شمال ما؛
چندی پیش، درگیری مرگباری در یک کارگاه کفشدوزی در جنوب تهران رُخ داد که به قتل صاحب کارگاه توسط دو برادر کارگر افغانستانی انجامید. این واقعه تلخ، بار دیگر توجه همگان را به مسئله پیچیده مهاجران افغانستانی در ایران جلب کرد. آمارها نشان میدهد اتباع افغانستانی سهم عمدهای از زندانیان خارجی در ایران را تشکیل میدهند و عمده جرائمی که به دلیل آنها محکوم شدهاند، شامل قاچاق مواد مخدر، سرقت، قتل و قاچاق کالا است.
ایران میزبان یکی از بزرگترین جوامع مهاجر در جهان است که بر اساس قوانین داخلی، موازین اسلامی و تعهدات بینالمللی اقدام به ساماندهی آنان میکند. مهاجرت افاغنه، ابعاد گوناگون انسانی، حقوقی، امنیتی و اجتماعی دارد. مهمترین دلایل مهاجرت افغانها به ایران، جنگ و ناامنی، فقر و بیکاری، خشکسالی و مشکلات زیست محیطی، پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی، و نیز دسترسی آسانتر به آموزش و خدمات درمانی است. مهاجرت افغانها به ایران، پدیدهای عمدتاً اجباری است، نه اختیاری، و این روند بهویژه پس از سقوط دولت پیشین و بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱م. شدت گرفته است.
این چالش پیچیده، راهحل ساده و سریعی ندارد. جلوگیری کامل از آن نه عملی است و نه از منظر اخلاقی و انسانی توجیهپذیر. بنابراین، باید با رویکردی جامع و بلندمدت، به مدیریت این پدیده و کاهش فشارهای ناشی از آن پرداخت.
راهکارهای داخلی برای مدیریت مهاجرت باید بر تقویت مرزها با فناوریهای مدرن (مانند دوربین، حسگر و پهپاد) برای نظارت بهتر، هدف قرار دادن قاچاقچیان انسان به جای پناهندگان واقعی، ایجاد تمایز بین نیروی کار قانونی و غیرقانونی با اعطای مجوز کار کنترلشده، و انعقاد توافقنامههای دوجانبه برای بازگرداندن اتباع فاقد شرایط اقامت متمرکز شوند.
در سطح بینالمللی نیز ایران میتواند با همکاری جامعه جهانی، بر دولت موقت طالبان فشار آورد تا شرایط امنیت و ثبات را در افغانستان فراهم کند، حقوق بشر- بهویژه حقوق زنان و دختران – رعایت شود و دولتی فراگیر تشکیل دهد. همچنین حمایت از کانالهای بینالمللی برای ارسال کمکهای انسانی به افغانستان ضروری است. وقتی مردم در وطن خود امید به زندگی داشته باشند، انگیزه کمتری برای ترک آن خواهند داشت. ایران همچنین میتواند با استناد به میزبانی میلیونها پناهنده، از سازمانهای بینالمللی درخواست کمک مالی و فنی بیشتری کند. این کمکها میتواند برای هزینههای اسکان و آموزش پناهندگان به کار رود.
با این حال، تا زمانی که ثبات پایدار در افغانستان برقرار نشود و سرمایهگذاری بینالمللی برای اشتغالزایی و بازسازی انجام نگیرد، نمیتوان امیدی به کاهش چشمگیر مهاجرت افاغنه به ایران داشت. بنابراین، به جای تمرکز بر «جلوگیری» – که رویکردی تقریباً غیرممکن و خشن است – باید از رویکرد واقعبینانه «مدیریت مهاجرت» استفاده کرد.
فرآیند ساماندهی و بازگرداندن اتباع افغانستانی که به صورت غیرقانونی در ایران حضور دارند، باید یک فرایند قانونی، اداری و دیپلماتیک باشد که با رعایت کامل موازین انسانی و حقوق بشری و با همکاری نهادهای بینالمللی مربوطه انجام شود. هرگونه رویکرد صرفاً امنیتی و قهری، نه تنها پایدار نیست، بلکه با چالشهای حقوقی و بینالمللی روبرو خواهد شد.
به طور کلی، مهاجرت افغانها به ایران پدیدهای اجتنابناپذیر است که تنها با رویکردی جامع، انسانی و بلندمدت قابل مدیریت خواهد بود. تمرکز بر حلّ ریشهای مشکلات در افغانستان، همراه با ساماندهی قانونی و شفاف مهاجران در ایران، تنها راه حلّ پایدار برای این مسئله پیچیده است. هر اقدام عجولانه و قهری نه تنها مشکلات را حلّ نمیکند، بلکه میتواند پیامدهای منفی بیشتری به همراه داشته باشد. آینده مدیریت مهاجرت در ایران، نیازمند تعادلی ظریف بین ملاحظات امنیتی و تعهدات انسانی است.
qubbat@yahoo.com
دیدگاهتان را بنویسید