رسول سعیدی زاده

شمال ما؛

رشت سال‌هاست با معضلی دست و پنجه نرم می‌کند که روزانه شهروندان و مسافرانش را می‌آزارد: ترافیک. گره‌های کور ترافیکی، زمان‌های طلایی زندگی مردم را می‌بلعند و نفس‌های شهر را به شماره می‌اندازند. در این میان، تقاطع‌های غیرهمسطح و پل‌های شهری همواره به‌عنوان نسخه‌ای فوری برای کاهش بار ترافیک و روان‌سازی عبور و مرور تجویز شده‌اند؛ اما پرسش اینجاست: آیا این نسخه واقعاً شفابخش است یا تنها مسکّنی موقت و گاه دردسرساز؟

بی‌شک تقاطع‌های غیرهمسطح مزایایی به همراه دارند؛ کاهش ترافیک در مقاطع خاص، صرفه‌جویی در زمان و سوخت، و ارتقای نسبی ایمنی از آن جمله است. با این حال، نباید چشم را بر واقعیت‌های تلخ آنها بست: هزینه‌های سنگین ساخت و نگهداری، تغییر چهره شهر و تخریب هویت شهری، دشواری عبور برای عابران پیاده و دوچرخه‌سواران، و مهم‌تر از همه، امکان ایجاد گره‌های ترافیکی تازه در نقاط دیگر. تجربه رشت به وضوح نشان داده که بسیاری از این پروژه‌ها یا نیمه‌کاره رها شده‌اند، یا با کندی پیش می‌روند، یا پس از افتتاح، تأثیرشان به مراتب کمتر از وعده‌های اولیه است.

طرح «میثاق» شهرداری رشت با هدف احداث چند تقاطع غیرهمسطح، امیدی تازه در دل مردم ایجاد کرد. اما پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: آیا این پل‌ها می‌توانند درمان ریشه‌ای معضل ترافیک باشند؟ واقعیت آن است که بافت سنتی و قدیمی رشت، ظرفیت محدودی برای پذیرش چنین سازه‌های عظیمی دارد. آنچه امروز این شهر بیش از هر زمان دیگری بدان نیازمند است، داشتن نگاهی کلان و آینده‌نگر است؛ ایجاد رینگ‌های ترافیکی کارآمد، ایجاد مسیرهای جایگزین، و اجرای طرح‌های مطالعاتی جامعی که متأسفانه سال‌هاست در دستور کار شورای اسلامی شهر و مدیریت شهری مغفول مانده است.

از سوی دیگر، سپردن پروژه‌های سنگین عمرانی به پیمانکارانی که عمدتاً با «روابط ویژه» وارد عرصه می‌شوند، نه‌تنها بی‌اعتمادی عمومی را دامن می‌زند، بلکه کیفیت اجرا و ایمنی شهر را نیز به مخاطره می‌اندازد. پل‌ها باید نماد توسعه و رفاه باشند، نه آنکه خود به معضلی جدید بدل شوند. نمونه‌اش را در ناایمنی برخی پل‌های عابرپیاده و هزینه‌های گزاف جانبی آن می‌بینیم که گاه دست کمی از بودجه خود پروژه نیز ندارد.

علاوه بر این، نباید فراموش کرد که توسعه شهری صرفاً با بتن و فولاد تعریف نمی‌شود. رشت بیش از هر چیز به «توجه به انسان» و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان نیاز دارد. طراحی شهری هوشمند باید پیاده‌روهای امن، مسیرهای دوچرخه‌سواری، نوسازی ناوگان حمل‌ونقل عمومی و گسترش فضای سبز را در اولویت قرار دهد. اگر همه راه‌حل‌ها صرفاً در ساخت پل‌های جدید خلاصه شود، نتیجه چیزی جز تشدید وابستگی به خودروی شخصی و بازتولید ترافیک در آینده‌ای نزدیک نخواهد بود.

اکنون که پل غیرهمسطح امام حسین (ع) رشت پس از دو سال انتظار بالاخره به بهره‌برداری رسیده، زمان آن فرا رسیده که مدیریت شهری به جای شعار دادن و اجرای پروژه‌های نمایشی، راهبردی جامع و علمی برای آینده ترافیک رشت تدوین کند. مردم این شهر سزاوار طرح‌هایی پایدار، شفاف و کارشناسی شده هستند، نه تصمیمات عجولانه و سیاسی که جز اتلاف بودجه و زمان نتیجه‌ای در برنداشته است. تدوین نقشه راه جامع برای تکمیل شبکه معابر، تقویت واقعی حمل‌ونقل عمومی و بهبود زیرساخت‌های پیاده‌محوری، می‌تواند نقطه آغازین این حرکت نوین باشد.

رشت در آستانه یک انتخاب سرنوشت‌ساز قرار دارد: تداوم مسیر پروژه‌های مقطعی و کم‌اثر، یا آغاز حرکتی واقعی به سمت شهرسازی مدرن و آینده‌نگر. امید است که مسئولان این بار، منافع بلندمدت مردم را بر منافع کوتاه‌مدت و سیاسی خویش ترجیح دهند.

منتشر شده در روزنامه گیلان امروز

qubbat@yahoo.com


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *