در اعتراض به طراحی یادمان سایه؛



شمال ما: انجمن در شرف تاسیس معماران و شهرسازان گیلان «هسا»، خطابه‌ای به دکتر هادی حق‌شناس استاندار گیلان در اعتراض به طراحی یادمان سایه نوشت.

 

جناب آقای دکتر حق شناس

استاندار محترم

ما جمعی از متخصصین و دغدغه‌مندان معماری، شهر و حافظهٔ شهری ابتدا تأکید می کنیم که مخالف طرح و ساخت یادمان برای استاد سایه نیستیم و احترام کامل خود را نسبت به جایگاه فرهنگی و ادبی ایشان اعلام می‌کنیم. نگرانی ما صرفاً به طراحی آن مربوط می‌شود تا حافظهٔ شهری، ساختار فضایی باغ محتشم و حقوق شهروندی محفوظ بماند. از این نظر :

به استحضار می‌رسانیم که خبر آغاز «مراسم کلنگ ­زنی عملیات اجرایی» در محل آرامگاه هوشنگ ابتهاج (سایه) در باغ محتشم رشت، با وجود تلاش‌های مکرّر ما و بر اساس دیدگاه‌های کارشناسی در حوزه معماری، شهرسازی و فرهنگی، موضوعاتی را مطرح می‌کند که شایسته ی بررسی دقیقی به شرح خلاصه زیر بود:

۱. آرامگاه استاد بزرگ ادبیات ایران و گیلان و رشت  در باغ محتشم رشت واقع شده و این باغ، از منظر میراث فرهنگی‑فضایی شهری، دارای اهمیت ویژه‌ای است.

۲. هرگونه عملیات اجرایی در چنین مکان حساس، بدون بررسی کامل ابعاد معماری، محیطی، شهرسازی و حقوقی، ممکن است به تضعیف حافظهٔ شهری، تخریب فرصت‌های فرهنگی و حتی موضع حقوقی مخاطره‌آمیز برای نهادهای متولی منجر شود.

۳. از منظر معماری، باغ محتشم نه فقط یک فضای سبز بلکه بخشی از هویت شهری رشت است؛ بنابراین هر مداخله باید با حس احترام به بستر تاریخی، ساختار فضایی، امکان دسترسی عمومی و تعامل میان شهروندان و فضا باشد.

۴. از منظر حقوقی، تصمیم‌سازی و اجرای طرح، باید براساس مستندات و ضوابط قانونی (نظیر قوانین میراث فرهنگی، بناها و محوطه‌های تاریخی، قوانین شهرسازی و حفاظت از فضای عمومی) صورت گیرد تا در آینده امکان طرح شبهه یا اعتراض باقی نماند.

۵. از منظر اجتماعی و فرهنگی، نگرانی ما آن است که طرحی که به عنوان «پیروزی» تلقی می‌شود، پیام متفاوتی برای شهروندان شهر رشت داشته باشد: آیا این موضوع فرصتی برای زنده کردن نام و ‌آثار استاد سایه است، یا صرفاً تبدیل فضا به مقوله‌ای نمادین و اجرایی بدون مشارکت و گفت‌وگوی عمومی؟

باور داشتیم که تا پیش از آغاز اجرایی شدن عملیات:

* جلسۀ مشترکی با حضور نمایندگان بخش‌های معماری، شهرسازی، میراث فرهنگی، انجمن‌های ادبی و نمایندگان معماران و شهروندان برگزار شود.

* نقشهٔ معماری – فضایی طرح بررسی و مستندات حقوقی کامل شود.

* فرم مشارکتی با جامعهٔ محلی تدوین گردد تا پروژه، نه صرفاً «ارادهٔ اجرایی»، بلکه سرمایهٔ واقعی فرهنگی و معماری برای رشت باشد.

اگر اینگونه می شد، معماری و شهر، با حافظهٔ جمعی پیوند می‌خوردند و بیش از آن‌که «اجرایی» باشند، مقوله ای «فرهنگی» و «معناگرا» می شدند.

افسوس که این نشد؛ گرچه هنوز امید داریم که فرصتی برای گفت‌وگو فراهم گردد.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *