شمال ما؛
نگاهی به اجراهای تئاتر چند سال اخیر در استان گیلان نشان میدهد که جای آثار و اجراهایی که هویت، تاریخ و واقعیتهای امروز گیلان را بازتاب دهند، به شدت خالی است. حتی محتوا و اتفاقات نمایشها با زندگی واقعی مردم استان همخوانی ندارد و تنها تعداد محدودی از آثار به دغدغههای بومی پرداختهاند، آن هم به صورت شخصی و غیرسازمانی. در جشنواره استانی تئاتر گیلان نیز این خلا کاملاً مشهود است؛ اکثر آثار نه تنها با تاریخ و هویت استان ارتباط ندارند، بلکه موضوع و محتوای آنها با شرایط امروز مردم گیلان هم تطابق ندارد. به عبارت دیگر، صحنه تئاتر گیلان اغلب تصویری کلیشهای، تقلیدی یا خارج از بستر واقعی استان ارائه میدهد و کمتر بازتابی از زندگی، دغدغهها و تاریخ منطقه است.
این کمرنگ بودن هویت و محتوا در تئاتر پیامدهای متعددی دارد. نسل جوان و مخاطبان محلی کمتر فرصت بازشناسی فرهنگ، تاریخ و واقعیتهای روزمره خود را از طریق هنر دارند و این باعث کاهش احساس تعلق به هویت محلی میشود. تقلید از جریانهای شهری و بینالمللی همچنین موجب کاهش خلاقیت و تفاوت منطقهای در تئاتر استان شده و انگیزه هنرمندان دغدغهمند برای تولید آثار بومی را کاهش میدهد. فقدان بازنمایی واقعی زندگی مردم، صحنه تئاتر را از مخاطب محلی دور کرده و ظرفیت جذب گردشگر فرهنگی و تقویت هویت جمعی استان را محدود میکند.
دلایل این وضعیت چندوجهی است. نخست، نبود نگاه هویتی و بومی در تولید محتواست. بسیاری از گروههای تئاتری تحت تأثیر جریانهای هنری شهری و بینالمللی هستند و کمتر به محتوای بومی، تاریخی و شرایط امروز گیلان میپردازند. دوم، سیاستگذاری فرهنگی در استان ناکافی و پراکنده است و حمایت مالی و ساختاری از تولید آثار هویتمحور محدود است. فشار اقتصادی و نیاز به جذب مخاطب باعث میشود گروهها به تولید آثار عام و تقلیدی روی بیاورند. ضعف زیرساختهای پژوهشی و آموزشی و تأثیر قالبها و جریانهای مرکزی فرهنگی نیز از دیگر عوامل مهم هستند.
تئاتر استان گیلان همچنین به شدت شیفته جریانهای غربی و قالبهای بینالمللی است. بخشی از این شیفتگی ناشی از تمایل گروهها به دیده شدن در جشنوارههای استانی، ملی و بینالمللی است. بسیاری از هنرمندان بر این باورند که آثار غربگرا یا مدرن آسانتر دیده شده و موفقیت و حمایت مالی بیشتری دریافت میکنند. الگوبرداری از جریانهای مرکزی کشور، به ویژه تهران، و کمبود اعتماد به جذابیت محتوا و هویت محلی نیز باعث شده تولید آثار بومی به حاشیه رانده شود.
برای پر کردن این خلا و ارتقاء جایگاه هویت و محتوا در تئاتر استان گیلان، اقدامات ساختاری و برنامهریزیشده ضروری است. تدوین سند راهبردی تئاتر با محوریت هویت و تاریخ استان، حمایت مالی و معنوی ویژه از تولیدات بومی، برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی با تمرکز بر محتوای هویتمحور، و ارتباط مستقیم با مخاطب محلی، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند زمینه تولید آثاری را فراهم کنند که بازتاب واقعی زندگی، دغدغهها و تاریخ مردم گیلان باشند. چنین اقداماتی جشنوارهها و صحنههای تئاتر را به مکانی برای گفتوگوی فرهنگی و ارتقای هویت محلی تبدیل خواهند کرد.
در مجموع، استان گیلان ظرفیت بسیار بالایی برای خلق تئاتری با محتوای هویتمحور و مرتبط با واقعیتهای امروز دارد. فقدان سیاستگذاری مدون، تقلید از جریانهای مرکزی و فشار اقتصادی مانع تحقق این ظرفیت شده است. با برنامهریزی هدفمند، حمایت ساختاری و توجه جدی به محتوای هویتمحور، میتوان تئاتر استان را به عرصهای پویا و واقعی تبدیل کرد که هم هنرمندان و هم مخاطبان محلی از آن بهرهمند شوند و جشنوارهها نیز تصویری واقعی از فرهنگ و زندگی مردم گیلان ارائه کنند.
محمد پورجعفری – نویسنده و کارگردان
دیدگاهتان را بنویسید