پگاه برادران

شمال ما،

عصر اطلاعات ، دانش و مدیریت آکنده از مسائل و مشکلاتی است که مدیران سازمان های فرهنگی و اجتماعی را به دلیل تنوع موضوع و مخاطب با بحران های متعددی رو به رو نموده است. مدیران یک بعدی که تنها در مسیر دلخواه خودشان گام بردارند محتوم به شکست هستند.

 

– بحران های انجماد و انسداد فرهنگی ، نتیجه فعالیت مدیران غیر متخصص و بی تجربه در حوزه فرهنگ است:

عدم تولید و باز تولید فرهنگی نشانگر انجماد فرهنگی است و اگر این روند ادامه یابد به عقیمی و نازایی فرهنگی منجر می شود که همانا انسداد فرهنگی نامیده می شود. فرهنگ ها برای اینکه به انسداد فرهنگی دچار نشوند ، باید با استفاده از فعالیت های فرهنگی زاینده ، به مثابه نظام طبیعت تغییر و تنوع فصلی داشته باشند. همان گونه که تغییر در فصول و حیات طبیعت ، گردش طبیعی حیات بشری را تضمین می کند ، فعالیت های فرهنگی زاینده نیز باید با ایجاد تغییر و تحول حیات فرهنگی را سبب شوند.
– تنها مدیران غیر متخصص هستند که از تفاوت ذائقه فرهنگی اقشار جامعه می ترسند: فرهنگ و شناخت آن تسلط بر گستره عظیمی از دانش ها را می خواهد، آن دسته از مدیران غیر متخصص که از تجربه کافی برای مدیریت سازمان های فرهنگی برخوردار نیستند و تسلطی بر گستره عظیم فرهنگ ندارند و از توان و تخصص افراد توانمند و آشنا به حوزه های فرهنگی استفاده نمی کنند ، این دسته از مدیران تهدید هایی برای جامعه انسانی هستند که نمی توانند از مزیت های تفاوت ذائقه فرهنگی اقشار جامعه به عنوان یک فرصت استفاده کنند. این چنین مدیران ، به دلیل محدود بودن دایره تفکراتشان و عدم باور به هم فکری و پذیرش رای و نظر صاحبنظران سازمان های فرهنگی را تبدیل به دژهای نظامی می کنند که دیوار های آن تا جایی که برایشان ممکن باشد بلند می شود و هر روز از جامعه و واقعیت های آن دور تر می شوند.

 

– مدیران کم تجربه و غیر متخصص سازمان های خود را آسیب پذیر می کنند:

از جمله آسیب هایی که یک سازمان فرهنگی به دلیل مدیریت ناکارآمد می تواند با آن مواجه شود به صورت خلاصه به این شرح است:ضعف آموزش کادر فرهنگی آن سازمان. فقدان اهداف بلند مدت و میان مدت و انجام فعالیت های کوتاه مدت با اهداف تفریحی و تبلیغی. ناکارآمدی ساختاری و تشکیلاتی و استفاده از افراد تک بعدی. عدم پویایی یا تحول پذیری که درنتیجه تفکر بسته و محدودیت های ذهنی و فکری ایجاد می شود. عدم بهره مندی از تکنولوژی. تمایل به اهداف غیر ذاتی مانند زمینه سازی برای فعالیت های سیاسی ، رزومه سازی برای مدیران بی تجربه ، تبلیغات و … ،انفعال یا تسلیم فرهنگی در مقابل تنها بعدی که به آن تسلط دارند تا جایی که این سازمان ها علی رغم ساختار جامعه پذیر آن تبدیل به پایگاه عده ای خاص با تفکرات خاص می شود. مشتری محور و فاقد ماهیت فرهنگی.

 

– مدیران غیر متخصص ، تن به سیاست زدگی می دهند:

مدیران غیر متخصص ، به دلیل وجود ضعف های گوناگون در نحوه مدیریت شان ، به جای اینکه بر توانایی های خود با استفاده از مطالعه و توسعه فضای فکری ، بیافزایند، با تکیه بر دیوارهای سیاست و پشتوانه های سیاسی در صدد جبران کمبود در توانایی های خود هستند که این امر سبب اتکاء بیش از حد بر تجربیات شخصی در تصمیم گیری است. خودکامگی و خودرایی تصمیم گیرندگان در چنین احوالی سبب اتخاذ تصمیمات یک بعدی می شود. تصمیماتی که فاقد جامعیت بوده و بازتاب نظرات فردی می باشند. تن دادن به سیاست زدگی عواقبی در پیش دارد که به طور خلاصه می توان از گسترش فرهنگ فرصت طلبی ، سیاست گریزی در میان توده مردم، گسترش روحیه بدبینی و بی میلی و کناره گیری از فعالیت های اجتماعی ، گسترش روحیه ارادت سالاری به جای شایسته سالاری ، رواج نفاق و دورویی و افول اخلاقی جامعه ، تغییرات سریع در مدیریت ها به لحاظ وابستگی های سیاسی، انتصابات سلیقه ای و بدون مطالعه به جای لیاقت سالاری، پایین آمدن میزان بهره وری در سازمان های فرهنگی ، اعمال نظر فردی ( حزبی) در تصمیم گیری و عدم مشورت با متخصصان و کاهش خلاقیت نام برد.
حال وقت آن رسیده که سازمان های فرهنگی ، برای اینکه بتوانند به رسالت خود که ایجاد و دوام جامعه پویای فرهنگی است با تکیه بر مدیران توانمند و در نظر گرفتن سلائق فرهنگی و تفاوت در ذائقه فرهنگی مردم هر منطقه ای با هدف توسعه اخلاق و کرامت انسانی در جوامع گام بردارند و آثار سوء استفاده از مدیران غیر متخصص و کم تجربه را که در آینده بحران های بزرگتری ایجاد خواهند نمود را کاهش دهند.

 

منبع: گیل خبر


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *