شهردار دریغ نورزند. دوست نداریم کشوری مانند آمریکا را مثال بزنیم که وقتی رئیس جمهورشان انتخاب می شود هر دو حزب سیاسی او را رئیس جمهور کشور می دانند و با او همکاری می کنند. این شش عضو معترض هم اگر به نتیجه دلخواهشان در راه ابطال انتخابات نرسیدند، می بایست به رای مرجع قانونی که خود نزدش خواهند رفت گردن نهند و رفتاری دموکراتیک پیشه کنند و از ایجاد تنش در شهر و مدیریت شهری بپرهیزند که بالاترین فداکاری، خدمت به خلق است. مطمئنا همان شهیدانی که جانشان را فدای میهن شان کردند نیز به این خاطر شهید نشدند که بعد از آن ها حتما خانواده شان شهردار یا صاحب منصب شوند بلکه در راه وطن جان باختند تا خادمان وطن –فرقی نمی کند خانواده شهید باشد یا خیر- کشور را به توسعه برسانند. پس اگر این دوستان معترض خود را پیرو شهیدان می دانند، بعد از به نتیجه نرسیدن اعتراضشان، می بایست در راه توسعه کشور از خود و منافع گروهی شان بگذرند. چطور شهید می تواند از جانش بگذرد اما کسانیکه خود را معتقد راه او می دانند نمی توانند از منافعشان بگذرند؟
راه دوم اما راه شومی است. همان راهی است که بارها مقام معظم رهبری نیز فعالان سیاسی را از آن نهی کرده اند. راه دوم راه مقابله است. مقابله با قانون و منتخب مردم. شش عضو شورا که به تهران می روند تا نزد مرجع قانونی بالاتر شکایت برند، اگر موفق به جلب نظر مقامات ارشد نشوند می توانند بازهم معترض بمانند و رفتارهای منفی نشان دهند. می توانند چوب لای چرخ دیگران بگذارند و مثلا با شهردار همکاری نکنند و یا همکارانشان در شورا را مدام مقصر جلوه دهند و روحیه تعاون و همکاری را از بین ببرند. اما این رفتار به کجا خواهد کشید؟
ما انتخاب راه دوم را از سوی شش عضو معترض شورا بعید می دانیم چون به صحت رفتار و دلسوزی این عزیزان اعتماد داریم و معتقدیم اگر این عزیزان، اعتراضی به نتیجه انتخابات دارند از سر دلسوزی است و نه خدای نکرده به خاطر منافع گروهی و شخصی. از این سو از تمام فعالان روند انتخاب شهردار رشت انتظار می رود که اکنون آرامش پیشه کنند. اعتراض را حق معترضین بدانند تا زمانیکه از روال قانون خارج نشدند. مطمئنا اگر خلافی صورت گرفته باشد انتخابات باید ابطال شود اما اگر روال انتخابات مبتنی بر قانون بود و مرجع قانونی نیز آن را تایید کرد این وظیفه بر دوش همگان است که نهایت همکاری را با شهردار منتخب برای توسعه شهر انجام دهند. می توان باز منتقد شهردار ماند و از او همواره پاسخ خواست اما مخالفت های تفرقه افکنانه مصداق همان فتنه است و می بایست از آن پرهیز کرد. مردم آرامش می خواهند و توسعه نیز در آرامش به دست می آید. اعضای معترض شورا نیز بدانند که اگر در ابطال انتخابات شهردار موفق نشدند زین پس می بایست به عنوان خادم این شهر به خادم دیگری که شهردار نام دارد کمک کنند.
از نگارنده محترم بابت اشارات زیبایشان سپاسگزارم
اما یک سوال
آیا با توجه به اتفاقات صورت گرفته میتوان باور کرد که این عزیزان به جهت دلسوزی برای شهر دست به چنین اعمالی میزنند؟
استدعا دارم سوال اینجانب را منتشر کنید تا شاید پاسخی منطقی برای آن بیابم….
مساله اصلا دلسوزی نیست
مساله منافع شخصی است که با انتخاب ثابت قدم بر باد می رود,چون او زیر بار حرف زور نخواهد رفت